پرورش بلدرچين راهي نو جهت توليد پروتئين بيشتر

امروزه گرسنه به خواب رفتن افراد درکشورهاي در حال رشد چندان عجيب به نظر نمي رسد. در اينگونه کشورها معمولات رشد جمعيت بسيار سريعتر از رشد و توسعه منابع غذائي مي باشد و همين امر سبب گرديده تا بسياري از مردم اينگونه کشورها از سوء تغذيه رنج ببرند. 
هم اکنون برنامه هاي زيادي جهت ريشه کني سوء تغذيه و تامين نيازهاي غذائي مردم در بسياري از کشورها در حال اجرا است اما اين مهم است که جهت تعيين يک استراتژي موثر و کارآمد سر چشمه مشکلات را پيدا کرده و راه کارهائي متناسب با امکانات و پتانسيلهاي هر کشور و منطفه را بر گزينيم و چه بسا راه حلي که در يک کشور و با فرهنگ آن سازگار است د رمحلي ديگر نتيجه اي عکس را در پي داشته باشد. 
در ميان تمامي روشهاي به کار گرفته شده براي تامين نيازهاي غذائي اين جمعيت روبه رشد، يکي از ارزان ترين و سريعترين راه ها رشد و توسعه صنايع مربوط به پرورش ماکيان مي باشد زيراکه اين امر از ديرباز راهي نسبتا ارزان و سريع جهت تامين نيازهاي پروتئيني انسانها بوده و صرفنظر از روشهاي بکار رفته و نوع کار، تقريبا در تمامي جهان قابل اجرا است، که البته در اين بين پرورش برخي پرندگان به دليل ويژگيهاي خاص آنها بيش از سايرين مورد توجه قرار مي گيرد. 

بلدرچين ، حرکت از يک خوراک انحصاري به خوراکي عمومي 

در چند دهه گذشته نژاد خاصي از بلدرچين که در آن زمان ازمعروفيت خاصي برخوردار نبود، به نام بلدرچين ژاپني(coturnix coturnix japonica بعنوان يک راه چاره جهت خفيف شدت كمبود پروتئين، بويژه در کشورهاي در حال توسعه، معرفي گرديد که با توجه به ويژگيهاي منحصر به فرد خود توانست خيلي زود چه در بخش توليد و چه در بحث مصرف به جايگاهي مهم دست يابد به گونه اي که هم اکنون پرورش بلدرچين بعنوان صنعتي سود آور و پر بازده در سراسر جهان شناخته شده است و ويژگيهائي نظير: رشد سريع، سن بلوغ جسمي و جنسي پائين، فاصله نسلي کوتاه، ميزان تخمگذاري بالا، کيفيت عالي محصولات توليدي و ويژگيهاي غذائي گوشت و تخم، آنرا به يکي از پر طرفدارترين رشته ها نموده است به طوريکه در حال حاضر گوشت و تخم بلدرين تنها در رستورانهاي درجه يک و گرانقيمت بعنوان خوراکي لذيذ و گرانقيمت عرضه نمي شود بلکه گوشت و تخم اين پرنده با توجه به قيمت ارزنده و کيفيت مناسب، در ميان عام مردم نيز با استقبال خوبي مواجه شده و تقريبا از هر 10 نفر يک تن گوشت بلدرچين را در سبد غذائي خود قرار مي دهد. 

ويژگيهاي بلدرچين و محصولات آن

همانطور که اشاره شد بلدرچينها داراي ويژگيهاي منحصر به فردي هستند که آنها را از ساير طيور متمايز کرده و صنعت پرورش بلدرچين را يه يکي از سود آورترين صنايع بدل کرده است، در ذيل به برخي از اين ويژگيها اشاره کوتاهي خواهيم داشت:

 

1- سرعت بالاي رشد در اين پرنده بسيار قابل توجه و در حدود 5/2- 5/3 برابر ساير طيور است. بلدرچينها عموما در 35-45 روزگي به وزن 180 220 گرم رسيده و آماده کشتار مي شوند ضمن اينکه سن بلوغ نيز در حدود 7-8 هفتگي است. 
2- سن پائين بلوغ جنسي: اين پرندگان در 6-5 هفتگي قادر به تخمگذاري شده و در 8-7 هفتگي به بلوغ کامل جنسي رسيده و آمادگي توليد مثل پيدا مي کنند. 
3- فاصله نسلي کوتاه، که اعمال برنامه هاي اصلاح نژادي را در آنها به خوبي امکان پذير مي سازد. 
4- ميزان تخمگذري بالا، بلدرچينها به طور وحشي سالانه در حدود 80 – 60 عدد تخم مي گذارند اما در اسارت و با اعمال برنامه هاي مديريتي قوي در زمينه تغذيه و نوردهي مصنوعي مي توانيم اين رقم را به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش داده و به عدد 250- 150 عدد تخم در سال دست پيدا کنيم. 
5- ويژگيهاي منحصر به فرد محصولات. 


محصولات بدست آمده از اين پرنده داراي ويژگيهاي منحصر به فردي هستند که در زير به برخي از آنها اشاره مي کنيم: 
گوشت و تخم بلدرچين خوراکي بسيار کامل و ايده آل خصوصا براي کودکان، زنان حامله و افراد مسن مي باشد. مي توان گفت که تقريبا در هيچ ائيني منع مذهبي براي مصرف گوشت و تخم اين پرنده ديده نمي شود و محصولات آن در تمامي جهان مشتريان خود را دارد. 
تخم و گوشت بلدرچين به دليل داشتن چربي و کالري پائين و دارا بودن مقادير زياد آمينو اسيدهاي ضروري، ويتامينها، اسيدهاي چرب اشباع نشده، فسفو ليپيدها و ... ، که هر کدام عناصري واجب و حياتي براي رشد و سلامتي روحي و جسمي انسانها هستند، جزء مواد غذائي ايده َآل به شمار مي روند. 
در مقايسه با گوشت و تخم ساير پرندگان، محصولات اين پرنده از اهميت بيشتري برخوردار است و حتي به دليل داشتن فاکتورهاي مهم غذائي بعنوان دارو جهت تامين نياز بيماران مصرف مي گردد. 
معمولا وزن يک تخم بلدرچين حدود 13-9 گرم است که از اين ميزان حدود 33-32% مربوط به زرده، 5/59-5/48 % آلبومين و حدود 20- 3/8 % مربوط به پوسته مي شود. مواد تشکيل دهنده تخم هم عبارت اند از: آب (3/74-8/73 %)، کربوهيدرات (1%)، پروتئين (1/13-6/11%)، چربي (4/12- 1/11%)، مواد معدني (1/1%)، انرژي (161cal/100g) و کلسترول (844mg/dl ). 
همچنين گوشت اين پرنده محصولي بسيار ترد و خوشمزه و مرکب از: آب 65/62% ، چربي 3/3% ، پروتئين 26% ، مواد معدني 2/3% و انرژي 80 cal/100g مي باشد. 
جالب است بدانيد درصد قسمتهاي گوناگون لاشه يک بلدرچين به صورت زير است: 
گوشت سينه 42-39% ، گوشت ران 28-26%، گردن 6/2-2 %، قلب 8/0-1% ، امعا و احشا 1/3-9/1% ، جگر 3/2-6/1% و چربي بطني 4/1-1/0% . 
با توجه به کليه موارد ذکر شده و همچنين بازده اقتصادي مناسبي که پرورش اين پرنده در پي دارد، طي چند در ايران نيز شاهد تاسيس و رشد مزارع صنعتي پرورش بلدرچين بوده ايم و هم اکنون نظر به تبليغات صورت گرفته و افزايش سطح آگاهي مردم، شاهد افزايش روز افزون مصرف محصولات آن درسطح جامعه مي باشيم و اميد است که در آينده نيز با افزايش حمايتهاي دولتي از اين بخش و همچنين توسعه روشهاي علمي و صنعتي نگهداري و پرورش اين پرنده، بيش از پيش شاهد رشد و تکامل اين صنعت در ايران باشيم

 

ارزش غذائی گوشت بلدرچین.

طعم مطبوع انواع گوشت عمدتاً به دليل وجود ماده‌اي است بنام گليكوژن كه در سلولهاي ماهيچه‌اي وجود دارد. هر قدر كه ماهيچه در طول حيات خود فعال‌تر باشد گوشت آن نيز لذيزتر است مانند ران مرغ، دم ماهي، ران حيوانات شكاري و همچنين سينه پرندگان وحشي. 
از سوي ديگر، فعاليت و جنب و جوش حيوانات به طور كلي باعث افزايش ميزان ذخيره گليكوژن ماهيچه‌ها و در نتيجه بهبود كيفيت آن است. به طوري كه حيوانات وحشي اعم از نشخوار كنندگان (آهو، گوزن، بزكوهي و غيره ) و يا پرندگان مانند قرقاول، كبك، تيهو، دراج و بلدرچين همگي به دليل فوق داراي گوشتي فوق‌العاده لذيذ بوده و قسمتهايي از بدن آنها بسيار خوش طعم و لذيذ مي‌باشد. بنابراين چنانچه پرنده‌اي از خانواده حيوانات شكاري بوده يعني از نژاد وحشي باشد و در محيطي مشابه طبيعت خود پرورش يابد داراي خواص فوق‌الذكر خواهد بود. 
بلدرچين حيواني است با خصوصيات پرندگان وحشي شكاري و بسيار پر جنب و جوش، لاجرم بايد در وضعيتي پرورش يابد كه امكان جست و خيز و پرواز داشته باشد. 
اين حيوان از خانواده ماكيانها و از زير مجموعه كبك سانان بوده و بدليل خواص مذكور گوشت آن بسيار خوش طعم و لذيذ و مقوي است، و از طرفي بزرگترين ماهيچه پرندگان كه ماهيچه سينه آنهاست در پرندگاني چون مرغ و خروس و اردك و غاز كه امكان پرواز ندارند داراي بافتي خشبي و خشك و طعمي نه چندان لذيذ است، در حاليكه در مورد بلدرچين بدليل جنب‌ و جوش و پروازهاي متناوبي كه انجام مي‌دهد گوشت سينه پرنده علاوه بر اينكه حجم قابل توجهي از كل لاشه ( يك سوم لاشه ) را تشكيل مي‌دهد داراي طعمي بسيار خوش و لذيذ است.همچنين بافتهاي مفصلي اين پرنده بدليل وجود سلولهاي پيچيده پيوندي در اثر پختن يا بريان شدن به هيچ وجه متلاشي نمي‌شود و پرنده پس از طبخ نيز تركيب خود را حفظ كرده و در پذيرائيها، زيبائي و آرايش فراواني به سفره مي‌دهد. 
ميزان پروتئين موجود در گوشت پرنده از پروتئينهاي پرندگان معمولي 5 تا 10 درصد بيشتر است و اين در حالي است كه انواع اسيدهاي آمينه كمياب كه در ساير پروتئينها يافت نمي‌شود، در گوشت اين پرنده به وفور وجود دارد. به همين دليل در اغلب نقاط دنيا پزشكان براي افراد مسن و از كار افتاده كه احتياج مبرمي به ترميم سلولهاي از دست رفته بافتهاي خود را دارند، براي حفظ و بازيابي سلامت و شادابي خود، مصرف گوشت بلدرچين را تجويز مي‌نمايند. از طرف ديگر وجود عناصر معدني كمياب و ويتامينهاي عديده در گوشت اين پرنده آنرا به دارويي معجزه آسا براي درمان امراض صعب‌العلاجي همچون آسم، تشنج، فشار خون، ضعف اعصاب و يا حتي در ناراحتيهاي رواني و عقب افتادگي‌هاي جسمي و همچنين بي خوابي تبديل كرده است. در هر حال گوشت و تخم بلدرچين براي كودكان رشد سريع و صحيح، براي نوجوانان هيجان و جنب و جوش، براي جوانان نشاط، براي ميانسالان تندرستي و اطمينان و براي كهنسالان سلامت مجدد و تمديد قوا و شادابي را به ارمغان مي‌آورد. 
همچنين عدم وجود هر گونه مواد افزودني غيرطبيعي و غيرمفيد همچون هورمونها و آنتي‌بيوتيكها كه جداً سلامت انسان را تهديد مي‌كنند، دليل ديگري بر كيفيت طبيعي و مطلوب گوشت بلدرچين مي‌باشد

سلنيوم و نقش آن در تغذيه حيوانات

مقدمه:

در سالهاي اخير جهت بهببود عملكرد و رسيدن به پتانسيل ژنتيكي در گله هاي اصلاح شده با توليد بالا به افزودنيهاي غذايي (Feed Additives) توجه زيادي شده است.

سلنيوم به عنوان يك عنصر شيميايي در حدود 180 سال پيش توسط برزيليوس[1] شيميدان سوئدي كشف شد. در دهه 1930، كشف شد كه سلنيوم يك عنصر سمي است و حتي ميتواند سرطانزا باشد. بنابراين 20 سال تحقيق بعدي بر روي سميت سلنيوم متمركز بود. اگرچه در 1957 مشخص شد كه سلنيوم يك عنصر ضروري در تغذيه حيوانات است.

راديكالهاي آزاد و محصولات سمي متابوليسم آنها:

راديكالهاي آزاد مربوط به روندهاي بيولوژيكي، اتمهاي فعال يا گروهي از اتمها (معمولا حاوي اكسيژن يا نيتروژن) با تعداد الكترونهاي فرد هستند. وجود الكترونهاي فرد در ساختار راديكالهاي آزاد، آنها را ناپايدار، بسيار واكنش پذير و كوتاه عمر مي سازد. خطرناكترين راديكالهاي آزاد، اكسي راديكالهاي بسيار فعال، متحرك و كوچك هستند. بعد از تشكيل، واكنش هاي زنجيره اي را آغاز و به پروتئينها، چربيها و DNA آسيب مي رسانند. اين مولكولهاي اكسيژن ناپايدار، محصولات طبيعي زائدي هستند كه از تنفس و ساير روندهاي متابوليكي كه اكسيژن در آنها دخيل است حاصل مي شوند.

آسيب DNA به صورت جهش، خطاي ترجمه و ممانعت از سنتز پروتئينها مي باشد در حاليكه، آسيب به پروتئينها سبب تغييراتي در انتقال يوني و فعاليت آنزيمها مي شود. پراكسيداسيون اسيدهاي چرب غير اشباع سبب تغيير تركيبات و ساختار غشاء و ويژگيهاي آن (حلاليت و نفوذپذيري) و تغيير فعاليت آنزيمهاي متصل به غشاء مي شود (Surai، 2002). در نتيجه آسيب به مولكولهاي زيستي، بسياري از سيستم هاي بدن مانند رشد، نمو، سيستم ايمني و توليد مثل آسيب مي بيند.

سيستم آنتي اكسيداني موجود زنده

سيستم آنتي اكسيداني سلول زنده شامل 3 سطح اصلي دفاعي است. سطح اول دفاعي مسئول پيشگيري از تشكيل راديكالهاي آزاد است و از سه آنزيم آنتي اكسيداني شامل سوپراكسيد ديسموتاز (SOD)، گلوتاتيون پراكسيداز (GSH-Px) و كاتالاز همراه با پروتئينهاي باند كننده فلزات تشكيل شده است. راديكال سوپر اكسيد، راديكال آزاد اصلي توليد شده در سلولهاي زنده است و در زنجيره انتقال الكترون در ميتوكندري توليد ميشود. سوپر اكسيد ديسموتاز اين راديكال را با تشكيل پراكسيد هيدروژن (H2O2) خنثي ميكند، اما اين محصول نيز براي سلول سمي است و بايد سريعاً خارج شود. اين مرحله مهم در دفاع آنتي اكسيدان به وسيله گلوتاتيون پراكسيداز(GSH-Px) و كاتالاز انجام ميشود. GSH-Px در بخشهاي مختلف سلول يافت ميشود اما كاتالاز اساساً در پراكسيزومها قرار دارد. در نتيجه كارايي خروج پراكسيد هيدروژن از سلول در مورد GSH-Px بالاتر است. بنابراين سلنيوم به عنوان بخشي از آنزيم آنتي اكسيداني GSH-Px به خط اول دفاع آنتي اكسيدان تعلق دارد.


متاسفانه خط اول دفاع آنتي اكسيداني در سلول براي پيشگيري كامل تشكيل راديكال آزاد و پراكسيداسيون لپيد كارآمد و قوي نيست. بنابراين سطح دوم دفاع آنتي اكسيداني شامل آنتي اكسيدانهاي محلول در چربي (ويتامينهاي A، E، كاروتنوئيدها و يوبي كوئينولها) و محلول در آب (اسيد اسكوربيك، گلوتاتيون، اسيد اوريك و...) عمل مي كند. اين آنتي اكسيدانها، تركيبات قوي شكننده زنجير هستند كه از تشكيل زنجير راديكال آزاد و تكثير آنها جلوگيري ميكنند. ويتامين E اصلي‌ترين تركيب در سد دوم دفاعي است.

هيدورپراكسيدها ميتوانند در طول واكنش راديكالهاي آزاد با اين آنتياكسيدانها تشكيل ميشوند هيدروپراكسيدها سمي هستند و اگر خارج نشوند ساختار غشاء و عملكرد آن را تخريب ميكنند. بنابراين هيدروپراكسيدها بايد به روش مشابه H2O2 از سلول خارج شوند. اما كاتالاز قادر به واكنش با اين تركيبات نيست. تنها GSH-Px وابسته به سلنيوم ميتواند اين راديكالها را به محصولات غيرفعال تبديل كند. بنابراين سلنيوم به عنوان بخشي از GSH-Px به دومين خط دفاعي آنتي اكسيداني نيز تعلق دارد.

حتي خط دوم دفاع آنتي اكسيداني در برخي شرايط قادر به جلوگيري از پراكسيداسيون ليپيد نيست و بعضي مولكولهاي بيولوژيكي آسيب ميبينند. در اين مورد، سطح سوم دفاع آنتي اكسيداني سبب ترميم مولكولهاي آسيب ديده مي شود كه شامل آنزيمهاي اختصاصي مانند پروتئازها، ليپازها و ... است. بنابراين تمام عناصر سيستم آنتي اكسيداني براي تشكيل يك دفاع آنتي اكسيداني كار آمد واكنش ميدهند. اين واكنشها احتمالاً در سطح جذب ماده مغذي شروع شده و در زمان متابوليسم مواد مغذي نيز ادامه مييابد.

عوامل موثر بر بازده سيستم آنتي اكسيداني:

فاكتورهاي جيرهاي خارجي مهمترين عواملي هستند كه بازدهي سيستم آنتي اكسيداني موجود زنده را تحت تاثير قرار ميدهند. آنتي اكسيدانهاي طبيعي و خنثي، همراه با سطح سلنيوم، منگنز، روي و مس در جيره به حفظ سطح كارآمد آنتي اكسيدانهاي خارجي در بافت كمك ميكنند. تركيب مناسب جيره اجازه ميدهد كه آنتي اكسيدانهاي غذا به طور كارآمد جذب و متابوليسم شوند. درجه حرارت، رطوبت و ساير شرايط محيطي مطلوب براي محافظت در برابر توليد راديكالهاي آزاد مورد نياز هستند. 

يك بالانس بحراني و حساس در سلول در بين تشكيل راديكال آزاد و دفاع آنتي اكسيدان و سيستمهاي ترميمي وجود دارد.يعني در شرايط فيزيولوژيكي يك تعادل بين آنتي اكسيدانها و پرواكسيدانها به وجود مي آيد و راديكالهاي آزاد به وسيله سيستم آنتي اكسيداني خنثي ميشوند.

استرس و تاثير آن در توليد راديكالهاي آزاد

يكي از عوامل مهم در افزايش توليد راديكالهاي آزاد، انواع مختلف استرس است. شرايط تنش زاي مختلفي سبب افزايش توليد راديكالهاي آزاد استرس اكسيداسيوني شده يعني اختلال در بالانس پرواكسيدان – آنتي اكسيدان كه منجر به آسيب بافت ميشود. شرايط تنش زا عموماً به سه دسته طبقه بندي ميشوند. دسته مهم آنها استرس هاي تغذيهاي مي باشد شامل سطوح بالاي اسيدهاي چرب غير اشباع با چند باند دوگانه، كمبود ويتامين E، سلنيوم، روي يا منگنز، مقدار بالاي آهن، مقادير بالاي ويتامين A (هايپرويتامينوزيس) و حضور سموم و تركيبات سمي مختلف.

دسته دوم فاكتورهاي استرس زا، شرايط محيطي هستند نظير افزايش حرارت و رطوبت، كمبود اكسيژن، تشعشع و... . دسته سوم فاكتورهاي استرس زاي داخلي شامل بيماريهاي ويروسي و باكتريايي مختلف همچنين پاسخهاي آلرژيك مي باشد. تمام شرايط استرس ذكر شده در بالا، توليد راديكالهاي آزاد را با كاهش جفت شدن اكسيداسيون و فسفريلاسيون در ميتوكندري تحريك ميكنند كه منجر به افزايش تراوش الكترون و توليد بيش از حد راديكال سوپراكسيد ميشود. زماني كه توليد راديكال آزاد بيشتر از ظرفيت سيستم آنتي اكسيداني براي خنثي سازي باشد، پراكسيداسيون چربي سبب آسيب به ليپيدهاي غيراشباع در غشاء سلول، آمينواسيدها در پروتئينها و نوكلئوتيدها در DNA ميشود. در نتيجه، يكپارچگي سلول و غشاء به هم ميريزد. آسيب غشاء با كاهش كارايي جذب مواد مغذي (شامل ويتامينهاي محلول در آب كه سيستم انتقال فعال براي جذب كارآمد لازم است) همراه شده و منجر به عدم بالانس ويتامينها، اسيدهاي آمينه و عناصر معدني ميشود. تمام اين وقايع منجر به عملكرد ضعيف توليدي و توليد مثلي حيوان ميشوند. اين وضعيت با كاهش كارايي سيستم ايمني و تغييرات نامطلوب در سيستم قلبي ـ عروقي، مغز و سيستم عصبي و ماهيچهاي به واسطه افزايش اكسيداسيون ليپيد تشديد ميشود.

علاوه بر نقش مهم سلنيوم در سيستم آنتي اكسيداني موجود زنده، سلنيوم در ساختار سلنوپروتئينهاي مختلفي نظير تيوردكسين ردوكتاز، سلنوپروتئين P، سلنوفسفات سنتتاز، سلنوپروتئين كپسول اسپرم، ديودينازهاي هورمون تيروئيدي حضور دارد. سلنوپروتئينهاي كشف شده در سلولهاي پستانداران، به دليل ضرورت در دفاع آنتي اكسيداني بدن، عملكرد هورمونهاي تيروئيدي، سيستم ايمني (به ويژه ايمني سلولي)، تشكيل و تحرك اسپرم و عملكرد پروستات اهميت دارند

اشكال سلنيوم مورد استفاده در صنعت:

سلنيوم به دو شكل در طبيعت وجود دارد: آلي و غير آلي. سلنيوم غير آلي در فرمهاي سلنايت، سلنيت، سلنايد همچنين به فرم فلزي يافت ميشود. در مقابل گياهان، سلنيوم را از خاك به فرم سلنايت يا سلنيت دريافت كرده و سلنوآمينواسيدها را سنتز مي كنند. بنابراين سلنيوم يك بخشي از آمينو اسيدهاي متيونين و سيستئين است كه با گوگرد جايگزين شده است. 

سلنيوم غير آلي (اساساً به فرم سلنايت) در 20 سال گذشته به طور گستردهاي به عنوان مكمل غذاهاي حيواني استفاده شده است. تجربه استفاده از سلنيوم در تغذيه حيوانات امروزه به ما اطلاعات مهمي براي فهم بيشتر نقش بيولوژيكي اين عنصر ميدهد. محدوديتهاي استفاده از سلنيوم غيرآلي به خوبي شناخته شده است نظير سمي بودن، اثرات متقابل با ساير عناصر، ذخيره كم، كارايي پايين انتقال به شير و گوشت و توانايي كم براي حفظ ذخيره سلنيوم در بدن. متعاقباً بخش زيادي از عنصر مصرف شده، دفع ميشود. علاوه بر اين يون سلنايت داراي اثرات پرواكسيداني نيز مي باشد (Spallholza، 1997). اما شكلي از سلنيوم كه امروزه استفاده از آن مورد توجه زيادي قرار گرفته مخمر سلنيوم يا سلنيوم آلي است كه با الگوبرداري از طبيعت ساخته شده است. يعني در ساختار آمينواسيدهاي گوگرد دار ، سلنيوم جايگزين گوگرد شده است. مزايايي كه براي سلنيوم آلي عنوان مي شود عبارتند از: سلنيوم آلي از محل جذب آمينواسيدها جذب مي شود بنابراين داراي اثرات متقابل با ساير مواد معدني و رسوب نمي باشد و كاملا قابل جذب بوده و در بدن نيز ذخيره مي شود. لذا با استفاده از سلنيوم آلي مي توان غذاهاي غني شده براي مصرف انساني نظير تخم مرغ، شير و گوشت غني شده را توليد كرد.

سودابه مرادي، دانشجوي دكتري تغذيه

Email: s_moradi@vetaque.com

بيوتكنولوژي در توليد دامهاي اهلي

بيوتكنولوژي مزاياي جديدي براي توليد كنندگان روستايي منطقه در سطح كوچك دارد. يكي از مهمترين آنها قيمت كم واكسنها مي باشد. استفاده ديگر، توسعه توليدات جديد شامل مواد مغذي دامي ،غذاوداروهاي تهيه شده از توليدات دامي است.طبق بررسي منطقه اي FFTC اخيرا صورتي از توليدات وتكنولوژيهاي مفيد تنظيم شد.
اصلاح نژاد دامهاي اهلي
اصلاح نژاد دامهاي اهلي از نظر كلاسيك خيلي موفق بوده وروند آهسته اي دارد.چندين دهه نياز است يك جمعيت دام اهلي با رفتارهاي ژنتيكي پيشرفته اصلاح شوند.بيوتكنولوژي راه را براي توليد آسانتر دامها با ويژگيهاي ژنتيكي پيشرفته جهت تكثير سريع اين دامها هموار مي كند.يك پيشرفت مهم در انتقال جنين در جنينهاي بدست آمده از ماده هاي اصلاح شده ممتاز ميباشد كه جهت آبستني به دامهاي ديگر منتقل مي شود.اين ماده ها شايد تخمهاي بيشتري نسبت به نرمال توليد كنند. در نتيجه تزريقات هورموني كه باعث ايجاد چند تخمك گذاري (superovulation ( ميشود، نه تنها جنين بلكه تخمهاي لقاح نشده (اووسيت)را ميتوان از مادران ممتاز بدست آورد.تلقيح مصنوعي جهت توليد چندين جنين از طريق انتقال به مادران غير وابسته جهت دوره آبستني انجام مي شود.پيشرفتهاي ديگر در استفاده از بيوتكنولوژي در توليد دامها شامل توليد كلون ها (از نظر ژنتيكي ،نتاج يكسان )،تكنيكهاي پيشرفته منجمد كردن اسپرم كه براي تلقيح مصنوعي به كار مي رود.در توليدطيور اين امكان وجود دارد كه جنينهاي جوجه را بارور كرد و آن را داخل يك تخم مصنوعي كشت داد تا آماده تخم گذاري شود.اين عمل امكان دستكاري در يك مرحله جديد قبل از تشكيل تخم را مي دهد.از لحاظ ژنتيكي دامهاي ممتاز هنوز هم مثل هميشه اساس اصلاح نژاد دامي مي باشند. بهر حال با بيوتكنوژي از بهترين دامهاي ماده به عنوان يك منبع ماده ژنتيكي برتر نسبت به يك منبع مستقيم نتاج استفاده مي شود.اين بدين معناست كه آنها يك سرعت توليد مثلي بالاتري نسبت به ديگران دارند. گاوميش آبي به عنوان مثال هر دو سال يكبار فقط يك گوساله توليد مي كند. superovulation و انتقال جنين بدين معناست كه گاوميش تنها جهت پرورش چندين گوساله هر سال مورد استفاده قرار بگيرد.
سلامتي دام
تست نقصهاي ژنتيكي 
بيوتكنولوژي شامل تست DNA از نمونه هاي خون ميباشد كه اكنون ميتواند برخي ضعفهاي ژنتيكي را تشخيص دهد.دامهاي حامل ژنها ي ناقص قبل از استفاده براي اصلاح نژاد تشخيص داده مي شود.خوكها با اين ژن نسبت به استرس آسيب پذيرند.آن علايم به هنگام داد وستد يا انتقال براي فروش زياد مي شود.در شرايط استرس خوكها با اين سندرم لرزش ماهيجه يا دم را نشان مي دهند.تنفس آنها ضعيف شده ،پوستشان قرمز و پر از لكه و درجه حرارت بدن افزايش مي يابد.در نتيجه حيوان شايد ضعيف شده يا بميرد. از معايب ديگر سندرم اينكه لاشه حيوان كشتار شده اغلب رنگ پريده و داراي گوشت خراب است كه باعث كاهش قيمت آن مي شود.اين دليل كاهش اقتصادي سندرم ناقوس مرگ ميباشد.رابطه اي بين حساسيت به هالوتان واختلال استرسي مربوط به خوك پيدا شد.با استفاده از ماسك ،گاز هالوتان به خوكچه درطول 3دقيقه داده شد.وقتي به خوكها با سندرم استرس خوكي ،هالوتان داده شداعضاي بدن محكم وسفت شد.اين علايم در خوكهاي نرمال ديده نشد.يك تست جديدDNA كه ميتواند ژن توليد كننده سندرم استرس خوكي را تشخيص دهدكشف شده است.خوكهاي حامل اين ژن شناسايي شده واز برنامه هاي اصلاح نژادي خارج شده است.
بيماريهاي ژنتيكي گله
چند تست DNA براي كشف بيماريهاي ارثي گله در دسترس است كه براي نژادهاي اصلاح شده ملي ژاپن استفاده مي شود.اين تستهادر گاوهاي نر گوشتي جوان مورد استفاده در برنامه هاي تلقيح مصنوعي بكار مي روند. موقعيتها ي شناسايي شده با اين تستها شامل چسبندگي گويچه هاي سفيد خون كه باعث عفونتها ي مكرر باكتريايي،توقف رشد ومرگ در طول اولين سال زندگي وكمبودفاكتور 13كه از لخته شدن خون به طور نرمال جلوگيري مي كندمي شود.تعدادي به دليل خونروي شديد ازبند ناف و بقيه از خونريزي داخلي خواهند مرد.
واكسنهاي جديد براي دامها ي اهلي 
يكي از مهيج ترين توليدات بيوتكنولوژي يكسري واكسنها ي جديد جهت حفاظت دامها از امراض است.برخي از آنها ارزانتر بوده ،موثرتر از واكسنهاي موجود مي باشد.بقيه ، واكسنهاي جديدي هستند كه عمل حفاظت در مقابل برخي بيماريهاي عفونت زا را انجام مي دهند.برخي مثالها از واكسنهاي جديد شامل واكسنهاي تركيبي درخوكها كه در مقابل 3نوع عفونت شش حفظ مي كند.در كره ،يك واكسن مؤثرتروجديد دربرابر تب خوكي،يك بيماري بسيار عفوني با نسبت مرگ زياد وجود دارد.در فيليپين از بيوتكنولوژي جهت توسعه واكسن پيشرفته اي براي حفاظت گله و گاوميش آبي در برابرعفوني شدن خون ،يك عامل مهم مرگ براي هر دو گونه ، استفاده مي شود. ديگر دانشمندان در فيليپين از بيوتكنولوژي براي گسترش واكسنهاي جديد در برابر كلراي ماكيان و بيماري نيوكاسل طيور استفاده مي شود.اين واكسنهاي مهندسي زيستي جديد نه تنها مؤثرتر از واكسنهاي قديمي هستند بلكه سالمتر نيز مي باشند. واكسنهاي متداول گاهي حالت سمي داشته وباعث بسياري از بيماريها مي شوند كه بايد جلوگيري شود. واكسنهاي جديد از نظر ژنتيكي براي جلوگيري از اين واقعه درست شده اند.آنها همچنين در درجه حرارت اتاق پايدارندو نياز به نگهداري در يخچال ندارند.اين يك مزيت مهم براي نگهداري آنها در كشورهاي گرم مي باشد.
راههاي جديد استفاده از واكسنها
واكسنهاي جديد وتوسعه يافته بابيوتكنولوژي براي هدفهاي كاملا جديد استفاده مي شوند.واكسنهاي قديمي جهت حفاظت در مقابل امراض با تحريك سيستم ايمني به كار مي روند.برخي از عملكردهاي واكسنهاي جديد شامل توسعه اثر ضريب تبديل غذايي ياتغيير توليد هورمون براي افزايش سرعت رشد مي باشد.اشخاص ديگر ميتوانند توليد شير راتحريك كرده يا لاشه با كيفيت بهتر با گوشت كم چربي توليد كنند.
محصولات حيواني جديد از بيوتكنولوژي
يكي از مهمترين اهداف بيوتكنولوژي رديف تازه اي از محصولات دامي با ارزش مكمل توليدات سنتي از دامهاي زنده (پشم ،شير) ومرده ( گوشت وچرم) مي باشد. اين پيشرفت هنوز در مراحل اوليه اش مي باشد.برخي از اين محصولات درزيرآورده شده::
تركيبات غذايي وغذاهاي جديد
پپتيد هاي فعال از نظر بيو لوژيكي از خون حيوان در كشتار گاهها استخراج مي شود.اين مي تواند به عنوان يك افزودني غذايي جهت افزايش سلامت انسان استفاده شود.محصولات جديد ديگري از خون دام استخراج شده وبه عنوان رنگ كننده هاي مواد غذايي كه ميتواند جايگزين نيترات در توليدات گوشتي شوداستفاده مي شود. بيوتكنولوژي همچنين باعث افزايش شير ومحصولات شيري مي شود. لاكتوفرين انساني يك پروتئين مهم در رژيم بچه ها ميتواند توسط گاوهاي ترانس ژنيك توليد شود. ژنهايي كه كازئينها را به شير مي افزايند در پنير سازي استفاده مي شوند.اينچنين شيري سريعا لخته بسته ودلمه محكمتري دارد.دانشمندان همچنين اقداماتي در زمينه بر داشتن پروتئينهايي از شير هستند كه باعث ميشود لاكتوز غير قا بل تحمل شود. اين عمل تقاضاي توليدات شيري را در آسيا افزايش مي ذهد.چون0 9%مردم آسيا لاكتوز را تحمل نمي كنند.
مترجم:ژيلا توپچي خسرو شاهي،كارشناس بخش دامپروري مركز تحقيقات كشاورزي آذر بايجانشرقي

کاربرد بیو تکنولوژی در ژنتیک واصلاح دام



بيوتکنولوژی یا فنآوری زیستی، که به صورت توانائی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف میشود در دو دههِ گذشته، کاربردهای گستردهای در عرصه های کشاورزی وبهداشت، محیط زیست و غیره یافته است.
بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی دردسر را تداعی نموده است و در دههِ اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همهِ مردم کار می برند. 

تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می رسد. درزمان سومریان و رومیها از میکروارگانیزمها استفاده میکردند. حتی در جنگ جهانی نیز آلمانها که ازواردات گلیسرول برای تهیه مادهِ منفجره ناامید شده بودند از راه تولید میکروبی از مخمر به گلیسرول رسیدند 
‌‌از دهه1980، بیوتکنولوژی زمینهِ جدیدی را برای رشد پیدا نمود که‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولDNA به صورت دلخواه میباشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.
مهندسی ژنتیک در واقع انقلاب عظیمی را در علوم زیستی به وجود آورده‌و با سابقهِ کوتاه قریب بیست سال، سرشار از نتایج مثبت است. تحلیلگران آگاه قرن آینده را قرن امپراطوری مهندسی ژنتیک، کامپیوتر و لیزر نامیده‌اند. امروزه در اثر مطالعات عمیق و بررسیهای ژرف مرزهای ژنتیک مولکولی و یافته های‌ مربوطه شناخت ژنها به گونه‌ای دور از تصور گسترش یافته و حجم اط‌اعات حاصله و رشد روزافزون آن قابل مقایسه با هیچ دورانی نمی باشد. نمودار زیر به بعضی ازتوانمندیهای بیوتکنولوژی در علوم مختلف اشاره می کند:

تلقیح مصنوعی
‌‌‌‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است وسطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکانپذیر می کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می گیرد.

انجماد جنین 
Leibo از اولین گاو آبستن از جنین منجمد شده در بیست سال پیش گزارش می هد و نتیجه گرفت که جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 01% باروریش را از دست داده است در هر بار تخمکریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد میکنند که صورت باروری دورهِ آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهائی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزائی در گله می شود.

انتقال جنین
‌‌‌انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاحگران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوسالهِ فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد ودر نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ مادهِ انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد 
لقاح‌ آزمایشگاهی
‌‌‌‌لقاح‌ آزمایشگاهی(IVF)یکی‌ از روشهایی‌ است‌ که‌ جنین‌های‌ مورد نیاز برای‌ انتقال‌ را فراهم می‌کند این‌ فرایند شامل‌ مراحل‌ زیر است:
- تحریک‌ تخمک‌ گذاری‌ در گاوهای‌ ماده‌ و جمع‌ آوری‌ اسپرم‌ در گاوهای‌ نر
- کنترل‌ رشد فولیکول‌ بوسیله‌ اولتراسوند
- جمع‌ آوری‌ تخمک‌ بوسیلهِ لاپارسکوپی‌ 
- لقاح‌ در آزمایشگاه‌ و کشت‌ جنین‌ 
این‌ جنین‌ها پس‌ از آمادگی‌ گاو گیرنده‌ آماده‌ انتقال‌ می‌شوند 
تعیین‌ جنسیت
‌‌‌‌یک‌ تفاوت‌ بارز ژنتیکی‌ بین‌ افراد جنسیت‌ است. توانائی‌ تعیین‌ جنسیت‌ در جنین‌ می‌تواند مدیریت‌ برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژادی‌ مهم‌ باشد یکی‌ از بهترین‌ مثالها در صنعت‌ گاوشیرده‌ جایگزین‌کردن‌ ماده‌هاست‌ که‌ همیشه‌ موردنیاز است. از آنجائی‌ که‌ معمولاإ 05% آبستنی‌ها، تولید گوساله‌ ماده‌می‌کند اهمیت‌ توسعه‌ روشهای‌ تعیین‌ جنسیت‌ جنین‌ در پرورش‌ گاوهای‌ شیرده‌ و نیز گاوهای‌ گوشتی‌محرز است‌ (27، 281). چندین‌ روش‌ برای‌ تشخیص‌ جنسیت‌ به‌ طور موفقیت‌ آمیز استفاده‌ می‌شودکه‌ به‌ ترتیب‌ عبارتند از روش‌ سیتوژنتیکی، تفکیک‌ اسپرمهای‌ حاوی‌ کروموزمهای‌ متفاوت، تعیین‌ایمینولوژیکی‌ آنتی‌ژنH-Y ‌، استفاده‌ از کاوشگرهایDNA ‌می‌باشد.
حیوانات‌ همانندسازی‌ شده‌ 
‌‌‌‌در این‌ روشها هستهِ سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحلهِ خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و استفاده‌ ازتعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌ (371).
روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌
‌‌‌‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کنندهِ هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهائی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدارزیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانسژنیک‌امکانپذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ و غیره‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنندبه‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانسژنیک، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای‌بعد انتقال‌ دهند. عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوندممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند.
‌‌‌‌یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند.
‌‌‌‌پاراکازئینات‌ حاصل‌ از محلول‌ مایهِ پنیر در برابر یون‌ کلسیم‌ حساس‌ بوده‌ و رسوب‌ می‌کندتجزیه‌ کاپاکازئین‌ باعث‌ بهم‌ خوردن‌ تعادل‌ بارهای‌ الکتریکی‌ شده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مهاجرت‌ کازئینو به‌فاز محلول‌ عامل‌ اصلی‌ و ضروری‌ برای‌ منعقد شدن‌ شیر، می‌باشد. بنابراین‌ افزایش‌ تولید کاپاکازئین‌با تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ یک‌ احتمال‌ منطقی‌ به‌ نظر می‌رسد (4). هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیرمی‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوزهستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.
‌‌‌‌اگر چه‌ تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ خبر از تولید تعدادی‌ از دامهای‌ پرتولید از لحاظ‌ ژنتیکی‌ را می‌دهد .سیر ترقی‌ آن‌ آهسته‌ است. توسعه‌ نژادهائی‌ از حیوانات‌ که‌ در برابر عفونتها مقاوم‌ هستند وبا روشهای‌ترانسژنیک‌ از مصونیت‌ ایمینولوژیکی‌ توارث‌پذیر برخوردار شوند نیز از اهداف‌ دیگر تولید حیوانات‌ترانس‌ژنیک‌ می‌باشد .
‌‌‌‌شماری‌ از ژنهای‌ کاندیدا که‌ در سیستم‌ ایمنی‌ سهیم‌ هستند همانند ژنهای‌ گیرندهِ سلولهایT ژنهای‌ مربوط‌ به‌ غدد لنفاوی‌ و ژنهای‌ عمدهِ سازگاری‌ بافتیMHC)‌) برای‌ انتقال‌ ژن‌ موردمطالعه‌ قرار گرفته‌اند. یکی‌ از موفقیت‌آمیزترین‌ آزمایشات‌ ترانسژنیک‌ ایجاد خوکهای‌ تولید کنندهِموگلوبین‌ انسانی‌ است‌ به‌ اینصورت‌ که‌ ناحیهِ تنظیم‌ کنندهِ ژن‌ بتاگلوبین‌ در انسان‌ را به‌ دو ژن‌آلفاگلوبین‌ متصل‌ نموده‌ و در نتیجه‌ خوک‌ ترانسژنیک‌ قادر به‌ تولید هموگلوبین‌ انسانی‌ در سلولهای‌خون‌ خود می‌باشد. بوسیلهِ آزمایشهای‌ شیمیائی‌ مختلف، مشخص‌ شده‌ است‌ که‌ هموگلوبین‌ انسانی‌در خوک‌ ترانسژنیک‌ همان‌ خصوصیات‌ هموگلوبین‌ طبیعی‌ انسانی‌ را دارد. البته‌ علی‌رغم‌ این‌ موفقیت‌به‌ هرحال‌ هموگلوبین‌ آزاد ممکن‌ است‌ که‌ جواب‌ مشکل‌ نباشد چون‌ این‌ هموگلوبین‌ قادر به‌ تبادل‌اکسیژن‌ بعد از ورود به‌ گلبولهای‌ قرمز انسان‌ نخواهد بود و معضل‌ تجزیه‌ شدن‌ آن‌ مسئله‌ دیگری‌ است
‌‌‌‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو عبارتند از:
- دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.
- کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.
- سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهدهِ پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ویژه‌ ممکن‌ نیست‌ 
‌‌‌‌یکی‌ از ایده‌هائی‌ که‌ بسیار بعید به‌ نظر می‌رسد شناسائی‌ ژنهای‌ مسئول‌ خواب‌ زمستانی‌خرسها وانتقال‌ آنها به‌ گاوهای‌ گوشتی‌ می‌باشد که‌ احتمالا هزینهِ خوراک‌ را به‌ میزان‌ زیادی‌ کاهش‌خواهد داد 
‌‌‌‌در مورد طیور، مسئله‌ ترانس‌ژنیک‌ بصورت‌ مقاومت‌ به‌ بیماریهائی‌ مثل‌ کوکسیدوز، لکوزافزایش‌ کیفیت‌ گوشت‌ یا پایین‌ آوردن‌ کلسترول‌ تخم‌مرغ‌ مطرح‌ می‌شد. 
‌‌‌‌در مورد ماهی‌ تزریقDNA ‌به‌ داخل‌ تخم‌ بارور در شماری‌ از گونه‌ها دیده‌ شده‌ است‌ در ماپیش‌ هسته‌ کاملا در زیر میکروسکوپ‌ قابل‌ روِیت‌ نیست‌ بنابراینDNA به‌ داخل‌ سیتوپلاسم‌تخمهای‌ بارور یا جنینهائی‌ که‌ در مرحلهِ چهار سلولی‌ هستند تزریق‌ می‌شود.
‌‌‌‌بر خلاف‌ پستانداران‌ در ماهی‌ لقاح‌ خارجی‌ است‌ و رشد جنین‌ در آب‌ صورت‌ می‌گیرد. از اینرو نیاز به‌ روشهای‌ لانه‌ گزینی‌ وجود ندارد. جنین‌ می‌تواند با تنظیم‌ دمای‌ تانک‌ زنده‌ بماند. امکان‌بقای‌ تخم‌ ماهی‌ بعد از تزریقDNA بالاست‌ و حدود35 تا 80 درصد می‌باشد و ایجاد ماهی‌ترانس‌ژنیک‌ درصد احتمالی‌ حدود 10 تا 70 درصد دارد .بسیاری‌ از مطالعات‌ اولیه‌ روی‌ماهیهای‌ ترانسژنیک، بر روی‌ آزمایشات‌ انتقال‌ ژن‌ هورمون‌ رشد استوار است‌ .
ژن‌ درمانی‌
‌‌‌‌ژن‌ درمانی‌ اصلاح‌ یک‌ اشتباه‌ متابولیسمی‌ مادرزادی‌ با وارد کردن‌ یک‌ ژن‌ طبیعی‌ در فرد مبتلامی‌باشد. البته‌ در مورد جانوران‌ اشتیاق‌ زیادی‌ برای‌ زنده‌ نگاه‌ داشتن‌ مبتلایان‌ به‌ بیماریهای‌ شدید وسخت‌ ژنتیکی‌ وجود ندارد.
‌‌‌‌اخیراإ روش‌ انتقال‌ ژنها در داخل‌ سلول‌ نطفه‌ای‌ موش‌ به‌ منظور رفع‌ یک‌ نقص‌ ژنتیکی‌ موردتجربه‌ قرار گرفته‌ است. در این‌ تجربه‌ ملکولهایDNA ‌را که‌ شامل‌ ردیف‌ کددار برای‌ سنتز پروتئین‌آزاد کنندهِ گونادوتروپین(Ghrh)هستند، بداخل‌ هسته‌ تخمک‌ بارور موشهائی‌ که‌ مبتلا به‌ کم‌کاری‌ موروثی‌ غدد جنسی‌ بودند تزریق‌ نمودند. ژن‌ تزریق‌ شده‌ در هیپوتالاموس‌ تعدادی‌ از موشهای‌تولید شده، فعال‌ گردید و رمز خود را در راه‌ سنتز هورمون‌ نامبرده‌ بیان‌ داشت. بعلاوه‌ فعالیت‌ ژن‌بطور طبیعی‌ تحت‌ اثر سیستم‌ تنظیم‌ کننده‌ قرار گرفته‌ و حیوان‌ از هر لحاظ‌ طبیعی‌ بوده‌ است. از این‌گذشته‌ در نسلهای‌ بعدی‌ حیوان‌ نیز اثری‌ دال‌ بر کمبودGhrh مشاهده‌ نشده‌ است‌ 
تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌ 
‌‌‌‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 1-3 ماه‌ طول‌ می‌کشد .
‌‌‌‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز(PCR)برای‌ تعیین‌DNA میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشترطول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد .
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها
‌‌‌‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همهِ اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 باپایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد .‌‌‌‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موِثر بر صفات‌ کمی، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنهاسهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها بایدخصوصیات‌ ژنها به‌ تنهائی‌ نیز بررسی‌ شود . روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسائی‌ حیوانات‌دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ واستفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثارافزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موِثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ براساس‌فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ‌(7)، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکانپذیر است.‌فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ‌(7)، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکانپذیر است.
‌‌‌‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهائی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند . علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها،نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید.
‌‌‌‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌کمک‌ نشانگر(8) مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.
‌‌‌‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایDNA که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهائی‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد ..
‌‌‌‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی‌تاءثیر است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاءثیرگذارروی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ بهQTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگرژنتیکی‌ مستقیماإ روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسائی‌ تنوع‌ در سطحDNA قادر خواهیم‌ بودتفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم.
‌‌‌‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد 
باعث‌ افزایش‌ دقت‌ و کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و نهایتاإ افزایش‌ پاسخ‌ به‌ انتخاب‌ می‌گردد ‌‌‌‌مزیت‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر در یک‌ صفت‌ نسبت‌ به‌ روشهای‌ انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ بستگی‌ به‌ وراثت‌پذیری‌ صفت‌ دارد. انتخاب‌ براساس‌ نشانگر در موارد زیر مفید است:
- وراثت‌ پذیری‌ صفت‌ کم‌ باشد 
- صفت‌ محدود به‌ جنس 
- صفت‌ در ابتدای‌ زندگی‌ باشد 
- اط‌لاعات‌ از والدین‌ جمعیت‌ حاضر وجود نداشته‌ باشد.
- صفات‌ لاشه‌ یا صفاتی‌ که‌ اندازه‌گیری‌ آن‌ مشکل‌ و پرهزینه‌ است‌ 
‌‌‌‌عیب‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر فقط‌ در احتمال‌ نوترکیبی‌ است‌ که‌ سودمندی‌ آن‌ را کاهش می‌دهد. از سه‌ راه‌ کلی‌ اط‌لاعات‌ مستقیم‌ بدست‌ آمده‌ از سطح‌ ژنها در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ موِثراست: 
- نشانگرها می‌توانند فاصله‌ نسلی‌ را کاهش‌ دهند و اجازه‌ دهند که‌ انتخاب‌ در مراحل‌ زودتری‌ اززندگی‌ صورت‌ گیرد 
- دقت‌ انتخاب‌ را با فراهم‌ کردن‌ اط‌لاعات‌ بیشتر برای‌ تخمین‌ افزایش‌ می دهد.
- نشانگر شدت‌ انتخاب‌ را افزایش‌ داده‌ و اجازه‌ انتخاب‌ کاندیدهای‌ اصلی‌ را از میان‌ تعداد زیادی‌کاندیدا برای‌ انتخاب‌ فراهم‌ می‌کند.
Denise‌‌‌‌ 1998در یک‌ گزارش‌ از مرور منابع،QTL هائی‌ که‌ در جمعیتهای‌ گاو مشخص‌ شده بودند را بررسی‌ نمودند. در گاوهای‌ گوشتیQTL ‌هائی‌ برای‌ وزن‌ تولد، رشدشاخ، رشد قبل‌ ازشیرگیری‌ و چربی‌ پیدا شده‌ که‌ اینQTL ‌ها با مارکرهای‌ ژنتیکی‌ همبستگی‌ نشان‌ داده‌اند.همچنین‌ در گاو برای‌ تشخیص‌ هیپرتروفی‌ ماهیچه و بیماری‌ پومپ(11) از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌مستقیم‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود. علاوه‌ بر این‌ در گاوهای‌ شیر ده‌ مارکرهای‌ پیوسته‌ای‌ برای‌ شیر وترکیبات‌ آن، تولید پنیر و بیماریBLAD گزارش شده‌ است‌.
‌‌‌‌در خوکQTL ‌هائی‌ برای‌ باروری، رشد از تولد تا30 کیلوگرمی، چربی‌ پشتی‌ و شکمی گزارش‌ شده‌ است.

کاربرد نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ در آزمون‌ نتاج‌
‌‌‌‌در آزمون‌ نتاج‌ نرهای‌ جوانی‌ که‌ از نرها و ماده‌های‌ با ارزش‌ اصلاحی‌ بالا حاصل‌ شده‌است براساس‌ عملکرد50-100عدد از دخترانشان‌ آزمون‌ می‌گردند. در آزمون‌ نتاج‌ زمان‌ طولانی‌ صرف‌می‌شود بطوری‌ که‌ 5-6 سال‌ برای‌ تایید(proof) کاندیدا صرف‌ شود. تخمین‌ ارزش‌ اصلاحی‌ نرها ازروی‌ رکورد دختران‌ به‌ هزینه‌ای‌ بالغ‌ بر 45000 دلار به‌ ازای‌ هر نر نیاز دارد و تنها 10% از نرهای‌آزمون‌ شده‌ در یک‌ برنامهِ اصلاحی‌ انتخاب‌ می‌شوند.‌‌‌‌اگر چه‌ این‌ روش‌ به‌ طور موِثر شایستگی‌ ژنتیکی‌ گله‌ را بهبود می‌بخشد ولی‌ روشهائی‌ که‌ در آن ارزش‌ اصلاحی‌ یک‌ حیوان‌ سریعتر تشخیص‌ داده‌ شود ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد .‌‌‌‌امروزهQTL به‌ عنوان‌ اط‌لاعاتی‌ که‌ می‌توان‌ برای‌ انتخاب‌ افراد براساس‌ ژنوتیپ‌ استفاده‌ کرد
برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ برآورد ارزش‌ اصلاحی، مطرح‌ گردیده‌ است.

تاءثیر انتخاب‌ روی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر
VAN Arendonk‌‌‌‌ و(1995)Bovenguisگزارش‌ کردند با توجه‌ به‌ اینکه‌ انتخاب‌ براساس نشانگر باعث‌ افزایش‌ فراوانی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر می‌شود، فقط‌ در پنج‌ نسل‌ این‌ سودمندی‌ ادامه‌ خواهدداشت‌ و در زمان‌ طولانی، فراوانی‌ اللهای‌ مطلوبQTL ‌تثبیت‌ می‌شود. لذا در دراز مدت‌ بهتر است‌که‌ از اط‌لاعاتQTL کمتر استفاده‌ شود .
‌‌‌‌برآورد ارزش‌ اصلاحی‌ حیوانات‌ با استفاده‌ از روشهای‌ موِثری‌ چونBLUP ‌که‌ مبنای رکوردهای‌ فنوتیپی‌ افراد می‌باشد باعث‌ افزایش‌ همخونی‌ و همچنین‌ کاهش‌ اندازهِ موِثر جمعیت‌می‌شود.
‌‌‌‌درBLUP ما با تغییر فراوانی‌ ژنهای‌ کوچک‌ اثر، تنوع‌ ژنتیکی‌ را کاهش‌ نخواهیم‌ داد ولی‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر که‌ هدف‌ آن‌ افزایش‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثرQTLاست، اعمال‌ شود این‌ استراتژی‌فقط‌ برای‌ انتخاب‌ کوتاه‌ مدت‌ (حداکثر 5 سال) مفید خواهد بود 
‌‌‌‌بهرحال‌ در هر دو روش‌ انتخابBLUP ‌و انتخاب‌ براساس‌ نشانگر آللهای‌ مثبت،QTL جمعیت‌ تثبیت‌ می‌شود و حداکثر پاسخ‌ ممکن‌ برایQTL ‌بدست‌ می‌آید با این‌ تفاوت‌ که‌ روشهای‌متداول‌ آماری، تفاوت‌ انتخاب‌ کمتری‌ را برای‌ تثبیت‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر اختصاص‌ می‌دهند و در نتیجه‌در انتخاب‌ دراز مدت‌ روش‌ مبتنی‌ برBLUP نسبت‌ بهMAS مفیدتر خواهد بود .
‌‌‌‌منابع‌ 
‌‌1- آخوندی، ع.1376. موتاسیون‌ و نقش‌ آن‌ در اصلاح‌ نباتات، سمینار کارشناسی‌ ارشد گروه‌ اصلاح‌نباتات، دانشگاه‌ تهران.
‌‌2- احمدیان‌ تهرانی، پ.1377. مقدمه‌ای‌ بر همسانه‌ سازی‌ ژنها (کلون‌ کردن‌ ژنها)، انتشارات‌ دانشگاه‌تهران.
‌‌3- آزادی، س.1378. بررسی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ پنج‌ نژاد گوسفند ایرانی‌ با استفاده‌ از مارکرهایRAPD‌،پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تبریز.
‌‌4- آقائی، 1.1376. بررسی‌ مولکولی‌ ژن‌ کاپا-کازئین‌ و تعیین‌ ژنوتیپ‌ آن‌ در نژادهای‌ سرابی، دشتیاری‌سیستانی‌ و گاومیشهای‌ شمال‌ غرب. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ آزاد کرج.
‌‌5- افراز، ف.1379. نقش‌ مارکرهای‌ میکروساتلیت‌ در یافتنQTL ‌و مقاومت‌ به‌ بیماری‌ دام‌ و طیور،مقالات‌ ارائه‌ شده‌ در موسسهِ تحقیقات‌ علوم‌ دامی‌ کشور.
‌‌6- امتیازی، گ.، م.، کریمی. 5731. مبانی‌ زیست‌ شناسی‌ مولکولی‌ و مهندسی‌ ژنتیک، انتشارات‌ مانی.
‌‌7- بزرگی‌ پور، ر. 2731. مارکرهای‌ مولکولیDNA ‌در اصلاح‌ نباتات، پژوهش‌ و سازندگی، شماره‌ 02،صفحه‌ 84-64.
‌‌8- بیرجندی، م.، ر. 6731. بررسی‌ وضعیت‌ پرورش‌ و توان‌ تولید شیر و خصوصیات‌ شیرواری‌ گاوسیستانی‌ در شرایط‌ پرورش‌ سنتی. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد علوم‌ دامی، موِسسه‌ تحقیقات‌ علوم‌دامی‌ کشور.
‌‌9- پاسالار، پ.، صمدی، ع. 7731. ژنتیک‌ مولکولی، جلد دوم، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌ (تالیف).
‌‌10- ترکمن‌ زهی. آ.1378. ژنتیک‌ و اصلاح‌ دام، حرکت‌ از فنوتیپ‌ به‌ ژنوتیپ. سخنرانی‌ علمی‌ گروه‌علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تهران.
‌‌11- جیمزپریز.1358. کلینکال‌ پاتولوژی‌ دامپزشکی. مترجم‌ دکتر بهروز صمدیه، قدسیان، 1.، انتشارات‌دانشگاه‌ تهران.
‌‌12- جواهری، ح.1361. اصول‌ تکنیکهای‌ خون‌شناسی. ناشر مرکز کتاب‌ گلگشت.
‌‌13-حسنی، ع.1376. شناسائی‌ پلی‌ مورفیسم‌ در ژن‌ گیرنده‌ هورمون‌ رشد و ارتباط‌ آن‌ با صفات‌ تولیدی‌در گاو هلشتاین‌ ایران، پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ 
‌‌14- خدائی، ح.1376. بررسی‌ جهش‌ در ژن‌ بتاگلوبین، پایان‌ نامه‌ کارشناسی‌ ارشد ژنتیک، دانشکده‌علوم‌ پایه، دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس.
15-خزعلی، همایون. و زین‌الدینی، س.1377. اندازه‌گیری‌ غلظت‌ هورمون‌ رشد پلاسما در شترهای‌ یک‌کوهانه‌ ماده‌ نابالغ‌ و بالغ‌ ایران، پژوهش‌ و سازندگی، شماره‌ 38.
16-دانیال‌ زاده، آ.، خ.، زارعیان.1369. اصول‌ زیست‌ شیمی، جلد دوم، مرکز نشر دانشگاهی‌ تهران‌(تالیف).
17-رحیمی، ق.1376. بیوتکنولوژی‌ و تاءثیر آن‌ بر پیشرفت‌ برنامه‌های‌ اصلاحی‌ تولید گوشت‌ درصنعت‌ دامپروری، در: چکیده‌ مقالات‌ کارگاه‌ آموزشی‌ دستاوردهای‌ نوین‌ در کشاورزی. سازمان‌پژوهشهای‌ علمی‌ و صنعتی‌ ایران.
‌‌18-رحیمی، م.1374. بررسی‌ سیتوژنتیکی‌ نژادهای‌ گاو سیستانی‌ و سرابی، پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشدگروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تهران.
‌‌19-ضمیری، م.، ج.1374. تولید مثل‌ در گاو. انتشارات‌ دانشگاه‌ شیراز، (ترجمه).
20-طباطبائی، م، نوری‌ دلویی، ر، تقی‌ بیگلو. 1372بیوتکنولوژی‌ مولکولی، انتشارات‌ مرکز ملی‌مهندسی‌ ژنتیک‌ و تکنولوژی‌ زیستی.
‌‌21- طهماسب، م.1376. شناسائی‌ پلی‌ مورفیسم‌ شایع‌ در ژن‌ هموفیلی، پایان‌ نامه‌ کارشناسی‌ ارشددانشکده‌ علوم‌ پایه، دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس.
‌‌22- عبدمیشانی، س، ح.، اشرافی، ا.، فصیحی‌ هرندی.1375. واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌ مراز و کاربردهای‌ آن‌در ژنتیک‌ و اصلاح‌ نباتات. در: مجموعه‌ مقالات‌ کلیدی‌ چهارمین‌ کنگره‌ علوم‌ و زراعت‌ و اصلاح‌نباتات. 
23-عصفوری، ر. 1376-مارکرهای‌ ژنتیکی‌ در ده‌ نژاد از گوسفندان‌ بومی، پژوهش‌ و سازندگی‌ شماره‌34، صفحات‌

ضرورت‌ استفاده‌ ازكود مرغي‌ درتغذيه‌ دام‌ و طيور

كود مرغي‌ در حال‌ حاضر بيشتر دركشاورزي‌، خصوصادر باغ‌هاي‌ پسته‌ به‌عنوان‌ كود استفاده‌ مي‌شود، ولي‌ با توجه‌به‌ توسعه‌ مرغداري‌ها در مملكت‌ وافزايش‌ توليد كود مرغي‌ به‌ علت‌ كمبودمنابع‌ پرورشي‌ در كشور مي‌توان‌ آن‌ را درتغذيه‌ دام‌ و طيور مصرف‌ نمود.

طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ در دانشكده‌دامپزشكي‌ دانشگــاه‌ تهران‌ انجام‌ گــرفته‌است‌ كود مرغي‌ را در تغذيه‌ گــوسفنداستفاده‌ نموده‌اند. با بررسي‌ آلودگــي‌ميكروبي‌ كود مرغي‌ تر و خشك‌، ميزان‌ميكروب‌ها در حد بسيار پايين‌ بوده‌ وسالمونلا نيز مشاهده‌ نشده‌ است‌. مسئله‌اصلي‌ در مصرف‌ كود مرغي‌ پروسس‌خشك‌ كردن‌ آن‌ به‌ صورت‌ صحيح‌مي‌باشد. البته‌ در مناطق‌ مرطوب‌ ماننداروپا كود مرغي‌ را به‌ همراه‌ موادعلوفه‌اي‌ ديگــر سيلو نموده‌ و به‌ مصرف‌دام‌ مي‌رسانند. از لحاظ ميكروبي‌ در دام‌فقط سالمونلا مهم‌ مي‌باشد كه‌ بايد كودمرغي‌ مورد مصرف‌ از آن‌ باشد.همچنين‌ به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ بيماري‌هاي‌مشترك‌ بين‌ طيور و دام‌ و يا انسان‌ وجودندارد لذا به‌ جزء مسئله‌ سالمونلامصرف‌ كود مرغي‌ مشكل‌ خاص‌ديگــري‌ ندارد.

لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ 2 نوع‌ كودمرغي‌ وجود دارد.
1ـ كود مرغي‌ بستر .
2ـ كود مرغي‌ قفس‌.

تفاوت‌ فاحشي‌ بين‌ اين‌ دو وجوددارد، درصد تركيبات‌ شيميايي‌ دو نوع‌كود ذكر شده‌ به‌ قرار جدول‌ زيرمي‌باشد:

كودبستركودقفس‌كودبستركودقفس‌
درصدرطوبت‌11/415/5درصد فسفر2/71/6
درصدپروتئين‌كل‌28/725/3درصدسديم‌0/420/42
درصداسيداوريك‌6/38/5(N.P.N)درصدفيبرخام‌13/8418/65
درصدپروتئين‌حقيقي‌15/516/6انرژي‌ متابوليسم‌ـــــ660
درصدكل‌ اسيدآمينه‌ــــ8/6درصدليزين‌0/390/49
درصدچربي‌خام‌1/762/3درصدمتيونين‌0/130/13
درصد كلسيم‌7/82/5درصدسيستين‌0/150/14

كود مرغي‌ داراي‌ مقادير قابل‌توجهي‌ اسيدآمينه‌ است‌ كه‌ كاملا قابل‌استفاده‌ براي‌ مرغ‌هاي‌ تخمي‌ و گــوشتي‌مي‌باشد، همچنين‌ فسفر موجود آن‌ به‌اندازه‌ كافي‌ مي‌باشد. كمبودي‌ كه‌ ازلحاظ تغذيه‌ در كود وجود دارد كم‌ بودن‌انرژي‌ متابوليسم‌ آن‌ مي‌باشد كه‌ ميزان‌آن‌ بسته‌ به‌ نوع‌ كود بين‌ 792 الي‌ 1350كيلوكالري‌ در كيلوگــرم‌ گــزارش‌ شده‌است‌.

روش‌هاي‌ آماده‌ نمودن‌ كودمرغي‌ عبارتست‌ از:

1ـ خشك‌ كردن‌ در هوا: اين‌ روش‌مستلزم‌ وقت‌ طولاني‌ مي‌باشد و بستگــي‌به‌ ميزان‌ رطوبت‌ كود، شرايط محل‌ ازلحاظ آب‌ و هوا، حرارت‌ و تابش‌ آفتاب‌دارد. در اين‌ روش‌ عوامل‌ مضرميكروبي‌ كه‌ در كود وجود دارند كاملامعدوم‌ نمي‌شوند.

2ـ خشك‌ كردن‌ با استفاده‌ ازحرارت‌ زياد در دستگــاه‌هاي‌مخصوص‌: براي‌ اين‌ كار معمولا ازكوره‌اي‌ كه‌ حرارت‌ آنها زياد است‌استفاده‌ مي‌گــردد. البته‌ اگــر حرارت‌ خيلي‌زياد باشد كاهش‌ از لحاظ مواد ازته‌ دركود نيز ممكن‌ است‌ به‌ وجود آيد.معمولا خشك‌ كردن‌ كود در حرارت‌ بالابه‌ مدت‌ 3 ساعت‌ سبب‌ پاستوريزه‌ شدن‌كود و از بين‌ رفتن‌ عوامل‌ مضر مي‌گــرددبدون‌ اين‌ كه‌ از نظر مواد ازته‌ تغييري‌ درآن‌ ديده‌ شود.

3ـ كود سيلو شده‌: بدين‌ ترتيب‌ تهيه‌مي‌شود كه‌ كود مرغ‌ را با فشار روي‌ هم‌ريخته‌ و هوا و رطوبت‌ آن‌ را خارج‌مي‌كنند. به‌ طوري‌ كه‌ رطوبت‌ كلي‌ آن‌ از38ـ35 درصد تجاوز نكند، تا 6 هفته‌سيلو را به‌ حال‌ خود مي‌گــذارند اين‌ ماده‌يكي‌ از بهترين‌ مواد اوليه‌ جهت‌ تغذيه‌گــاو مي‌باشد.

بهترين‌ روش‌ تهيه‌ كود مرغي‌ استفاده‌از حرارت‌ مي‌باشد.

ميزان‌ مس‌ موجود در كود مرغي‌نسبتابالا بوده‌ لذا مصرف‌ آن‌ در تغذيه‌گــوسفند به‌ دليل‌ حساسيت‌ گــوسفند به‌مس‌ از حساسيت‌ خاصي‌ برخورداراست‌ كه‌ بايد دقت‌ گــردد.

در تحقيقاتي‌ كه‌ در صفي‌آباد دزفول‌انجام‌ گــرفته‌ است‌ كود مرغي‌ كه‌ با روش‌خشك‌ كردن‌ در هواي‌ آزاد تهيه‌ شده‌مورد مصرف‌ گــوساله‌ قرار گــرفت‌ ومشاهده‌ شده‌، كه‌ در مورد توليد گــوشت‌،سلامتي‌ و ساير موارد تفاوت‌ با شاهدمعني‌دار نبود. استفاده‌ از كود مرغي‌ درتغذيه‌ دام‌ و طيور در سازمان‌هاي‌ مسئول‌نيز مطرح‌ است‌ ولي‌ اين‌ موضوع‌ كه‌ آياكود مرغي‌ جزء ضايعات‌ است‌ يا اين‌ كه‌به‌ عنوان‌ كود در بخش‌ كشاورزي‌خصوصاپسته‌كاري‌ استفاده‌ گــردد ياخير؟ بايد مورد بررسي‌ و تصميم‌گــيري‌قرار گــيرد. در ايران‌ به‌ دليل‌ نياز به‌واردات‌ مواد پروتئيني‌ بايد راه‌حل‌هايي‌را جهت‌ كم‌ كردن‌ واردات‌ انجام‌ داد. لذااگــر بتوان‌ با مصرف‌ كود مرغي‌ در تغذيه‌دام‌ واردات‌ را كاهش‌ داد بسيار با اهميت‌مي‌باشد. مصرف‌ كود مرغي‌ به‌ دليل‌داشتن‌ املاح‌ بسيار زياد در باغات‌ پسته‌مهم‌ است‌ البته‌ با توسعه‌ مرغداري‌هامسلماميزان‌ اين‌ كود افزايش‌ خواهديافت‌، لذا بايد بازاري‌ براي‌ مصرف‌ آن‌نيز در نظر گــرفته‌ شود. در صورت‌ سيلونمودن‌ و انباشته‌ كردن‌ كود مرغي‌ درجه‌حرارت‌ داخلي‌ آن‌ به‌ دليل‌ تخميرات‌بسيار بالا رفته‌ و تا 70 درجه‌ سانتي‌گــرادنيز مي‌رسد. مثلا در شمال‌ كشورمي‌توان‌ به‌ صورت‌ سيلو نمودن‌ از كودمرغي‌ استفاده‌ نمود و همراه‌ با علوفه‌غني‌ شده‌ از آن‌ در تغذيه‌ دام‌ استفاده‌نمود. علي‌رغم‌ توصيه‌ فني‌ و علمي‌ كه‌در رابطه‌ با مصرف‌ كود مرغي‌ صورت‌گــرفته‌ است‌، چرا مصرف‌ آن‌ در كشورتوسعه‌ نيافته‌ است‌؟ بايد مورد بررسي‌ وشناسايي‌ قرار گــيرد. در صورتي‌ كه‌مشكلات‌ و موانعي‌ بر سر راه‌ انجام‌ آن‌وجود دارد، بررسي‌ شده‌ و از ميان‌برداشته‌ شود.

دلايل‌ عدم‌ توسعه‌ مصرف‌ كودمرغي‌ در كشور را مي‌توان‌ به‌ شرح‌ ذيل‌عنوان‌ كرد:

1ـ رقابت‌ پسته‌كاران‌ با مصرف‌ آن‌ درتغذيه‌ دام‌.

2ـ برخي‌ از دامداران‌ كود خشك‌ راگــرفته‌ ولي‌ مشكل‌ نگــه‌داري‌ داشته‌ و كودمرغي‌ در محل‌ انبار دامداري‌ دچاركپك‌زدگــي‌ مي‌شود، لذا از مصرف‌ آن‌صرف‌ نظر مي‌نمايند. با همه‌ اين‌ مسائل‌به‌ دليل‌ كمبود مواد تغذيه‌اي‌ در خوراك‌دام‌ و بالا بودن‌ ارزش‌ غذايي‌ كود مرغي‌لازم‌ است‌ كه‌ استفاده‌ از آن‌ مورد توجه‌قرار گــيرد، به‌ عنوان‌ يك‌ (By Prodact)محلي‌ مورد استفاده‌ قرار گــيرد. مصرف‌كود مرغي‌ در تغذيه‌ دام‌هاي‌ شيري‌هيچ‌گــونه‌ مسئله‌اي‌ ندارد و در دام‌هاي‌پرواري‌ به‌ خوبي‌ قابل‌ مصرف‌ و مفيدبوده‌ و همچنين‌ در پرورش‌ ماهي‌ نيزمي‌توان‌ به‌ صورت‌ موثر مورد استفاده‌قرار گــيرد. لذا بايد از مازاد كود مرغي‌موجود در كشور (به‌ غير از مصارف‌ آن‌در كشاورزي‌ پسته‌) در تغذيه‌ دام‌استفاده‌ نمود. به‌طور متوسط در شرايطايران‌ تا 12 درصد كنسانتره‌ كود مرغي‌در تغذيه‌ دام‌ها مي‌تواند مصرف‌ گــردد.

كود مرغي‌ مي‌تواند در كنسانتره‌دامي‌ مخلوط شود. در اين‌ رابطه‌ توصيه‌مي‌گــردد كه‌ فعلا در شروع‌ كار به‌ ميزان‌ 4درصد در كنسانتره‌ دامي‌ از كود مرغي‌مناسب‌ استفاده‌ شود.

منبع : مجله صنعت مرغداري


نقش آزولا در تغذیه دام

مقدمه 

  یكى از مهمترین مسائل یك دامدارى، چگونگى تامین خوراك دامهاست. چون خوراك دام یك ماده حیاتى است كه باید به‏صورت دایمى (روزانه و به‏موقع) در اختیار دام باشد. بنابراین، تامین غذاى دام به عنوان یك اصل مهم اهمیت زیادى دارد. یك دامدار باید براى تامین غذاى سالیانه دام و جلوگیرى از خطر كمبود غذاى دام یا افزایش هزینه آن، در فصل تابستان با جمع‏آورى علوفه یا سیلوكردن، توشه زمستانه را براى دام‏ها مهیا كند. 

  در دامدارى‏هاى ایران معمولا نیاز غذایى دام را كنسانتره و دیگر علوفه تشكیل مى‏دهد. در استان گیلان با توجه به شرایط جغرافیایى منطقه، انواع علوفه‏اى را كه به دام شیرى یا گوشتى مى‏دهند، عبارتند از: كاه گندم، كاه جو، سیلوى ذرت، ذرت علوفه‏اى، علف باغات، پَس چَر مزارع، برگ درختان، یونجه، شبدر و كاه برنج مى‏باشد كه دراین میان كاه برنج بیشترین مواد را در تغذیه دام تشكیل مى‏دهد. 

  با این حال جمعیت دامى استان آنقدر زیاد است كه انواع علوفه گفته شده نمى‏تواند نیاز غذاى دام‏هاى منطقه گیلان را تامین كند. بنابراین براى تامین خوراك دام مى‏توان از سایر منابع موجود استفاده كرد. یكى از این منابع مهم گیاه آزولا است. در این نشریه، ضمن معرفى آزولا، چگونگى و راه‏هاى عمل‏آورى و استفاده از این گیاه براى شما روستاییان عزیز توضیح داده مى‏شود. 

  استفاده از آزولا در تغذیه دام 

  گیاه آزولا براى اولین بار توسط دانشمندى به نام لامارك شناسایى شد. این گیاه به صورت شناور و به رنگهاى سبز و قرمز با منظره زیبایى در مرداب‏ها، تالاب‏ها، استخرهاى پرورش ماهى، گودال‏هاى كم‏عمق و رودخانه‏هاى داراى آب كم و آبگیرها دیده مى‏شود. دامداران ساكن اطراف مرداب‏ها یا افرادى كه در حاشیه رودخانه‏ها زندگى مى‏كنند و ... به راحتى مى‏توانند از این علوفه خوراك دام‏هاى خود استفاده كنند. 

آزولا در مردابها ، تالابها ، استخرهای پرورش ماهی و ... میروید

  رنگ آزولا در موقع رشد و نمو (فصل بهار و تابستان) سبز است و در موقع پاییز و زمستان به علت پوسیدگى قرمز مى‏شود كه در این موقع، براى غذاى دام مناسب نیست. چرخه زندگى گیاه آزولا 15-30 روز طول مى‏كشد. با توجه به شرایط جغرافیایى و اقلیمى منطقه و نوع جنس آزولا، میزان آن 30-80 تن در هر هكتار در ماه مى‏باشد. از این رو با توجه به شرایط منطقه مى‏توان از این گیاه استفاده كرد. 

  تولید زیاد بدون عملیات كاشت و استفاده‏هاى مختلف با روش‏هاى ویژه نگهدارى در دیگر فصل‏ها و ساده بودن كار، باعث شده تا آزولا به صورت‏هاى تازه، آب چكیده، خشك و یا سیلوشده مورد استفاده دام‏ها قرار بگیرد. 

  مشخصات گیاه آزولا 

  آزولا نوعى علف آبى از جنس گیاهى به نام سرخس مى‏باشد و در تمام مناطق دنیا وجود دارد. آزولا به فراوانى در كانال‏هاى آبیارى و بخصوص در مزارع برنج یافت مى‏شود. اندازه گیاه آزولا حدود 3 سانتى‏متر است. ساقه این گیاه به صورت شناور با برگ‏هاى كوچك و یك در میان روى هم قرار دارند. 

 از آزولا میتوان برای تغذیه دامها استفاده كرد 

  ریشه آزولا به صورت معلق در آب قرار دارد و طول آن به اندازه 2-5 سانتى‏متر مى‏رسد، برگ‏هاى آزولا دو قسمتى است. قسمت رویى برگ به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است و قسمت زیرى آن كه نازكتر است، با بافت‏هاى اسفنجى به صورت نیمه معلق در آب قرار دارد. 

  آزولا داراى چند نوع ریشه است كه به صورت افشان و آویزان رشد مى‏كنند.ریشه و ساقه‏هاى مسن در مرحله پوسیدگى به رنگ قهوه‏اى یا قرمز مى‏شوند. 

آزولا در مرحله پوسیدگی به رنگ قهوه ای یا قرمز در می آید  

ویژگى‏هاى آزولا 

  آزولا به فراوانى در رودخانه‏هاى كم‏شیب و آب پشت سدها و در منابع آبى كه راكد هستند، به راحتى رشد مى‏كند. میزان تولید روزانه آن در حدود 2 تن مى‏باشد. استفاده از آزولا بسیار راحت است. همچنین آزولا با روش‏هاى ساده تكثیر و برداشت مى‏شود. این مسائل جزء ویژگى‏هاى گیاه به حساب مى‏آید. 

  در بعضى از مكان‏ها، لایه‏اى ضخیم از آزولا سطح آب را مى‏پوشاند و لایه‏هاى زیرین آن به طور دائم در حال پوسیده‏شدن است. بنابراین آب این نهرها از نظر مواد غذایى بویژه فسفر، منگنز، آهن و ازت بسیار غنى است. آزولا مخصوص مناطق معتدله است و در محیطهاى اسیدى رشد مى‏كند و در دماى 14-40 درجه سانتیگراد هم رشد دارد. 

گیاه آزولا در مناطق معتدله رشد خوبی دارد  

 روش تكثیر و انتشار آزولا 

  آزولا به راحتى در آبگیرها پرورش یافته و تكثیر مى‏شود. روش معمول تكثیر، روش سبزینه‏اى است. براى این منظور كافى است كه قسمتى از بافت‏هاى سبز و تازه آزولا را برداشته و در آبگیرهایى كه ارتفاع آب در آنها حدود 5-40 سانتى‏متر است، پخش كنید. دماى حدود 20-30 درجه سانتى‏گراد براى رشد و نمو آزولا بسیار مناسب است. انتشار آزولا از طریق آب‏هاى جارى، انسان و یا پرندگان صورت مى‏گیرد. 

  روش‏هاى مختلف استفاده از آزولا 

  اصلى‏ترین هدف از پرورش آزولا تامین خوراك دام است. با توجه به اینكه بیش از 2 میلیون هكتار از مساحت كشور، به خصوص مناطق گیلان استعداد خوبى براى پرورش این گیاه دارند، مى‏توان از آن براى تامین خوراك دام استفاده كرد. 

  آزولا داراى 23-30درصد پروتئین خام، 4درصد چربى خام و 3/5 درصد قند محلول و یك درصد فسفر است. علاوه بر آن، از املاح و ویتامین نیز غنى مى‏باشد. آزولا به شكل‏هاى مختلف در تغذیه دام مورد استفاده قرار مى‏گیرد كه مهمترین آنها عبارتند از: 

 آزولاى تر 

  گیاه آزولا را در موقع بهار و تابستان كه رنگ آن سبز است، برداشت كرده و یك درصد نمك به آن اضافه مى‏كنند و به عنوان علوفه در اختیار دام قرار مى‏دهند.

آزولای تر را با یك درصد نمك میتوان به دام داد 

 آزولاى نیمه خشك (آب چكیده) 

  آزولا را پس از برداشت حدود 10-24 ساعت در محوطه‏اى پهن مى‏كنند تا رطوبت آن گرفته شود و سپس با اضافه‏كردن یك‏درصد نمك، آن رادر اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 آزولاى خشك 

  گیاه آزولا را پس از برداشت‏كردن، مدت زیادى در مقابل آفتاب مى‏گذارند تا خشك شود. در حین خشك‏شدن چندین بار آزولا را به هم مى‏زنند تا رطوبت آن كاملا گرفته شود. آنگاه آزولاى خشك شده را در گونى ریخته و انبار مى‏كنند و در مواقع مختلف (معمولا زمستان) با كنسانتره مخلوط مى‏كنند و در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 آزولاى سیلوشده 

  بهترین روش نگهدارى و عمل‏آورى علوفه آزولا، استفاده از سیلوى آن است. در این روش، چون آزولا با مواد دیگرى مخلوط مى‏شود، ارزش غذایى آن بالا مى‏رود و خوش‏خوراك‏تر مى‏شود. از سوى دیگر، آزولاى سیلوشده را مى‏توان به عنوان علوفه تر در تمام فصول سال در دامدارى‏هاى شیرى یا گوشتى استفاده كرد.

با سیلو كردن، ارزش غذائی آزولا زیاد شده و خوش خوراكتر میشود 

روش سیلوكردن آزولا 

  یكى از راه‏هاى نگهدارى آزولا سیلوكردن آن است. در این روش، آزولا را پس از برداشت به مدت 24 ساعت در فضاى آزاد پهن مى‏كنند تا مقدارى از رطوبت آن گرفته شود. سپس 75 كیلوگرم از آزولا را با 25 كیلوگرم تفاله خشك چغندر قند (تفاله خردشده) مخلوط مى‏كنند. پس از آماده‏سازى جایگاه سیلو، مقدارى علوفه خشك را به ارتفاع 15 سانتى‏متر درداخل سیلو مى‏ریزند و سپس آزولاى مخلوط شده را روى علوفه مى‏ریزند و توسط غلتك چوبى یا لگدكوب‏كردن، مواد سیلوشده را فشرده (متراكم) مى‏كنند.

 سیلو كردن آزولا ، یكی از راههای نگهداری آن است 

  دوباره 75 كیلوگرم آزولا و 25 كیلوگرم تفاله چغندر قند را با هم مخلوط كرده و در داخل سیلو ریخته و فشرده مى‏كنند و این عمل را آنقدر ادامه مى‏دهند تا سیلو پر شود. پس از پرشدن سیلو روى آن كاه ریخته و سپس با پلاستیك كاملا مى‏پوشانند. روى پلاستیك سیلو، جسم سنگینى مثل سنگ، بلوك، آجر، چوب یا گل مى‏ریزند تا آزولا سیلو شده در حالت فشرده (و بدون هوا) حفظ شود. پس از گذشت حدود 45 روز، علوفه آزولا به سیلوى آزولا تبدیل مى‏شود. با بازكردن سیلو بوى ترشى كاملا احساس مى‏شود، از این پس مى‏توان از سیلوى آزولا به همراه دیگر علوفه در تغذیه پروارى یا شیرى استفاده كرد. 

پس ازگذشت 45 روز علوفه آزولا به سیلوی آن تبدیل میشود 

 نحوه استفاده از سیلوى آزولا در تغذیه دام 

  از سیلوى آزولا در تغذیه دام به روش زیر استفاده مى‏شود: 

  - روز اول نیم كیلوگرم آزولاى سیلوشده را با كاه مخلوط كرده و در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 - در روز دوم مقدار یك كیلوگرم سیلوى آزولا را با كاه مخلوط كرده وبه دام مى‏دهند. 

 - این عمل را هر روز با افزایش نیم كیلوگرم آزولاى سیلوشده به مقدار روز قبل تكرار مى‏كنند. پس از گذشت یك هفته، حیوان كاملا به جیره جدید عادت مى‏كند. براى هر راس گاو پروارى مى‏توان تا مقدار 10 كیلوگرم و براى هر راس دام شیرى تا 15 كیلوگرم آزولاى سیلوشده را به صورت روزانه استفاده كرد.

 سیلوی آزولا را باید به تدریج در اختیار دام قرار داد 

  پس از هر بار استفاده از سیلو، بلافاصله روى سیلو را كاملا مى‏پوشانند تا از ورود هوا و خراب‏شدن سیلو جلوگیرى شود. آزولاى سیلوشده چون به صورت تازه با تفاله چغندر سیلوشده ست، بسیار خوشخوراك بوده و از پروتئین و قابلیت هضم بالایى برخوردار است.

 چند نكته مفید: 

 1- گیاه آزولا به صورت شناور در مرداب‏ها، استخرهاى پرورش ماهى، آبگیرها و رودخانه‏ها با آب كم مشاهده مى‏شود. 

 2- قسمت رویى برگ آزولا به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است. 

 3- گیاه آزولا با روش‏هاى ساده، تكثیر و برداشت مى‏شود. 

 4- اصلى‏ترین هدف از پرورش آزولا، تامین خوراك دام است. 

 5- آزولا داراى پروتئین و چربى خام، قند محلول و از املاح و ویتامین غنى است. 

 6- در بهار و تابستان، از آزولاى تر، در تغذیه دام استفاده مى‏كنند. 

 7- آزولاى خشك را با كنسانتره مخلوط كرده و در زمستان در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 8- آزولاى سیلوشده را مى‏توان در تمام فصل‏هاى سال به دام‏هاى شیرى گوشتى داد.

 

 

بررسي برخي جنبه هاي كاربردي دانش هسته اي در علوم كشاورزي و دامي

دانش و تكنولوژي هسته اي علاوه بر آنكه مي تواند در يك كشور بعنوان جايگزين سوخت هاي فسيلي براي توليد انرژي محسوب شود ، مي تواند در بسياري از بخشهاي صنايع توليدي و خدماتي نيز كاربرد هاي مفيد داشته باشد .دستيابي به دانش فرآوري هسته اي در ايران با توجه به افزايش جمعيت و نيارهاي غذايي كشور و كاهش سرانه منابع آبي و فرسايش خاك امروزه يك ضرورت است . با بكارگيري فناوريهاي نوين و در راس آنها فناوري هسته اي مي توان با استفاده بهينه از منابع موجود ، مسير تأمين امنيت غذايي را براي جامعه امروز و نسل آينده هموار كرد و كشور را در زمينه توليد محصولات كشاورزي به ويژه محصولات استراتژيك به خود كفايي رساند 

ساليان زيادي است كه استفاده از ايزوتوپهاي مواد راديو اكتيو در بدست آوردن اطلاعات از گذشته ، اندازه گيري صنعتي ،‌كنترل كيفي محصولات ، نغيير ويژگيهاي محصولات و.... كاربرد دارد .

خصيصه اصلي كه باعث استفاده از اين نوع مواد در صنعت مي شود ويژگي پرتوافكني مواد راديو اكتيو است لازم به ذكر است كه مواد راديو اكتيوي كه در اينگونه از موارد استفاده مي شود ، بسيار ضعيف و با طول عمر بسيار كم است ، بگونه اي كه هيچگونه خطري را متوجه انسان نمي كند .

كاربرد و نقش تكنيك هاي هسته اي در كشاورزي 

استفاده از ميزان بسيار كم مواد راديو اكتيويكي يكي از ساده ترين روش ها براي از بين بردن آفتهاي مختلف است جالب اين كه اين روش بر خلاف استفاده از سموم شيميايي اثرات منفي بر محصولات ندارد . يخصوص در موارديكه حشرات و آفت ها در مقابل سموم مقاوم شده باشند با استفاده از مواد راديو اكتيو بسادگي مي توان آنها را از بين برد همچنين با استفاده از مواد راديو اكتيو مي توان خاصيتي در گياهان اجرا كرد كه آنها از حداكثر آب موجود در خاك استفاده كنند . به اين ترتيب علاوه بر كاهش ميزان آب مصرفي و هزينه هاي توليد مانع به هدر رفتن آب باشد .

گندم طبسي يا همان گندم اتمي يكي از بهترين گندم ها در مناطق خشك و شور ايران است اين گندم كه در ابتدا مشكل بلندي قد داشت بذر آن در مركز تحقيقات كشاورزي مورد بررسي و اصلاح قرار گرفت بكار گيري بذر اين گندم در بعضي از نقاط اين كشور مثل طبس تا 70 در صد افزايش توليد به همراه داشته است . در سالهاي اخير ايران توانست به دو رقم برنج به نام هاي " پويا و تابش " كه براي اولين بار در كشور از روش موتانت (جهش يافته) به دست آمده اند ، دست پيدا كند . اين ارقام از گروه طارم و موسي طارم در گروه برنج صدر ي هستند كه در مقايسه با نمونه هاي شاهد (قبلي) ديگر مشكل بلند قامت ساقه و عدم مقاومت در برابر آفات را ندارند .

همچنين تشعشع مواد راديو اكتيو ضعيف برروي مواد غذايي باعث ازبين بردن باكتريهاي خطرناك شده و طول عمر بيشتر غذا را موجب مي شوند . استفاده از اين روش براي كشتن ميكربها و باكتريها سالهاست كه كاربرد دارد و نيز حمل و نقل در مسير هاي طولاني يا نگهداري دراز مدت مواد غذايي بدون استفاده از اين مواد كاري بسيار دشوار است .

پرتودهي مواد غذايي ،‌عبارت است از قراردادن ماده غذايي در مقابل مقدار مشخصي پرتو گاما ،‌پرتو افكني بر روي مواد غذايي بدون حالت فيزيكي يا مزه ماده خوراكي را تغيير دهد مي تواند آنرا بطور كامل استريليزه كند . در روشها ي قديمي با گرم كردن ماده سعي در كشتن ميكربهاي آن ميكردند .

بديهي است كه در اين روش تنها براي برخي از مواد غذايي مي تواند كاربرد داشته باشد ضمن اينكه مي تواند كيفيت فيزيكي مواد را تحت تأثير خود قرار دهد . با استفاده از تكنيك پرتو تابي هسته اي همچنين مي توان تغييرات ژنتيكي مورد نظر را براي اصلاح محصول در توده هاي گياهي بكاربرد .

كاربرد تكنيك هاي هسته اي در مديريت منابع آب همان بهبود دسترسي به منابع آب جهان ،‌يكي از زمينه هاي بسيار مهم توسعه شناخته شده است . بيش از يك ششم جمعيت جهان در مناطقي زندگي مي كنند كه دسترسي مناسب به آب آشاميدني بهداشتي ندارند . تكنيك هاي هسته اي براي شناسايي حوزه هاي آبخيز زير زميني ،‌هدايت آبهاي سطحي و زيرزميني ،‌كشف و كنترل آلودگي و كنترل نشت و ايمني سدها بكار مي رود . از اين تكنيك براي شيرين كردن آبهاي شور و آب دريا نيز استفاده مي شود.

كاربرد و نقش تكنيك هاي هسته اي در علوم دامي 

از جمله كاربرد هاي فناوري هسته اي در علوم دامي مي توان به پيشگيري ،‌كنترل و تشخيص بيماريهاي دامي ،‌توليد مثل ،‌تغذيه و اصلاح نژاد دام و طيور ، بهداشت و ايمني محصولات دامي و خوراك دام اشاره كرد 

مزيت عمده تكنولوژي هاي ايزوتوپي اندازه گيري سريع و دقيق واكنش ها مي باشد با اين روش مي توان متابوليت يك دارو را در سراسر بدن دنبال نمود بطوريكه با استفاده از اين تكنيك ها مي توان بيماريهايي مانند تب برفكي ، برسلولز و نيوكاسل را تشخيص و درمان كرد .

در بحث قابليت هضم در تغذيه دام براي اندازه گيري ميزان قابل استفاده بودن يك ماده معدني ( تمايز نسبتي از آن در مدفوع كه نمايانگر مقدار جذب نشده عنصر باشد از نسبتي كه منشأ بافتي دارد )‌

ضروري است . 

مدتهاست كه اين تشخيص را بكمك علامت گذاري عناصر به عبارت بهتر استفاده از ايزوتوپهاي راديو اكتيو عناصر و تعيين نسبتي از عناصر علامت گذاري شده كه به درون دستگاه گوارشي ترشح مي شوند ،‌تعيين مي كنند . از ديگر كاربرد هاي تكنيك هاي هسته اي در تغذيه دام مي توان به از بين بردن قارچهاي مسموميت زا از جمله افلاتوكسين موجود بر روي مواد غذايي اشاره كرد . لازم به ذكر است كه مطالعات صورت گرفته بر روي خوراكهاي پرتودهي شده دامي بي ضرر بودن اين مواد را به اثبات رسانده است .

در بحث توليد مثل دام از كاربردهاي هسته اي مي توان به تشخيص آبستني و وضعيت جنين به كمك پرتوهاي راديو اكتيو اشاره كرد در اين روش از راديو ايزوتوپها براي اندازه گيري مولكول خاص در نمونه هاي بيولوژيكي استفاده مي شود براي مثال از اين روش براي اندازه گيري ميزان حضور هورمونهاي توليد مثلي از جمله پروژسترون از طريق تشخيص ايمنولوژيكي مانند RIA وELISA استفاده مي شود در اصلاح نژاد دام و طيور نيز از كاربرد تكنيك هاي هسته اي مي توان به نشاندار كردن مواد وراثتي ( DNA ، RNA و تك نوكلئوتيدها ) جهت مطالعه ژنوم دام و طيور به ويژه تعيين توالي ژنهاي مهم اقتصادي ، ايجاد نشاتگرهاي ژنومي راديواكتيو به منظور مطالعاتي همچون تعيين جنسيت ،‌شناسائي انفرادي دامها (انگشت نگاري DNA) ،‌تستهاي تشخيصي براي بيماريهاي ژنتيكي و نيز تعيين موقعيت ژنها در ژنوم اشاره كرد .

منابع نويسنده : 

1- اهري مصطفوي ،ح.و.ا.موسوي شلماني . اهميت و جايگاه فناوري هسته اي در علوم كشاورزي . سازمان انرژي اتمي ايران .نشريه زيتون شماره 160 

2- مجد ،ف.اردكاني، م .ر 1382 . تكنيكهاي هسته اي در علوم كشاورزي . انتشارات دانشگاه تهران .

3- http://www.sid.ir


مآخذ : نشريه دنياي كشت و صنعت شماره 43 – آذر 86

استفاده از تفاله ي ماء الشعير سازي براي تغذيه ي دام

مهمترين عامل براي تعيين يك جيره ي مناسب براي دام، بعد از كيفيت مناسب آن ، فراواني و قيمت آن مي باشد . مواد با ارزش تغذيه اي بالا و قيمت پايين همواره موردتوجه محققين و نويسندگان جيره بوده است . تفاله ي ماء الشعير سازي كه مهمترين توليدات جانبي كارخانه هاي آبجوسازي است جزئي از اين مواد با ارزش و ارزان قيمت مي باشد . مهندس محمد افروزيه دانشجوي دوره كارشناسي ارشد علوم دامي گرايش تغذيه ، در پايان نامه خود تحت عنوان " مطالعه ي ارزش تغذيه اي تفاله ي ماء الشعير سازي در تغذيه حيوانات نشخواركننده " به بررسي ارزش تغذيه اي اين ماده پرداخته است . 

 

براي تغذيه ي دام ، تفاله ي ماء الشعير سازي به سه شكل استفاده مي شود : 

- تفاله ي تر و يا مرطوب كه بلافاصله پس از توليد - در كارخانه جگوار اروميه - خريداري شده و براي تغذيه ي دام مورد استفاده قرار گرفت . 

- تفاله ي خشك شده كه براي جلوگيري از فسادزودرس تفاله ها ، به صورت خشك در اختيار دام قرار ميگرفت . 

- تفاله ي سيلو شده ، با افزودن نيم درصد اوره به تفاله ي تر ، به صورت سيلاژ مورد استفاده دام قرار گرفت . 

در اين تحقيق براي ارزيابي ارزش غذايي تفاله ماء الشعير سازي از كنجاله سويا استفاده شده است ؛ به اين ترتيب كه : 

1. ابتدا با تجزيه ي شيميايي انواع تفاله ( تر ، خشك ، سيلو شده ) و كنجاله سويا ، تركيب شيمايي اين خوراك ها مشخص گرديد . 

2. قابليت هضم آنها به روش invivo - آزمايش بر روي دام زنده – تعيين گرديد . 

3. تجزيه پذيري شكمبه اي مواد مورد آزمايش ، بررسي و اندازه گيري شد . 

4. پارامترهاي شكمبه اي حيوانات تغذيه شده با مواد خوراكي مورد آزمايش ، تعيين گرديد . 

5. متابوليت هاي خون حيوانات مورد آزمايش اندازه گيري و ثبت گرديد .

نتايج كلي تحقيقات :  

الف- از لحاظ قابليت هضم و تجزيه پذيري شكمبه اي ، تفاله ي سيلو شده بهتر از انواع تر و يا خشك شده بود . 

يكي از كاربردهاي روش تعيين تجزيه پذيري شكمبه اي مواد خوراكي ، پي بردن به ميزان ضريب انباشتگي آنها در شكمبه است ( ضريب انباشتگي بامصرف خوراك رابطه ي عكس دارد ) . با توجه به اين نكته كه در اوايل شيردهي ، ميزان مصرف خوراك كم ميشود ، بايد به دنبال استراتژيهايي براي افزايش مصرف مواد خوراكي در دام بود . يكي از اين استراتژيها ، استفاده از مواد خوراكي با ضريب انباشتگي پاييني مي باشد ، بنابراين مصرف آنها بيشتر مي شود . تفاله ي سيلو شده نسبت به ساير تفاله ها ( نوع تر و خشك ) ضريب انباشتگي پايين تري داشته وبنابراين مي توان از آن در اوايل شيردهي به نحو مطلوبي استفاده نمود . علاوه بر اين افزودن اوره به سيلو منجر به تامين هر چه بهتر احتياجات ازتي ميكروارگانيسم هاي شكبمه شده كه در نتيجه آن ، تجزيه پذيري ماده خشك تفاله در شكمبه افزايش مي يابد كه مصرف بيشتر خوراك و در نتيجه افزايش توليد را به همراه خواهد داشت . 

ب- از لحاظ نسبت پروتئين عبوري قابل هضم (Digestible Undegradable protein) تفاله خشك شده قابل مقايسه با كنجاله سويا بود . 

از آنجا كه احتياجات پروتئيني دامهاي پر توليد فقط توسط پروتئين ميكروبي سنتز شده در شكمبه تعيين نمي شود ، لذا بايست در تغذيه ي اين دامها از مواد خوراكي داراي پروتئين غير قابل تجزيه در شكبمه و قابل هضم در روده (DUP) استفاده كرد . در اين راستا پروفيل اسيد آمينه اي پروتئين خوراك نيز حاوئز اهميت مي باشد . 

تفاله ي ماء الشعير سازي از لحاظ دارا بودن برخي اسيدهاي آمينه ، قابل مقايسه با كنجاله سويا مي باشد . براي مثال ، ميزان اسيد آمينه ي متيونين به عنوان درصدي از پروتئين خام خوراك در مورد تفاله خشك ، بالاتر از ميزان آن در كنجاله سويا است و با توجه به اينكه اسيد آمينه ي متيونين اولين اسيد آمينه ي محدود كننده توليد شيرمي باشد ، لذا استفاده از تفاله ي ماء الشعيرسازي درجيره دامهاي پر توليد مي تواند جالب توجه باشد . 

ج- از لحاظ اقتصادي نيز قيمت تمام شده هر واحد ماده ي خشك تفاله ي ماء الشعير نسبت به كنجاله سويا ، پايين تر و مقرون به صرفه تر مي باشد . 

لازم به ذكر است كه چكيده ي اين تحقيقات به صورت ORAL به بيست و نهمين كنگره ي تغذيه در كشور استراليا ارسال شده است كه زمان ارائه آن دوم دسامبر سال جاري مي باشد . 

علاوه بر اين ، مقاله اي تحت عنوان " تعيين تركيبات شيميايي و قابليت هضم تفاله ي ماء الشعير سازي توليد استان آذربايجان غربي " به كنگره ي پژوهشي در مازندران ارسال شده است . 

تدوين :مهندس محمد افروزيه

عمل آوری مواد خوراكی و علوفه

سیا ب كردن یا grinding

عبارت است از خرد كردن علوفه به اندازهتقریبی 1.5-6 میلی متر به وسیله انواع آسیابها . این روشیارای معایبی می باشد كه عبارتند از : برای علو فه خشك منا سبنیست ، هزینه نگهداری آن با لا ست ، ذرات ممكن است از یكدیگر جدا گردد . 

   

خرد كردن موارد زیر را شامل می شود كه اندازه آنها نیز ذكر شده است :

چاپر كردن 5-6سانتیمتر ، خردشده كمتر از 2.5 سانتیمتر ، آسیاب شده 1.5-6 میلیمتر .

معا یب ذرات ریز یا پودری را می توان ، در دستگاه گوارش به صورت خمیری در می آید ، كا هش خوشخوراكی ، در اثر باد اتلاف می شود ، اختلالات گوارشی و عبور سریع از دستگاه گوارش نام برد .

 

مزایای چاپركردن عبارت است از :

افزایش مصرف ، افزایش وزن ، افزایش بازده ، خوشخوراك شدن علوفه نا مرغوب و سهولت حمل و نقل .

 

پلت كردن:

عبارت است از در معرض بخار آب قرار دادن خوراك آسیاب شده و سپس خروج خوراك داغ ومرطوب از داخل دستگاه پلت زن با فشارسپس توسط جریان هوا خشك كردن .

رطوبت لازم جهت پلت كردن 15-18% می باشد در مورد خوراكهای بافیبر بالا رطوبت بیشتری نیاز است.

از موادی مثل لیگنوزول ، بنتونیت ویا ملاس به عنوان مواد چسبان استفاده می شود . 

به كار گیری 10-15%گندم وتا حد كمتری جو در جیره هاسبب تولید پلتی با استحكام خواهد شد . البته با توجه به هزینه بالا استفاده از 2% آب اضافی كافی است . دراین روش زمان كمتری صرف خوردن می شود بنابراین احتیاجات انرژی كاهش می یابد . 

 

خواص پلت كردن :

كا هش ماهیت گردوخاكی – افزایش خوشخوراكی- افزایش مصرف – افزایش عملكرد وزن و كاهش مصرف انتخابی . در طیور وخوك تغذیه با پلت سرعت رشد را تا 15% و بازده غذا را 5-10% افزایش می دهد .

 

معایب پلت كردن :

پلت كردن هر تن غذای آسیاب شده 3-5 دلارمی باشد . خوراك قبل از پلت شدن حتماً باید آسیاب شده باشد . جیره های حاوی چربی و فیبر بالا به سختی پلت می شوند . با استفاده پلت برای گاوهای شیری به علت كاهش میزان استات چربی شیر كاهش می یابد . 

 

انواع پلت :

1- حبه ای :كه جیره های طیور به این شكل است . 

2-مكعبی : این روش نسبتا جدید است ، اندازه ذرات در حدود 2.5 سانتیمتر است . در این روش ما احتیاجی به آسیاب كردن نداریم واز اسپری آب استفاده می شود . یونجه خشك بهترین نوع مكعبی است.

 

اشعه دادن :

مكانیسم عمل اشعه دادن بر روی الیاف خام نتیجه محلول شدن اجزاء الیاف خام می باشد . همچنین موجب سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش می شود ، البته مصرف غذا را تحت تا ثیر قرار نمی دهد .

 

روشهای شیمیایی كه از جمله آنها می توان موارد زیر را نام برد :

 

آبكافت اسیدی ، فشار بخار آب ، متورم كردن با تركیبات شیمیایی ، آمونیاكی كردن ، روش سود سوز آور و لیگنین زدایی

 

آبكافت اسیدی :

باعث تغلیظ ملكول لیگنین می شود ، در این روش سلولز به گلوكز تبدیل می شود و همی سلولز به قند ومشتقات آن تبدیل می شود تا كنون هیچ كار تحقیقاتی در این زمینه انجام نشده است .  

 

فشار بخارآب:

افزایش قابلیت هضم در این روش ثابت شده یكی ازمحصولات این روش مازونكس می باشدكه یك فرآورده 

كارخانه مقوا سازیست بخش اعظم آن همی سلولز می باشد . این ماده باعث خوشخوراكی می شود .

 

متورم كردن با تركیبات قلیایی :

دراین زمینه می توان به كارهای كلمان اشاره كرد كه كاه را با دوبرابر وزن آب و 2-4% سود سوز آور به مدت 6 ساعت در فشار 4-5 اتمسفر جوشاند با این كار قا بلیت هضم 50% افزایش یافت . این قبیل مواد مثل سودسوزآور و هیدروكسید كلسیم . استفاده از قلیابه میزان بیشتر از 4% ماده خشك مجاز نمی باشد.

علت آن هم وجود فشار اسمزی مایعات شكمبه و اختلال دركار میكروارگانیسمها در اثر قلیایی زیاد است .

بزرگترین مشكل این روش كاهش حاصلخیزیخاك است ونیاز به دستگا ههای گرانقیمت دارد .

 

مقایسه هیدروكسید كلسیم و سود سوزآور :

 

هیدروكسید كلسیم ارزانتر است ، كلسیم را نیز تا مین می كند ، سدیم كمتری دارد .

سودسوزآور موجب افزایش سرعت عبور غذا به علت افزایش مصرف آب می گردد .

هیدروكسیدكلسیم بهتر از سود سوز آور است .

نژادها شتر بز گوسفند گاو گاوميش

1. شتر دوکوهانه: 

نژادی است درشت اندام و با قابلیت حمل و نقل، رنگ بدن قهوه ای تیره،کوهان گرد، ستون فقرات پرگوشت، میزان کرک و موی آن بیشتر از شتر یک کوهانه می باشد. 

2. شتر بلوچی: 

نژادی است گوشتی- پشمی که به رنگ های قهوه ای تیره و حنایی دیده می شود. 

3. شتر کویر مرکزی: 

نژادی است گوشتی- پشمی با اندام متوسط، سر و گردن کوتاه، زانوها کشیده، فرق سر گرد و خمیده، لب بالا آویزان، چشمها فرورفته، گوشها کاملاً کوچک، بدن به رنگ قهوه ای روشن، خاکستری سیاه و سفید بوده و موهای بدن بسیار نرم وپشمی می باشد. 

4. شتر ترکمنی: 

نژادی است شیری با تولی 1800- 1500 لیتر در دوره شیردهی- شکم بزرگ و برآمده گردن دراز، سرکشیده، پاها دارای ارتفاع متوسط، کف پاها بزرگ، پستانها بزرگ و حجیم و کوهان گرد می باشد. 

 5. شتر جماز: 

 نژادی است با اندام کشیده و ظریف و مستعد سوارکاری، پوست نازک، موهای کوتاه و فشرده، رنگ بدن متنوع و ممکن است خاکستری یا سفید باشد، پاها بلند، استخوانها قوی و در عین حال ضخیم نیستند

نژادهای اسب بومی ایران 

 1. اسب کردی: 

نژادی است خونگرم، مطیع، آرام، مقاوم در مسافتهای طولانی و کوهستانی، دارای تیره های جاف( سیاه و سفید)، افشار( کهرو قره کهر)، سنجابی( کهرروشن، و خرمایی) 

2. اسب ترکمن: 

نژادی است خونگرم، مطیع، آرام، مقاوم در مسافتهای طولانی توانایی در پرش از موانع و دارای دو تیره مشهور آخال تکه(AKHAL TAKDE ) و یموت(YMOUT) 

3.اسب قره باغ: 

نژادی است خونگرم، آرام با رنگهای سمند، نیله، و کهرو قابلیت صعود به ارتفاعات 

4. اسب عرب ایرانی: 

نژادی است خونگرم بسیار باهوش، نترس، نجیب، و با رنگ غالب خاکستری و سمند ودارای تیره های کحیلان، حمدانی، صقلاوی و حدبان. 

5. اسبچه خزر: 

نزادی است خونگرم، آرام، خوش اندام، ظریف به طوریکه مینیاتور اسب عرب شهرت دارد. رنگ غالب، قهوه ای، سمندو شاه بلوطی 

 نژادهای شاخص بز در ایران: 

1. بز تالی جزیره ای: 

 نژادی است شیری و به رنگهای قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با خط نواری تیره در امتداد پشت. میانگین وزن بز نر 31 کیلوگرم و ماده 27 کیلوگرم 

2. بز رایینی: 

 نژادی است کرکی، نوع رنگهای سفید، قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره، قرمز، زرد و خاکستری در این دام مشاهده می شود. میانگین وزن بز نر 39 کیلوگرم و بز ماده 28 کیلوگرم  

3. بز عدنی: 

نژادی است شیری، رنگ غالب آهویی و بندرت به رنگهای حنایی،سفید، سیاه و ابلق سیاه و سفید و ابلق سفید و قهوه ای مشاهده می شود.میانگین وزن بر نر 36 کیلوگرم و بز ماده 25 کیلوگرم 

4. بز بلوچی: 

نژادی است کرکی- شیری، رنگ بدن سیاه تا قهوه ای و ابلق 

5. بز مرغز: 

نژادی است با گرایش تولید موهر، عمدتاً به رنگهای سفید، قهوه ای، سیاه، حنایی، زرد و قرمز و خاکستری دیده می شود. میانگین وزن بز نر 33کیلوگرم و ماده 28 کیلوگرم 

6. بز ممسنی: 

 نژادی است کرکی – شیری، رنگ بدن عمدتاً سیاه و نیز رنگهای شکری، نارک و خاکستری( تال) می باشد. وزن بز نر 46 کیلوگرم و بز ماده 5/31 کیلوگرم 

7. بز نجدی: 

نژادی است شیری، رنگ بدن زرد آهویی، قهوه ای روشن و بندرت سفید،وجود نوار موهای تیره رنگ در طول خط پشتی از اختصاصات این حیوان است. میانگین وزن، بز نر 34 کیلوگرم و بزماده 27 کیلوگرم.  

8. بزندوش( یزدی): 

 این بز دارای گرایش تولید مو و شیر می باشد. رنگ بدن عموماً قرمز حنایی با لکه های سفید در ناحیه سر، دست و پا و گوش. میانگین وزن بز نر 33/26 کیلوگرم و ماده 45/25 کیلوگرم . 

نژادهای گوسفند 

امروه بیش از دویست نژاد متفاوت گوسفند در سراسر دنیا موجود است و بسیاری از این نژادها از لحاظ تولید اقتصادی اهمیت چندانی ندارند و بیش از سه چهارم صنعت گوسفندداری دنیا فقط متکی به 10 تا 20 نژاد شناخته شده گوسفند است. 

 گوسفند را می توان براساس نوع تولید، وضعیت شاخ،منطقه جغرافیایی، وضعیت دنبه، و نوع پشم طبقه بندی نمود اما بطورکلی بواسطه سهولت کار طبقه بندی، گوسفندان دنیا را از روی نوع پشم به دسته های زیر تقسیم می کنند:  

1- نژادهای باپشم کاملاً ظریف مانند مرینوس( اسپانیا) و رامبویه( فرانسه) 

2- نژادهای با پشم ضخیم مانند آوسی( مدیترانه) و گوسفندان بومی ایران 

3- نژادهای پشمی دو رگه که در اثرتلاقی نژادهای پشم بلند و پشم ظریف بوجود آمده و هدف اصلاح کیفیت لاشه و طول تار پشم بوه است مانند کاریدال( نیوزلند) کلمبیا( آمریکا) و پاناما( آمریکا) 

گوسنفدان ایرانی از نظر کیفیت پشم در ردیف گوسفندان با پشم طریف قرار دارند و همگی باستثنای نژاد زل مازندران( بدون دنبه) و قره گل( دارای نیم دنبه) از جمله گوسفندان دنبه دار هستند. 

 وجود شرایط آب و هوای مختلف در ایران موجب بوجود آمدن نژادهای مختلفی گردیده است که اغلب این نژادها برحسب محل پرورش یا نام ایل پرورش دهنده آنها نام گذاری می شوند. 

گوسفندان ایرانی برحسب نوع تولید به دسته های زیر تقسیم می گردد: 

 نژادهای گوشتی مانند لری،مغانی، افشاری و شال 

نژاد پشمی مانند بلوچی، کلکوهی، ماکویی 

نژاد شیری مانند قزل 

نژاد پوستی مانند قره گل

كرد. برای انتخاب میش های شیری باید دقت شود که لگن جادار و پهن باشد، پستانها کاملاً قرینه هم و بافت آن هنگام شیرواری دامداری(قسمت چهارم(

 مشخصات ظاهری گوسفند 

گوسفنداز جمله دامهایی است که می تواند آب و هوای متغیر و خشک را تحمل کند و با فقیرترین علوفه و غذاها به رشد خود ادامه دهد. 

 از طرفی گوسفند در مقایسه با سایر دامها به جیره نگهداری کمتری احتیاج دارد و بیشتر غذایی را که مصرف می کند صرف تولید و رشدونمو خود می نماید. 

بطورکلی گوسفند یک دام چندمنظوره می باشد و بخصوص از نظر تولید گوشت، پشم،پوست وشیر مورد توجه است صفت تولیدمثل به موازات میزان تولید گوشت از جلمه صفات مهم اقتصادی به شمار می آید. بدین ترتیب بازده تولید مثل از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد. زیرا با ازدیاد تعداد بره هایی که به وسیله میش زائیده می شود، مخارج هزینه های تولید پائین می آید. به همین دلیل سعی و کوشش بر این ست که صنعت دوقلوزای در گوسفندان ازدیاد یابد. 

 پشم یکی دیگر از محصولات گوسفند می باشد که با توجه به نوع و کیفیت الیاف تشکیل دهنده آن در صنعت فرش و نساجی مورد استفاده و بهره برداری قرار می گیرد. بطورکلی تولید گوشت 80-75% و تولید پشم 20،25% کل عایدی پرورش دهندگان گوسفند را تشکیل میدهد. نژاد قره گل یکی از با ارزشترین پوستهای گوسفند را تولید می کد که در تهیه البسه مورد استفاده قرار می گیرد. 

 پشم گوسفند از لحاظ چربی و پروتئین غنی تر از شیر گاو است ولی حجم تولید شیر گوسفند کم می باشد. طول مدت شیردهی گوسفند 16 هفته بوده، مقدار تولید روزانه شیر در نژادهای مختلف گوسفند متفاوت و بین 4/5 ، 3/0 لیتر است. 

 در ارزیابی اندام های ظاهری، برای انتخاب گوسفندان گوشت باید به نکاتی چون پیشانی پهن، گردن کوتاه و عضلات توجه کاملاً پرشیر، شکم جادار، پهلوها ظریف و دام از ظرافت کافی برخوردار باشد. 

 برای انتخاب گوسفندان پشمی باید به نکاتی همچون بدن کشیده و کم عرض تر از گوسفندان گوشتی دقت کرد.

 نژادهای شاخص گوسفند در ایران

1. گوسفند افشاری:

نژادی است گوشتی، رنگ بدن قهوه ای روشن، تا تیره و بندرت سفید مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 65/88 کیلوگرم و میش 52/70 کیلوگرم 

2. گوسفند بلوچی: 

نژ ادی است پشمی – گوشتی- رنگ بدن سفید یکدست با لکه های سیاه دور چشم، پوزه و مفاصل دست و پا. میانگین وزن: قوچ 43 کیلوگرم و میش 6/39 کیلوگرم 

3. گوسفند بهمنی:

نژادی است گوشتی، رنگ بدن سفیدیکدست با لکه ها اختصاصی به رنگ سیاه اطراف چشم، پوزه، گوشت، ریزجثه، و بدن دنبه( دم دار) رنگ بدن سفید به تنوع شکری، نخودی و گاهی حنایی. میانگین وزن: قوچ 45 کیلوگرم و میش 6/40 کیلوگرم.

4. گوسفند دالاق: 

نژادی است گوشتی، رنگ بدن در بدو تولید سیاه و قهوه ای تیره و در هنگام بلوغ به رنگ شکری متمایل می گردد. میانگین وزن:قوچ 52/46 کیلوگرم.

5- گوسفند زل: 

نژادی است با گرایش تولید گوشت، ریزجثه، و بدون دنبه( دم دار) رنگ بدن سفید به تنوع شکری، نخودی، و گاهی حنای میانگین وزن قوچ 45 کیلوگرم و میش 6/40 کیلوگرم 

6. گوسفند زندی:

 نژادی است پوستی – گوشتی با رنگهای کبود تا سیاه میانگین وزن: قوچ 3/63 کیلوگرم و میش 5/46 کیلوگرم 

7.گوسفند کردی خراسان:

نژادی است گوشتی با جثه متوسط و رنگ بدن قهوه ای روشن تا تیره. میانگین وزن: قوچ 43/52 کیلوگرم و میش 52/44 کیلوگرم 

8. گوسفند سنجابی :

نژادی است گوشتی- پشمی رنگ بدن سفید یا نخودی، گوشها، قسمتی از گردن و دست و پا دارای لکه های قهوه ای، میانگین وزن قوچ 65/9 کیلوگرم و میش 4/60 کیلوگرم

9- گوسفند سنگسری:

نژادی است با گرایش تولید گوشت و ریز جثه، تنوع رنگ در این نژاد بسیار زیاد و از قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره مشاهده می شود میانگین وزن: قوچ 73/48 کیلوگرم و میش 5/41 کیلوگرم 

10. گوسفند شال: 

نژادی است گوشتی با گرایش تولید شیر مناسب، رنگ بدن در بدو تولید خاکستری سیاه و در بلوغ شکری متمایل به خاکستری است. میانگین وزن قوچ 85 کیلوگرم و میش 65 کیلوگرم. 

11. گوسفند طالشی:

 نژادی است با گرایش تولید گوشت. ریزجثه و با دنبه کوچک.رنگ بدن نخودی تا سفی یا قسمتی از سر و صورت و انتهای دست و پاها دارای لکه های قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره، بندرت رنگ سیاه نیز دیده می شود. میانگین وزن: قوچ 5/47 کیلوگرم و میش 6/43 کیلوگرم 

12. گوسفند عربی:

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید شکری، با تنوع نخودی، قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره. میانگین وزن قوچ 46/61 کیلوگرم و میش 85/38 کیلوگرم.

 13. گوسفند فراهانی: 

نژادی است پشمی – گوشتی، رنگ بدن سفید متمایل به نخودی با لکه های سیاه رنگ دور چشم، گوشها، پوزه و مفاصل دست و پا میانگین وزن: قوچ 02/51 کیلوگرم و میش 96/39 کیلوگرم 

14. گوسفند فشندی: 

نژادی است گوشتی – شیری با جثه نسبتاً بزرگ. رنگ بدن در بدو تولید قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و در بالغین از کرم،کهربایی روشن و قهوه ای روشن تا قهوه ا ی تیره متغیر است. میانگین وزن: قوچ 77 کیلوگرم و میش 42 کیلوگرم 

15_گوسفند قره گل سرخسی: 

نژادی است پوستی – گوشتی،رنگ بدن در بدو تولد سیاه و در بلوغ به رنگ خاکستری تغییر می یابد. میانگین وزن: قوچ 5/72 کیلوگرم و میش 5/52 کیلوگرم 

16- گوسفند قزل: 

نژادی است گوشتی – شیری رنگ عمومی بدن قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با تنوع رنگ قرمز، میانگین وزن: قوچ 6/81 و میش 6/53 کیلوگرم 

17. گوسفند قشقایی: 

نژادی است گوشتی ،در بدو تولید کاملاً قهوه ای و پس از 6 ماهگی به رنگ شکری تبدیل می گردد. البته رنگ سر وصورت جلوی سینه، زیر شکم، دست و پا به رنگ قهوه ای باقی می ماند. رنگ عمومی بدن، دام بالغ سفید بور، بور قرمز، ابلق سیاه و سفید ابلق بور می باشد. میانگین وزن: قوچ 69کیلوگرم و میش 52 کیلوگرم 

18. گوسفند کبوده شیراز: 

نژادی است پوستی- گوشتی رنگ بدن خاکستری تا سفید و تنوع رنگهای قهوه ای، سیاه، خاکستری و بور مشاهده می شود میانگین وزن: قوچ 62 کیلوگرم و میش 5/49 کیلوگرم 

19. گوسفند کردی: 

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید نخودی با تنوع رنگ خرمایی روشن تا تیره وسیاه در قسمت های سر و صورت، گردن و گوش، مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 5/65 کیلوگرم و میش 35/38 کیلوگرم 

20. گوسفند کرمانی: 

نژادی است پشمی- گوشتی، رنگ بدن سفید متمایل به نخودی، میانگین وزن: قوچ 63 کیلوگرم و میش 51 کیلوگرم 

21. گوسفند کلکوهی: 

 نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید متمایل به کرم و رنگ سر و صورت خرمایی، سیاه، و بور. میانگین وزن: قوچ 6/75 کیلوگرم و میش 7/43کیلوگرم 

22. گوسفند لری: 

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید متمایل به کرم و رنگ سر و صورت خرمایی، سیاه و بور. میانگین وزن: قوچ 6/75 کیلوگرم و میش 5/55 کیلوگرم 

23. گوسفند لری بختیاری: 

 نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن متأثر از رنگ تولد، دارای تنوع سفید، خاکستری روشن تا تیره، ابلق( سفید، خاکستری تیره و روشن) و چهارگل( مخلوطی از رنگها ) مشاهده می شود. میانگین وزن:قوچ 2/104 کیلوگرم و میش 63/58 کیلوگرم 

24.گوسفند ماکویی: 

نژادی است پشمی – گوشتی رنگ بدن سفید، گوشها، پوزه و انتهای چهارقلم دست و پا، دور چشم دارای لکه های اختصاصی سیاه، میانگین وزن: قوچ 49 کیلوگرم ومیش 5/38 کیلوگرم 

25. گوسفند مغانی: 

نژادی است گوشتی – شیری، رنگ بره در بدو تولد قهوه ای و در دوران بلوغ به رنگ شکری یا نخودی تبدیل می شود. میانگین وزن: قوچ 76 کیلوگرم و میش 6/62 کیلوگرم 

 26. گوسفند نائینی: 

 نژادی است پشمی – گوشتی رنگ بدن سفید یکدست با لکه های سیاه دور چشم، پوزه، انتهای گوش و مفاصل دست و پا. میانگین وزن قوچ 42کیلوگرم و میش 35 کیلوگرم 

27. گوسفند مهربان: 

نژادی است گوشتی با گرایش تولید شیر، رنگ غالب عمومی بدن دام قهوه ای، طیف های روشن تا تیره و سیاه نیز مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 76 کیلوگرم و میش 6/62 کیلوگرم 

 

  نژادهای گاو ایرانی 

1. گاو تالشی:

نژادی است شیری – گوشتی ، جثه بزرگ، رنگ غالب سیاه و قرمز آجری که به رنگهای زرد، سفید آهویی نیز دیده می شود. میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 645 کیلوگرم با 5 درصد چربی. 

2. گاو دشتیاری:

نژادی است شیری –گوشتی جثه بزرگ، رنگ غالب قهوه ای سوخته که به رنگهای سیاه، حنایی، و طوسی و ابلق نیز دیده می شد میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 963 کیلوگرم.

3. گاو سرابی:

نژادی است شیری – گوشتی، جثه بزرگ، رنگ بدن متنوع از زرد، روشن تا قهوه ای سوخته اطراف چشم سفید تا قهوه ای، میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 1477 کیلوگرم با77/4 درصد چربی.

4. گاو سیستانی: نژادی است گوشتی، جثه بزرگ، رنگ غالب، سیاه و به رنگهای ابلق( سیاه و سفید) نیز دیده می شود. میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 143 کیلوگرم، متوسط افزایش وزن بدن روزانه 34/11 کیلوگرم با ضریب تبدیل خوراک به وزن زنده8 به 1.

 5. گاو گلپایگانی:

نژادی است شیری – گوشتی جثه متوسط، رنگ غالب قرمز، حنایی میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 580 کیلوگرم با 72/4 درصد چربی

6. گاو نجدی:

نژادی است شیری – گوشتی، جثه متوسط، رنگ غالب قرمز، حنایی،میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 580 کیلوگرم با 72/4 درصد چربی.

نژادهای گاومیش ایرانی 

1. گاومیش خوزستانی: 

 نژادی است شیری جثه نسبتاً بزرگ، رنگ سیاه، میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 1600 کیلوگرم با 41/6 درصد چربی. 

2. گاومیش آذربابجانی: 

نژادی است شیری، جثه نسبتاً بزرگ، رنگ سیاه، قهوه ای تیره و روشن متوط تولید شیر در یک دوره شیردهی 1400 کیلوگرم با 8/6 درصد چربی.  

3.گاومیش گیلانی: 

نژادی است شیری، جثه متوسط، رنگ سیاه و قهوه ای تیره، متوسط، تولید شیر در یک دوره شیردهی 1300 کیلوگرم با 56/5 درصد چربی. 

 5. گاومیش مازندرانی: 

 نژادی است شیری، جثه نسبتاً بزرگ، رنگ غالب سیاه، تولیدشیر در یک دوره شیردهی 1400 کیلوگرم با 3/7 درصد چربی. 

 

 

راهنماي انتخاب مواد خوراكي جهت جيره نويسي

 

1- ذرت : اين ماده با حدود 3300 انرژي و 8/8 % پروتئين خام عمده ترين غله موجود در جيره هاي طيور ميباشد . اسيدآمينه ميتونين در ذرت بالا مي باشد وميزان ليزين آن كم است . بهمين دليل در اغلب موارد هنگام استفاده از اين ماده ليزين به جيره افزوده مي گردد. 

ذرت حاوي رنگدانه گزانتوفيل است كه وجود آن براي زردي رنگ پا ، پوست ، نوك مرغها و زرده تخم مرغ لازم مي باشد.اين ماده درمواردي كه نيازبه پلت كردن دان باشد براحتي پلت نمي شودو براي اينكار بايد از پلت چسبان استفاده كرد تا دان خميري نشود.مايكوتوكسين هاازمشكلات عمده غلات بخصوص ذرت مي باشدكه اگرميزان آنها بحدي برسد،چون سمي است باعث مسموميت مي شود.

رطوبت بالا (بالاتراز 14 %) به همراه حرارت (بالاتراز25 درجه سانتي گراد)به رشد اين قارچهاي سمي كمك مي كند. زيرا لنيون مايكوتوكسين ديگري است كه درجيره به ويتامين D3 چسبيده و باعث خارج شدن ويتامينD3 از بدن مي گردد كه نهايتاً منجر به بروز مشكلات اسكلتي و پوسته تخم مرغ مي شود . در چنين مواقعي بايد توجه داشته باشيم 

اگر شرايط كشت ، داشت و يا برداشت بدليل تغييرات آب و هوا از جمله تغيير دما يا باران شديد و … تغيير كند انرژي ذرت نيز تغيير مي كندكه با لمس كردن قابل تشخيص است در اينگونه مواد ميزان تغييرپروتئين اندك بوده واسيدآمينه ها نيز تقريباً ثابت مي مانند.قبل از برداشت اگرذرت درشرايط گرما قراربگيرد چروكيده وكم وزن مي شودوانرژي آن بشدت پايين خواهد بود . 

ذرت تازه رطوبت بالايي داردورطوبت بالا باعث خوشخوراكي آن مي گرددوطيور براحتي آنرا مي خورند . اگر بهردليلي بخواهيم از ذرت تازه استفاده كنيم بايد مواد مغذي آنرا براي ميزان رطوبت تصحيح كرد و بعد در جيره نويسي شركت داد . 

  

2- گندم : 

گندم يكي ديگر از غلات است كه تقريباً 3100 انرژي و 12% پروتئين دارد . براي تقسيم بندي از نوع واريته(زمستانه و بهاره )،رنگ پوشش(قرمز و سفيد)وميزان سختي (نرم و سخت )استفاده مي كنند . درگندمهاي سخت پروتئين بيشتري بهمراه نشاسته وجود دارد واصولاً ارزش غذايي گندم به نرمي وسختي آن بستگي دارد . 

با وجودي كه گندم حاوي پروتئين بيشتري نسبت به ذرت مي باشد و انرژي آن هم اندكي از ذرت كمتر است اما استفاده بيش از 30 % آن بدون آنزيم مناسب در جيره مشكلاتي را براي پرندگان جوان بوجود مي آورد . ناگفته نماند كه ميزان پروتئين خام در گندم با توجه به نوع رقم آن متفاوت مي باشد و اين دامنه تغييرات مي تواند از تقريباً 5/9 درصد الي 15 درصد باشد .  

آرابينوگزيلان ها اصلي ترين تركيبات پنتوزي مي باشندكه چندين برابر وزن خود آب جذب مي كنند. پنتوزانها بطور كلي باعث تغيير ويسكوزيته (چسبندگي ) مواد هضمي مي شوند و در نتيجه موجب كاهش هضم مواد خوراكي و افزايش رطوبت بستر مي شوند . گندمهاي آسياب شده بصورت خيلي نرم باعث چسبندگي نوك جوجه هاي جوان مي شود . پروتئين هاي گندم خاصيت چسبندگي دارند و بنابراين به نوك پرنده مي چسبند.چسبندگي شديد نوك سبب كاهش مصرف خوراك ، افزايش مقدار خوراك در آبخوريهاي قيفي و فراهم شدن محيط مناسب در دهان براي رشد باكتريها و قارچها مي شود كه اين مشكل با آسياب كردن درشت دانه هاي گندم بر طرف مي شود . بطوركلي گندم به جيره جوجه هاي10-7 روزگي بعلت نوع پروتئينهاي موجود در آن كه ايجاد چسبندگي در نوك و مقعد مي كند توصيه نمي شود و همانطور كه اشاره شد آسياب چكشي بدليل ذرات ريزتري كه ايجاد مي كند بيشتر مشكل ساز است.با مصرف گندم ميزان مصرف آب زياد شده وبستر خيس مي گردد.كه نهايتاً منجر به بروز مشكلات پا ، سينه ،كوكسيديوز و بيماريهاي تنفسي از راه آزاد شدن آمونياك مي گردد (بالا رفتنpH تا 9-8 ). 

با مصرف آنزيمهاي آرابيناز،آلفا - آميلاز وگزيلاناز مي توان از يك روزگي حدود 30 % جيره را با گندم تأمين كرد كه اين مقدار به حدود 60 % درآخر دوره مي رسد . 

  

3- جو : 

جو نيز از خانواده غلات مي باشد و حدود 2600 انرژي و 6/11 % پروتئين دارد . لاشه مرغي كه با جو تغذيه شده است بدليل وجود چربي اشباع (اشباع تر از چربي ذرت)،ذخيره چربي اعماء و احشاء مقداري سفت تر خواهد بود. بتاگلوكان ها عامل محدود كننده تغذيه جو مي باشندكه باعث مرطوب شدن بستر مي گردند . بنابراين در هنگام استفاده از آن بايد آنزيم بتاگلوكاناز را به جيره اضافه كرد . 

جو را بصورت دانه كامل نبايد در ابتداي زندگي مورد تغذيه قرار داد زيرا بعلت داشتن نوك تيز و پوسته زبر طيور را از خوردن دان باز مي دارد . 

نكته مهم ديگري كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه دانه هاي مواد بايد همگي با هم، هم اندازه باشند در غير اين صورت طيور دانه هاي درشت تر را انتخاب مي كنند.درزمان استفاده ازجودرجيره با افزودن آنزيم مقداري به انرژي آن افزوده مي گردد ومشكلاتي كه براثر وجود بتاگلوكانها پديد مي آمد رفع مي گردد.دراينصورت مي توان از اول دوره به مقدار 15-10% به همراه گندم يا بيشتر به تنهايي استفاده كرد . نكته مهم در اينجا ميزان آنزيم است كه بايد كافي باشد تا بتاگلوكان در دستگاه گوارش كاملاً از بين برود. بتاگلوكان و اندازه خود ذرات در چسبندگي مقعد مؤثرند و اگر اين اندازه خيلي كوچك باشد آنزيمها اثر نمي كنند و هضم نمي شوند.بعضي اوقات از جو بعنوان پركننده جيره استفاده مي شود در گله هاي مادر و اجداد در سنين خاصي چون دان هر روز در اختيار مرغ نيست گاهاً از جو بعنوان سرگرم كننده استفاده مي گردد.  

  

4- كنجاله سويا 

سويا داراي 2550 انرژي و 44 يا 48 % پروتئين مي باشد . سويا جزء موادي است كه براي تأمين پروتئين ازآن استفاده مي شود.سويا داراي عامل محدود كننده تريپسين است كه موجب متوقف شدن تجزيه پروتئين ها مي شود وجود آن علاوه بر كاهش رشد و توليد تخم مرغ با بزرگ شدن پانكراس مشخص مي باشد.البته اين عامل درطي فرايند حرارتي براي روغن كشي ازسويا ازبين ميرود. 

تنهاعاملي كه باعث تغييرارزش سويا مي شود حرارت است كه بدوصورت over heat و under heat مي باشد(واكنش ميلارد يا قهوه اي شدن)كه دراين حالت بايدبه جيره ليزين اضافه نمود(سويا سوخته). در زمان استفاده ذرت با سويا ، متيونين اولين ليزين و دومين اسيد آمينه محدود كننده است . 

سويا بخاطراليگوساكاريدهايش ايجاد رطوبت مي كند و ممكن است در طيوري كه مدت زمان زيادي نگهداري مي شوند زخمهايي در كف پا (( food pad lesions ايجاد گردد . 

  

5-كنجاله آفتابگردان 

آفتابگردان يكي ديگر از موادي است كه براي تأمين پروتئين جيره از آن استفاده مي كنيم . ميزان انرژي آن 1900 و پروتئين آن از 28 تا 40 % متغيير مي باشد . ميزان ليزين آن پايين و ترئونين آن قابليت هضم بسيار كمي دارد. اين ماده داراي مقدار زيادي پكتين (محدودكننده )، گزيلان و آرابينوزايلان است و در مواقع مصرف حتماً بايد يك مولتي آنزيم حاوي پكتيناز به آن اضافه شود.بدون آنزيم مي توان مقداركمي ازآن را در جيره جايگزين سويا نمود. مثلاً به جاي 20 % سويايي كه در جيره آغازين موجود است ، 15 % سويا و 5 % آفتابگردان قرار دهيم كه در اين حالت بالانس اسيدهاي آمينه بخصوص ليزين و ترئونين ضروري بنظر مي رسد . 

بطور خلاصه مي توان در جيره آغازين تا 25 % و در جيره پاياني تا 40 % سوياي موجود را با آفتابگردان جايگزين نمود . البته در جيره حاوي آنزيم مي توان مقادير بيشتري از اين ماده را استفاده كرد.رنگ كنجاله آفتابگردان تيره است وچون رنگ خوراك درمصرف آن بوسيله طيورجذبه دارد، مصرف آن مقداري محدود مي شود . 

  

6- كنجاله تخم پنبه 

كنجاله تخم پنبه داراي 2300 انرژي متابوليسمي و 41 % پروتئين است . تخم پنبه داراي ماده ضدتغذيه اي گوسيپول است كه در گله هاي تخم گذار اهميت دارد چون در سفيده و زرده تخم مرغ ايجاد رنگ مي كند . تغيير رنگ زرده بصورت بوجود آمدن لكه هاي سبز تا سياه است كه بستگي به مدت زمان انبارداري دارد و رنگ سفيده ، هم بدليل پاره شدن غشاء به رنگ صورتي درمي آيد. براي استفاده از تخم پنبه مي توان از سولفات آهن به نسبت 1 به 1 استفاده كرد ، زيرا تركيبات آهن دار با گوسيپول كمپلكس مي دهند و آنرا از دسترس سيستم گوارشي طيورخارج مي سازند .  

   

7- نخود 

نخود داراي 2600-2400 انرژي و23 تا 25% پروتئين مي باشد. مقدار متيونين آن همانند سويا پائين است كه در زمان جيره نويسي بايد مورد توجه قرار بگيرد. داراي ماده ضدتغذيه اي آنتي تريپسين است ولي ميزان اين ماده در نخود بسيار كمتر از سويا است كه اين مقدار كم هم با حرارت از بين مي رود ضمن اينكه حرارت تأثير مثبت روي ميزان پروتئين قابل هضم دارد. تانن ماده ضد تغذيه اي ديگري است كه در نخود وجود دارد. هر چه مقدار تانن بيشتر باشد قابليت هضم پروتئين نخود پائين تر خواهد بود. اگر به روشي بتوانيم مقدار مواد ضدتغذيه اي نخود را پائين آوريم اين ماده با سويا رقابت خواهد كرد و با پروتئين سويا قابل مقايسه خواهد بود. 

  

8- پودر گوشت 

پودر گوشت در حدود 55% پروتئين خام دارد و تجزيه كردن و داشتن آناليز آن بدليل متغير بودن ماده اوليه بصورت موردي، نياز مي باشد. ميزان متيونين ، سيستئين و تريپتوفان آن كم و ليزين بالاست. ميزان انرژي پودر گوشت به ميزان چربي موجود در آن بستگي دارد. وجود يك آنتي اكسيدان در پودر گوشت براي جلوگيري از فساد آن اهميت دارد . پودر گوشت به اين دليل كه حرارت مي بيند و رطوبتش گرفته مي شود آلودگي ندارد. ولي بزودي ممكن است آلودگي به آن منتقل گردد. پودر گوشت اگر حاوي استخوان باشد بايد با قيمت ارزانتري در اختيار مصرف كننده قرار گيرد و در اين حالت 40 تا 50% پروتئين خام دارد و منبع خوبي براي كلسيم و فسفر مي باشد البته هر چه فسفر آن پائين تر باشد بهتر است چون ممكن است محدود كننده باشد.ميزان مصرف پودر گوشت بطور متوسط 5 تا 7% و حداكثر 10% مي باشد. اگر مقدار پروتئين پودر گوشت نامشخص باشد بهتر است بيشتر از 4 تا 5% درجيره استفاده نشود. 

  

9- پودر ماهي 

پودر ماهي داخلي كه از ماهي كيلكا بدست مي آيد حدود 60% پروتئين دارد. پودر ماهي خارجي از ماهي هاي آنچوي ، هرينگ ، منهادان گرفته مي شود و در حدود 64% پروتئين دارد. تركيب اسيد آمينه ها و قابليت هضم آنها بسيار بالاست. بخاطربو و مزه اي كه در گوشت و تخم مرغ ايجاد مي كند در مصرف آن محدوديت داريم و حداكثر 5% در جيره استفاده مي شود. درجيره جوجه هاي گوشتي اين ميزان در آخر دوره بايد به حداقل برسد. 

اگرميزان چربي پودر ماهي بيش از 1% باشد،مقدار بو بخصوص بعدازطبخ مشكل ساز است. پودرماهي هم همانند پودرگوشت بايد حاوي آنتي اكسيدان باشد. 

پودر ماهي ممكن است موجب سائيدگي سنگدان شود. زمانيكه اين جراحات مشاهده شد بايد بلافاصله مواد پروتئيني با منشاء حيواني قطع شده و اندازه دانه هاي خوراك مقداري درشت تر گردد تا سنگدان به حالت عادي در آيد. 

 

چگونه در موقع كار با حيوانات مزرعه اي سلامتي خود را حفظ كنيم



كساني كه با حيوانات مزرعه اي كار مي كنند ، بايد مواظب سلامتي خود باشند چرا كه اين حيوانات در اثر عوامل مختلف دچار تغيير رفتارهاي غير قابل انتظاري شده و ممكن است در اثر عدم توجه و هوشياري افراد ، متحمل خسارت و آسيب ديدگي هاي جدي گردند . 

از جمله عواملي كه مي تواند تا حد زيادي فرد را در مقابله با اين حوادث و رويدادها غير قابل انتظار هوشيار نمايد آگاهي از رفتار حيوانات است . آشنايي بيشتر با اين رفتارهاست كه فرد مي تواند از تغيير آن مطلع شده و واكنشي متناسب با اين تغييرات را در هنگام روبه رو شدن با حيوانات از خود نشان دهد . يكي از راه هاي كاهش آسيب هاي ناشي از حمله حيوانات /ن استفاده از امكانات ووسايل حفاظتي خاص فردي است كه در زير به خلاصه اي از آنها اشره مي كنيم :

تسهيلات و امكانات لازم :

براي كار با اين حيوانات مزرعه اي مختلف و امكانات گوناگوني مورد نياز است كه اين نوع تجهيزات با توجه به حيوانات مختلف متفاوت است به عنوان مثال براي كار با حيوانات بزرگ نظير گاو نياز به وسايلي است كه كاملا حيوان را مهار كرده تا فرد بتواند در طول مدت زمان كار از سلامتي خود مطمئن باشد .

- محل هاي نگهداري حيوانات بايد مجهز به درب هاي خروجي اضطراري براي افراد باشد ، تا در موقع احساس خطر فرد بتواند از آنجا خارج گردد . 

- هدايت دام ها به داخل باكس ها يكار ، نبايد از طريق مهار با طناب وكشيدن انجامگيرد ، براي اين منظور محلهايي در نظر مي گيرند كه اطراف آن ميله اي بوده و راه بازگشتي به عقب براي دام وجود ندارد و به راحتي به جلو و محل كار هدايت مي گردد. 

- ميله هايي ضخيم و بلندي كه دور اين قسمت را احاطه كرده است اجازه پريدن و رفتن را از دام مي گيرد .

- وسايل كار با حيوانات را سالم نگه داشته و از عملكرد صحيح آنها قبل از كار با حيوان اطلاع حاصل كنيد . 

- نبايد كف محل حركت و كار هم براي حيوان و هم براي فردي كه با حيوان كار مي كند ، لغزنده باشد . 

- محوطه اي كه حيوان در آن قرار دارد بايد از روشنايي كافي برخوردار باشد . 

- روشنايي بايد در كل محل كار يكنواخت بوده چرا كه وجود نقاط روشن و تاريك در اين محوطه باعث مي شود كه حيوانات (مخصوصاً گاو ) به راحتي به جلو و عقب حركت نكند .

- تا آنجا كه مقدور است بايد اطراف باكس معاينه ، محل كار و نيز اطراف محل هدايت دام به داخا باكس با استفاده از وسايل ساختماني طوري مسدود شود ، كخ دام بيرون از آنجا را نبيند . چون در غيراين صورت ، حيوان بيرون و وسايلي كه افراد مي خواهند با آنها كار كنند را ديده و حركات اضافي جهت بيرون رفتن از آن محل و نناراحتي كار را بروز مي دهند . ديدن بيرون از باكس ، عامل استرس زا براي حيوان محسوب شده و حيوان نمي خواهد در موقع كار با آن ساكت باشد .

- گاو وگوسفند تمايل دارند از محل هاي كم نور به محل هاي پر نور حركت كنند در محل روشن نبايد نور مستقيم به چشم آنها بتابد و وجود نور كم در جلو آنها به حركت شان در جهت جلو مي تواند كمك كند .

- صداهاي ناگهاني و بلند ، مي تواند عامل استرس زا براي حيوان باشد ، كه براي كاهش آن از وسايل عايق كننده دردرب ها و محل هاي لازم ديگر استفاده مي شود .

- حس بويايي در مورد حيوانات مزرعه (مخصوصا بين مادر و نوزاد تازه متولد شده )نهايت اهميت را دارد . اغلب حيوانات در مقابل بوهايي كه ما احساس نمي كنيم از خود واكنش نشان مي دهند . به عنوان مثال گاو ممكن است در اثر شناسايي بوي گاوي كا فحل است ، از خود رفتاري تهاجمي نشان دهد . 

- كليه وسايل نگهداري و كار با حيوان بايد يك رنگ داشته باشند ، چرا كه بعضي از گونه هاي حيوانات مزرعه اي به تغيير رنگ حساس بوده وممكن است از خود در مقابل اين تغيير رنگ رفتارهاي نامناسبي را نشان دهند .

- تمامي گونه هاي حيواني از حركت حركت برروي محل هاي زهكشي ، ميله هاي آهني ، لوله هاي پلاستيك ، مكاني سايه دار و يا مكاني با تغيير بافت زمين امتناع مي ورزند . تمامي اين موارد بايد درموقع طراحي وسايل و تسهيلات لازم در جهت كار با حيوانات مد نظر قرار گرفته شود . براي جلوگيري از سر خوردن دام از افرادي كه با آن ها كار مي كنند بايد كف و جوانب آن محل ها با استفاده از شن و ماسه به صورت زبر و خشن ساخته شوند .

آشنايي با رفتار حيوانات مزرعه اي :

- در حيوانات رفتارهايي نظير گرسنگي ، تشنگي ، ترسيدن ، بيماري و حس مادري قوي به صورت غريزي وجود دارد . در آن ها همچنين رفتارهاي فردي نظير نيش و لگد زدن به صورت انفرادي رشد مي نمايد . فردي كه مي خواهد با اين حيوانات كاركند ، بايد وسايل و تجهيزات محافظتي لازم را به همراه داشته و از آن ها در مواقع ضروري استفاده نمايد .

- گاوهاي گوشتي و شيري عموما گور رنگ بوده و ازتوانايي ادراكي ضعيفي برخوردارند لذا در آنها حس رقابت با همنوع رشد بيشتري را پيدا كرده است . گوسفند نيز هرچند كور رنگ بوده، ولي از هوش و دكاوت بالايي در مقايسه با گاوبرخوردار است . در مقابل اين هوش و ذكاوت بالا از بيرون رفتن از جاهايي نظير درب باكس (مخصوصا بازور ) امتناع مي ورزد .

- احتمال حمله از طرف گاو نر با توجه به خصوصيات جنسي خود ، بيشتر از گاوها يماده مي باشد .

- اسب و قاطر به عقب لگد مي زنند در حالي كه گاو به جلو وهم عقب وهم به جوانب لگد مي زند ، د رلگد زدن به جوانب اولويت با قسمتي است كه آسيب ديده و يا درد در آنجا احساس مي شود . بهعنوان مثال اگر گاوي داراي ورم پستان در يكي از كارتيه هاي خود باشد لگد زدن به آن طرفي از پستان خواهد بود كه كارتيه عفوني دران قسمت قرار دارد .

- د رموقع كار با گاوها در جلو آنها قرار نگيريد بلكه در عقب حيوان ايستاده و تا زماني كه به وجود شما نياز نيست خود را از حيوان مخفي نگه داريد . 

- حيواناتي كه نوزاد دارند حس غريزي مادري قوي از خودشان نشان مي دهند اين نوع حيوانات شديداً حالت تدافعي به خود گرفته و در مقابل افرادي كه ميخواهند با آنها كار كنند از خود مقاومت نشان ميدهند در اين مواقع در صورت امكان نگهداري نوزاد در كنار مادر ، به مهار آن كمك كرده و مشكلات كار با آنها را تاحد زايدي كاهش مي دهد . بيشتر حيوانات به حضور در محل هايي نظير چرا گاهها و ساختمانها ، آبشخورها و آخورها عادت داشته و محروميت آنها از اين امكانات ممكن است باعث بروز رفتارهاي غير قابل انتظاري در آن گردد . 

- وزش باد و يا وجود حشرات موذي نظير مگس در محلباعث اختلال در كار با حيوان مي شود . 

- از فرياد كشيدن و صداهاي بلند در موقع كار با حيوانات كه باعث ترس و وحشت در آنها مي شود اجتناب كرده و بايد حيواناتي كه كور هستند ، و يا قوه شنوايي خود را در يكگوش از دست داده اند ، احتياط به خرج داده .

- حيوانات سابقه كارهاي مختلف (از جمله عمليت درماني را)بياد دارند ، لذا در موقع كار با آنها ممكن است با تداعي آن اعمال مشكل ايجاد كنند .

وسايل شخصي حفاظتي :

- افرادي كه م يخواهند با حيوانات كار كنند بايد داراي وسايل شخصي حفاظتي جهت حفاظت از خود در موقع كار با آنها باشند اين وسايل شامل : عينك ، دستكش ، لباس كار و كفش هاي پنچه فلزي مي باشد . 

- در موقع كار با حيواناتي كه مريض و زخمي هستند از دستكش هاي پلاستيكي يكبار مصرف استفاده نموده و به پرسنل آموزش دهيد كه قبل و بعد از انجام كار دست ها را باماده ميكروب كش ضد عفوني نمايند .

كنترل بيماري:

در مواجه با بيماري در دام ، فرد بايد احتياط نموده تا از انتقال بيماري مشترك بين انسان و دام جلوگيري گردد . بيماري هايي كه دراين مورد در اولويت قرار دارند عبارتند از : ليپتواسپيروزيس ، بروسلوز ، سالمونلوز ، هاري و آلألودگي با كرمهاي گرد مي باشند . 

- براي كاهش بروز بيماري هاي مختلف در دام رعايت نكات بهداشتي از قبيلدرمان ، معدوم نمودن حيوانات مريض ، دفع صحيح و كافي بافت هاي آلوده ، تميز نمودن مناسب محل هاي آلوده شده و استفاده مناسب از وسايل شخصي ضروري مي باشد .

كار نزديك با حيوانات :

- در حين كار ونزديك شدن به حيوانات مزرعه اي بزرگ محافظت فرد از خود داراي اهميت زيادي است . اكثر حيوانات بزرگ مي توانند يك زاويه بزرگ از اطراف خود را ببينند ولي يك منطقه در قسمت عقب حيوانات وجود دارد كه حيوان نمي تواند آنجا را ببيند لذا فرد بايد اكثر كارها را از آن نقطه انجام دهد . 

- هرگونه حركت در اين نقطه كور ممكن است باعث عصباني شدن حيوانات گردد . 

- بيشتر حيوانات مزرعه اي بزرگ به عقب و جوانب نيز لگي مي زنند كه در موقع ايستادن د رنقطه كور و كار با حيوانات ، به اين موضوع بايد توجه كرد . 

- اگر درداخل باكس و يا در سالن شير دوشي با حيوانات كارمي كنيد هميشه محل ضروريجهت فرار كردن در مواقع اضطراري را مد نظر داشته باشيد . اگر باكس كوچا مي باشد امكان آسيب رسيدن به فرد در اينچنين مواقعي بيشتر است .

محل نگهداري حيوانات :

- محل كار خود را تميز و سالم نگهداري كنيد . 

- كليه آشغالها و وسايل اضافي را از سر راه حركت حيوانات دور كنيد .

- از محكم بودن وسايل مورد استفاده در كار با حيوانات مطلع شويد . 

- كودها و مواد موجود در سطح بستر سيماني را براي جلوگيري از سرخكردن پاك نماييد .

- وسايل نوك تيز و برنده را از سر راه حيوانات د رموقع حركت آنها به باكس جمع آوري كنيد .

 

منبع : مجله دامداران شماره 11- آبان 84

 

مطالبی در مورد خوراک دام - پنبه دانه



مقدمه

با توجه به روند فزاينده افزايش جمعيت ، منابع محدود و فقر و گرسنگي پنهان لازم است برنامه اقتصادي همه جانبه اي در بخش کشاورزي و زير مجموعه آن دامپروري تدوين گردد. پرورش دام وطيور يکي از مواردي است که با بهینه سازی زمان و سرمایه ما را به اهداف اقتصادي مي رساند. بدين لحاظ نياز به مديريت چنين واحدهايي است تا با تاکيد بر اصلاح نژاد دام وطيور جهت بالارفتن راندمان توليدبهترين شرايط محيطي را فراهم نمايند. از اين لحاظ که غذا در پرورش دام و طيور بيشترين هزينه را دارد مساله عمده و اساسي است. پنبه دانه می تواند امروزه به دليل کيفيت مناسب و اقتصادي سهم بسزايي در جيره نشخوارکنندگان داشته باشد و در جیره طیوربه صورت کنترل شده مورد استفاده قرارگیرد.کيفيت اسيدهاي آمينه پروتئين هاي حيواني نسبت به گياهي ارجحيت دارد اما اين پروتئين ها هزينه بالاي دارند بنابراين لازم است از پروتئين هاي نباتي استفاده شود . بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است که اهميت اين ماده غذايي را از لحاظ ترکيبات آن بيان شود . به طور کلي مي توان گفت که ترکیبات حاصل از پنبه دانه يک ماده غذايي بهداشتي و اقتصادي است و به لحاظ ترکيبات شيميايي مناسب می تواند در جيره دام و طيور نقش مهمي ايفا کند. 

گیاه پنبه :

1- پیشینه :

پیشینه کشت پنبه به منظور تهیه پارچه و لباس به 500 سال قبل می رسد . فرودوت تاریخ نویس یونانی از این محصول به نام درخت یَشم در هندوستان نام برده است. برخی مبدا کشف پنبه را آسیا و گروهی افریقا می دانند. کشت پنبه در ایران پیشینه ای دراز دارد و در تذکره ها وکتاب های کهن ازکشت این محصول در ایران یاد شده است . مارکوپولو نیز در سفرنامه خود از کشت پنبه در ایران نام برده است . بذر الیاف متوسط کنونی در زمان قاجاریه توسط یک کشیش آمریکایی به ایران آورده شده است و قبل از آن ( ورود الیاف متوسط کنونی ) کشت نوعی پنبه بومی با الیاف کوتاه معمول بود که بیشتر مصرف داخلی داشت. 

2- طبقه بندی گیاهی :

پنبه گیاهی است گل دار ، دولپه ای از خانواده malvaceae و از جنس gossypium و ریشه آن عمودی است .ارتفاع بوته در تمام رقم ها گوناگون از 6-5/2 سانتیمتر متفاوت است . در آب و هوای معتدل گیاهی است یک ساله ولی در برخی نقاط اگر با زمستان و یخبندان همراه نباشد طول عمر گیاه به چند سال هم می رسد . از نظر گیاهشناسی پنبه به دو گروه بزرگ تقسیم می شود:

* پنبه آسیایی شامل گونه های : 

G.arboteum و G.herbaceum 

* پنبه امریکایی شامل گونه های : 

G.religiusum و G. hirsitum و G.harbadense 

3- ترکیبات و کاربرد آن : 

پنبه از دو قسمت تارهای سپید رنگ و دانه تشکیل شده است . ویژگی تارهای پنبه این است که قابلیت ریسیده شدن و پس از آن بافت پذیری دارد. این ویژگی ها از همان زمان های دور در بهره گیری از این گیاه بوده است . 

پنبه از نظر اندازه تارها به سه دسته تقسیم می شوند: 

1- تار کوتاه درازای کمتر از 25 میلیمتر 

2- تار متوسط درازای 32-25 میلیمتر

3- تار بلند درازای بیش از 32 میلیمتر 

از تارهای پنبه در کارخانه های ریسندگی ، نخ تهیه می کنند. پس از تهیه نخ ، انواع پارچه بافت می شود . دانه پنبه از سه قسمت تشکیل شده است : 

· لینتر یا کرکهای که سطح دانه را می پوشانند و 19-2 % وزن دانه را در رقم های گوناگون تشکیل می دهد و از آن نخ ، کاغذ ، پلاستیک ، فیلم ، نمد ، موکت و وسایل بهداشتی تهیه می شود.

· پوسته که مغز را می پوشاند و 45-40 % وزن دانه را تشکیل می دهد و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه دیده می شود . از پوست دانه خوراک دام ، کود ، پلاستیک و لاستیک مصنوعی تهیه می کنند. 

· مغز پنبه دانه که به رنگ سفید روشن است و از روغن و پروتئین تشکیل شده است و 55-50 % وزن دانه را تشکیل می دهد . از مغز دانه روغن خوراکی ، صابون ، گلیسیرین و از تفاله آن کود و خوراک دام تهیه می شود. با تولید هر 100 کیلوگرم الیاف پنبه ف حدود 160 کیلوگرم دانه پنبه از گیاه پنبه تولید می شود. 

هرچند نزدیک به 5000 سال پنبه را به دلیل استفاده از الیاف آن می کاشته اند ، ولی مصرف دانه آن برای تامین مواد غذایی از قرن نوزدهم رایج شده است . در زمان های قدیم هندی ها و چینی ها روش تهیه روغن از پنبه را ابداع کرده اند و آن را به عنوان سوخت چراغ به کار می بردندو کنجاله آن را به دام می دادند . تولید روغن از پنبه بار اول در سال 1767 در امریکا انجام شد و نیمه اول قرن نوزدهم در اروپا کارخانه های روغن کشی آغاز به کار کردند . اولین کارخانه روغن کشی در ایران از سال 1317 تاسیس شد . 

4- ارقام :

انواع گونه های پنبه که در ایران کشت می شوند عبارتند از :

· رقم ساحل که تنها در مازندران و گرگان و گنبد کاشته می شود. 

· رقم ورامین که به جز مازندران ، فارس ، گرگان ، و گنبد در سایر مناطق نیز کشت می شود.

· رقم بومی که در استانهای خراسان ، فارس ، سمنان ، کرمان ، اصفهان ، یزد و مرکزی کاشته می شود. 

در ایران در دشت گنبد و گرگان بهترین نوع پنبه کاشته می شود.

جایگاه پنبه دانه در طبقه بندی خوراک :

خوراکهاي مورد نياز در تغذيه طيور از موادي مغذي تشکيل شده که پس از جذب و ورود به خون هر يک به طريقي در اعمال حياتي بدن حيوان نقش ايفا مي کنند .مواد مغذي به طور کلي شامل کربوهيدراتها و چربيها ، پروتئين ها ، مواد معدني ، ويتامين ها ، آب و ترکيبات اضافي مي باشند. پروتئين ها از واحدهايي بنام اسيد آمينه تشکيل شده اند و حدود 20 درصد وزن يک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکيب يافته است. بعضي اسيدهاي آمينه به واسطه انتقال گروه آميني ازاسيدهاي آمينه ديگر بوجود مي آيند . ولي تعدادي تحت عنوان اسيدهاي آمينه ضروري به اندازه کافي در بدن حيوان ساخته نمي شوند اين دسته اسيدهاي آمينه عبارتنداز : آرژنين ، متيونين ، لوسين ، ايزولوسين ، گلوتامين ، هستيدين ، فنيل آلانين ، ليزين ، تريپتوفان ، تره ئونين و والين . در تعادل جيره بيشتر به پنج اسيد آمينه آرژنين ، تريپتوفان ، ليزين ، متيونين ، و سيستين را ملاک قرار مي دهند . اصولا پروتئين ها شامل : دو منبع گياهي و حيواني است که بسته به خصوصيات ذکر شده مي توان به نسبت از ترکيب آنها استفاده نمود . معمولا فرآورده هاي با منشا حيواني توازن اسيد آمينه بهتري دارند و قادرند مواد معدني ضروري و ويتامين ها را تامين کنند. در حال حاضر در تهيه خوراک طيور استفاده از مکملهاي پروتئيني حيواني کمتر از سابق است . از جمله مهمترين منابع پروتئيني حيواني مي توان از پودر ماهي ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شير ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنير خشک شده ، باقي مانده کشتارگاههاي طيور و مواد محلول ماهي را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهيه مواد غذاي سرشار از پروتئين از منابع حيواني سعي شده ازمکملهاي پروتئيني نباتي که بيشتر فرآورده هاي فرعي کنجاله دانه هاي روغني هستند اين مساله را حل نمايند پروتئين هاي نباتي از لحاظ توازن اسيدهاي آمينه ، منابع فقيرتري هستند از جمله مهمترين منابع پروتئين هاي نباتي مي توان به غلات تقطير شده خشک ، کنجاله سويا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از ميان آن دسته پروتئين هاي نباتي که به طور معمول در مناطقی که کشت پنبه صورت می گیرد، استفاده مي شوند کنجاله پنبه دانه اهميت بيشتري از نظر اسيد آمينه ليزين دارد. ولي در مجموع درکاربرد پروتئين هاي نباتي بايد ميزان و نوع اسيدهاي آمينه و نيز مواد سمي موجود در آن برآورده شود. تازماني که از هر مکمل جديد تاريخچه مصرف مناسبي در دسترس نيست قبل از استفاده در جيره مي بايست به دقت مورد بررسي قرارگيرد.

فرآورده های پنیه دانه:

1- خوراک تخم پنبه cottonseed feed 

نوعی خوراک دام و طیور مرکب از کنجاله پنبه دانه( پس از استخراج قسمت عمده روغن از دانه های روغنی ، تفاله باقیمانده کنجاله خوانده می شود ، برای تغذیه دام استفاده می شود) و پوست پنبه دانه . این خوراک کمتر از 36% پروتئین خام دارد ، ولی میزان پروتئین خام آن نباید از 22% کمتر باشد . 

2- آرد پنبه دانه cottonseed flour 

نوعی فرآورده غذایی که از تخم پنبه پاک شده از الیاف و پوست کنده ( بدون لینتر ) بدست می آید . تخم پنبه به طور نازک غلتک زده می شود و برای مدت 5/1 ساعت در 225 درجه فارنهایت پخته می شود . با این عمل حالت پلاستیکی پیدا می کند و خارج کردن روغن از آن آسانتر می شود . کنجاله پرس شده سرد می شود و آن را قبل از آرد کردن با آسیاب چکشی به مدت 30 روز ذخیره می کنند ، سپس آرد از یک الک شماره 200 عبور داده می شود . این فرآورده رنگ روشن ، مزه آجیلی دارد و حاوی 5/57 % پروتئین خام می باشد.

3- پوست پنبه دانه cottonseed hull 

پوسته خارجی تخم پنبه مد نظر است .28% پنبه دانه پس از فرآوری ،پوست دانه تشکیل می دهد. بخشی از پس مانده حاصل از روغن کشی از تخم پنبه است،که از آن در تغذیه دام استفاده می شود . قابلیت هضم پروتئین پوسته بسیار ناچیز و مجموع مواد غذایی آن 7/43 % است . این خوراک را باخوراک های غنی از پروتئین مثل کنجاله پنبه دانه به دام ها تغذیه می کنند . 

4- کنجاله تخم پنبه cottonseed meal 

جهت تعيين ميزان هر ماده غذايي در جيره دام و طيور مي بايست به اين نکات توجه داشت که :

1- ماده غذايي اقتصادي و بهداشتي باشد. 

2- تمام نيازهاي لازم را تامين کند.

يکي از مواد غذايي مورد مصرف در پرورش دام و طيور ، کنجاله پنبه دانه است که پس از کنجاله سويا و ذرت ، می توان گفت بيشترين اهميت را دارد و فاکتورهاي فوق را در بر مي گيرد بدين ترتيب لازم است شناختي بر آناليز مواد مغذي و ديگر خصوصيات آن داشت. بيشترين اهميت کنجاله پنبه دانه مربوط به پروتئين آن مي گردد اما به همراه پروتئين مواد ترکيبات ديگري نيز در آن وجود دارد . 

خوراک تخم پنبه معمولا به عنوان محصولی با 41% پروتئين شناخته مي شود اما به شکل کنجاله با 35% پروتئين قابل دسترسی است. خوراک (کنجاله) تخم پنبه از لحاظ درصد پروتئين بسيار بالا بوده که با کشيدن روغن از تخم پنبه بدست می آيد. 

دو روش مختلف برای روغن کشی وجود دارد که ميزان روغن باقيمانده در کنجاله فرق مي کند. ميزان روغن باقيمانده در کنجاله تعيين کننده ميزان انرژی آن است. کنجاله تخم پنبه لذيذ بوده و استفاده ازآن جهت جيره غذايی روزانه احشام متداول است.با داشتن حدود 1% فسفر و 80-70 % مواد غذايی خوراک (کنجاله) تخم پنبه، منبع پروتئين عالی برای طيف وسيعی از احشام مي باشد. خوراک را ميتوان به شکل گلوله ای ( پلت) با اندازه های مختلف برای کاربرد های مختلف

(1/4", 3/8",1/2", 3/4" , 7/8") نيز فرآوری کرد.

کنجاله تخم پنبه دارای ماده گوسيپول مي باشد که ماده ای سمی است. اما در شرايط معمولی حتی پر شير ترين گاوها هم باندازه ای کنجاله تخم پنبه مصرف نمی کنند تا اين موضوع باعث مسموميت آنها شود.

کنجاله تخم پنبه هم مي تواند بعنوان 1- جيره مستقل غذايی و 2- مکمل غذايی پروتئينه با ترکيب ساير غلات مصرف شود. و3- مي تواند جايگزين کنجاله سويا در تمامی جيره غذايی گردد.

نوعی خوراک دام پروتئینی مشهور است که از آسیاب کردن تخم پنبه که قسمت اعظم روغن آن استخراج شده باشد ، بدست می آید. روش جدید استخراج روغن از دانه گیاهان، به طریق شیمیایی و با استفاده از حلال های خاصی می باشد. این روش، محصول بیشتری تولید می کند، با صرفه تر است و سریع تر هم انجام می پذیرد. روشی دیگر برای استخراج روغن از دانه گیاهان، بدون استفاده از حلال صورت می گیرد و به استخراج فیزیکی معروف است. در این روش روغن را با روش های مکانیکی فشردن، استخراج می نمایند. از این روش معمولاً برای تهیه روغن های خوراکی استفاده می شود.

اگر روغن کشی تخم پنبه به روش حلال انجام شود کنجاله تخم پنبه حاصل حدود 41 % پروتئین خام خواهد داشت و اگر روغن کشی به طریق مکانیکی صورت گیرد کنجاله حاصل حدود 36% پروتئین خام خواهد داشت . طبق استاندارد سازمان تغذيه دام آمريکا ميزان پروتئين باقيمانده با روش فرآوری فشاری نبايد کمتر از 36% باشد.

مواد خوراکی باید به طور مداوم مورد بررسی قرار گیرند تا از ثبات ترکیبات آنها و همچنین عدم آلودگی آنها اطمینان حاصل شود. 

مقایسه کنجاله پنبه دانه با کنجاله سویا:

1- میزان کمتری پروتئین و مقدار بیشتری فیبر دارد. که بالا بودن میزان فیبر آن موجب پایین آمدن سطح انرژی قابل متابولیسم می گردد. 

2- مقدار بسیاری از اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله تخم پنبه کمتر از کنجاله سویا است و قابلیت استفاده آنها برای طیور پایین تر است .

3- در دانه پنبه رنگدانه ای به نام گوسیپول وجود دارد که تاثیرات سوئی بر رشد ، تولید مثل و رنگ زرده تخم مرغ دارد. 

*گوسیپول Gossypol:

بعضی از غلات و منابع پروتئین گیاهی دارای سموم طبیعی هستند که می توانند در عملکرد حیوان مصرف کننده موثر باشد . گوسیپول یکی از عناصر بازدارنده و در حقیقت به عنوان ماده سمی برای حیوانات تک معده ای محسوب میگرددکه در رنگدانه های بعضی از منابع گیاهی از جمله مغز تخم پنبه پراکنده و ذخیره شده است . حداقل 15 نوع از این رنگدانه در روغن استخراج شده و یا در کنجاله پنبه دانه شناسای شدهاند ، لیکن مهمترین آنها دارای فرمول شیمیایی است که برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی لانگمور به سال 1886 از بقایای حاصل از روغن پنبه دانه در تصفیه با قلیا جدا گردید. و در سال 1898 مارچلیوسکی آن را به حالت جامد خالص و زرد رنگ تهیه نمود و بدین نام خوانده شد. 

کنجاله تخم پنبه حاوی یک ماده سمی به نام گوسیپول Gossypol است که همین ماده میزان مصرف آن را در جیره طیور و خوک محدود می کند.

گوسیپول یک ترکیب آلدئید پلی فنولیک ، آنتی اکسیدان و پلیمریزه کنده است.این ترکیبات به شدت فعالند ، خواص اسیدی داشته ، مثل ترکیبات فنلی و آلدئیدی عمل میکنند ، در قلیای رقیق حل شده و تشکیل نمک می نمایند.گوسیپول به دلیل دلشتن خاصیت پلی مورفیسم دارای نقطه ذوب متفاوت بوده ، همچنین دارای ایزومز نوری می باشد در میان هشت رنگدانه موجود در غدد رنگدانه ای تخم پنبه ، مهمترین رنگدانه است . گوسیپول می تواند به شکل آزاد و فعال در رنگدانه ها و یا به شکل پیوندی در ترکیب با پروتئین و یا مواد دیگر باشد. گوسیپول آزاد با گروه اپسیلون آمین آزاد لیزین و احتمالاَ آرژنین و سیستئین واکنش داده و سبب دناتوراسیون پروتئین می گردد و ارزش تغذیه ای پروتئین و همچنین راندمان استحصال پروتئین را کاهش می دهد.

علاوه بر آن کنجاله تخم پنبه حاوی ترکیبات سیکلوپروپیونید است که این ترکیبات در صورت زیاد بودن در جیره مرغ های تخم گذار موجب کمرنگ شدن زرده تخم مرغ می شود .

گوسیپول در ریشه گیاه پنبه تولید و سپس به دانه منتقل می شود . واریته های از این گیاه وجود د ارد با وجود اینکه گوسیپول در ریشه گیاه ساخته می شود،ولی به دانه منتقل نمی شود، در نتیجه تخم پنبه در چنین سویه های عاری از گوسیپول است. گوسیپول ممکن است یا به شکل ترکیبی و یا به صورت آزاد باشد که در حالت اول برای حیوانات تک معده ای غیرسمی و در حالات دوم در مقادیر بالا سمی است . 

در صورتی که گوسیپول کنجاله پنبه دانه گرفته شود ، از آن می توان بدن مشکل در جیره طیور نیز استفاده کرد ، ولی از کنجاله تخم پنبه معمولی نمی توان بیش از 15% کل جیره استفاده نمود . 

کنجاله تخم پنبه عموماَ به عنوان یک ماده خوراکی با کیفیت در جیره های طیور مطرح نیست . هر چند که به دلایل اقتصادی ، اغلب آن را در نقاط تولید شده مصرف می کنند . مهمترین محدودیت های کاربرد این کنجاله وجود فیبر بالا و گوسیپول در آن می باشد . 

گوسیپول رنگدانه پلی فنولیک ( polyphenolic ) زردی می باشد که در غده های پنبه دانه یافت می شود . در بیشتر کنجاله ها ، مقدار گوسیپول کل حدود 1% است که تنها1/0 % آن به صورت آزاد می باشد . گرچه باقیمانده گوسیپول متصل تقریباَ بی اثر است ، اما متاسفانه می تواند با لیزین کنجاله به هنگام فرآوری آن متصل شود و هر دوقسمت گوسیپول و لیزین متصل را از دسترس پرنده خارج سازد . 

Molecular Weight: 518.6
Melting Point: 177-182°C (decomp.)
CAS Number: 303-45-7

کمترین مقدار گوسیپول به صورت آزاد ، در کنجاله تخم پنبه تولید شده ، با فشار حلزونی و روش کاربرد توام فشار و حلال بین 02/0 تا 05/0 درصد و بیشترین مقدار آن در روش استخراج با حلال بین 04/0 تا 4/0 درصد حاصل می شود. 

در اسب ونشخوارکنندگان در مقابل مصرف گوسیپول تا حدودی مقاوم هستند . دلیل اصلی مقاومت نشخوارکنندگان به خاطر تشکیل ترکیبات پروتئینی محلول و پیچیده در معده است که در مقابل آنزیم ها مقاوم هستند. گرچه گوسیپول تاثیر چندانی بر عملکرد نشخوارکنندگان ندارد لیکن تاثیر منفی آن می تواند در گوساله های کوچک که هنوز شکمبه آنها توسعه نیافته بروز نماید. 

در حیوانات تک معدهای چون مرغ ، گوسیپول به شکل آزاد سبب مسمومیت گردیده و موجب کم اشتهایی و کاهش وزن بدن می گردد. 

استفاده از کنجاله پنبه دانه در تغذ یه دام و طیور :

واریته های بدون غده ( GLANDIESS) پنبه دانه فاقد گوسیپول نیز وجود دارند . پرندگان می توانند معمولاَ مقدار نسبتاَ بالای گوسیپول را بدون هیچ گونه تاثیری بر عملکردشان تحمل نمایند و هر چند که حتی مقدار بسیار پایین آن موجبات تغییر رنگ زرده و سفیده را در پرندگان تخم گذار فراهم می کند. تغییر رنگ زرده به صورت های سبز – قهوه ای – سیاه به میزان گوسیپپول جیره و مدت انبار کردن تخم بستگی دارد. افزایش مدت انبار کردن بویژه در هواه خنک 5 درجه سانتیگراد که سبب تغییر سریع در PHزرده می شود ، بر تیرگی زرده می افزاید . با توجه به اینکه گوسیپول با آهن تشکیل کمپلکس می دهد ، از این واکنش می توان به طور موثری در حذف سم یا غیر سمی کردن کنجاله استفاده کرد . فراهم نمودن نسبت 1 به 1 گوسیپول آزاد و آهن می تواند سبب افزایش مقدار مصرف کنجاله درجیره های گوشتی و همچنین مرغ های تخم گذار شود. از آنجا که بیشتر نمونه های کنجاله پنبه دانه دارای 1/0 % گوسیپول آزاد هستند با افزودن 5/0 کیلوگرم سولفات آهن در هر تن خوراک می توان مسمومیت حاصل از آن را برطرف نمود . با افزودن آهن ، جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار بدون هیچ گونه تاثیرمنفی می توانند به ترتیب تا 300 و 30 قسمت در میلیون ( PPM ) گوسیپول آزاد در جیره را تحمل نمایند. 

اگر کنجاله پنبه دانه حاوی مقداری روغن باشد ، اسید های چرب سیکلوپروپیونید ممکن است سبب تغییر رنگ تخم مرغ شوند. این اسید های چرب در غشای ویتلین Vitellin Membrane زرده تغییر شده و قابلیت نفوذ پذیری آن را به آهن که تنها در زرده وجود دارد تغییر می دهد. آهن تراوشده با کُن آلبومین Conalbumin در بخش سفیده تشکیل کمپلکس می دهد و رنگ صورتی زرده را باعث می شود ، که تنها راه جلوگیری از آن استفاده از کنجاله های پنبه دانه با مقدار بسیار ناچیز روغن می باشد . 

محدودیت های که باعث می شود نتوان به مقدار زیاد در جیره از آن استفاده کرد عبارتند از : 

تغییر رنگ زرده تغییر رنگ آلبومن

میزان روغن میزان گوسیپول قابلیت استفاده لیزین

محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان تخمگذار در سنین 0 تا 4 هفتگی: حداکثر 5% جیره

محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان گوشتی در سنین 4 تا 8 هفتگی : حداگثر 10% جیره

مسمومیت دام ها بویژه خوک در اثر مصرف کنجاله پنبه دانه معمولی زیاد حادث می شود . ماده سمی گوسیپول در کنجاله تخم پنبه معمولی موجب سفت شدن و بزرگ شدن شکم در اثر تجمع مایعات و ضعف عمومی می شود . ظاهراَ مرگ در اثز خیز قلب و شش یا جگر رخ خواهد داد. 

استفاده از کنجاله تخم پنبه در جیره مرغ های تخم گذار برای متخصصین تغذیه و تولیدکنندگان از دیر باز یک مشکل بوده است . گزارش های اولیه در مورد لکه دار شدن تخم مرغ مرغ های تخمگذار که از کنجاله تخم پنبه تغذیه نموده اند به سالهای 1819 برمی گردد. در دهه 1930 گوسیپول به عنوان ماده موثر در تغییر رنگ زرده در مرغ های تغذیه شده با کنجاله تخم پنبه شناخته شد . بزودی روشن شد که در تغذیه مرغ های تخم گذار با کنجاله پنبه دانه دو مشکل بوجود می آید :

1- سفیده تخم های ذخیره شده به رنگ صورتی تغییر رنگ می دهد و این حالت غیر طبیعی به عنوان سفیده صورتی رنگ شناخته شده است . 

2- مشکل دیگر که ممکن است به طوز همزمان رخ دهد ، رنگ قهوه ای یا زیتونی زرده می باشد . 

3- مشکل دوم از تداخل گوسیپول حاصل از غدد رنگدانه ای تخم پنبه باآهن موجوددر زرده تخم مرغ حاصل می شود. 

منبع: مجله آنلاين كشاورز تنها

کورش شاه کرمی - سهراب محمدی

جفت ماندگي

 

از نظر فيزيولوژيكي غشا هاي جنين معمولا 12 ساعت بعد از زايمان بايستي خارج شوند و باقيماندن غشا هاي آلانتوكوريون در داخل رحم در زمان بشتر دليل بر حالت پاتولوژيكي مي باشد و اين باقيماندن جفت ممكن است 4 تا 8 روز و حتي بيشتر ادامه پيدا كند كه در اين صورت اثار گنديدگي و تغييرات عفونت رد آن پديد مي آيد بنابراين در صورتيكه بعد از حداكثر 2 روز جفت خارج نگرديد بايستي عمليات درماني را در مورد خارج كردن جفت انجام دهيم تا منجر به عفونت رحمي و ضايعات بعدي نشود .

سبب شناسي :

از نظر فيزيولوژيك دو علت با عث جفت ماندگي مي شود . 

1- نرسيدن خون در خملها كه متعاقب زايمان بر اثر عدم جريان خون كوتيلدونها كوچك شده و جمع مي شوند.

2- ادامه حركات پرستالتيك در رشته هاي عضلاني ديوواره رحم كه بموجب آن در اثر از دست دادن آلانتوكوريون تو رفتگي پيدا كرده و كشيده مي شود و بر اثر جا شدن پرده ها خروج جفت از رحم صورت مي گيرد . 

علت اصلي باقيماندن جفت چسبندگي خملها به حفره ها يا كريپتها است و مسئله ديگر انقباضات رحمي ميباشد يعني براي خروج جفت بايستي دو مسئله در نظر گرفته شود . يكي اينكه خملها از كريپت ها جدا شوند ديگر اينكه انقلاضات رحمي براي بيرون راندن جفت و خارج كردن آن كافي باشد .

سقط جنين بروسلائي بموجب مطالعاتي كه بعمل آمده در سن كمتر از 30 تا 40 هفتگي سبب باقيماندن جفت شده و مي توان گفت كه در اين قبل مواقع از آبستني جفت ماندگي نارد است و بنا به مطالعاتي كه بعمل آ'مده باقيماندن جفت در دو قلو زائي زياد اتفاق مي افتد .

سكون رحم در سومين نيز يكي از مهمترين علل باقي ماندن جفت مي باشد و هجوم الدمي خملها كه سبب قفل شدن آنها رد حفره ها مي شود نيز بعنوان يكي از علل باقيماندن جفت ذكر شده است . 

در يك تحقيق محققان هندي آمار جفت ماندگي در گاوهايي كه بلافاصله پس از تولد گوساله از آن جدا شده اند ميزان جفت ماندگي بيشتر بوده است .

بيماري زائي :

ميزان اثر مسائل مختلف و مرگ و. ميري كه باقيماندن غشا هاي جنين را سبب مي شود در گاوها قدري مشكل است زيرا بسياري زا فاكتورها رد اين مورد بايستي بررسي شوند اولين مطلبي كه رد اين مورد بايد ذدكر شود شرايطي است كه بموجب آن وضع نرمال زايمان را با حالت غير نرمال بايد مقايسه كنيم .

عواملي كه روي دوره ماندن جفت تاثير دارند :

اين عارضه به دنبال سخت زايي ، سقط ، سزارين و فتوتومي شايع مي باشد . كمبود هاي جيره از جمله كمبود سلنيم و ويتامين e و ويتامين A با جفت ماندگي در ارتباط هستند .

دست كاري هاي رحم روي شدت جفت ماندگي تاثير دارند و از طرفي دوره ماندن جفت نيز روي شدت جفت ماندگي تاثير دارد ، اگر چه اين مورد تا 2 الي 3 روز پس از زايمان اهميت پيدا مي كند ، زيرا بعد زا آن در هر صورت گنديدگي جفت خواهيم داشت . بعد از گنديدگي ججفت در رحم در 75 درصد موارد سلامتي حيوان مورد تهديد قرار مي گيرد و اشتها كاهش يافته و توليد شير تقليل پيدا مي كند و در بسياري از موارد عدم درمان جفت ماندگي ، مرگ حيوان اتفاق مي افتد و حداقل مي توان گفت كه 1تا 2 درصد گاوهايي جفت مانده بر اثر عفونت هاي حاصله مي ميرند . 

خارج كردن جفت با دست :

براي خارج كردن جفت سه راه وجود دارد كه به شرح آن مي پردازيم :

1- بعضي از متخصصان عقيده دارند كه بايست يبا دست اتصال كوتيلدونها جفتي را به كارونكول هاي مادري قطع نمود . كسانيكه پيرو اين عقيده هستند از خطر بروز عفونت بر اثر ماندن جفت هراس داشته و آنرا خطري براي دام ذكر مي كنند ولي عده اي عقيده دارندكه جفت خود بخود خارج مي شود و نيازي به بيرون آوردن آن با دست نيست فق بايستي از طريق ضد عفوني كردن رحم بوسيله گذاشتن قرص هاي آنتي بيوتيك ( تتراسيكلين ) از بروز عفونت هاي احتمالي جبوگيري نمود و عده اي هستند كه عقيده دارند هم گذاشتن قرص در رحم و هم تزريق آنتي بيوتيك و استفاده از دارو هايئي نير لوب خلفي هيپوفيز لازم است و هم در صورت عدم خروج فت بيرون كشيدن ان با دست لازم مي شود . در بين اين سه روش راه حل سوم مقبوليت بيشتري دارد و پيروي از آن معقول به نظر مي رسد ، يعني اول تزريق دارو هاي لازم و بعد در صورت عدم خروج جفت بيرون كشيدن آن با دست كه توصيه مي شود همواره بدين طريق عمل نمائيد . 

بر اساس تجربيات محققان انگليسي تلاش براي بيرون آوردن جفت در 48 ساعت اول نتيجه اي در بر ندارد زيرا جفت اغلب خلي محكم چسبيده و كوشش براي جدا كردن آن منجر به خونريزي مي شود و در مواردي خود كارانكول نيز قطع شده است صدمه رسانيدن باعث سپتي سمي ، تب ، بي اشتهايي خواهد شد .

علاوه بر آن قسمت هاي apical شاخ بارور رحم معمولا در اين موقع دور از دسترس است روي همين اصل بيرون كشيدن جفت را بايستي تا روز سوم و يا چهارم به تاخير انداخت و بعد از روز 4 گنديدگي جفت شروع مي شود و جدا كردن خملهاي جفتي از كريپت هاي مادري آسانتر سات .بايد توجه داشت كه گاو نبايد در اثر دست كاري مريض شود زيرا در اين صورت ممكن است به مرگ گاو منجر شود . 

طبق تحقيق دامپزشكان الماني اگر چه دست زدن به رحم و رها كردن جفت بحال خود و خارج شدن خود بخود آن بهتر است اما مي تون ادعا كرد كه در صورت انجام بي حسي اپيدورال جفت را به آرامي و با رعايت بهداشت مي توانيم خارج كنيم . و اين فاكتور ها همراه با مبارزه با عفونت هاي احتمالي بايستي مورد نظر قرار گيرد و همواره خار ج كردن آرام جفت بايستي مورد توجه واقع شود و اگر جفت را در روز هاي اول بتوانيم خارج كنيم خطر بروز عفونت بمراتب كمتر بوده و مسموميت و عفونت نيز بروز نخواهد كرد .

مخققان سوييسي نيز اين روش را تاييد كرده اند و اعلام كرده اند كه عاملي كه بيشتر مواقع سبب بيماري و عفونت بوده پر شدن رحم از مايعات مي باشد . مشاهده چرك در رحم نشانه بروز عفونت است و نياز به درمان كامل با استفاده از آنتي بيوتيك ها واحتمالا تزريقات داخل رحمي دارد و پرده هاي جفت وقتي از فرج آويزان باشند مي توان از طريق پيچاندن آنها و جدا كردن چسبندگي ها با ست آنرا خارج نمود . 

در مواردي كه رحم شل و محتوي مقادير زيادي مايع است براي خارج كردن مايعات بايد به وسيله 2 تا 3 ليتر سرم فيزيولوژي سيفوناژ كنيم . 

صدمه ايجاد شده دراثر خارج كردن جفت با دست از فاگوسيتوز نوتروفيل ها ي رحمي مانع مي شود و از طرفي با عث تورم صفاق و عدم باروري دام در دفعات بعد مي شود . 

دارو هاي درمان جفت ماندگي :

بسياري از داروهاي ضد عفوني كننده بمنظور ضد عفوني رحم در جفت ماندگي مورد استفاده قرار گرفته اند نمونه اين قبيل داروها اسيد فنيك ، متيل ساليسليك اسيد ، كرزول و فلاوين و رنگ ها يآكريدين و يدو فرم ، بيسموت سونيترات و فر آورده هاي املاح نقره مي باشد .

سولفاناميد و پني سيلين نيز در مواردي كه عفونت ايجاد شده است استفاده مي كنند . اكسي توسين باعث ايجاد انقباضات ميومتر مي شود كه به خروج جفت كمك مي كند . اكسي توسين را مي توان از طريق داخل رگي 5 تا 20 واحد بين المللي هر 15 تا 30 دقيقه ) به داخل عضلاني 20 تا 40 واحد IU هر 30 تا 60 دقيقه تزريق كرد . همچنين از راه داخل رگي به آهستگي انفوزيون نمود . 30 تا 80 واحد IU در 500 ميلي ليتر سالين گرم درعرض 30 تا 60 دقيقه ). از تجويز دز هاي بيش از حد بايد خود داري كرد چون منجر به علايم درد شكم و كزاز مي شود . اگر درمان بيش از 24 ساعت به تاخير افتاد دز هاي بالاي اكسي تترا سايكلين توصيه مي شود . 

اگر آلانتوئيس سالم باشد ، محوطه كوريو آلانتوئيك را مي توان با 3 تا 4 گالن سالين يا آب گرم از طريق ستاره سرويكال پر كردو منفذ جفت را بايد با هنگام شروع فشار هاي شكمي بسته نگه داشت . از اكسي توسين و نيز به همراه اين درمان استفاده مي شود . اكسي توسين و آنتي بيوتيك هاي داخل رحمي يا عمومي در فواصل 12 ساعته تا هنگاميكه جفت خارج شود و تجويز هاي دارو هاي ضد آماس و كزاز توصيه شده است . تجويز محلول هاي كلسيم از طريق داخل رگي در مواردي كه جفت ماندگي به طور ثانويه به دنبال كاهش كلسيم خون ايجاد شده باشد صورت مي گيرد . 

پروستاگلاندين براي درمان جفت ماندگي توصيه شده است چون عامل تونوسيته رحم مي شود .

اكثر درمان هاي مورد استفاده در جفت ماندگي براي كنترل جمعيت باكتريايي داخل رحم مي باشد .

جفت ماندگي در ماديان :

جفت ماندگي در ماديان بيشتر از 3 ساعت غير طبيعي مي باشد . جفت ماديان از نوع اپيتليو كوريال مي باشد و داراي ميكرو پلي هاي منتشر است كه با كريپت هاي آندومتر به صورت زوايد انگشتي شكل در هم رفته است . 

جفت ماندگي در گاو :

جفت كوتيلدوني گاوها معمولا 3 تا 8 ساعت پس از زايش خارج مي شود و اگر تا 12 ساعت خارج نشود جفت مانده مي گويند .جفت ماندگي در نژاد هاي شيري نسبت به نژاد هااي گوشتي متداول تر است و از طرفي جفت ماندگي به دنبال زايمان گوساله نر يا دو قلو و سخت زايي متداول تر مي باشد .

جفت ماندگي در ميش و بز :

در ميش و بز بعد از گذشت 12 ساعت از خروج جنين اگر جفت دفع نشود ، جفت مانده تلقي مي شود . ميزان جفت ماندگي در بز 6% در صد است كه اين رقم با مواردي مانند سخت زايي وكمبودجيره افزايش مي يابد . بز ها ممكن است كه جفت خود را بخورند كه تشخيص موارد باقي ماندن قسمتي از جفت را پيچيده مي كند 

جفت ماندگي در ميش شبيه گاو مي باشد . گنديدگي پيشرفته رحم در اثر عدم خروج جفت از روز پنجم تا دهم اتفاق مي افتد و در بعضي مواقع عفونت حاصله ممكن است مرگ حيوان را سبب شود و وظيفه چوپان در اين رابطه اين است كه همه روزه كمي جفت را خارج نمايد تا بتدريج تمام جفت بيرون كشيده شود . 

نشانه هاي باليني :

پرده هاي جنيني معمولا از فرج دام آويزان هستند و بايد توجه داشت كه ممكن است قسمت هاي كوچكي از بافت جفت بدون ظاهر شدن در لبه هاي فرج درون زخم به صورت متصل باقي بماند و كانوني براي عفونت شود . و منجر به متريت شديد ، آندو توكسمي ، لنگش شود . 

كم شدن توليد شير و اشتها در گاو شايع است و ترشحات بد بو از فرج دام كاملا مشهود است 

معمولا در روز ها ي 4 تا 10 بعد از زايش ، هنگامي كه بافت كارانكل نكروزشده و جدا مي شود . ميش ها و بز ها نسبت به ديگر حيوانات علائم واضح تري دارند . جفت ماندگي ممكن است ناشي از باقي ماندن جنين ديگري باشد كه معاينه دقيق را مي طلبد . 

در درمان جفت ماندگي در اسب بايد بلافاصله اقدام كرد . در صورتي كه جفت در عرض 3 ساعت پس زا زايش خارج نشود بايد درمان را شروع كند .

پيشگيري و كنترل :

به خاطر تك گير بودن و سبب شناسي نا معلوم جفت ماندگي پيشگيري آن دشوار است . جفت ماندگي اغلب بعد از سقط طي نيمه آخر آبستني رخ مي دهد ، واكسيناسيون بر عليه عوامل عفوني ايجاد كنند ه سقط توصيه مي شود . طول دوره خشكي گاوها و بزها بايد به اندازه كافي و به ميزان 6 تا 8 هفته باشد . جيره ها بايد داراي مقادير كافي كلسيم ، فسفر ، ويتامين A ، ويتامين E ، و سلنيم باشد . تزريق سلنيم و ويتامين E تقريبا 1 ماه قبل از زايمان گاوها در كاهش شيوع جفت ماندگي در مناطقي كه كمبود سلنيم وجود دارد موثر است . 

انتخاب پاک کننده های مناسب ( Detergents )



· عملکرد مناسبی را در آب داشته باشد .

· سبب ایجاد حساسیت در مصرف کننده نشود .

· سمی نباشد .

· مقرون بصرفه باشد .

· در خلال مراحل انبارداری و استفاده تمایلی به ته نشین شدن و یا جامد شدن نداشته باشد .

· محصول بایستی قدرت حل مواد جامد و مخصوصا پروتئینها را داشته باشد .

 

مروری بر علائم و صحبت های ذکر شده بر روی محصولات ضدعفونی کننده :

اصولا ضدعفونی کننده ها بایستی برخی از آزمایشات را گذرانده باشند که در این بخش به دو نمونه از آنها اشاره می کنیم :

· یک ضدعفونی کننده بایستی بر روی یک سطح غیرمتخلخل بر علیه اجرام بیماری زا ، که فهرست آنها بر روی محصول آمده است آزمایش شده باشند . 

· یک ضدعفونی کننده بایستی در حضور آب سخت و مواد ارگانیک ( 5 درصد سرم خون ) آزمایش شده باشند .

در ایالات متحده آمریکا یک ضدعفونی کننده بایستی بعنوان یک ضدعفونی کننده تخصصی طبقه بندی شده باشد . بعنوان مثال ضدعفونی کننده صنایع کشاورزی و یا ضدعفونی کننده بیمارستانها . بایستی توجه داشت که آزمایشات مورد نیاز برای هریک از این بخش ها متفاوت خواهند بود .

اما ، آیا با دیدن نام "ضدعفونی کننده اختصاصی" بر روی محصولات و با توجه به فهرست اجرام بیماری زایی که بر روی محصول آمده است بایستی به آن نوع ضدعفونی کننده اعتماد کرد ؟ 

در واقع تاثیرات ضدعفونی کننده ها هیچگاه با قاطعیت نمی توانند بیان شوند . در اینگونه موارد حضور اجزای مختلف در فرمول ساخت ماده ضدعفونی کننده و همچنین تاثیرات و نسبت مشخص آن به روشنی بایستی بر روی محصول درج شده باشد .

هیچگاه ضدعفونی کننده های غذا و همچنین ضدعفونی کننده هایی که برای مصارف خانگی ساخته شده اند برای هچری و استفاده در مزارع مرغداری مناسب نیستند . در مواردی معدود ، ضدعفونی کننده های صنعتی نیز پاسخگوی نیازهای صنعت مرغداری نیستند .

درکل ، برطبق آمار بدست آمده ، تقاضا برای ضدعفونی کننده های کشاورزی کمتر از ضدعفونی کننده ها بیمارستانی است . بهرحال ضدعفونی کننده های صنعت کشاورزی در اغلب موارد ، نیازهای موجود در صنعت مرغداری را پاسخگو هستند . اما بخاطر داشته باشید که هنوز هم ممکن است تفاوت هایی میان ضدعفونی کننده های کشاورزی ، نه از جهت خصوصات شیمیایی که از لحاظ ATCC10708 وجود داشته باشد .از طرفی ممکن است که بسیاری از اجرام بیماریزا با ضدعفونی کننده های کشاورزی از بین نروند .

در حال حاضر بیشترین تقاضاها برای ضدعفونی کننده های بیمارستانی می باشد . ولی به جرات میتوان گفت که هیچیک از این ضدعفونی کننده ها Endospores بوجود آمده با باکتریهایی مانند Clostridium و Bacillus Sp را از بین نمی برند .

به خاطر داشته باشید که شرایط مناسب آزمایش ضدعفونی کننده ها شامل یک زمان مجاور سازی 10 دقیقه ایی در 20 درجه سانتی گراد ( 68 درجه فارنهایت ) ، میان سطوح سخت و ضدعفونی کننده می باشد .

در پایان این بخش ، بهتر است این نکته ذکر گردد که اغلب آزمایشات انجام شده در سطوحی مانند شیشه صاف می باشد و نه در شرایط مزارع مرغداری .

 

یک ضدعفونی کننده ایده آل :  

· بدون رنگ .

· بدون بو .

· بی مزه .

· موثر برعلیهیک طیف وسیع باکتری ها ( گرام مثبت و گرام منفی ) ، قارچهای بیماریزا و ویروسهای اصلی .

· در هنگام استفاده ، غیرسمی باشد .

· در مراحل انبارسازی باثبات باشد .

· در تاثیرات جانبی بی ثبات نباشد .

· تحت شرایط سرما و گرما عملکرد مناسبی داشته باشد .

· برای پوست استفاده کننده و یا دام حساسیتی ایجاد نکند .

· عملکردی سریع داشته باشد .

· در آب سخت عملکرد مناسبی داشته باشد .

· در یک PH وسیع موثر باشد .

واکنش کشنده مواد ضدعفونی کننده بر روی عوامل بیماری زای مختلف ( ویروسها ، باکتریها ، قارچها ، پروتوزوآها ) بستگی به ترکیب شیمیایی ضدعفونی کننده و اثر آن بر روی ارگانیسم ها دارد . 

خصوصیات عمومی ماده ضدعفونی کننده ایی که شما انتخاب می کنید به نظر خود شما بستگی خواهد داشت ، اما بایستی به سمی نبودن ترکیب استفاده شده توسط شما تاکید کرد .

بایستی توجه داشته باشید که هیچ ماده ضدعفونی کننده ایی ، بلافاصله تاثیر نمی گذارد . در واقع تمامی مواد ضدعفونی کننده به یک مدت زمان مشخص در جهت مجاور سازی با عوامل بیماریزا نیازمند هستند .

دما و غلظت مواد ضدعفونی کننده از عواملی هستند که بر میزان نابودی میکروارگانیسمهای هدف تاثیر دارند . بنابراین در هنگام استفاده از ضدعفونی کننده ها ، به غلظت پیشنهادی ماده ضدعفونی کننده توجه خاصی داشته باشید . فعالیت بسیاری از ضدعفونی کننده ها نیز به میزان قابل توجهی در دمای بالا بهبود می یابند .

تمامی ضدعفونی کننده ها تاثیر کمتری در حضور مواد ارگانیک دارند . شما در حضور مواد ارگانیک ضدعفونی خوبی نخواهید داشت . مواد ارگانیک با پوشاندن عوامل بیماری زا در فعالیت مواد ضدعفونی کننده اختلال ایجاد می کنند . این مواد با پوشاندن عوامل بیماری زا در واقع ، مجاورسازی ماده ضدعفونی کننده و عامل بیماریزا را دچار اختلال می کند .

نحوه چیده شدن باندهای شیمیایی ضدعفونی کننده ها ، آنها را در برابر مواد ارگانیک بی تاثیر و یا کم تاثیر می کند . از این جهت است که پاکسازی محیط قبل از انجام عملیات ضدعفونی امری اجتناب ناپذیر است .

 

فاکتورهایی که در هنگام انتخاب ضدعفونی کننده ها بایستی مدنظر قرار بگیرند : 

· سطوحی که قصد ضدعفونی آنها را داریم .

· درجه پاکیزگی سطوح ( میزان باقی مانده های مواد ارگانیک ) .

درصورتی که هدف شما تاثیر ضدعفونی کننده برعلیه اجرام بیماریزای خاصی است ، بایستی توجه کنید که :

· قارچها برعلیه اسیدهای چرب فوق العاده مقاومند ولی ویروسها به ضدعفونی کننده های اسیدی حساسیت بسیار زیادی دارند .

نکته :

ویروسها را میتوان به دو دسته تقسیم بندی کرد :

· ویروسهای لیپوفولیک : آن دسته از ویروسها هستند که سطوحشان با یک پوشش لیپیدی پوشیده شده است . این دسته از ویروسها به اغلب ضدعفونی کننده ها حساس هستند . 

· ویروسهای هیدروفولیک : آن دسته از ویروسها هستند که سطوحشان بدون پوشش لیپیدی است . این دسته از ویروسها در برابر ضدعفونی کننده ها مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند . اسیدهای ارگانیک ، کلرومانها ، فرم آلدهیدها و Glutaraldehydes بر علیه این ویروسها عالی کار می کنند . 

· ماندگاری ماده ضدعفونی کننده بر روی سطوح و تجهیزات از درجه اهمیت بالایی برخوردار است . 

· هرگونه محدودسازی ماده ضدعفونی کننده بر طول دوره درمان . 

· فعالیت جانبی ماده ضدعفونی کننده . 

· اگر ماده ضدعفونی کننده در هچری استفاده می شود ، محصول بایستی برای رشد جنین ها مشکلی بوجود نیاورد . 

· و در نهایت محدودیتهای مالی .

کاهش ميزان کلسترول در رژيم غذايي



با توجه به مضر بودن کلسترول در رژيم غذايي انسان ولزوم کاهش آن به خصوص در افراد مسن و مبتلايان به بيماريهاي قلب و عروق ، کوششهايي درجهت کاهش آن در تخم مرغ صورت گرفته است به منظور و کاهش کلسترول در زرده تخم مرغ از سه روش استفاده شده که عبارتند از :

1- انتخاب يا سلکسيون ژنتيکي 

2- تغيير رژيم غذايي 

3- بکارگيري داروهاي کاهش دهنده کلسترول 

به جز موارد استثنايي شواهد نشان مي دهد که ميزان کلسترول زرده تخم مرغ در مقابل تغييرات نسبتا مقاوم است اين مقاله نگاهي است به مکانيسمهاي درگير در رسوب کلسترول زرده و توضيحاتي درمورد چگونگي آن ارائه مي دهد بيش از 90 درصد کلسترول موجود در زرده تخم مرغ به صورت کلسترولين آزاد مي باشد که ليپوپروتئينهاي زرده هستند اين ليپوپروتئين ها دراثر تحريک استروژن درکبد مرغ تخمگذار ساخته شده وبه وسيله جريان خون به تخمدان منتقل مي گردند در اين محل ليپوپروتئينها به همراه ساير مواد پيش ساز تشکيل دهنده زرده پس ازعبور از مويرگهاي فوليکولهاي در حال رشد و ساير بافتهايي که ديواره فوليکول را تشکيل مي دهند بهکمک گيرنده هايي که به وسيله اندوستيها ساخته شده جز ساختمان اووسيت در مي آيند ليپوپروتئينهاي پلاسما به طور کامل و دست نخورده جذب زرده مي شوند و اين بدان معني است که ترکيب چربيها موجود در زرده تخم مرغ به وسيله ترکيب ليپيدي موجود در هر يک از ليپوپروتئينها مشخص ميگردد . بکارگيري بهگزيني و انتخاب ژنتيکي و همچنين ايجاد تغيير در رژيم غذايي مي تواند غلظت کلسترول پلاسماي مرغ تخمگذار را تغيير دهد البته به نظر مي رسد که اين اثرات بيش از آن که ناشي از تغيير در ترکيب ليپوپروتئينها باشددر نتيجه تغيير در غلظت کلسترول پلاسماي مرغ حادث مي گردند ميل ترکيبي گيرنده هاي ليپوپروتئيني موجود بر روي غشا اووسيت بسيار زياد مي باشد و اين به آن معني است که ميزان برداشت ليپوپروتئين توسط مواد پيش زرده از پلاسما و غلظت آنها در زرده تا حد زيادي مستقل از غلظت ليپوپروتئين پلاسما مي باشد . کلسترول آزاد يا غير استريفيه نقش مهمي در ساختمان ليپوپروتئين داشته ولي جز اصلي آن محسوب نمي گردد با اين حال نقش تثبيت کننده در رويارويي آب و چربي دارد اين عمل به وسيله تجمع فوليکولهاي فسفوليپيدي در مجاورت هم انجام مي شود مقاومت کلسترول زرده در مقابل تغييرات غالبا به احتياجات خاص جينين بستگي دارددر هر صورت مطالعاتي که برروي متابوليسم ليپيدها در جنين ها ي در حال رشد صورت گرفته نشان مي دهد که مقدار کلسترول زرده بيشتر از مقداري است که جوجه براي رشد خود به آن احتياج دارد براي اين سوال که چرا جنين قادر به ساخت کلسترول مورد احتياج خود نمي باشد دليلي اساسي وجود ندارد . ليپوپروتئينهاي ساخته شده در کبد مرغ به علت اندازه کوچک و ترکيب منظم خود قادرند به راحتي از لايه بازال ديواره فوليکول عبور نمايند لايه بافت همبند درواقع شبيه يک صافي انتخابي عمل کرده و به اجزا کوچک اجازه عبور ميدهد درحالي که ليپوپروتئينها بزرگتر که توسط روده ساخته مي شوند اجازه عبور ندارند . احتياجات کبد مرغ تخمگذار به ساختن ليپوپوتئينهاي کوچک بدان معني است که فرصت تغيير درنسبتهاي سطح به حجم ليپوپروتئينهاي سطحي ، محدود مي شود و به علت آنکه کلسترول نيز از ترکيبات سطحي است مقدار آن نيز محدود مي شود با جانشين کردن استرولهاي گياهي در رژيم مرغ تخمگذار ميتوان کلسترول زرده را به ميزان قابل توجهي کاهش داد به عنوان مثال با به کار بردن سويسترول در رژيم غذايي مي توان کلسترول زرده را تا 30% کاهش داد بدين ترتيب نتيجه مي شود که وقتي کلسترول زرده به وسيله استرولهاي گياهي جايگزين مي شود نقش کلسترول در ساختمان ليپوپروتئينها را مي توان به وسيله استرولهاي مشابه نيز اجرا نمود بر اساس مطالعات انجام شده با مصرف داروهاي کاهش دهنده کلسترول خون نظير تري پارانول نيز نتايج مشابهي حاصل خواهد شد داروي فوق يک مهار کننده قوي در آخرين مرحله سنتز کلسترول است و مصرف آن درجيره مرغان تخمگذار سبب جايگزين کلسترول در زرده توسط دسموسترول مي شود بر خلاف کلسترول اين ماده به عنوان يک ترکيب پيش ساز در ساختن هورمون استروئيدي به کار نمي آيد و در نتيجه توليد تخم مرغ به سرعت متوقف مي گردد براساس مطالعات به عمل آمده در پستانداران با ساير ترکيبات مهار کننده سنتز کلسترول ، اين ترکيبات مي توانند ميزان سنتز کلسترول را تغيير دهندولي تاثيري برترکيب ليپوپروتئيني آن ندارند .عوامل ديگري نيز مي توانند ميزان کلسترول را تغيير دهند ولي تاثيري بر ترکيب ليپوپروتئيني آن ندارند عوامل ديگري نيز مي توانند ميزان کلسترول تخم مرغ را تحت تاثير قرار دهند تغيير در اندازه تخم مرغ کلسترول نيز کاهش مي يابد البته تخم مرغهاي کوچک که داراي کلسترول کمتري هستند چندان مقبول نبوده از نظر تجاري به صرفه نخواهند بود کاهش نسبت زرده در تخم مرغ سبب کاهش مقدار کلسترول آن مي گردد ولي شواهد چنداني مبني بر اينکه نسبت زرده به سفيده نيز مي تواند به وسيله رژيم غذايي و يا بهگزيني ژنتيکي تغيير يابد وجود ندارد دليل آن اين است که ميزان ترشح آلبومين به وسيله مجراي تخمداني تا حد زيادي بر حسب اتساع فيزيکي آن درنتيجه عبور تخم تعيين مي گردد هر گونه کاهش در اندازه زرده توام با کاهش ترشح سفيده بوده و در نتيجه تخم مرغ کوچک مي شود اما تغييرات حاصله از نظر ترکيب جزيي مي باشند به طور خلاصه مکانيسم هاي در گير در تشکيل و شکل گيري زرده تخم مرغ نشان مي دهند که : 

1- ميزان کلسترول زرده تخم مرغ به وسيله ترکيب مواد تشکيل دهنده ليپيد زرده که در کبد مرغ ساخته مي شوند تعيين مي گردد .

2- تغييرات معمول درترکيب ليپوپروتئيني بسيار محدود است .

3- کلسترول موجود در ليپوپروتئينها را مي توان با استرولهاي مشابه کلسترول جايگزين نمود در هر صورت اين عمل نيز به وسيله تداخل درسنتز هورمونهاي استروئيدي ، فعاليتهاي تخمداني ، ميزان تخمگذاري و اندازه تخم مرغ امکان پذير است .

بديهي است تغييرات فوق از نظر مصرف کننده نمي تواند مورد قبول باشد در نتيجه ادعاي فروشندگان در زمينه کاهش کلسترول سلامت تخم مرغ را مورد سوال قرار مي دهد .

 

منبع : سايت www.ipiran.com 

 

فصلنامه چکاوک – مهندس آرميک نيکو قوسيان 

 

دماي آب مصرفي طيور تخمگذار

به طور معمول به پرورش دهندگان طيور تخمگذار توصيه شده است كه دماي آب مصرفي طيور را تا حد امكان ، به خصوص وقتي كه درجه حرارات محيط افزايش مي يابد ، خنك نگهدارند .
در دانشگاه يووا دو آزمايش در اين رابطه انجام گرديد . در آزمايش اول آبي با دماي0c18 يا 27 درجه سانتي گراد براي مرغهاي تخمگذار داراي سن 29 هفتگي كه در دماي محيطي متوسط 31 درجه سانتيگراد براي مدت 4 هفته نگهداري مي شدند ، تامين گردد . در دو هفته نخستين آزمايش ، مرغهايي كه آبي با دماي 18 درجه سانتي گراد دريافت مي كردند مصرف غذاي بيشتري داشتند ولي بعد از دو هفته تغييري مشاهده نشد . مصرف آب تحت تاثير دماي آب نبود ولي با افزايش درجه حرارت محيط ، مصرف آب افزايش يافت .
در آزمايش دوم ، آبي با دماي 15 ، 19 ، 23 و يا 27 درجه سانتي گراد در دماي محيطي متوسط 5/32 درجه سانتي گراد براي مرغها مهيا گرديد . مصرف غذا در نخستين هفته تقريبا 30% افت كرد ولي اثر دماي آب مصرفي همچون آزمايش اول به وضوح مشخص نبود . زمانيكه دماي آب به 23 درجه سانتي گراد رسيد، كاهش مصرف غذا مشهود بود . همچنين پرندگان در طول انجام آزمايش در اين تيمار به طور بارز آب بيشتري مصرف كردند . با اين وجود ، محققين اختلافات بارزي ميان تك تك مرغها در هنگام پاسخ به درجه حرارتهاي مختلف محيطي و دماهاي مختلف آب مصرفي يافتند .
در تمامي موارد ، كاهش مصرف خوراك در آغاز وقوع افزايش دماي محيط وجود داشت و در طي انجام اين آزمايشات به خوبي به اثبات رسيد . لازم به ذكر است پرندگان در نهايت با درجه حرارت بالا سازش مي يابند ولي آب خنك مي تواند اين مراحل را تسريع بخشد و پاسخ منفي پرنده را در ابتداي واكنش كاهش دهد .

تعيين سطح مناسب كلسيم در جيره مرغهاي تخمگذار

كلسيم از عوامل بسيار مهم در تشكيل پوسته تخم مرغ است. بنابراين وجود مقادير ناكافي آن در جيره مرغهاي تخمگذار موجب كاهش كيفيت و افت توليد تخم مرغ مي شود. به تازگي دانشمندان علوم طيور مكزيك بمنظور تعيين سطح مناسب كلسيم در جيره مرغ هاي تخمگذار با توجه به معيارهاي بيولوژيكي و اقتصادي حائز اهميت آزمايشاتي را انجام داده اند. بدين منظور 250 مرغ لگهورن از نژاد هاي لاين واريته w-98 جهت تاثير 5 سطح گوناگون شامل 96/2 ، 22/3، 83/3 ، 31/4، 82/4درصد كلسيم در جيره طي سه دوره تخمگذاري مورد ارزيابي قرار گرفتند. متغيرهاي مورد ارزيابي شامل درصد توليد تخم مرغ، ضريب تبديل غذايي، وزن مخصوص ، وزن مجموع تخم مرغ توليدي و ميانگين مصرف غذاي روزانه بودند. سطح مناسب بيولوژيكي كلسيم براي حداكثر توليد و وزن مخصوص تخم مرغ و همچنين سطح مناسب اقتصادي به منظور تحصيل حداكثر سود اقتصادي مورد محاسبه قرار گرفت. هيچ گونه واكنش متقابلي بين سطح كلسيم و دوره تخمگذاري مشاهده نگشت. نتايج حاصل از اين پژوهش دلالت بر اين داشت كه سطح كلسيم جيره بر ميزان جذب اين ماده مغذي به صورت 34/3 ، 86/3 ، 26/4، 89/4، 39/5، گرم به ازاي هر پرنده در روز موثر است . همچنين ميانگين مصرف روزانه خوراك در تيمارهاي مختلف به ترتيب 113،111.114،111،113، گرم به ازاي هر پرنده در روز بود. وزن مخصوص تخم مرغ ها به صورت080/1، 081/1 ،082/1 ، 083/1،083/1،اندازه گيري شد. با افزايش سن مرغ ها توليد تخم مرغ و وزن مخصوص تخم مرغ كاهش يافت. بر اساس يافته هاي حاصل از اين تحقيق، سطح مناسب بيولوژيكي براي توليد تخم مرغ 34/4 و براي وزن مخصوص 62/4 و سطح مناسب اقتصادي 28/4 درصد كلسيم در جيره محاسبه گرديد.

ترجمه از: دكتر محمدرضا عابديني عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي

وجود لكه خون در زرده تخم مرغ

علت وجود لكه خون در زرده تخم مرغ پاره شدن فوليكول در ناحيه اي غير از استيگما مي باشد . كه در نتيجه رگهاي خوني پاره مي شوند . ولكه خوني بر روي زرده باقي مي ماند واگر لكه خون در سفيده ديده شود خونريزي در قسمت ماگنوم بوده است و توليد تخم مرغ با لكه خون در مرغاني كه در قفس نگهداري ميشوند بيشتر از مرغاني است كه روي بستر نگهداري ميشوند .

لكه خون در زرده تخم مرغ meat spots & blood spots نيز ناميده ميشود كه:
اين لكه بارور بودن تخم مرغ را معين نمي كند . 
ايجاد لكه خون در زرده تصادفي است .
بيش از يك درصد از همه ي تخم مرغهايي كه توليد ميشوند داراي لكه خون در زرده تخم مرغ مي باشند .
در اثر ماندگاري تخم مرغ لكه خون موجود در زرده تخم مرغ در آلبومن محو ميشود .
وجود لكه خون در زرده تخم مرغ دليل بر تازگي آن مي باشد .
هم از نظر شيميايي و هم از نظر تغذيه اي اين تخم مرغها مناسب بوده و ميتوان لكه خون را با چاقو از زرده پاك كرد .
فسفوليپيدها در تشكيل پروتئينها (در انتقال چربي در جريان خون ضروري اند ) نقش مهم و اصلي را ايفا ميكنند و اسيدهاي چرب ضروري نيز در ساخت پروستاگلنين ها بكار ميروند . مي دانيم كه پروستاگلندينها با عمل هورمون گونه خود بسياري از فعاليت هاي متابوليكي را تنظيم ميكنند مثلا با تاثير بر تخمدان و استيگما باعث پاره شده و آزاد شدن زرده تخم مرغ مي گردند

 

 

تدوین و گردآوری :خانم مهندس لیلا زرتاش

منابع : 

تغذیه مرغ / مولفین scott,nesheim,young ٬ مترجم جواد پور رضا – اصفحان : نشر ارکان اصفهان ٬ چاپ دوم 1379

راهنمای کامل پرورش طیور /مترجمان دکتر محسن فرخوی / مهندس تقی سیگارودی ٬ دکتر فریدون نیک نفس – ناشر : واحد آمار و پژوهش معاونت کشاورزی سازمان اقتصادی کوثر ٬ تابستان 1378

آنچه لازم است در باره تخم‏مرغ بدانیم


تخم‏مرغ خواص فیزیكی و شیمیایی زیادی دارد كه در تهیه بسیاری از غذاها از آن استفاده می‏شود. به عنوان مثال تخم‏مرغ غلظت فرنی، پودینگ و سس را افزایش می‏هد. تركیباتی مانند مایونز را به حالت تعلیق در می‏آورد و برای پوشاندن و براق كردن رویه نان و شیرینی به كار می‏رود. 
تخم‏مرغ اجزای هر چیزی اعم از یك تكه گوشت تا لازانیا را به هم می‏چسباند، باعث شفافیت سوپ می‏شود، تشكیل حباب را در آب‏نبات‏های جوشانده و رویه خامه‏ای كیك یا شیرینی كاهش می‏دهد و باعث ورآمدن خمیر سوفله و كیك اسفنجی می‏شود. 

با خوردن تخم‏مرغ چه مضراتی ما را تهدید می‏كند؟ 
- كلسترول: تخم‏مرغ منبع مهمی از كلسترول غذایی می‏باشد. یك تخم‏مرغ بزرگ تقریبا شامل 215 میلی‏گرم كلسترول است، یعنی بیش از دوسوم حد ماكزیمم روزانه كه 300 میلی‏گرم است. زرده تخم‏مرغ محتوی كلسترول و سفیده فاقد آن است. 
افزایش كلسترول در خون انسان منجر به بیماری رگ‏های كروزی قلب می‏شود. به افرادی كه میزان كلسترول خون‏شان بالاست، توصیه می‏شود كه با تغییر رژیم غذایی‏شان و در صورت چاق بودن با كاهش وزن‏شان میزان كلسترول را كاهش دهند. 
مقدار كلسترول تخم‏مرغ در مقایسه با گوشت قرمز و شیر نسبتا بالاست. مقدار چربی اشباع‏شده تخم‏مرغ در مقایسه با دیگر غذاهای حیوانی متعادل است و میزان كالری آن در صورتی كه برای تهیه‏اش چربی اضافه نشود، نسبتا پایین است. 
بسیاری از پزشكان به بزرگسالان، كودكان و حتی كسانی كه میزان كلسترول خون‏شان پایین است توصیه می‏كنند عادات غذایی‏شان را طوری تنظیم كنند كه بتوانند میزان كلسترول خود را در سطح پایینی نگه دارند. 
متخصصان تغذیه پیشنهاد می‏كنند كه مردم نباید بیشتر از 30 درصد از كل كالری روزانه‏شان را از چربی و بیشتر از 10 درصد كل كالری روزانه‏شان را از چربی‏های اشباع‏شده تأمین كنند و نباید بیشتر از 300 میلی‏گرم كلسترول در روز صرف نمایند. 
به هر حال مصرف‏كنندگان باید بدانند كه این توصیه‏های غذایی به معنای آن نیست كه از یك نوع ماده غذایی و یا حتی یك نوع غذا استفاده كنند بلكه آنها می‏توانند از رژیم‏های غذایی مناسب بهره‏مند شوند. حتی گاهی می‏توان میزان چربی و كلسترول زیاد بعضی از غذاها را با خوردن غذاهایی كه چربی و كلسترول كمی دارند، تعدیل نمود. 
بنابراین اگر چه تخم‏مرغ منبع مهمی از كلسترول غذایی است، نیازی نیست كه از رژیم غذایی سالم حذف شود. به غیر از افرادی كه میزان كلسترول خون‏شان بالاست، برای كسانی كه نسبت به تغییر جذب كلسترول غذایی‏شان حساسیت دارند، مصرف متناسب تخم‏مرغ مانعی ندارد. روش‏های ساده‏ای برای كاهش میزان و اثرات كلسترول تخم‏مرغ وجود دارد. یك روش متداول، استفاده از یك تخم‏مرغ كامل و دو سفیده تخم‏مرغ به جای دو عدد تخم‏مرغ می‏باشد. 
.
- سالمونلا: تعداد كمی از تخم‏مرغ‏های خام و سالم موجود در فروشگاهها به باكتری «سالمونلا» آلوده شده و باعث بیماری انسان می‏گردند. در گذشته تصور می‏شد كه یك تخم‏مرغ با داشتن پوست سالم و تمیز كاملاً استریل و عاری از میكروارگانیزم‏ها می‏باشد. در اوایل دهه 1980 دانشمندان متوجه افزایش بیماری‏های ناشی از آلودگی مواد غذایی شدند. بیماری حاصل از باكتری «سالمونلا» به تدریج شیوع می‏یافت و تعدادی از نمونه‏های بیماری مربوط به تخم‏مرغ‏های سالم و تمیز و بهداشتی و درجه یك بود. در واقع این باكتری، تخمدان‏های مرغ را قبل از تخمگذاری آلوده می‏كرد، اما مرغ‏ها را بیمار نمی‏كرد. 
 از آنجا كه مصرف‏كنندگان قادر نیستند آلودگی «سالمونلا» را تشخیص بدهد باید تمام تخم‏مرغ‏های خام مورد آزمایش قرار گیرند و در صورت آلودگی، همان اقدامات احتیاطی كه در مورد مرغ خام، گوشت قرمز خام و دیگر غذاهای دارای منشأ حیوانی به كار می‏رود، در موردشان به كار گرفته شود. 
تخم‏مرغ باید قبل و بعد از پختن در یخچال نگهداری شود، به طور كامل پخته شود تا سفیده و زرده آن سفت شود، در صورت امكان نباید از تخم‏مرغ خام استفاده نمود و ظروفی كه برای نگهداری تخم‏مرغ به كار می‏روند باید كاملاً تمیز باشند. 
.
حساسیت ناشی از تخم‏مرغ 
با وجود آنچه در مورد مزایا و فواید تخم‏مرغ ذكر گردید، حال اگر شخصی نسبت به این ماده حساسیت داشته باشد، چه باید بكند؟ 
كودكان اغلب نسبت به تخم‏مرغ واكنش حساسیت‏زا دارند و اگر این اتفاق بیفتد، آنان نمی‏توانند برای مدتی تخم‏مرغ بخورند. البته خبرهای خوبی نیز وجود دارد كه این نوع حساسیت در اغلب كودكان تا 5 سالگی وجود دارد و پس از آن كودكان می‏توانند تخم‏مرغ را بدون دردسر بخورند. 
حساسیت ناشی از تخم‏مرغ چیست؟ 
احتمالاً می‏دانید كه بعضی از مردم نسبت به غذاهای خاصی مثل بادام‏زمینی یا میگو حساسیت دارند. هنگامی كه فرد غذای حساسیت‏زایی می‏خورد، بدن او واكنش نشان می‏دهد و با آن غذا مثل یك ماده غذایی خطرناك رفتار می‏كند. این مشكل برای كودك خردسال رخ می‏دهد، زیرا سیستم ایمنی بدن او به طور كامل رشد نیافته و او نمی‏تواند پروتئین موجود در تخم‏مرغ را هضم كند. (بیشتر كودكان نسبت به پروتئینی كه در سفیده تخم‏مرغ وجود دارد و بعضی دیگر نسبت به پروتئین زرده تخم‏مرغ حساسیت نشان می‏دهند.) 
سیستم ایمنی كه به طور طبیعی بدن را در مقابل میكروب‏ها و دیگر بیماری‏ها حفاظت می‏كند، آنتی‏بادی‏هایی دارد كه با پروتئین تخم‏مرغ به مانند یك مهاجم مضر، رفتار می‏كنند. كودكی كه به تخم‏مرغ و غذاهای حاوی آن حساسیت دارد، پس از خوردن آن ممكن است احساس بیماری كند یا دانه‏های كهیرمانند در بدنش ظاهر شوند. 
.
علایم و نشانگان 
پوست: كهیر، اگزما، صورت برافروخته یا متورم. 
دستگاه هاضمه: معده‏درد، اسهال، استفراغ، تهوع، خارش اطراف دهان. 
دستگاه تنفسی: آبریزش از بینی، خس خس سینه، اشكال در تنفس. 
سیستم قلبی ـ عروقی: تپش قلب سریع، فشار خون پایین یا بیماری‏های قلبی. 
در موارد نادر، شخص به واكنش‏های حساسیت‏زای بسیار جدی مبتلا می‏شود كه می‏تواند منجر به «آنافیلاكسی» شود. در این صورت مراقبت‏های فوری پزشكی لازم است زیرا شخص ممكن است مشكلات تنفسی و افت فشار خون پیدا كند. «آنافیلاكسی» با داروی «اپی‏نفرین» درمان می‏شود كه به صورت تزریقی به فرد داده می‏شود. 
.
چگونه حساسیت تشخیص داده می‏شود؟ 
به دلیل آنكه این نوع حساسیت در ابتدا اغلب در كودكان دیده می‏شود، پدر یا مادر ممكن است متوجه شوند كه كودك‏شان دچار خارش می‏شود یا بلافاصله بعد از خوردن تخم‏مرغ بیمار می‏گردد. جواب آن است كه اغلب باید كودكان را تا زمانی كه بزرگ‏تر می‏شوند و نیز نظر قطعی پزشك، از مصرف تخم‏مرغ منع كرد. 
اگر شما یا كودك‏تان فكر كنید كه نسبت به تخم‏مرغ حساسیت دارید، نباید تخم‏مرغ یا هر غذایی را كه حاوی تخم‏مرغ است بخورید تا زمانی كه پزشك شما را ببیند. او ممكن است تصمیم بگیرد كه از شما آزمایش پوست به عمل آورد بنابراین یك قطره خیلی كوچك از عصاره ماده غذایی را روی پوست می‏گذارد و سپس به آرامی و با احتیاط پوست را سوراخ می‏كند تا آن مقدار كم از ماده حساسیت‏زا به داخل پوست نفوذ نماید. اگر آن منطقه از پوست قرمزرنگ و متورم شود، شخص دچار حساسیت می‏باشد. پزشك همچنین دیگر مواد غذایی را كه باعث حساسیت می‏شوند، آزمایش می‏كند. در بعضی موارد، پزشك ممكن است مقدار كمی از خون را نیز آزمایش كند، بخصوص اگر آزمایش‏های پوست جواب قطعی به او ندهد. 
باید به خاطر داشته باشیم كه اگر چه پزشك حساسیت‏های غذایی را با قرار دادن‏تان در معرض مقدار اندكی از غذا آزمایش می‏كند، شما نباید این كار را در خانه انجام دهید! بهترین مكان برای انجام تست حساسیت، مطب پزشك است یعنی جایی كه به شما در صورتی كه حساسیت شدید داشته باشید، دارو می‏دهند. 
.
حساسیت چگونه درمان می‏شود؟ 
بهترین روش برای درمان حساسیت به تخم‏مرغ پرهیز از خوردن آن یا غذاهای محتوی آن است. والدین باید در این امر به كودكان كمك كنند. بعضی از كودكان هیچ گاه حساسیت‏شان به تخم‏مرغ را از دست نمی‏دهند بنابراین آنها باید یاد بگیرند كه: 
ـ چگونه از تخم‏مرغ و غذاهای حاوی آن پرهیز نمایند. 
ـ اگر حساسیت دارند، چگونه آن را درمان كنند. 
.
درمان یك حساسیت
لازم است كودكان دارای حساسیت، طرح و برنامه‏ای داشته باشند كه اگر به طور اتفاقی تخم‏مرغ خوردند، بدانند چه باید بكنند! این برنامه ممكن است شامل خوردن داروهای ضد حساسیت نظیر «آنتی‏هیستامین» و در موارد شدیدتر «اپی‏نفرین» باشد. 
.
پرهیز از خوردن تخم‏مرغ
كودكانی كه نسبت به تخم‏مرغ حساسیت دارند، بعد از مدتی دقیقا می‏دانند كه از چه غذاهایی باید پرهیز نمایند. البته كودكان باید به راحتی از والدین و دیگر بزرگسالان در مورد مطمئن و مناسب بودن یك غذا برایشان سؤال نمایند. جایگزین‏های تخم‏مرغ به دلیل داشتن سفیده تخم‏مرغ عملاً برای كودكان دارای حساسیت مناسب نیستند، به علاوه زرده تخم‏مرغ، پودر تخم‏مرغ، روغن تخم‏مرغ و تكه‏های جامد تخم‏مرغ نیز افراد را با مشكل مواجه می‏نمایند. 
اگر شخص به تخم‏مرغ حساسیت دارد باید از خوردن تمام پروتئین‏های موجود در تخم‏مرغ نظیر «آلبومین» و «گلوبولین» نیز به طور جداگانه پرهیز نماید. اگر او در خانه دوستش یا رستوران است، باید حتما از محتویات داخل غذاها سؤال نماید

تخم مرغ

نکاتی جالب در مورد تخم مرغ های پوسته رنگی

گروه علمی موسسه اطلاعات مرغداری 

1- در پوسته تخم همه نژادهای مختلف ماکیان رنگدانه وجود دارد ولی در تخم های پوسته سفید میزان آن کمتر است.

2- فلزات روی ، مس ، آهن و منگنز از حاملان رنگدانه های پوسته تخم مرغ می باشند.

3- رنگدانه های پوسته در کوتیکول و در قسمت سطحی لایه اسفنجی قرار دارند.

4- یکی از علل گران تر بودن تخم مرغ های پوسته قهوه ای ، مصرف بالای غذا توسط نژاد تولید کننده آن می باشد.

5- رنگ پوسته با ارزش تغذیه ای آن ارتباطی ندارد.

6- رنگ تخم های پوسته رنگی در اثر سرکه از بین می رود.

7- رنگ پوسته قهوه ای تخم مرغها در تابستان و بهار ، روشن تر و در زمستان و پاییز تیره تر می باشند.

8- طراحی مناسب قفس و کاهش استرس سبب بهبود پیگمینتاسیون پوسته تخم مرغ می گردد.

9- پورفیرین ها مستقیما" در خون توسط سلولهای مترشحه پوسته جذب می گردند.

10- منشاء پورفیرین ها ، اویدوکت می باشد.

11- لایه کوتیکول پوسته و ماده زمینه ای آن محل استقرار پورفیرین ها می باشد.

12- اندازه تخم مرغ با میزان رنگدانه ها در پوسته ارتباطی ندارد.

13- در اثر افزایش سن ، تراکم پورفیرین ها کاهش پیدا می کند.

ترجمه و گرد آوری گروه علمی موسسه اطلاعات مرغداری

استفاده از دانه کتان در غني سازي تخم مرغ

غذا نقش مهمي را در سلامتي انسان ايفا مي کند. از بين غذاهايي که مواد مغذي مورد نياز بدن را تامين مي کنند تخم مرغ جايگاه ويژه اي دارد و منبع غني و متوازني از اسيدهاي آمينه، اسيدهاي چرب، مواد معدني و ويتامين ها مي باشد(4). 

از آنجايي که ميزان اسيدهاي چرب، مواد معدني و ويتامين هاي تخم مرغ به راحتي از طريق جيره قابل دستکاري و کنترل است، محققين بسياري در صدد ايجاد تغييرات کمي و کيفي در تخم مرغ برآمده اند. همچنين تخم مرغ به علت دسترسي آسان، بسته بندي طبيعي فوق العاده و مصارف غذايي متعدد مورد توجه قرار گرفته و بسياري کوشيده اند تا تخم مرغ را به بسته اي مواد مغذي مورد نياز انسان تبديل کنند بطوريکه در بعضي از مناطق با غني سازي تخم مرغ از عناصر و ويتامين ها سعي در بر طرف نمودن کمبودهاي اين عناصر در منطقه شده است براي مثال غني سازي تخم مرغ با عنصر يد که در بيشتر جوامع انساني با کمبود آن مواجه هستيم مي تواند مشکل کمبود اين عنصر را بر طرف نمايد. همچنين غني سازي تخم مرغ با اسيدهاي چرب ω-3 مي تواند نسبت اسيدهاي چرب ω-6 به ω-3 را در بدن تصحيح کند و خطر ابتلاء به بيماريهاي قلبي و عرقي را در سالمندان کاهش دهد. غني سازي تخم مرغ با اسيدهاي چرب غير اشباع با چند پيوند دوگانه ω-3 (PUFA n-3) توسط منابع متعددي از قبيل روغن ماهي، دانه کتان، دانه کانولا، دانه چيا و جلبکهاي ريز که از عمده ترين منابع رايج براي اين منظور مي باشند موجب افزايش مقادير اين اسيدهاي چرب در زرده تخم مرغ مي شود.

بيشترين توليد تجاري تخم مرغهاي غني از اسيدهاي چرب امگا-3 از طريق مرغهايي است که جيره هاي غني از دانه کتان دريافت داشته اند. دانه کتان حاوي حدود 42% روغن است که اين روغن خود حاوي بيش از 50% آلفا لينولنيک اسيد(ALA 18:3) مي باشد. افزايش 5 تا 15% دانه کتان باعث افزايش متغيري به ميزان 9 تا 35% در دوکوزاهگزانوئيک اسيد (DHA) تخم مرغ مي شود. البته تحقيقات جديدتر مقدار مناسب دانه کتان را در جيره 5 درصد تعيين کرده است زيرا دانه کتان بخصوص دانه نارس آن حاوي مقدار کمي از گليکوزيدهاي سيانوژنيک بنام لينامارين و آنزيمي همراه با آن بنام ليناز است که در اثر هيدروليز آن سيانيد هيدروژن آزاد مي شود که به شدت سمي بوده و در ترکيب سيانيد با سيتوکروم اکسيداز باعث توقف فوري تنفس سلولي و مرگ مي شود(1). در آزمايشي که توسط شيدلر و فرانينگ (1996) انجام شد، اثرات ترکيبي واريته، سطح، شکل و شرايط نگهداري دانه کتان بر توليد و ترکيب تخم مرغ در مرغهاي تغذيه شده با ويتامين E مورد بررسي قرار گرفت. سطوح 5 ، 10 و 15 درصد دانه کتان دانه کتان آسياب شده و کامل با جيره شاهد ذرت-سويا يا روغن ماهي مقايسه شد. در مقايسه با شاهد، دانه کتان باعث کاهش مصرف خوراک، افزايش وزن و وزن تخم مرغ شد. در حاليکه، دانه کتان و روغن ماهي توليد تخم مرغ را در مقايسه با شاهد (1/38 %) به ترتيب 9/88 و 0/93 % بهبود دادند. مقدار لينولنيک اسيد در تخم مرغ با افزايش سطح دانه کتان افزايش يافت (31/2 ، 18/4 و 38/6 % در چربي زرده به ترتيب با سطوح 5 ، 10 و 15 % دانه کتان). دانه کتان و روغن ماهي بطور معني داري درصد سفيده را در مقايسه با شاهد افزايش و درصد زرده را کاهش دادند ولي اثري بر کلسترول تخم مرغ نداشتند. هيچ تفاوتي ميان دانه کتان آسياب شده و کامل در متغيرهاي اندازه گيري شده مشاهده نشد(3).

ليسون و همکاران (2000) نيز مرغهاي تخمگذار را براساس وزن بدن به گروههاي سبک، متوسط و سنگين تقسيم کردند و با جيره هاي حاوي 0، 10 و 20 درصد دانه کتان تغذيه نمودند. صرف نظر از تقسيم بندي وزني، تغذيه 20% دانه کتان موجب رشد ناکافي، کاهش توليد تخم مرغ و افزايش مصرف خوراک گرديد. از اين آزمايش اين طور نتيجه گيري مي شود که توليد کمتر تخم مرغ در پرندگان تغذيه شده با سطوح بالاي دانه کتان ممکن است به دليل وجود مواد ضد مغذي يا کاهش انرژي متابوليسمي در جيره باشد(2).

مهندس مازيار محيطي اصلي 

دانشجوی کارشناسی ارشد تغذيه دام دانشگاه تربيت مدرس

جيره بندي آب آشاميدني مرغهاي تخمگذار در قفس

درچند سال اخير مرغداران صنعتي به منظور کاهش مصرف بي رويه و ريخت و پاشآب در مرغهاي تخمگذار برنامه هاي جيره بندي آب را عملا مورد بررسي قرارداده اند موسسه تحقيقات کاربردي طيور در کشور هلند با انجام کارهايتحقيقاتي گسترده اثر جيره بندي آب را از طريق محدود کردن مدت زماندسترسي طيور به آب بررسي کرده است . در مرغ هاي تخمگذار جيره بندي آبنسبت به دسترسي هميشگي به آن مزيت هايي دارد . مطلب فوق نتيجه نخستينآزمايشي است که توسط مرکز تحقيقات کاربردي طيور هلند انجام شده استمحققين فوق همچنين در اين ارتباط هيچ اثر نامطلوبي در توليد تخم مرغومرگ و مير طيورمشاهده نکردند اين مشاهده شايان ذکر است که در مرغ هايتخم قهوه اي مصرف آب کمتر و در برخي موارد در صد ماده خشک فضولات دفعيانها بالاتر بود در اين آزمايش درزمان جيره بندي اب اغلب تخم مرغها يتميزتري مشاهده مي شد دليل آن بدرستي روشن نيست اما بنا بدلايل نامشخصيتعداد تخم مرغ هاي کثيف دراين آزمايش کم بودآزمايش فوق پاسخ روشني را درمورد سن پرندگان درزمان شروع جيره بندي آب بيان نمي کند اگر چه بنظر ميرسد که در مرغ هاي تخمگذار جيره بندي آب قبل از زمان حداکثر توليد تخممرغ آثار منفي بر توليد تاثير منفي ندارد تغيير زمان جيره بندي آب ازيک روز به روز ديگر هيچ مشکلي را ايجاد نمي نمايد.

پرسشهاي بي پاسخ

پساز انجام نخستين آزمايش ، پرسش هاي زيادي بي پاسخ باقي ماند بنابراينآزمايش ديگري براي بررسي دو مسئله ذيل صورت گرفت:

1-آيا زمان دريافت آب و خوراک توسط پرندگان تاثيري بر درصدتخم مرغهايکثيف دارد ؟ به منظور بررسي اين موضوع قطع آب يا خوراک د رهنگامبيشترين تخمگذاري انجام شد .

2-آيا در اين برنامه دادن آب و خوراک به مرغهاي تخمگذار بلافاصله بعد ازشروع روشنايي ضروري است .

ازانجام اين آزمايش چنين استنباط شد که تغذيه مرغ هاي تخمگذار بلافاصلهپس از شروع روشنايي تاثيرکمي بر روي توليد تخم مرغ دارد اختلاف مشخصيبين ميزان توليد تخم مرغ ، مصرف آب و خوراک ، مرگ ومير و مقدار مادهخشک فضولات مرغ هاي تخمگذار قهوه اي و سفيد مشاهده نشد اگر چه در اينآزمايش نوع برنامه آب دهي بر کيفيت تخم مرغ تاثير داشت اما ولي بنظر ميرسد که ارتباط کمي بين آن دو وجود داشته باشد درمرغ هاي تخمگذاري کههنگام صبح آب و خوراک دريافت نمي کردند اثر منفي واضحي بر توليد تخممرغ مشاهده شد اين مرغ هاي تخمگذار تحت برنامه جيره بندي آب در آزمايشاول بود در عين حال در آزمايش اول آب رساني به مرغ در طول روز بطوريکساني انجام شد ظاهرا در مرغ هاي تخمگذار نه تنها مدت زمان دسترسي بهآب بلکه چگونگي دوره هاي آب در طول روز نيز مهم مي باشد.

برنامههاي آب رساني

درآزمايش سوم که با گروه جديدي از مرغ هاي تخمگذارانجام شد تاثير چندينبرنامه آب رساني بر توليد تخم مرغ بررسي شد محققين در اين آزمايش بهنتايج جالبي پي بردند آنها دريافتند که در مرغ هاي تحت جيره بندي آب ،ميزان مصرف آب و نسبت آب به خوراک کمتر بود و بنظر مي رسيد که فضولاتآنها قدري خشک تر باشد درصد تخم مرغهاي کثيف در مرغهاي تخم سفيدي کهتحت برنامه جيره بندي آب بودند پايين تر بود اما در مرغ هاي تخم قهوهاي اين گونه نبود همچنين درصد تخم مرغ هاي شکسته د رمرغ هايي که تحتبرنامه جيره بندي اب بودند پايين تر بود توضيحي براي اين پديد ه نميتوان بيان کرد جيره بندي آب هيچ تاثيري بر ميزان سفيده و رنگ زردهنداشت جيره بندي آب همچنين هيچ تاثيري بر وزن تخم مرغ ها نداشت .ارتباط ميان زمان آب رساني و زمان خوراک دهي در ازمايش چهارم بررسي شدآب رساني و ياخوراک دهي بود اين که آب عامل موثرتري نسبت به خوراک استو يا اين که خوراک عامل موثرتري نسبت به آب مي باشد در مرغ هاي تخمسفيد هيچ اختلافي درتوالي آب رساني و يا خوراک دهي مشاهده نشد بنظر ميرسيد که در مرغ هاي تخم قهوه اي اول خوراک و سپس آب منجر به کاهشتخمگذاري مي شد اما اين کاهش احتمالا بدليل اختلاف در درصد مرگ وميرباشد از اين آزمايش مي توان استنباط کرد که خوراک دهي مرغها قبل از آبدادن به آنها تاثيرمثبتي بر روي توليد تخم مرغ ندارد .

اثراترفتاري

بهجز تاثير برنامه جيره بندي آب برنتايج فني و کيفيت کود مرغهاي تخمگذار، تحقيقاتي جهتدانستن بيشتر در مورد اثرات آن بر روي رفتار مرغهاي تحت آزمايش انجامشده است اين بررسي در طي آزمايش سوم انجام گرديد . نتايج اين مطالعاترفتاري نشان مي دهد که جيره بندي آب هيچ تاثير نامطلوبي بر رفاه وآسايش مرغ هاي تخمگذار ندارند درعين حال مطالعه فوق براي بيان نتيجهنهايي جيره بندي آب بر وضعيت رفاهي مرغ هاي تخمگذار بسيار کم مي باشد.

جيرهبندي آب بر رفتار تغذيه اي مرغها تاثيري نداشت بنابراين مي توان نتيجهگرفت که بدليل جيره بندي اب مرغهاي تخمگذار دوره آشاميدن کمتري داشتندتعداد دفعات آشاميدن در مرغ هايي که تحت جيره بندي خفيفي بودند نسبت بهمرغ هاي تحت جيره بندي متوسط آب يا بدون جيره بندي بالاتر بود رفتارتهاجمي و تقليدي تنها در مرغ هاي تخم سفيد ديده شد اين رفتار در مرغهاي تخم قهوه اي ديده نشد . مرغ هاي تحت جيره بندي آب نسبت به گروهديگر بيشتر همديگر را از کنار سرپستانک ها پس مي زدند اين رفتار بويژهدرزمان شروع دسترسي به آب اتفاق مي افتاد چرا که پس از برقراري آب تماممرغها در يک زمان تمايل به نوشيدن آب داشتند اين رفتار هجومي مرغ ها بهسرپستانک با رفتار پرخاشگري انها مرتبط نيست . ازآنجايي که طول آب خوريها در مرکز تحقيقاتي نسبت به مزارع تجارتي کمتر است نمي توان بيان کردکه حداقل دوره زماني لازم براي دسترسي به آب چقدر مي باشد.

 منبع :

فصلنامه چکاوک – شماره 36–بهروز دستار

مشکلات تولید تخم مرغ



مشکلات تولید تخم مرغ در گله های مرغ 

مترجم : مهندس کمال سلماسی

برای رسیدن به بهترین تولید و سود دهی ٬مشکلاتی سر راه وجود دارد که باید آنها را شناخت و حل نمود . این مشکلات بطور خلاصه عبارتند از : 

مشکل در تخمگذاری :

معمولاً این مسئله در مرغان تخمگذار اتفاق می افتد که علل آن :

1- تورم در کانال تخم(لوله فالوپ )یا فلجی ماهیچه ای و یا پیچ خوردگی کانال .

2- وجود تخم دوزرده بحالت غیر طبیعی .

3- کم شدن ویا توقف ترشح مخاطی داخل کانال . 

در صورت بروز مشکلات فوق ٬ملاحظه میشود که مرغ حالت تخم گذاشتن را مکرراً بخود می گیرد بدون اینکه تخمی بگذارد در لانه زیاد باقی می ماند .

راه حل :

1- با فشار و مالش شکم و یا چرب نمودن کلوآک و مجرا با وازلین توسط انگشت . 

2- در صورتی که تخم سالم خارج نشود ٬آنرا بشکنید محتویات را خارج کرده و پس از آن پوسته و باقی محتویات را خارج کنید . پس از آن مجرا را با سرم فیزیولوژیکی نمکی شستشو دهید .

تولید تخم مرغ با پوسته نازک :

این مشکل به علل زیر بروز میکند :

1- بالا رفتن دمای هوا . دمای بالا بر روی کلسیم در خون تاثیر زیادی گذاشته و بالطبع کلسیم پوسته تخم مرغ را کاهش میدهد . 

2- معمولاً در اواخر دوره تخم گذاری ضخامت پوسته کاهش می یابد و پس از پر ریزی ضخامت پوسته افزایش می یابد . 

3- افزایش رطوبت تاثیر دما را افزایش می دهد و همان نتیجه تاثیرات دمای بالا را باعث می گردد . 

4- کمبود کلسیم یا ویتامین d3 و یا اختلال در نسبت کلسیم و فسفر در دان مرغان . 

5- عدم وجود پودر سنگ در دان جهت پیشگیری از تاثیرات دما .

6- ابتلا به انگل های داخلی که دیواره دستگاه گوارش و روده را تخریب میکنند و باعث کاهش کلسیم می گردند . 

7- عامل وارثتی که باعث ایجاد پوسته نازک یا ضخیم میگردد . 

  پیشگیری و درمان :

1- در هنگام بالا رفتن هوا ترجیحاً غذا شب هنگام و اول صبح داده شود .

2- تهویه خوب سالن ها و استفاده از دستگاههای خنک کننده 

3- اضافه نمودن پودر سنگ در دان مرغ به اندازه کافی و همچنین افزودن نسبت کلسیم به ویتامین E با درنظر گرفتن نسبت کلسیم و فسفر .

تولید تخم مرغ کوچک :

بیماریهای تنفسی مانند تورم برنشها و بیماری نیو کاسل تاثیر زیادی بر کوچک شدن تخم مرغ ها دارد . 

همچنین بالا رفتن حرارت سالن بیش از 35 درجه سانتی گراد برای چندروز باعث کم حجم شدن تخم مرغ ها می گردد . در صورت کم شدن نسبت پروتئین (زیر 16%)و یا اینکه پروتئین حیوانی کمتر از 4%بشود تاثیر زیادی بر حجم تخم مرغها خواهد داشت . ولی کلسیم و ویتامین E دان تاثیر کمی بر کوچک شدن تخم مرغ ها دارد . البته این را باید بدانیم که عوامل ارثی مخصوص گله مهم است و باید انتخاب علیه این صفت صورت گیرد و پیشگیری اصلی اجتناب از علل مسبب آن است .

تخم مرغ دارای بو ومزه ماهی است 

ثابت گردیده که بالا بودن پودر ماهی در دان مرغ 20%و یا اضافه نمودن روغن ماهی به دان تا 20%در مرغان سالم تاثیری روی طعم و بوی تخم مرغ ندارد و ترکیبات دان باعث ظهور چنین معضلی نیستند (آنچنانچه قبلاً گفته میشود ) بلکه علت اصلی اختلال در بخش تولید کننده تخم مرغ است که ارثی بودن آن ثابت گردیده است . معمولاً مرغان مبتلا به این عارضه تنفس آنها بو دار است 
(بوی ذرت فاسد شده)٬میتوان این مرغان را در شب با استشمام تنفس آنها شناسایی نمود . البته روش دیگری برای شناسایی وجود دارد (با قرار دادن مرغان در قفس مخصوص و شکستن یک تخم مرغ از هر کدام ٬آنها را شناسایی نمود ).

تخم گذاری در منطقه شکمی :

این حالت وقتی ایجاد میشود که تخم مرغ کامل شده وارد کانال نمی شود و به ناحیه بطنی وارد می گردد که حالت جسم خارجی به خود میگیرد و دور آنرا الیاف و نسوج فرا می گیرند و مرغ از تخم میافتد . این مسئله قابل شناسایی نیست مگر بعد از مردن مرغ .

 

  مآخذ : مجله صنعت مرغداری – ش 84 – ص 41

 

بهبود كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌در درجه‌ حرارت‌ بالاي‌ محيط با استفاده‌ ازبي‌كربنات‌ سدي

بخش‌ عمده‌اي‌ از مرغان‌ تخمگــذاردر مناطق‌ آب‌ و هواي‌ مختلف‌ كشورنگــه‌داري‌ مي‌شوند كه‌ تنش‌ گــرمايي‌احتمالا يك‌ عامل‌ مديريتي‌ مهم‌ دربرخي‌ از مراحل‌ تخمگــذاري‌ آنهاست‌.مشكل‌ اساسي‌ در هنگــام‌ بروز تنش‌گــرمايي‌ به‌ واسطه‌ عدم‌ مصرف‌ كافي‌خوراك‌ توسط پرندگــان‌ بروز مي‌نمايد،هم‌چنين‌ تغييرات‌ اندكي‌ در متابوليسم‌پرندگــان‌ به‌ وجود مي‌آيد كه‌ بر ميزان‌توليد و كيفيت‌ پوسته‌ اثر مي‌گــذارد.اغلب‌ در تشكيلات‌ مرغ‌ مادر تعدادي‌تخم‌ مرغ‌ به‌ علت‌ نازك‌ بودن‌ پوسته‌،قابل‌ جوجه‌كشي‌ نيستند و از طرفي‌ نازك‌بودن‌ پوسته‌ سبب‌ بالا رفتن‌ درصد تخم‌مرغ‌هاي‌ شكسته‌ مي‌شود. در نتيجه‌تعدادي‌ از تخم‌ مرغ‌هاي‌ قابل‌جوجه‌كشي‌ تلف‌ مي‌گــردد. ضخامت‌پوسته‌، وضعيت‌ قالب‌ و شكل‌ تخم‌ مرغ‌نيز از عوامل‌ مهم‌ اقتصادي‌ هستند كه‌ درحفظ و كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ موثرند.عوامل‌ محيطي‌ و نحوه‌ نگــه‌داري‌، تاثيرزيادي‌ در حفظ و كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌دارد. در اين‌ خصوص‌ افزودن‌ بي‌كربنات‌سديم‌ به‌ جيره‌ يا آب‌ آشاميدني‌ دردرجه‌ حرارت‌ بالا فوايد زيادي‌ را دربرخواهد داشت‌.

اثر درجه‌ حرارت‌ بر كيفيت‌پوسته‌ تخم‌ مرغ‌:

اثر درجه‌ حرارت‌ بالا اشتها، كيفيت‌تخم‌ مرغ‌ و عملكرد مرغ‌هاي‌ تخمگــذاررا كاهش‌ مي‌دهد. كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌مرغ‌ عمدتاتوسط درجه‌ حرارت‌ بال‌تحت‌ تاثير قرار مي‌گــيرد در حالي‌ كه‌توليد تخم‌ مرغ‌ و وزن‌ تخم‌ مرغ‌ تا حدي‌توسط كاهش‌ خوراك‌ تحت‌ تاثير قرارمي‌گــيرند. روش‌هايي‌ شامل‌ تغذيه‌ جيره‌با تراكم‌ مواد غذايي‌ بالا و استفاده‌ ازتغـــذيه‌ خــــــود انـــــــتخابي‌ (Self_ selection feed)براي‌ بهبود عملكردمرغ‌هاي‌ تخمگــذار در درجه‌ حرارت‌ بالانسبتاموفقيت‌آميز مي‌باشد.

حداقل‌ توليد حرارت‌ توسط بدن‌ درحدود 23 درجه‌ سانتي‌گــراد مشاهده‌مي‌گــردد. در دماي‌ پايين‌تر از اين‌ مقدار،پرندگــان‌ مجبور هستند جهت‌ گــرم‌ نگــه‌داشتن‌ بدن‌شان‌ حرارت‌ بيشتر توليدنمايند. توليد حرارت‌ فقط در ناحيه‌كوچكي‌، بين‌ 19 تا 27 درجه‌سانتي‌گــراد، در حداقل‌ مي‌باشد.

در دماي‌ بالاتر از 27 درجه‌سانتي‌گــراد پرندگــان‌ براي‌ خنك‌ كردن‌خود شروع‌ به‌ مصرف‌ انرژي‌ بيشتري‌مي‌كنند، در دماي‌ 27 درجه‌ سانتي‌گــراداتساع‌ برخي‌ از عروق‌ خوني‌ آغازمي‌گــردد تا بدين‌ وسيله‌، ظرفيت‌خنك‌سازي‌ بدن‌ افزايش‌ يابد. علائمي‌كه‌ به‌ راحتي‌ توسط مرغدار قابل‌مشاهده‌ است‌ نفس‌نفس‌ زدن‌ (Panting)و پايين‌ افتادگــي‌ بال‌هاست‌ كه‌ در دماي‌كمي‌ بالاتر قابل‌ مشاهده‌ هستند.

تغيير در ميزان‌ الكتروليت‌هاي‌پلاسما، مانند سديم‌، پتاسيم‌ وبي‌كربنات‌ در تمام‌ دسته‌هاي‌ طيور درشرايط آب‌ و هوايي‌ گــرم‌ مشاهده‌مي‌گــردد.

اين‌ تغييرات‌ براي‌ مرغان‌ تخمگــذاراز اهميت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار مي‌باشند.زيرا اين‌ مواد مغذي‌ در فرآيند ساخت‌پوسته‌ دخالت‌ دارند. در حقيقت‌ تغييردر الكتروليت‌هاي‌ پلاسما، احتمالاعامل‌ شروع‌ نفس‌نفس‌ زدن‌ در پرندگــان‌تحت‌ تنش‌ گــرمايي‌ مي‌باشد. هنگــامي‌ كه‌تعادل‌ الكتروليتي‌ در جهت‌ ايجاد شرايطاسيدي‌ در خون‌ سوق‌ مي‌يابد، سبب‌تحريك‌ پرنده‌ در جهت‌ افزايش‌ سرعت‌تنفس‌ مي‌گــردد. امكان‌ تغيير تعادل‌الكتروليتي‌ پرنده‌ در جهت‌ جلوگــيري‌ ازتنش‌ و يا مقابله‌ با افت‌ كيفيت‌ پوسته‌ دراين‌ زمينه‌ بايد مورد توجه‌ قرار گــيرد.

استفاده‌ از مكمل‌ بي‌كربنات‌سديم‌: 

مكمل‌ بي‌كربنات‌ سديم‌ موجب‌بهبود كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ در مرغ‌هادر درجه‌ حرارت‌ بالا در طي‌ دوره‌تشكيل‌ پوسته‌ سازي‌ تخم‌ مرغ‌ مي‌گــردد.نتايج‌ حاصله‌ از آزمايش‌ نشان‌ مي‌دهدكه‌ افزودن‌ 1 درصد بي‌كربنات‌ سديم‌ درجيره‌ در مواقعي‌ كه‌ درجه‌ حرارت‌ سالن‌30 تا 35 درجه‌ سانتي‌گــراد است‌ موجب‌بهبود استحكام‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌مي‌گــردد.

وقتي‌ مرغ‌ها در درجه‌ حرارت‌ بالانگــه‌داري‌ شوند منجر به‌ آلكالوز تنفسي‌(پلاسماي‌ قليايي‌) مي‌شوند، در اين‌صورت‌ دي‌ اكسيد كربن‌ از خون‌ وبي‌كربنات‌ از خون‌ و مايعات‌ بدن‌ دفع‌مي‌گــردد لذا گــازكربنيك‌ كمتري‌ براي‌تشكيل‌ كربنات‌ كلسيم‌ باقي‌ مي‌ماند.اتلاف‌ دي‌ اكسيد كربن‌ براي‌ نيازبي‌كربنات‌ خون‌ جهت‌ بافري‌ شدن‌يون‌هاي‌ هيدروژن‌ كه‌ در طي‌ تشكيل‌پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ توليد مي‌شود مورداهميت‌ قرار دارد. بي‌كربنات‌ قسمت‌عمده‌اي‌ از پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ را تشكيل‌مي‌دهد و عمل‌ فوق‌ منجر به‌ ايجادرقابت‌ بين‌ كليه‌ و غده‌ پوسته‌ساز براي‌بي‌كربنات‌ سديم‌ در حفره‌ پوسته‌ساز بركيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ اثر مي‌گــذارد.

بنابراين‌ ممكن‌ است‌ در درجه‌حرارت‌ بالا مرغ‌ها احتياج‌ به‌ مواد مغذي‌بيشتري‌ براي‌ تامين‌ بي‌كربنات‌ داشته‌باشد.

نتايج‌ حاصل‌ از آزمايشات‌ نشان‌ داده‌است‌ كه‌ در درجه‌ حرارت‌ بالا افزودن‌بي‌كربنات‌ سديم‌ در جيره‌ سود اقتصادي‌دربر خواهد داشت‌. استفاده‌ از يك‌برنامه‌ نوردهي‌ 16 ساعت‌ در روز باعث‌مي‌شود كه‌ بي‌كربنات‌ به‌طور مناسب‌مورد استفاده‌ قرار نگــيرد، زيرا در طي‌دوره‌ تاريكي‌ بي‌كربنات‌ مصرف‌نمي‌شود و در اين‌ صورت‌ پوسته‌ تخم‌مرغ‌ به‌طور طبيعي‌ اتفاق‌ مي‌افتد. بنابراين‌ استفاده‌ از يك‌ برنامه‌ نوردهي‌ مداوم‌براساس‌ همزماني‌ تشكيل‌ پوسته‌ تخم‌مرغ‌ را مشروط به‌ اين‌ كه‌ مرغ‌ به‌ جيره‌كلسيم‌ در طي‌ دوره‌ تشكيل‌ پوسته‌سازي‌تخم‌ مرغ‌ دسترسي‌ داشته‌ باشد، بهبودمي‌دهد.



اگــر 0/5 درصد بي‌كربنات‌ سديم‌ به‌جيره‌اي‌ كه‌ حاوي‌ سنگــ‌ آهك‌ به‌ عنوان‌منبع‌ كلسيم‌ باشد افزوده‌ شود، در اين‌صورت‌ 16 ساعت‌ نوردهي‌ منجر به‌بهبود كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌ مرغ‌ بيشترمي‌شود. بهبود در كيفيت‌ پوسته‌ تخم‌مرغ‌ براي‌ مرغ‌هايي‌ كه‌ با جيره‌ حاوي‌آهك‌ به‌ عنوان‌ منبع‌ كلسيم‌ تغذيه‌مي‌شوند، وقتي‌ حاصل‌ مي‌شود كه‌ دوره‌نوردهي‌ روزانه‌ از 16 به‌ 24 ساعت‌افزوده‌ شود. 

تدوين‌: مهندس‌ رضا گــلي‌اسكاردي‌
كارشناس‌ ارشد معاونت‌ امور دام‌ وزارت‌ جهادكشاورزي‌



منبع : مجله صنعت مرغداري

تنش گرمایی و کیفیت پوسته



 

درجه حرارت محیطی در اکثر نواحی گرمسیری دراغلب اوقات سال تقریبا بالاتر از مقدار مطلوب در اغلب برای پرورش مرغ های تخمگذار است زیانی که در نتیجه کیفیت پایین پوسته به این صنعت وارد می شود قابل توجه است راهکارهای تغذیه ای متعددی برای کمک به کاهش این مشکل در دسترس می باشند صنعت پرورش طیور هندوستان در محدوده وسیعی از شرایط زراعی – اقلیمی از گرم و مرطوب در ناحیه ساحلی تا هوای بسیار گرم و خشک در مرکز هند گسترده شده است بخش های زیادی از این کشور دماهای 35 تا 43 درجه سانتی گراد را از فوریه تا جولای شاهد می باشند درجه حرارت محیطی مطلوب برای مرغهای تخمگذار بین 13 تا 23 درجه سانتی گراد است تنش گرمایی مرگ و میر را افزایش داده مصرف غذا تولید و وزن تخم مرغ و کیفیت پوسته را کاهش می دهد کاهش کیفیت پوسته تخم مرغ در اثر تنش گرمایی ، به خصوص درمرغهای تخمگذار مسن ، احتمال شکستگی پوسته و الوده شدن سایر تخم مرغهای با کیفیت را افزایش می دهد ماندگاری تخم مرغهایی که به این صورت آلوده شده اند به دلایل تغییرات میکروبی و فیزیکوشیمیایی کاهش یافته از طرف دیگر بازار پسندی آن نیز پایین می آید بررسی انجام شده در سال 1977 نشان داد که وقوع نرمی پوسته یا تخم مرغهای بدون پوسته و غیره بین 4/2 تا 1/16 درصد از کل تخم مرغهای جمع آوری شده متغیر بود وقوع نقایص پوسته و شکستگی تخم مرغها در مناطق خشک و گرمسیر به بیش از 21 درصد از کل تخم مرغهای تولیدی افزایش یافت از آنجایی که درجه حرارت محیطی در کشورهای گرمسیر تقریبا همیشه در بخش عمده ای از سال بالاتر از حد مطلوب برای مرغهای تخمگذار است زیان وارده به صنعت پرورش مرغهای تخمگذار به دلیل کیفیت ضعیف پوسته چشمگیر است .

 

اثرات زیانبار تنش گرمایی بر کیفیت پوسته تخم مرغ

در مدت تنش گرمایی مصرف کلسیم به طور مستقیم در نتیجه افت مصرف غذا کاهش می یابد که این مسئله باز جذب استخوانی و درنتیجه هیپر فسفاتمی را تحریک می کند این حالت مانع از تشکیل کربنات کلسیم در غده پوسته ساز مرغهای تخم گذار می شود 

 

· عمل طبیعی غذا خوردن مرغهای تخمگذار درهنگام صبح ، مواد غذایی تشکیل دهنده پوسته تخم مرغ را برای پرندگان غیر قابل دسترس می کند بخش عمده کلسیم از طریق دوازدهه در خلال 30 دقیقه پس ازغذا خوردن جذب می شود مرحله حساس تشکیل پوسته تخم مرغ غالبا بین 10 تا 12 ساعت پس از تخمگذاری درهنگام شب انجام می گیرد زمانی که مصرف غذا ناچیز است و این امکان وجود دارد که قابلیت دسترسی به کلسیم خون در حساسترین دوره تشکیل پوسته سریعا کاهش پیدا کند با اینکه بخشی ازذرات ریز پوسته در سنگدان جای میگیرند ولی هنگامی که سایر مواد مغذی همچون ویتامین D3 اسیدهای آمینه و فسفر در دستگاه گوارش وجود نداشته باشند جذب آنها از مجرای گوارشی به خوبی انجام نمی شود پرندگان صرفا با کلسیم استخوانی و در غیاب منبع جیره ای قادر به حفظ مناسب فرآیند آهکی شدن پوسته حتی برای یک روز نمی باشند . عیب دیگر غذا دادن در هنگام صبح اثر گرمازایی بالای آن می باشد که اغلب با زمان افزایش حرارت محیطی مصادف می شود در ضمن این اثر دردرجه حرارت محیطی بالاتر نسبت به 20 درجه سانتی گراد به مدت طولانی دامه می یابد .

· هیپرترمی در پرندگان موجب نفس نفس زدن و آلکالوز تنفسی می گردد دراین وضعیت غلظت CO2 پلاسما کاهش می یابد ودراین هنگام برای باز گرداندن PH خون به مقدار طبیعی حذف خارجی یون بی کربنات ادامه می یابد آلکالوز تنفسی ضمن آنکه دفع بی کربنات را از طریق کلیه ها افزایش می دهد منجر به رقابت مستقیم بین کلیه و رحم برای جذب این یون نیز می شود که در پی آن ضخامت پوسته تخم مرغ کاهش می یابد .

· به موجب تنش گرمایی ، تمرکز فعالیت کربنیک انهیدراز دررحم کاهش می یابد ودر نتیجه ذخیره پوسته تخم مرغ مختل می شود .

· زیادی کلر در جیره غلظت بی کربنات خون را که نقش مهمی در آهکی شدن پوسته تخم مرغ دارد کاهش می دهد همچنین این موضوع اثرات زیانبار تنش گرمایی بر مرغهای تخمگذار را هرچه بیشتر تشدید می کند .

· دراثر تنش گرمایی خون بیشتری به سوی بافت های محیطی منحرف می شود که با کاهش جریان خون دراندام های داخلی مثل اویدوکت ، همراه است و در نتیجه منجر به تضعیف کیفیت پوسته می گردد .

· شکل فعال ویتامین درسنتز پروتئین متصل به کلسیم که جهت تعادل کلسیم و فسفر در مدت تشکیل پوسته ضروری است دخالت دارد توانایی مرغ های تخمگذار برای تبدیل ویتامین D3 به شکل فعال آن در مدت تنش گرمایی کاهش می یابد .

· اسید اسکوربیک برای سنتز ماتریکس آلی پوسته تخم مرغ ضروری است این ماده ضروری اثرات بیماری زایی تنش گرمایی را با کاهش غلظت کورتیکوسترون پلاسما در پرنده پایین می اورد توانایی پرندگان برای سنتز اسید اسکوربیک در خلال تنش گرمایی کاهش می یابد .

· نیاز جوجه های در حال رشد به پتاسیم در حرارت های محیطی بالاتر افزایش می یابد نتایج تحقیقات افزایش نیاز به پتاسیم جیره ای از 4/0 درصد به 6/0درصد رامقارن با افزایش درجه حرارت محیطی از 7/25 به 8/37 درجه سانتی گراد را نشان می دهد .

· تنش گرمایی ذخیره کردن چربی را تشدید می کند که در واقع باعث تقویت اثرات زیان بار آن می شود .

 

راهکارهای تغذیه ای کاهش تنش گرمایی در مرغهای تخمگذار

شیوه مطلوب کاهش اثرات بیماری زای تنش گرمایی با نگهداری پرندگان در جایگاه هایی با محیط کنترل شده قابل انجام است پرورش مرغهای تخمگذار تجاری درمحیط کنترل شده که در کشورهای توسعه یافته اجرا می شود در کشورهای در حال توسعه عملی نیست بنابراین اتخاذ نامطلوب تنش گرمایی بر کیفیت پوسته را کاهش خواهد داد که در نتیجه آن سود ناخالص مزرعه دار افزایش می یابد .

 

· افزایش تراکم ماده مغذی درجیره روشی رایج در تغذیه مرغهای تخمگذار در طول تابستان است که تولید و وزن تخم مرغ و نه کیفیت پوسته را بهتر می کند محتوای انرژی جیره ها با اضافه کردن چربی افزایش داده می شود در حالی که سرعت عبور غذا در مجرای گوارشی کاهش می یابد درنتیجه بهره وری از غذا بالا می رود .

مکمل چربی درجیره های طیوری که در درجه حرارت محیطی بالا قرار دارند تنش گرمایی را به حداقل رسانده واین حالت به دلیل مقادیر کمتر حرارت افزایشی ناشی از چربی می باشد . غذادهی پرندگان در هنگام غروب ذخیره یکنواختی از کلسیم مورد نیاز برای شکل گیری مناسب پوسته تخم مرغ را تامین خواهد کرد که درنتیجه آن کیفیت خوب پوسته در طول ماه های تابستان حفظ می شود .

· در ماه های تابستان برای مرغهای تخمگذار مسن ، کلسیم اضافی باید به نسبت 1 گرم به ازای هر پرنده به شکل صدف خرد شده یا سنگ اهک عرضه شود مقدار مکمل بالاتر و بیشتر از مقدار معمولی کلسیم جیره ای که برای مرغهای تخمگذار توصیه می شود می باشد .

· اندازه مطلوب ذرات منابع کلسیمی بایدبه صورتی حفظ شود که کلسیم مورد نیاز در زمان تشکیل پوسته را تامین نماید حداقل اندازه منبع کلسیم برای افزایش ابقا در سنگدان در حدود 1 میلی متر است .

· میزان فسفر غیر فیتینی را باید در حد 3/0 درصد به نسبت 10:1 با کلسیم جیره محدود کرد .

· آب آشامیدنی کربناته می تواند تنش گرمایی در طیور را کاهش دهد این آب به تعادل اسید و باز کمک نموده همچنین مصرف آب را حدود 25 درصد درمدت تنش گرمایی افزایش دهد . 

· مکمل جیره ای بی کربنات سدیم و اسید اسکوربیک اثرات شدید محدوده دمایی بالا را بر عملکرد مرغهای تخمگذار کم می کند 250 میلی گرم اسید اسکوربیک در کیلوگرم جیره مرغ های تخمگذار تولک رفته تولید تخم مرغ وکیفیت پوسته تخم مرغ را به واسطه افزایش جذب روده ای کلسیم یا از طریق افزایش باز جذب کلسیم استخوان به واسطه تولید بهتر می کند .

· تنش گرمایی احتیاج متا بولیک برای بی کربنات ، ویتامین D3 و پتاسیم را افزایش می دهد بنابراین مکمل جیره ای و یا آبی ازبی کربنات ها ویتامین D3 و نمک های پتاسیم کیفیت پوسته تخم مرغ را در خلال تنش گرمایی بهتر می کند .

· از آنجا که بیشتر اثرات بیماری زای تنش گرمایی به دلیل هیپرترمی هستند هر یک ازعوامل شیمی درمانی مثل اسید سالیسیلیک ، آسپرین و غیره ممکن است حرارت بدن مرغهای تخمگذار را در طول تنش گرمایی کاهش داده در نتیجه اثرات زیانبارش را تخفیف دهند اما استفاده ازاین ترکیبات در جیره های طیور به جنبه اقتصادی مکمل بستگی دارد . 

خورانیدن آگونیست ها یا آنتاگونیست هایی از کاته کولامین ها مانند آسپارتات منیزیم ،سولفات روی ، دیازپام ، متیراپون یا کلونیدین سطح خونی کاته کولامین ها را طی تنش گرمایی کاهش میدهد در نتیجه کیفیت مطلوب پوسته در طول حرارت های محیطی بالا حفظ می شود .

 

فصلنامه چکاوک – شماره 41- مهندس مهدی کلائی

كرچي كرچي شدن

كرچي در پرندگان حالت غريزي است كه به تداوم نسل بقاي آنها كمك مي كند . كرچي به تغييرات دروني و بيروني منتهي مي شود كه پرنده بعد از گذاشتن تخم (بعضاً يا عدد ) روي آنها مي خوابد و تا بيرون آمدن جوجه ها به مراقبت و خوابيدن روي تخم ها ادامه مي دهد . كرچي داراي 2 فاز است .

1- رفتن به آشيانه يا لانه تخم گذاري 2- نشستن روي تخم و مرتب كردن و چرخاندن آنها 

كرچي خود بخشي از رفتار توليد مثلي است كه در آن موقع حالت مادرانه پرنده تشديد مي شود . اگرچه كرچي يك حالت طبيعي است اما در برخي از چرخه هاي توليدي صفت طيور رفتار پسنديده اي نيست .مثلاً در مرغ مادر و اجدادبه وجود آمده حالت كرچي باعث كاهش فعاليت تخمدان ها در نتيجه كاهش توليد تخم مي گردد. در واقع كرچي در اين گونه موارد يك صفت و يك رفتار نامطلوب است . استعداد ژنتيكي كرچي در تمام پرندگان خانگي به غير از نژاد لكهورن سفيده ديده مي شود . حالت كرچي وابسته به جنس بوده و مطالعات بيان كننده آن است كه ژن كوتولگي (DW) باعث تشديد حالت كرچي است . شدت ميزان كرچي بستگي به ژنتيك و محيط دارد . حالت تمايل به رفتن به لانه تخم گذاري قبل از گذاشتن اولين تخم و همزمان با افزايش طول نوردهي آغاز مي شود . نور مي تواند باعث رشد تخمدان و در نتيجه افزايش ترشح هورمون استروژن شود . اين هورمون علاوه بر تحريك رشد مجاري تخمدان باعث اثر بر روي مغز و تغيير رفتار مرغ مثل نشستن و چمباتمه زدن ، اجازه جفت گيري و تمايل به لانه رفتن جهت تخم گذاري مي شود . با شروع شدن تخم گذاري هورمون پروژسترون نيز بيشتر ترشح شده و به همراه استروژن بر روي مغز موثر واقع مي شوند . پس از گذشت چند روز وچند هفته از تخم گذاري و تمايل بيشتر پرنده جهت رفتن به لانه تخم گذاري ، احتمال بروز كرچي بيشتر مي شود . شايد اولين عامل موثردر وقوع كرچي بستري آرام و نرم و تماس با تخم گذاشته شده ٬باشد . 

احتمالاً قطع شدن اعصابي كه تماس هاي ياد شده را مخابره مي كنند ، مي تواند در عدم بروز كرچي دخالت كند . 

پرولاكتين مهم ترين هورموني است كه باعث بروز كرچي مي شود و آن هم بر اثر مخابره اعصاب از طريق تماس با تخم مرغ ها ،بستر نرم و ...... توليد ميشود . در اثر لانه روي زياد و نشستن بيشتر ، پرولاكتين كاهش يافته و اگر از نشستن بي مورد پرنده سوي تخم و ماندن بيش از حد معمول در لانه جلوگيري شود ، سطح پرو لاكتين كاهش يافته و مقدار كرچي هم تقليل پيدا مي كند . 

مطالعات نشان مي دهد استروژن و پروژسترون اثر زيادي روي كرچي ندارند و در واقع اين پرولاكتين است كه كرچي را در كنترل دارد . پرو لاكتين از هيپوفيز قدامي ترشح مي شود و مقدار آن به آزادكننده هاي پرولاكتيني بستگي دارد . تداوم كرچي به اثر پرولاكتين بر روي اعصاب مغز بستگي دارد . سروتونين و دو پامين مي توانند باعث افزايش ترشح پرولاكتين بشوند . زماني كه ترشح پرولاكتين افزايش مي يابد ، هورمون لوتئيني كننده كاهش مي يابد و اين خود باعث تحليل تخمدان ، كاهش هورمون هاي استروئيدي تخمدان در پلاسما و قطع توليد مي گردد . 

جلوگيري از كرچي امروزه يك امر مورد درخواست توليد كنندگان است . افرادي كه در مراكز اصلاح نژاد طيور مشغول به كار هستند سعي بر حذف يا كم رنگ كردن حالت كرچي به لحاظ ژنتيكي دارند . وارد كردن برخي از نژادها كه كرچي خوبي ندارند و تلاقي آنها با نژادهاي ديگر از جمله كارهاي مهم است . امروزه اكثر نژادهاي مادر گوشتي و تخم گذار و اجداد حالت كرچي كمي دارند و در نژادهاي تخمگذار تجاري تقريباً حالتي كرچي حذف شده است اما در صورت مواجهه با مرغان كرچ در فارم ها مي توان از روش هاي زير استفاده كرد :

1- استفاده از روش مديريتي : تغيير شرايط محيطي پرنده ، جلوگيري از نشستن بر روي تخم ها جلوگيري از توقف طولاني در لانه ها ، جمع آوري سريع تر تخم مرغ ها ، ايجاد آشيانه كافي ، ايجاد نور يكدست در تمام لانه ها ، تغيير مكان لانه ها و يا پرندگان . 

2- استفاده از داروها : هدف در اين سطح آن است كه مقدار پرولاكتين كاهش يابد و از طرفي ترشح گنادوتروپين بيشتر شود . چون گنادوتروپين ها باعث كرچي مي شوند . آسپرين ، سيترات كلوميفن و تاموكسيفن ، pimozide , p- chlorophenylalanie مي توانند مصرف شوند . 

در هر صورت پرنده بايد از بقيه جدا شود . تغذيه آن مانند بقيه طيور گله اجرا شود . بهتر است در مكاني خنك ترو نور فراوان نگهداري شود تا دوره كرچي كوتاه شود . 

نويسنده :

مجيد شير دل  

منبع : دنياي كشت صنعت شماره 27

 

   

جايگزيني برنامه هاي نور پردازي در مرغداري



برنامه هاي نور پردازي يکي از مهم ترين ابزار مديريت محيطي است که اجراي آن در محيط تاثير به سزايي دارد تاثير متقابلي بين برنامه هاي نورپردازي که در طي دوره رشد و تخم گذاري مورد استفاده قرارمي گيرد وجود دارد اين مساله بسيار مهم است که يک برنامه هماهنگ کننده براي زندگي هر کدام از آنها تهيه شود . اين مقاله به تصميماتي که در طي برنامه نور پردازي در طول دوره رشد وجود دارد مي پردازد .

بلوغ جنسي 

سني که در آن مرغها به بلوغ مي رسند تاثير مستقيمي بر روي عملکرد تخمگذاري آنها دارد تحقيقات نشان مي دهد که هر ذخيره ژنتيکي دربهترين سن در بلوغ جنسي است که براي توليد حداکثر تعداد تخم مرغها لازم است . مديران بايد به صورت پيوسته بهترين سن را براي مرغ ها تخمين بزنند حتي اگر از يک نژاد هستند زيرا پرورش دهندگان آنها به طور پيوسته بلوغ زود رس را بر مي گزينند .توليد کنندگان معمولا يک برنامه نور پردازي را مي خواهند که حداکثر ميزان تخم مرغ توليد شود که اين توليد در طي يک چرخه به صورت پيوسته خواهد بود اين برنامه ممکن است با ذخيره ژنتيکي تفاوت داشته باشد طول چرخه تاريخ خانه سازي و ساير شاخص ها نيز در اين امر مورد توجه هستند .سن در بلوغ جنسي تحت تاثير هرگونه تغييري در دوره نوري است که ممکن است بين ازتخم بيرون آمدن ودوره تحريک نوري بعدي باشد تاثيرات پيوسته ومرتبط در زمينه سن بلوغ جنسي در برنامه هاي نوري 24 ساعته نشان داده شده است سه نوع برنامه نور پردازي درزمينه طول روز مورد مطالعه قرار گرفته است : 1- پيوسته باقي ماندن 

2- افزايش يا کاهش تدريجي در سودهاي کوچک

3- تغييرات ناگهاني در چندين ساعات 

1- طول روز پيوسته :

زمانيکه مرغ ها تحت نظر برنامه طول روز پيوسته پرورش پيدا مي کنند بلوغ جنسي آنها بستگي به طي و يا دوره فاز نور با 10، 12 يا 14 ساعت در روز دارد که در ابتدايي ترين مراحل بلوغ جنسي مشخص مي شود طول روز بلندتر و يا کوتاه تر بعدها در بلوغ جنسي تاثير گذار است در تمرينات عادي براي طول روز از 6 ساعت تا 18 ساعت براي رشد و جايگزيني مرغ ها مورد استفاده قرار گرفته و موفق بوده است يک طول روز 8 ساعته احتمالاً عمومي ترين ميزان استفاده در اين برنامه است اين برنامه تقريبا عمومي ترين ميزان استفاده در اين برنامه است اين برنامه تقريبا در زمينه سن بلوغ جنسي محدود است وبه مسوول آن اين امکان را ميدهد که مرغ ها را در برنامه تحريک نوري در هر سني تغيير دهد اين تاحدي انعطاف پذيري فراهم مي کند بنابراين بلوغ جنسي مي تواند پيشرفت کندو يا تاخير داشته باشد که بستگي به قيمت تخم مرغ و نياز آن دارد .

2- کاهش طول روز :

زمانيکه به صورت تدريجي افزايش ويا پيوستگي روز را با کاهش تدريجي طول روز در طي دوره رشد مورد مقايسه قرار مي دهيم اين نشان دهنده ايجاد تاخير در بلوغ جنيس است تفاوتها در بلوغ جنسي که در حدود 5 هفتگي ديده شده است در زمان افزايش و کاهش طول روز مورد مقايسه قرار گرفته است . برنامه هاي نور پردازي نور پايين که باعث کاهش ميزان نوردهي مي شود که ميزان حدود کم تر از 10 ساعت در روزخيلي محدود کننده تر از پايان 12 الي 14 ساعت در طول روز است . کاهش طول روز اغلب زماني مورد استفاده قرار مي گيرد که مرغ ها در يک مرغداري بازبدون کنترل نور رشد کرده اند اگر چه برنامه هاي طول روز پيوسته هم مي تواند درچنين وضعيتهايي مورد استفاده قرار گيرد برنامه 2 در شکل يک مثال براي برنامه عادي براي کاهش طول روز است .

3- تغييرات ناگهاني در طول روز :

تغييرات ناگهاني در طول روز گاهي اوقات در طي دوره رشد کمترين تاثير را روي بلوغ جنسي دارند اگر چه تحقيقات نشان مي دهد که کاهش طول روز در ابتداي 3 هفتگي عمر باعث ايجاد تاخير در بلوغ جنسي مي شود تغييرات درافزايش ويا کاهش طول روز بر روي سن بلوغ جنسي بسيار تاثيرگذار است در صورتيکه اين عمل در سنين بالاتر اتفاق افتد قبل از زمانيکه تخم مرغ ها توليد شوند روي ميدهد .

نوع خانه سازي

در خانه هاي مرسوم و متداول که بدون کنترل نور است تنها برنامه هايي ممکن و قابل اجرا است که در طول روز به طور يکسان ويا طولاني تر باشدو اين کوتاهتر از طول روزي است که در طي دوره رشد رخ خواهد داد استفاده از يک جدول که نشان دهنده طلوع خورشيد ، غروب و طول روز درعرض جغرافيايي شما است کاملا مفيد است براي اينکه بتوانيد از آنها براي تاسيس يک مرغداري که همراه نور پردازي باشداستفاده کنيد .

سه نوع نور پردازي :

1- پيوسته باقي ماندن 

2- افزايش يا کاهش تدريجي 

3- تغييرات ناگهاني 

انتخاب چراغ ها 

هر منبع نوري ممکن است بتواند به عنوان نور طيور مورد استفاده قرارگيرد انواع مختلف لامپها با انرژي بيشتر و موثر تر براي کاهش هزينه ها پيشنهاد مي شود براي مرغداري هايي که رشدفزاينده کمي دارند نوع جديد PL گرم کننده فلورسنت سفيد که بين 5 تا 15 وات قدرت دارد ثابت شده است بهترين انتخاب است تحقيق اخير در مورد لامپ نوع PL و کارکرد آن در مرغداري ها نشان داده است که لامپها 96 درصد نوردهي بازده خود را بعد از يک سال و 90 درصد را بعد از 2 سال استفاده دارا هستند در مرغداريهايي که لامپها در ارتفاع 12 تا 20 فوتي در بالاي سر پرندگان قراردارند لامپهاي فلورسنت بزرگتر و با وات بالاتر بهترين انتخاب هستند . 

برنامه هاي کارآمد انرژي 

زمانيکه مرغ ها در اماکني که داراي نور کنترل شده هستند که به طور پيوسته مدت هشت ساعت نور مورد نياز را تامين ميکند اين نور ميتواند به چرخه هاي 15 دقيقه اي ازنور و 45 دقيقه تاريکي تقسيم شود مرغها دوره هاي نوري شاوب را به صورت يکسان ودائمي دريافت ميکنند اين برنامه به صورت گسترده توسط پورنيا ميلز مورد تحقيق قرار گرفته است و به نام برنامه بيومي تنت ناميده مي شود پيشنهاد شده است که براي جايگزيني مرغ ها از سن 3 هفتگي به بعد تا زمانيکه دوره تحريک نوري آغاز شوداين برنامه صورت گيرد . اين برنامه مدت زمان نور دهي را از 8 ساعت به 2 ساعت و 15 دقيقه در هر روز کاهش مي دهد تا در حدود 75 درصد هزينه نور صرفه جويي شود با توجه به موقعيتهايي که مورد آزمايش قرار گرفته است با اجراي اين برنامه ذخيره غذايي کاهش پيدا کرده و وزن مرغها به صورت آهسته درهفته بيستم ازعمرشان افزايش پيدا کرده است بدون اينکه کوچکترين اثر و يا ضرري داشته باشد برنامه متناوب مشابهي نيز ميتواند در طي اين دوره مورداستفاده قرار گيرد زمانيکه نورهاي مصنوعي براي برنامه نوردهي پايين تدارک ديده مي شود چرخه نور هميشه بايد شروع وبا حداقل 15 دقيقه نور پايان مي يابد دوره نور دهي بيشتر در طي فاز نوري هيچ تاثيري بر روي رشد جنسي نخواهد داشت بنابراين شما مي توانيد چراغ ها را روشن کنيد طي مدت زمانيکه دوره نوري استخواني براي پرندگان و يا نياز آنها است . به خاطر داشته باشيد که ذخيره غذا و نور زمانيکه چراغ ها روشن هستند تشخيص داده نمي شود نور بيومي تنت مي تواند از هفته سوم عمر وزمانيکه دوره تحريک نوري درهر برنامه اي وجود دارد مورد استفاده قرار گيرد.

 

منبع : ماهنامه جهان مرغداری



رفتار پرندگان در سيستم هاي جديد نوردهي



مقاله حاضر تاثير محيط هاي نوري بر رفتار مرغان اهلي و ارتباط احتمالي نتايج بدست آمده با سيستم هاي جديد نوري را مورد بررسي قرار مي دهد . 

روش رايج پرورش طيور تحت شدت پائين نور موجب بالا گرفتن بحث هايي در زمينه مسائل مرتبط با رفاه حيوانات شده است . هرچند كه علت به كار بستن اين روش بسيار واضح مي باشد. افزايش شدت نور به منظور تامين رفاه حيوانات موجب افزايش ريسك وقوع نوك زني (كاني باليسم ) و هزينه هاي توليد مي گردد بر اين اساس روش فعلي كارآمد بوده ، اما اين قضاوت تنها تا هنگامي كه روش هاي جايگزين شناسايي نشده اند ، معتبر مي باشد.

يكي از مهمترين نكاتي كه هنگام بررسي و پژوهش تاثير ايجاد تغيير در يك عامل محيطي بر پرورش حيوانات بايد مورد نظر قرار گيرد ، گرايش پرنده نسبت به آن تغيير مي باشد . در يك تحقيق تمايل جوجه ها گوشتي و مرغان تخمگذار نسبت به شدت هاي متفاوت نور مورد بررسي قرار گرفت شكل 1 . با فراهم آوردن امكان انتخاب بين شدت هاي نور 6،20،60 و 200 لوكس هم جوجه هاي گوشتي و هم مرغان تخمگذار زمان بيشتري را در محوطه داراي شدت نور 200 لوكس گذراندند(حدود 31 درصد) با اين همه در شش هفتگي تمايل پرندگان تغيير واضحي نموده و مدت بيشتري را در شدت هاي نور پائين گذراندند (حدود 27 درصد ) با توجه به رفتار پرندگان در شدت هاي متفاوت نور ، مجققين دريافتند كه در هر دو سن در منطقه روشنايي با شدت 200 لوكس تمام رفتارهاي پرندگان قابل مشاهده مي باشد ، بجر رفتار استراحت كه در پرندگان بالغ ترجيحا در منطقه روشنايي 6 لوكس صورت مي گيرد . دليل اين تغيير در بروز رفتار استراحت بين پرندگان 2 و 6 هفته واضح نبوده ، هر چند كه پيش از اين نيز گزارش شده است .

ثابت شده كه با افزايش سن ، پرندگان ترسو تر مي شوند . احتمالا پرندگان مسن تر در محيط هايي باشدت نور كم احساس ايمتي بيشتري مي كنند . همچنين از سوي ديگر محيط هاي نوري درخشان گرم تر مي باشند و اين تفاوت گرما به طرز معني داري نسبت محيط هاي كم نور بيشتر مي باشد.احتمالاً اين موضوع براي جوجه هاي جوان نسبت به طيور مسن اهميت بيشتري دارد . به هر حال دليل هر چه باشد مي توان تنيجه گرفت كه سيستم هاي فعلي نوردهي تضادي با تمايلات پرنده ندارد . البته شايد ثابت ماندن شدت نور با توجه به تغيير تمايل پرنده را با افزايش سن و رفتارهاي اشاره شده قابل توجه باشد .

در اينجا دو سوال ديگر مطرح مي شود . در وهله اول آن كه شدت هاي رايج نوردهي به چه ميزان بر وقوع يك رفتار خاص تاثير مي گذارند . ديگر اينكه قدرت اين تمايل پرندگان به محيط هاي نوري خاص تا چه ميزان مي باشد .

 

تمايل مصرف غذا در محيط روشن يا تاريك 

واضح است كه ممانعت در ارضاي يك تمايل قوي در پرندگان موجب اختلال در رفاه آنها مي گردد . به همين سبب شدت ميل و تجريك پرندگان جهت صرف غذا در شدت هاي نوري متفاوت اندازه گيري شد . با به عاريه گرفتن روش كشش پذيري تقاضا از تئوري اقتصاد (ميزان كاهش مصرف يك محصول همگام با افزايش هزينه ) مصرف غذا در (شدت هاي متفاوت ) نور در پرندگان اندازه گيري شد . هزينه عبارت بود از تعداد نوك هايي كه بايد به يك صفحه زده مي شد تا دريچه اي به سمت مجوطه اي كه دان تحت 200 لوكس شدت نور در آن قرار داشت ، باز شود . با تغيير تعداد نوك هاي لازم ، ميزان هزينه نيز تغيير مي كرد .از سوي ديگر صفحه ديگري نيز وجود داشت كه تنها با يك بار نوك زدن ، پرنده مي توانست به محوطه اي ديگر وارد شود و تحت شدت نور كمتر از يك لوكس دان مصرف كند .نتايج حاصل از بررسي بر روي 8 پرنده در شكل 2 آمده است.

هنگامي كه هزينه دست يابي به دان در محيط هاي روشن و تاريك مشابه بود ( يك بار نوك زدن ) پرندگان به شدت به صرف دان در محيط روشن متمايل بودند . از اين يافته چنين بر مي آيد كه پرندگان در جستجوي محيطي روشن جهت صرف دان مي باشند ، نه اينكه شدت نور موجب تجريك بروز رفتار صرف غذا شود.هنگامي كه هزينه مصرف دان در محيط نوري روشن نسبت به محيط تاريك تا پنج برابر افرايش مي يافت ، شمار مواردي كه پرندگان تحت نور غذا صرف مي نموند ، كاهش يافت . با افزايش اين نسبت به ده برابر ميزان موارد صرف غذا تحت محيط روشن باز هم كاهش بيشتري يافت.

از آنجا كه پرندگان با افزايش هزينه ، همچنان متمايل به مصرف دان در محيط روشن بودند، چنين تقاضايي كشش ناپذير شناخته مي شود.زيرا تفاضا متناسب با سرعت افزايش هزينه كاهش نمي يابد. در اقتصاد تقاضاي كشش ناپذير به تقاضاي ضروري تعبير مي گردد و اين برخلاف تقاضاي ضروري تعبير مي گردد و اين برخلاف تقاضاي كشش پذير مي باشد كه از آن به عنوان تقاضاي لوكس (غير ضروري ) ياد مي شود . احتمالا تمايل پرندگان به صرف دان تحت شدت نور بالا آنقدر قوي مي باشد كه فراهم نياوردن چنين محيطي براي آنها به عنوان يك عامل مغاير با رفاه حيوانات شناخته شود. اين موضوع همچنين در مورد ساير رفتارهاي پرنده همچون استراحت كردن و يا آشاميدن ، هنگامي كه پرنده قادر به ارضاي آنها تحت شرايط نوري مطلوب نباشد ، مصداق دارد .

 

نور و رفتار جفت گيري :

در مقاله قبل اشاره كه اگر منبع نوري مورد استفاده در انتشار بعضي از طول موجها ناتوان باشد ، ممكن است در انتقال بعضي از علامت هاي ديداري (visual signals) كه به واسطه آن طول موج ها منتقل ميشوند ، اختلال ايجاد گردد . در يك تحقيق كه با پشتيباني يك توليدكننده بزرگ در انگلستان انجام شد ، مجققين به پژوهش در مورد نقش تابش فرابنفش (UVA 320<1<400nm) بر رفتار جفت گيري مادران گوشتي پرداختند . تابش UVA در اين تحقيق از دو حيث اهميت داشت . در وهله اول اينكه انسان نسبت به آن نابينا بوده و ديگر اينكه سيستم هاي نوردهي مصنوعي در سالن هاي پرورش طيور مقادير بسيار كمي از اين تابش را منتشر مي نمايند و يا اينكه اصولا فاقد آن مي باشند . در اين پژوهش تابش نور فرابنفش به ميزان مساوي با تابش آن در نور عادي روز ، موجب افزايش تعداد جفت گيري شد ، اما تاثيري بر تعداد تخم مرغ توليدي و تخم مرغ هاي نطفه دار نداشت . همچنين چنان نشان داده شد كه مرغ ها در نور فرابنفش مدت زمان بيشتري به خروس ها نگاه مي كنند عموما در صورتي كه خروس ها به ميزان مشابه با نور عادي روز با تابش فرابنفش نور داده شوند ، در مقايسه با زماني كه كمتر يا بيشتر از نور روز تحت تابش باشند ، بيشتر مورد توجه و پايش با پذيرش جفت گيري بيانگر نقش تابش UVA در انتخاب جفت مي باشد . اينكه آيا اين موضوع واجد اهميت اقتصادي در صنعت مي باشد يا نه هنوز موضوع بعضي از طرح هاي تحقيقاتي در مقياس تجاري مي باشد.

شناخت بينايي پرندگان 

از اين دو مقاله نتايج زير عايد مي گردد:

· نحوه تغيير كارايي شدت هاي مختلف نور با تغيير سن پرنده 

· تمايل پرنده به انجام رفتارهاي مختلف در شدت هاي نوري متفاوت 

· تمايل پرنده به مصرف دان در شدت نور بالا و قدرت نسبتاً بالاي اين ميل 

· نقش تابش UVA بر رفتار جفت گيري پرندگان مادر 

در عين حال نكات بسيار زياد ديگري نيز وجود دارد كه هنوز شناخته نشده است . هدف تحقيقات بعدي محققين متوجه پژوهش بيشتر در زمينه نقش محيط نوري سالن ها و تاثير آن بر رفتار و رفاه پرندگان اهلي خواهد بود . در چند سال آينده محققين اطلاعات كافي جهت طراحي مجدد نوردهي سالن هاي طيور را خواهند داشت . بر اساس اين اطلاعات مي توان سيستم هاي جديد نوري را به نحوي توسعه داد كه علاوه بر حفظ ملاحظات تجاري ، نيازهاي رفتاري پرندگان را نيز تامين نمايد.محققين بر اين عقيده اند كه سيستم هاي نوردهي رايج كاملاً بر اساس ملاحظات و نيازهاي انساني (Anthropomorphic Requirment) و نه نياز پرندگان ايجاد شده اند . شاهد اين موضوع عدم وجود تابش UVA مي باشد . همچنين توانايي پرندگان در دريافت اطلاعات لازم از مجيط پرورش به دليل شدت هاي پائين نور و يا عدم تعادل رنگ نور استفاده شده دچار اختلال گشته است .

محققين اعتقاد دارند كه استفاده مستمر از شدت نور يكنواخت ، چه كم و چه زياد ، در سالن هاي پرورش طيور در واقع ناشي از فقدان دانش كافي در زمينه بينايي پرندگان مي باشد.

منبع :www.ipiran.com  

مترجم : محمد مهدي ايزد فر

شركت مجتمع توليد گو.شت مرغ ماهان

کيفيت پوسته تخم مرغ از طريق اعمال مديريت تغذيه

طي دو دهه اخير در روشهاي تغذيه مرغهاي تخمگذار تغييراتي بوجود آمده است ولي از نظر روشهاي تامين عناصر جهت بهبود کيفيت تخم مرغ تغييرات کمي صورت گرفته است روشهاي ارزيابي کيفيت پوسته تخم مرغ همواره در حال توسعه و پيشرفت بوده است تا قبل از پذيرفتن وزن مخصوص پوسته تخم به عنوان شاخصي جهت پي بردن به ضخامت پوسته تخم مرغ چنانچه مشکلي پيش مي آمد مشخص نبود که علت آن کاهش کيفيت پوسته تخم مرغ بوده و يا عوامل مکانيکي و ساير مسائل در آن دخيل بوده اند توليد کنندگان تخم مرغ با استفاده از اين روش به طور متداول قادرند در اغلب موارد به نازکي پوسته و مشکلات حاصل از آن پي برده و همچنين با مقايسه اندازه گيريهاي به عمل آمده به يک اندازه استاندارد قابل اطمينان و معتبر دست يابند تشخيص نازکي پوسته قبل از اعمال هرگونه تغيير در برنامه غذايي امري مهم است .

 

ميزان کلسيم :

در ارزيابي برنامه غذايي ، نخستين قدم توجه به ميزان کلسيمي است که مرغان تخمگذار به طور روزانه دريافت مي کنند اکثر محققين مصرف روزانه 7/3 تا 25/4 گرم کلسيم را توصيه مي کنند که اين مقدار به مرحله توليد و همچنين سن مرغها بستگي دارد در مرغان مسن تر ميزان بالاتري توصيه ميگردد تعيين ميزان کلسيم دريافتي روزانه نياز به اطلاع دقيق از کل غذاي دريافتي و سطح کلسيم موجود دران دارد در صورت آگاهي از اين دو متغير مي توان ميزان کلسيم دريافتي روزانه را تخمين زد مشکل هنگامي بروز مي کند که سيستم دانخوري به نحوي باشد که کلسيم از غذا جدا شده و تمام پرندگان جيره غذايي يکسان دريافت نکنند به طور کلي اگر ميزان کلسيم در قسمتهاي مختلف سيستم دانخوري تفاوت قابل ملاحظه اي داشته باشد مويد اين است که به همه پرنده ها به طور يکسان کلسيم نمي رسد استفاده از پلت و همچنين سيستم هاي دانخوري واجد سرعت زياد به منظور جلوگيري از برگزيدن غذا وجدا کردن کلسيم از جيره توسط پرندگان ، مي تواند تا حدودي و نه به طور کامل اين مسئله را از بين ببرد .

 

منابع کلسيم :

مشکلات معمولا هنگامي بروز مي کنند که منابع کلسيم با ساير مواد معدني به خصوص منيزيم که به صورت منابع کلسيمي تقلبي درجيره ها به مصرف مي رسند همراه مي باشند حداقل کلسيم موجود در سنگ اهک بايد 38% باشد تحقيقات به عمل آمده نشان داده اند که خواص فيزيکي منابع کلسيم نيز همانند ترکيب شيميايي آنان مي تواند بر کيفيت پوسته تخم مرغ اثر بگذارد اين مسئله از بررسيهاي اوليه اي که برتري و مزيت صدف را به عنوان منبع کلسيم در برخي شرايط نشان مي دهند بدست مي ايد درحالي که از نظر شيميايي تفاوتي بين صدف و سنگ آهک وجود ندارد ولي ميزان حلاليت آنها در دستگاه گوارش مرغ متفاوت است اکثر تحقيقات نشان مي دهد که اندازه قطعات نيز عاملي حياتي و مهم در اختلافات مشاهده شده ميان منابع مختلف کلسيم مي باشد گزارشي که اخيرا توسط Rao و برخي ديگر از محققين به چاپ رسيده نشان داد که قطعات سنگ آهک به قطر يک ميليمتر و بالاتر تا جايي که به نگهداري انها در قسمتهاي فوقاني دستگاه گوارش و آهسته بودن سرعت حل شدن آنها مربوط ميشود به عنوان قطعات بزرگ محسوب مي گردند اين نتايج اگر در سطح فارم نيز مورد بررسي قرار گيرند مي توانند به پيدا کردن و انتخاب منابع خوب و مناسب کلسيم به کارخانجات سازنده خوراک و کساني که فرمول جيره هاي غذايي را تنظيم مي کنند کمک نمايند .

 

استفاده از ويتامين و مواد معدني در جيره غذايي :

 

انواع مختلفي از مکمل ها که شامل ويتامين ها ، مواد معدني و الکتروليت ها و غيره مي باشند به عنوان بهبود دهنده کيفيت پوسته تخم مرغ مصرف مي شوند البته ميزان اثر آنها موردسوال است بندرت اتفاق مي افتد که مواد مغذي موجود دراين قبيل مکمل هاي افزودني درجيره هاي معمولي مرغان تخمگذار در حد کافي وجود نداشته باشد اين مواد معمولا شامل ويتامين هاي A ، D ، و E و انواع ويتامين B هستند هنگامي که برخي ازاين مواد به ميزان کمي در جيره غذايي وجود داشته باشند و يا در مواقعي که ميزان اخذ غذا توسط پرنده بسيار پايين بوده و در نتيجه مواد مغذي کمتر از مقدار موردنياز به پرنده مي رسند استفاده ازاين مکمل هاي غذايي موثر است از آنجايي که اغلب مشکلات مربوط به کيفيت پوسته در هواي گرم و هنگامي که ميزان اخذ غذا پايين بوده روي مي دهد مکمل هاي غذايي خيلي بيشتر از آنچه فکر مي کنيم اثر خود را نشان مي دهند علاوه بر اين مکمل هاي غذايي حاوي اجزا ناشناخته اي هستند که تحت عنوان عوامل مغذي ناشناخته از آنها نام برده مي شود از جمله اين عوامل مي توان به مواد خشک شده حاصل از تقطير و کشت هاي مخمري اشاره کرد همچنين برخي از اين مواد افزودني حاوي بي کربنات سديم مي باشند که نشان داده شده باعث افزايش کيفيت پوسته تخم مرغ مي شود تنها توصيه اي که در ارتباط با اين مکمل ها مي توان ارائه داد مصرف آنها به صورت موقت و مشاهده دقيق نتايج آن مي باشد اکثر جيره هاي غذايي فرموله شده براي مرغان تخم گذار تجاري حاوي مقادير کافي از ويتامين ها هستند با اين حال تجربيات به عمل امده درسطح مرغداريها نشان مي دهند که حضور مقادير اضافي ويتامينها در جيره به خصوص ويتامين D موجب بهبود مشخصي در کيفيت تخم مرغ مي شود و به نظر مي رسد اين ترکيب زماني موثرتر باشد که ويتامين به شکل محلول در اب اشاميدني خورانده شود بامطالعه بر روي انواع مختلف پيش سازهاي ويتامين D و متابوليتهاي آن مشخص شه است که برخي انواع آن اثر بيشتري بر توليد پوسته هاي با کيفيت بالادارند در ميان انواع مختلف اين ويتامين ، نوع D ترجيح داده مي شود که در جيره هاي غذايي معمولي طيور اکثرمکمل ها و افزودنيها يا فراورده هاي محلول در آب براي افزايش کيفيت پوسته توصيه مي شوند يافت مي گردد ماده ديگري که اخيرا مورد توجه قرار گرفته و در ترکيب بعضي از مکمل هاي ويتاميني وجود دارد اسيد اسکوربيک يا ويتامين C است اگرچه اين ماده مغذي به طور دائم در جيره هاي غذايي مرغان تخمگذار وجود ندارد ولي تحقيقات نشان داده اند که ويتامين C اضافي در حيواناتي که دچار استرس به خصوص استرس حاصل از بالا بودن درجه حرارت مي باشند اثر خوبي دارد در تعدادي از مطالعات تجربي که استفاده از مکمل هاي ويتامين C را مورد آزمايش قرار داده اند کيفيت پوسته تخم نيز مورد بررسي قرار گرفته است در اغلب مواردي که اين مطالعات در درجه حرارت هاي بالا انجام شده چگونگي کيفيت پوسته ثبت شده است با افزايش توليد ممکن است با ميزان استرس کمتري چنين پاسخي حاصل گردد حداقل ميزان ويتامين C مورد استفاده حدود ppm 100 مي باشد ولي در درجه حرارتهاي بالا به منظور بهبود کيفيت پوسته معمولا ppm 400-200 ازاين ويتامين درنظر گرفته مي شود نکته مهمي که درمورد ويتامين C و ساير ويتامينها بايد ذکر شود عدم پايداري انها است استفاده از اين ويتامين ها از طريق آب اشاميدني محدود است مگر انکه آب حاوي مکمل ويتامين در مدت 1 الي 2 ساعت مصرف شود ميزان پايداري آنها در غذا نيز خوب نيست ولي مي توان با استفاده از شکل محافظت شده ويتامين ، پايداري آن را افزايش داد تحقيقات اخير احتمال وجود تداخل عمل بين متابوليسم ويتامين D و C را نشان مي دهند و احتمالا از اين طريق است که ويتامين C موجب افزايش کيفيت پوسته تخم مرغ مي شود .

 

بي کربنات سديم :

بي کربنات سديم به عنوان يک مکمل غذايي در درجه حرارت بالا جهت بالا بودن کيفيت پوسته تخم مرغ در جيره غذايي استفاده مي شود توجيه اين امر آن است که در درجه حرارت بالا هنگامي که پرنده نفس نفس مي زند به علت خروج دي اکسيد کربن ، ميزان يونهاي بي کربنات خون کاهش مي يابند و در نتيجه سنتز کربنات کلسيم که جز اوليه و اصلي پوسته تخم مرغ مي باشد دچار مشکل مي گردد مصرف بي کربنات سديم باعث مي شود تا يون بي کربنات خارج شده به صورت Co2 جايگزين گردد افزودن بي کربنات سديم تنها در دماي خيلي بالا موثر است و در دماهاي کمتر از 20 درجه سانتي گراد افزودن آن موثر نيست .

 

کلسي تريول :

 

در ماه ژانويه دکتر Tsnag از مرکز تحقيقات جانوري کانادا مقاله اي تحت عنوان کاهش ميزان شکستگي تخم مرغ در اثر کلسي تريول ارائه داد کلسي تريول از جمله متابوليتهاي مشتق شده از D3 مي باشد که به عنوان هورمون شناخته شده است دريک کار تحقيقاتي که توسط Tsang انجام شد تعدادي از مرغان با جيره کنترل حاوي ويتامين D3 و تعدادي ديگر باجيره اي که به جاي ويتامين D3 حاوي کلسي تريول بود تغذيه شدند تخم مرغها قبل و بعد از شستشو و درجه بندي از طريق کندل کردن مورد بررسي قرار گرفتند ميزان شکستگي ها هنگام استفاده از کلسي تريول کاهش يافته بود .

 

فصلنامه چکاوک – دکتر علی بصيری