تعريفي دوباره از عناصر كم مصرف در تغذيه

1- مقــدمــه :

درچندين دهه گذشته ٬ اهميت عناصر كم مصرف ضروري درتوليد دام و طيور شناخته شده است. درگذشته مطالعه عناصر معدني بر پيشگيري از بروز علائم كمبود در پرندگان٬ حيوانات اهلي متمركز شده بود و نياز مواد مغذي براساس آن تدوين شده بود. پيچيدگي تغذيه عناصر معدني نياز به بررسي كامل عملكرد، اثرات متقابل و قابل دسترس بودن منابع در هر زمان توسط توليد كننده و متخصص تغذيه دارد.

درسيستم هاي صنعتي، مكمل كردن عناصر كم مصرف ضروري منجر به افزايش عملكرد حيوان و توليد گله مي شود. اخيرا" به اهميت تغذيه عناصر معدني برسيستم ايمني بدن توجه زيادي شده است. نتايج تحقيقات برقسمتهاي مختلف سيستم ايمني بدن شامل ايمني اختصاصي و غير اختصاصي متمركز شده است. هدف اين مقاله٬ بررسي مجدد نقش هاي عناصر معدني همچنين يافته هاي جديد عناصر معدني در تغذيه مي باشد.


2- نياز عناصر معدني 

بسياري از متخصصين تغذيه در سرتاسر دنيا از NRC به عنوان اساس و پايه نيازمنديهاي تعذيه اي استفاده ميكنند. كميته هاي تخصصي NCR موظف هستند كه توصيه هاي خود را به صورت بي طرف براساس داده هاي چاپ شده در مجلات معتبر منتشر كنند. اگرچه٬ درمورد مواد مغذي خاصي٬ هنوز كمبود تحقيقات و انتشارات تخصصي وجود دارد. وقتي كه افزايش عملكرد حيوان را به دليل تغيير در ژنتيك و مديريت در نظر بگيريم داده هاي قديمي را مشاهده مي كنيم كه مناسب با شرايط حيوان نيستند كه اين به ويژه در مورد طيور مطرح مي باشد كه بهبود عملكرد درمدت زمان كوتاهي اتفاق افتاده است. اگر ما ميزان توصيه شده عناصر معدني در NCR ( 1994 ) را بررسي كنيم اين نيازمنديها در آزمايشاتي كه جيره هاي خالص و نيمه خالص استفاده شده بدست آمده اند، نه بر اساس جيره هاي عملي. معمولا متخصصين تغذيه ار سطوح بالاتر از NRC استفاده مي كنند به ويژه در طيور كه گاهي٬ ميزان توصيه شده 2 تا 5 برابرNRC مي باشد كه اين به دليل كمبود تحقيقات انجام شده در اين زمينه مي باشد. NRC معمولا" به عنوان حداقل يا سطح پايه در نظر گرفته مي شود. 

در سالهاي اخير هدف از تغذيه عناصر كم مصرف تغيير كرده است. در ابتداء عناصر معدني براي پيشگيري از بروز علائم كمبود تغذيه مي شدند بعد از آن عناصر معدني براي بهبود رشد و عملكرد استفاده مي شد و امروزه ما مواد معدني را براي به حداكثر رساندن عملكرد سيستم ايمني تغذيه مي كنيم. در مناطق خاصي از دنيا، متخصصين تغذيه علاوه بر اهداف ذكر شده، به دنبال كاهش دفع عناصر معدني و آلودگيهاي زيست محيطي نيز هستند.


3- قابليت دسترسي Bioavailability 

مواد معدني به صورت طبيعي از طريق آب و غذا وارد بدن مي شوند ميزان مواد معدني در مواد خوراكي بسيار متغير بوده و بستگي به شرايط رشد مختلف، نوع خاك، گونه گياه و استفاده از بارور كننده ها ، محيط، بلوغ، سطوح مواد معدني در يك ماده خوراكي خاص و يا حتي در يك بچ خاص دارد. همچنين روش فرآوري مواد خوراكي، قابليت دسترسي مواد معدني را تحت تاثير قرارمي دهد. به همين دليل بسياري از توليد كنندگان خوراك ،از مكمل هاي مواد معدني براي تامين نيازمنديهاي حيوانات استفاده مي كنند.

بصورت سنتي ، عناصر به شكل معدني ( مانند : كلريدها - سولفاتها – كربناتها – اكسيدها ) براي تامين نيازمنديها استفاده مي شوند. به طور كلي فرمهاي سولفات - كلريد قابليت دسترسي بيشتري نسبت به كربناتها دارند و فرم اكسيد، پائين ترين قابليت دسترسي را دارد. 

درطول سالهاي اخير، كيليت هاي آلي عناصر كم مصرف و مخمر سلنيوم بدليل قابليت دسترسي با لاتر، استفاده شده اند. اصطلاح قابليت دسترسي يا زيست فراهمي (Bioavailibility) به عنوان " ميزاني كه در آن ماده مغذي خورده شده در يك منبع خاص به فرمي كه در متابوليسم بدن استفاده مي شود جذب شود " تعريف مي شود. 

قابليت دسترسي عناصر معدني براي حيوان بستگي به هضم ٬ جذب عنصر در دستگاه گوارش دارد. درمورد خاص قابليت دسترسي مواد معدني ، بيشتر متخصصين با نظريه Drest (1993) موافق هستند كه عوامل فيزيكوشيميائي كه گرفتن عناصر معدني در ديواره روده كاهش مي دهند، بيشترين تاثير را بر قابليت دسترسي عناصر معدني دارند. قابليت دسترسي عناصر معدني به وسيله عوامل زير تحت تاثير قرارمي گيرد: 

- گونه و سن حيوان 

- ميزان مصرف درمقابل نياز

- فرم شيميائي 

- اثرات سنيرژيسمي و آنتاگونيستي درخوراك 

- عوامل محيطي 

هضم يا حضور عناصر كم مصرف در جايگاه جذب ، بيشترين تاثير را بر قابليت دسترسي مواد معدني دارد. موانعي كه هضم عناصر را كاهش مي دهند شامل اثرات متقابل منفي بين يونهاي فلزي مصرف شده و عوامل جيره اي خاصي مانند اسيد فيتيك كه مي تواند كمپلكس هايي با عناصر ضروري مانند روي ٬ مس ٬ آهن و منگنز تشكيل بدهد و يا پلي فنل ها، قندهاي خاص، منابع فيبري مي توانند باند كننده فلزات باشند كه مانع جذب عناصر فلزي خاص از دستگاه گوارش مي شوند. اثرات آنتاگونيسمي همچنين در بين عناصري كه بارالكتريكي مشابه دارند وجود دارد. مثال آن اثرات رقابتي بين آهن، منگنز و كبالت در جذب مي باشد. وقتي سطح آهن جيره بالا باشد ، بدليل افزايش رقابت براي گيرنده هاي جذبي، انتقال روده اي منگنز و كبالت كاهش مي يابد.

بيشترين اتلاف در مورد يونهاي فلزي هيدراته خاص ( مثالهاي آن آلومينيوم ، منگنز٬ روي ٬ مس و آهن ) اتفاق مي افتد كه درگير واكنشهاي هيدروكسي - پليمريزاسيون شده و سبب رسوب عناصر در شرايط افزايش PH در روده كوچك مي شوند.

قبل از اينكه يك يون غير آلي هيدراته واقعا" جذب شود ابتدا بايد از فرايند هيدروكسي پليمريزاسيون محافظت شود سپس از 2 لايه مختلف عبور كند اين لايه ها شامل لايه آب بدون حركت و لايه موكوسي است . وقتي كه مواد مغذي از فاز توده اي لوله گوارش به سمت لايه موكوسي حركت ميكنند با لايه هائي از آب مواجه مي شوند كه لايه آب بدون حركت ناميده ميشود و از فاز توده اي لوله متمايز بوده و بالاي لايه موكوس قرار دارد. لابه موكوسي به وسيله سلولهاي گابلت (Gobllet cells) در دستگاه گوارش توليد و به عنوان سد دفاعي و انتقالي عمل ميكند. PH لايه آب و موكوس به طور معني داري از PH لوله گوارش متفاوت بوده و در سطح ثابت نگه داشته مي شود. PH به شدت در نزديك 7 و يا در PH كمي اسيدي كنترل مي شود. بدليل اينكه PH ، بار الكتريكي و حلاليت كمپلكس هاي فلزي و شبه فلزي را تحت تاثير قرارميدهد ، شرايط روده كوچك ٬ نقش مهمي در تنظيم جذب يونهاي فلزي از دستگاه گوارش بازي مي كند. موكوس از پروتئين هاي گليكوزيدي بزرگ ( موسين ها ) كه داراي چگالي بالاي گروههاي سولفاته ( موسين هاي سولفاته ) و گروههاي كربوكسيلات ( سيالوموسين ها ) هستند كه بار الكتريكي منفي قوي را در بالاي لايه موكوسي ايجاد ميكند اين بدين معنا است كه لايه موكوسي داراي ميل تركيب و ظرفيت جذب بالا براي باند كاتيونهاي فلزي است.

توانائي يونهاي فلزي براي نفوذ به لايه موكوس و جذب بستگي به ميزان حركت آنها در اين لايه دارد. 


4 - وظايف عناصر معدني 

1-4- روي 

روي يك عنصر ضروري در ساختار بيش از 200 آنزيم مختلف در مسيرهائي مانند متابوليسم كربوهيدراتها و انرژي، سنتز پروتئين ، متابوليسم اسيد نوكلئيك ، يكپارچگي اپيتليوم، ترميم و تكثير سلول و مورد استفاده قرار گرفتن ويتامين A و E مي باشد.

باتوجه به ارتباط بين روي و روند تقسيم سلولي به نظر مي رسد كه روي نقش مهمي در عملكرد لنفوسيت ها كه وابسته به فرايند سريع تقسيم سلولي Clonal pxpansion) ) هستند و سبب تحريك آنتي ژن مي شود داشته باشد.

اخيرا"به تقش روي در رقابت ايمني بدليل وجود متالوآنزيمهاي مهم روي ( مانند كربوكسي پتپيداز و DNA پليمراز ) توجه زيادي شده است. اين آنزيمها، نقش مهمي در پاسخ ايمني، ترميم پوست ، زخم و توليد هورمون ( تستوتسرون و كورتيكو سترون ) دارند. عنصر روي همچنين براي توسعه سيستم ايمني و سلولهاي مربوطه شامل هتروفيل ها٬ بازوفيل ها، ماكروفاژها و لنفوسيت هاي T مورد نياز است. روي نقش كليدي در سيستم هورموني را داشته همچنين بر توليد٬ تكثير كراتين، رشد كارتيلاژ و استخوان تاثير گذار است همچنين اثبات شده كه عنصر روي براي بلوغ كامل جنسي و توليد مثلي ضروري است. مزاياي وضعيت بهينه روي به عنوان يك كوفاكتور آنتي اكسيدان مهم٬ افزايش تشكيل ايمونوگلوبولينها و بهبود يكپارچگي اپيتليوم است. درجوجه هاي گوشتي اين مزايا بدليل رشد نرمال استخوان و كارتيلاژ همچنين بهبود در لايه هاي اپيتليال است كه ميزان پارگي پوست در زمان فرآوري و يا در زمان پرورش لاين هائي با پردرآوردي ضعيف كاهش را مي هد.

در مرغان تخمگذار و مادر، عنصر روي، عملكرد كربنيك انهيدراز و كراتيناز كه به ترتيب درتشكيل پوسته و غشاهاي پوسته نقش دارند را بهبود مي بخشد.

در گاوهاي شيري، بهبود وضعيت روي منجر به سلامت سم و استحكام قسمتهاي پستاني به دليل بهبود تشكيل كراتين مي شود. در حيوانات نر، روي براي نمو اسپرماتوزوا و بنابراين باروري مهم است.


2-4- مس 

مس يك عنصر ضروري درحداقل 2 آنزيم مهم در رقابت ايمني است سوپر اكسيد ديسموتاز (روي و مس ) و سرولوپلاسمين.

مس احتمالا" اثر خود را بر ايمني از طريق يكي يا هر دوي اين آنزيمها اعمال ميكند. نتايج مطالعات پيشنهاد ميكند كه كمبود مس منجر به كاهش ظرفيت فاگوسيت كنندگي نوتروفيل ها مي شود. مس همچنين در آنزيم هاي اكسيدوردوكتاز مانند سوپر اكسيد ديسموتاز و محافظت از سلول در برابر متابوليت هاي اكسيژن نقش كليدي دارد.

مس در آنزيمهائي كه سبب افزايش استحكام غشاء و خاصيت ارتجاعي بافتهاي پيوندي در رگهاي خوني و افزايش استحكام استخوان مي شوند، ضروري است.


مس رابطه نزديكي با متابوليستم آهن دارد كه بخشي از سرولوپلاسمين است كه اين آنزيم نقش مهمي در اكسيداسيون آهن ، كنترل حركت آهن از غشاء رتيكولواندوتليوم به كبد و پس از آن پلاسما و تشكيل سلولهاي قرمز خون دارد.

كمبود مس سبب كم خوني ميكروسيتيك مي شود. آنزيم مهم ديگر وابسته به مس ليزين اكسيداز است كه آنزيم كليدي در تشكيل كلاژن و الاستين مي باشد. كمبود مس منجر به ايجاد استخوانهاي غير طبيعي به دليل سنتز كلاژن غير طبيعي مي شود. ديستروكندروپلازياي درشت ني يك مثال از ناهنجاريهاي پا در طيور است كه مي تواند با كمبود مس ايجاد شود، تشكيل ضعف كلاژن يا الاستين همچنين منجر به آسيبهاي قلبي - عروقي و پارگي آئورت مي شود. مس براي رشد پر و همچنين رنگ پر به دليل نقش آن در تشكيل باندهاي دي سولفيدي مهم مي باشد. مس اكسيداسيون ويتامين C را بهبود بخشيده و در تشكيل RNA دخالت مي كند.


3-4- منگنز 

منگنز كو فاكتور آنزيم هائي است كه در متابوليسم كربوهيدراتها ، پروتئين ها، چربي ها و اسيد هاي نوكلئيك حضور دارند. عنصر مهمي در عملكرد ايمني بدن است. منگنز براي سنتز كندريوتين- 4- سولفات و موكويلي ساكا ريدهايي كه بخش مهم كارتيلاژ استخوان بوده و براي بهبود زخم هاي آسيب ديده ضروري است. كمبود منگنز در جوجه هاي درحال رشد و پولت منجر به پروسيس ،كوتاهي استخوان و كماني شدن آن شده همچنين در كيفيت پوسته تخم مرغ نيز تاثير گذار است.


4-4- آهن 

آهن نقش بسيار تخصصي در تمام حيوانات به عنوان بخشي از پروتئين هموگلوبين در سلولهاي قرمز خوني و پروتئين ميوگلوبين در سلولهاي ماهيچه اي وجود دارد. آهن داراي سرعت سوخت و ساز بالائي در جوجه ها است و بايد به شكل كاملا" قابل دسترس در جيره حيوان براساس نياز روزانه تامين شود. هر نوع عفونت داخلي مانند كوكسيدوز مي تواند در قابليت دسترسي و جذب آهن اختلال ايجاد كند.


5-4- سلنيوم 

سلنيوم بخش از آنزيم گلوتانيون پر اكسيداز است. گلوتاتيون پراكسيداز در سلول به عنوان خط اول دفاعي در برابر اكسيداسيون عمل ميكند ساير سلنو پروتئين ها نقش مهمي در عملكرد طبيعي پانكراس و باروري دارد. استفاده از سطح و منبع مناسب سلنيوم براي بهبود وضعيت ايمني و عملكرد حيوانات بدون ايجاد مسموميت مفيد است. سلنيوم موجود در جيره همراه با ويتامين E در تحريك سيستم ايمني پرنده تاثير گذار است و اثر يدكي هركــدام عملكرد ديگري را تحت تاثير قرار مي دهد. در گاو هاي شيري با سطح بالاي سلنيوم موجود در سرم، ميزان ابتلاي كمتري را به ورم پستان داشتند. بخشي از اين اثر مي تواند به دليل ارتباط بين تغذيه سلنيوم و عملكرد نوتروفيل ها باشد. نوتروفيل ها سلولهاي غير تخصصي فاگوسيت كننده در كنترل عفونتهاي التهابي هستند. نوتروفيلهاي خون در گاوهائي كه از مكمل سلنيوم استفاده كردند داراي توانائي بيشتري در كشتن پاتوژنها بودند.


4- نتيجه گيري 

امروزه عناصر معدني در سطوح پائين تغذيه مي شوند ( معمولا" 05/0 درصد جيره ) و نسبتا" گران قيمت بوده و ميزان توصيه شده آنها براساس شرايط موجود نمي باشد كه اين تنش بيشتري را به حيوان وارد ميكند امروزه ما نياز داريم كه اطمينان حاصل كنيم عملكرد سيستم ايمني را به وسيله مقدار و شكل درست عناصر كم مصرف بهبود داده ايم.

نويسنده : 

Greg Bunge


آناتومی جامع دستگاه گوارش دام نشخوار کننده

یک گاو شیری یک تولید کننده غذایی خوب است . در تقریباَ مدت زمان ده ماه یک گاو خوب می تواند 496 پوند پروتئن ، 784پوند انرژی از فرم قند لاکتوز، 560 پوند چربی و 112 پوند املاح معدنی در 16000 پوند شیر تولید کند. این مقدار پروتئین برای آذوقه یک فرد در طول ده سال و مقدار انرژی برای مدت زمان پنج سال و مقدار کلسیم لازم برا ی سی سال را فراهم می کند . کیفیت بالای علوفه مصرفی دام باعث می شود در دستگاه گوارش گاو کار برجسته ای برای هضم بر روی آن صورت بگیرد . برای درک بهتر از دستگاه گوارش دام باید فهم بالای از نوع خوراکی که مورد تغذیه دام قرار می گیرد داشته باشیم.

 

  شروع مراحل گوارش 

نشخوار کردن در دام اولین گام از مراحل گوارش غذا می باشد. برای عمل نشخوار غذا به دهان دام بر می گردد ،در این عمل نشخوار جویدن غذا حدود 40000 تا 60000 بار در روز صورت می گیرد . سپس غذای که عمل نشخوار کردن بر روی آن صورت گرفته وارد لوله ای 2.5 – 3 فوتی می شود که این لوله ایسو فاگوس( مری) نام دارد و وارد محل خمره مانندی می شود که عمل تخمیربیشتری بروی غذا در این مکان صورت می گیرد ،که ظرفیت آن 50-40 گالن می باشد . برای گوارش غذا در این مکان 500000 هزار بیلیون باکتری و 50 بیلیون پروتوزا زندگی می کنند و در هم آنجا تکثیر می شوند. این موجودات ریز و کوچک چندین ویژگی بی نظیر دارند که اجازه می دهند در موقعیت های غیر ممکن زندگی برای دام آسان شود و دام بتواند در این شرایط زنده بماند.

این میکروارگانیسم ها می توانند فیبر موجود در یونجه ، سیلاژها و تغذیه کردن دام در چراگاهها را برای تولید انرژی ، ساختن پروتئن از نیتروژن و سنتز ویتامین B برای میزبان که گاو باشد مورد استفاده قرار دهند.

  شکمبه

 

شکمبه خودش از بخشهای مختلفی تشکیل شده است . هدف از وجود شکمبه این است که قسمتهای بزرگ غذا ابتدا وارد آنجا شود و در آنجا با هم آمیخته شده و انقباضات شدیدی بر روی آن صورت گیرد و یک محیط مناسبی را برای باکتریها و پروتوزا ها ایجاد کند تا بتواند در آن محیط زنده بمانند و فعالیت کنند. این محیط ( داخل شکمبه) بوسیله ثابت نگهداشتن دما و PH و بدون هدر دادن این مواد خوراکی محیط مناسبی را برای میکرو ارگانیسم ها ایجاد می کند.

بیشتر اتلاف تولیدات مواد غذای به صورت اسید های چرب فرار است . اسید های چرب فرار منابع اولیه ای برای تولید انرژی در گاو هستند . این اسید های چرب فرار بوسیله ساختار جالبی که دیواره شکمبه دارد جذب می گردند. این فینجر لایک ها ( پرزها) که در دیواره شکمبه وجود دارند به اندازه1.2 اینچ بلندی دارند و می توانند سطح جذب اسید های چرب از دیواره شکمبه را به طور شایسته ای افزایش بدهند.

 

  نگاری

 

این تخمیری که بر روی غذا صورت می گیرد در دو قسمت صورت می پذیرد که این دو قسمت نگاری و شکمبه نامیده می شوند . نگاری یک مشخصه ای که دارد این است که منظر داخل آن به صورت مشبک است .این ساختار کمک می کند که هر قطعه کوچک از غذا برای عمل نشخوار به دهان دام برگردد . همچنین آن مثل یک ظرفی عمل می کند که مواد خارجی دیگری که همراه غذا هستند مثل میخ و یا یک تکه فلزکه دام همراه غذا بلعیده است و ممکن است دیواره نگاری را سوراخ نماید، در این مکان قرار می گیرد که در این شرایط مریضی در دام ممکن است صورت می گیرد . که این مواد به دوحالت ممکن است باعث مرگ دام شود . اول اینکه ممکن است باکتری ها و پروتوزا ها به مکان آسیب دیده سرایت پیدا کنند و سبب التهاب صفاق شوند و دوم اینکه ممکن است پرده دیافراگم پاره شود و این امر باعث درماندگی این پرده شده و نتواند کار خود را درست انجام دهد.

 

  هزار لا

یک بار دیگر از اندازه مواد خوراکی بوسیله نشخوار کردن کاسته شده و عمل هضم روی آن بوسیله باکتریها و پروتوزا ها صورت می گیرد. غذا الان می تواند وارد بخش سوم شکمبه گردد که این بخش هزار لا نامیده می شود . این بخش از شکمبه یک نام دیگر هم دارد که به ان مِنی پلیس می گویند که این نام را به خاطر ساختار بی نظیری که دارد به آن داده اند . این قسمت منظری مثل یک کتاب باز دارد که دارای سه مرز می باشد .تا حدود 100 برگ می توان در این هزار لا پیدا کرد. برگ های آنها دارای زایده های کوچکی است که آنها می توانند پروتئین های بزرگ اسید های چرب فرار که بوسیله دیواره شکمبه جذب نشده اند را جذب کنند.  

آب و الکترولیت های مانند پتاسیم و سدیم احتمالاَ اینجا جذب شده اند بنابراین خوراک حیوان آب آن گرفته شده و داخل قسمت دیگری می شوند.

 

 

 شیردان 

این مرحله ، مرحله چهارم و آخرین قسمت از شکمبه گاو می باشد که به آن شیردان یا معده حقیقی گفته می شود. به خاطر اینکه عمل این قسمت خیلی شبیه عملکرد معده انسان و خوک است . شیردان دارای تعداد زیادی تا خوردگی می باشد که سطح جذب آن را افزایش می دهد . چین خوردگی های این قسمت باعث تماس بیشتر با حجم بیشتری از غذا در سر تا سر روز می گردد. دیواره شیردان از دیواره خود آنزیم و اسید هیدروکلریک ترشح می کند. PH این بخش در موقع هضم غذا چیزی حدود 6 می باشد اما این مقدار به سرعت پایین می آید و به حدود 2.5 می رسد و محیط اسیدی می شود. این محیط اسیدی باعث بوجود آمدن یک محیط مناسب برای عملکرد بهتر آنزیم ها می شود. قسمت عمده عمل گوارشی شیردان تفکیک جزئی پروتئین هامی باشد. آنزیم پپسین عهده دار این عمل است . پروتئین های غذاقبل از اینکه شکمبه را ترک کنند با میکروارگانیسم های شکمبه باعث شکستن پروتئین ها به واحدهای کوچکتری می شوند که به این واحد ها پپتید می گویند.

 

 روده کوچک

 

گام بعدی از مراحل هضم غذا در روده کوچک صورت می گیرد. بلندی این روده 130 فوت و عرض آن 2 اینچ می باشد . چنانکه غذا وارد روده کوچک شود با آنزیم های که از پانکراس و کبد ترشح شده مخلوط شده و باعث افزایش PH از 5/2 به8-7 می گردد و محیط را قلیایی می کند . این PH بالا برای فعالیت آنزیم های لازم است که در روده کوچک فعالیت می کنند. به همین منظور غذا هایی که در اختیار دام قرار گرفته است ، آنها باید به ملکول های کوچک تری شکسته شوند . این آنزیم ها مدت ماندگاری این پروتئین ها را کاهش داده و سریع تر آنها را به آمینو اسید و نشاسته را به قند گلوکزتبدیل می کنند ، اسید های چرب کمپلکس را به اسید های چرب تبدیل می کنند . بیشتر این اتفاقاتی که در روده کوچک رخ می دهد با استفاده از آنزیم و هورمون های که از پانکراس ، کبد و روده کوچک ترشح می شوند صورت می گیرد و جذب مواد مغذی هم در روده باریک صورت می گیرد . دیواره روده کوچک از پرز های بسیار ریزی تشکیل شده در اصطلاح علمی به آن finger-like می گویند . این پرز ها سطح تماس با مواد مغذی را افزایش داده و مراحل جذب به خوبی صورت می گیرد. انقباضاتی که در طول این روده صورت می گیرد باعث مخلوط شدن مواد مغذی می شود و گو ارش بیشتری برروی آنها صورت می گیرد و به سمت پایین حرکت می کنند تا از این مرحله هم عبور کنند .

 

  پیشرفت عمل گوارش غذا در بدن گوساله 

عمل گوارش در گوساله های که تازه به دنیا آمده اند بیشتر شبیه عمل گوارش در انسان و گاو می باشد . در گوساله های که تازه به دنیا آمده اند در شکمبه آنها باکتری ها و پروتوزا ها فعالیتی ندارند . در یک گوساله جوان ( یک ماهه یا کمتر از یک ماه ) بخش بزرگتری از شکمبه متعلق به شیردان می باشد . آن تقریباَ 50 % تا 70% از وسعت شکمبه را به خود اختصاص داده است .  

موقعی که یک گوساله از مادرش و یا بوسیله بطری شیر می خورد ، شیر از یک راه فرعی وارد نگاری شده که این راه فرعی یک شیار در مری می باشد . سپس آنها اجاز می دهند که شیر به طور مستقیم وارد شیردان شود . یک نکته اینکه آنزیم رنین که از دیواره این بخش ترشح می شود باعث می شود که شیر حالتی بسته و منجمد مانند به خود بگیرد. آهسته کردن عبور شیر از این قسمت ، مدت زمان کافی را برای هضم شیر در این قسمت را فراهم می کند .یک گوساله پس از این که مرحله شیر خواری را پشت سر گذاشت و توانست از علوفه و علف خشک تغذیه کند شکمبه این حیوان بسط پیدا کرده و فعالیت میکرو ارگانیسم ها در آ ن صورت می گیرد . این رشد همزمان با تولید اسید های چرب توسط میکروارگانیسم ها در شکمبه است . این عمل همچنین پستانک های گوساله را تحریک به رشد می کند . در پایان هفته چهارم گوساله باید قادر باشد که علوفه سبز و مواد خشوی بزرگتر را مور استفاده قرار دهد . در هفته هشتم از رشد گوساله شیردان شامل فقط 30 % از کل ظرفیت معده می باشد و و قتی که به یک حیوان کاملاَ بالغ تبدیل شود تنها 9% از کل ظرفیت معده را شیردان تشکیل می دهد.

نوشته سهراب محمدي

انگلهاي خارجي دام

اين انگلها عمدتا به سه صورت به صنعت دامپروري خسارت وارد مي كنند :‌
- كاهش بازدهي دامها به علت ايجاد بيماريهاي پوستي ، كم خوني ،‌لاغري و كاهش رشد دامها . 
- انتقال عوامل بيماريزا مانند بابزيوز در گوسفند ، تيلريوز در گاو ، بيماري ويروسي تب خونريزي دهنده كريمه ـ كنگو و انسفاليت ناشي از كنه . 
- ايجاد خسارت به پوست و چرم و فرآورده هاي دامي و كاهش توليد گوشت . 


انگلهاي خارجي عمدتا شامل انواع كنه ، جرب ، شپش و انواع مگسها و لارو آنها هستند .

كنه : (Tick)كنه از شاخه بند پايان و زير شاخه شليسراتها هستند . كنه ها داراي انواع يك ميزبانه ،‌دو ميزبانه و سه ميزبانه هستند .كنه هاي ايكسودس ، هيالوما و بوافيلوس از خانواده كنه هاي ايكسوديده ( كنه هاي سخت ) بوده و عمدتا در نشخوار كنندگان ايجاد بيماري مي كنند .كنه هاي ارگاس پريسكوس ( كنه مرغي ) از خانواده كنه هاي آرگاسيده ( كنه هاي سخت بوده و عمدتا در نسخوار كنندگان ايجاد بيماري مي كنند .كنه هاي ارگاس پرسيكوس ( كنه مرغي ) از خانواده هاي كنه هاي آرگاسيده ( كنه هاي نرم ) هستند .كنه ها در انتقال بيماريهاي تك ياخته هاي خوني مانند بابزيوز و تليريوز در گوسفند و گاو و بيماريهاي ويروسي مانند تب خونريزي دهنده كريمه ، كنگو و نيز بيماري اسپيروكتوز در دامها اهميت خاصي دارند . 

كنترل : استفاده از انواع سموم حشره كش مانند كومافوس ، فن والريت ، پرمترين و فلومترين در مبارزه با اين انگلها موثر مي باشند . 

جرب : (Mite)جربها به 4 دسته پسوروپتيك ، ساركوپتيك و دمودكتيك تقسيم مي شوند جربها در داخل پوست يا روي پوست ميزبان خود به صورت دائمي زندگي مي

كنند و فرم بالغ آنها داراي هشت پا بوده ، تخم مرغي شكل و سفيد رنگ است و قطر آنها حدود 5/0 ميليمتر مي باشد .جربها در حيوانات اهلي ايجاد انواع بيماريهاي پوستي مانند درماتيت ، ريزش پشم پشم و مو ، خارش ، چروكيدگي و زخمهاي پوستي مي كنند . 

روش مبارزه :‌حمام دادن دامها با سمومي مانند كومافوس . فوسمات و توكسافن و نيز حشره كشهاي تزريقي سيستميك ماند آيورمكتين موثر مي باشد . 

شپش : (Lice)شپشها دو دو گروه عمده شپشهاي خونخوار و شپشهاي گزنده تقسيم مي شوند . شپشهاي خونخوار باعث بروز كم خوني در ميزباني شده و بيماريهاي عفوني را منتقل مي نمايند . اين شپشها عمدتا در دامها ديده مي شوند . شپشهاي گزنده باعث بروز خارشهاي پوستي و اذيت و آزار ميزبان شده ، تحريك پوستي ، موريختگي ، ايجاد دلمه را سبب مي شوند . اين انگلها عمدتا در پرندگان ديده مي شوند . 

روش مبارزه :‌در درمان شپشها عمدتا از تركيبات ارگانوفسفره استفاده يم شود 

. استفاده از از سم به صورت پودر و يا پور ـ آن ( ريختن مستقيم ) موثرتر است . 

ساير انگلهاي خارجي دامها :‌انواع مياز ، هيپودرما ، انواع كك ، انواع درماتوميتها ، انگلهاي خارجي زنبور عسل مانند كنه واروا و غيره .

رشد جبراني و موارد كاربرد آن در حيوانات مزرعه اي

رشد فرآيند پيچيده ايست كه از هنگام تشكيل تخم شروع و ماداميكه دام زنده است ادامه دارد .

رشد و نمو هر موجود زنده شامل دو مرحله است :

1- مرحله رشد:كه همان تقسيم و تمايز سلولي است . اين مرحله عمدتادر دوران جنيني رخ مي دهد و در اين مرحله از رشد تقريباٌ تعداد سلولهاي هر بافت تعيين مي شود . بعنوان مثال تعداد سلولهاي عصبي و بسياري از بافت هاي ديگر در دوران جنيني مشخص شده و پس از تولد دام ديگر تغيير پيدا نمي كند .

2- مرحله نمو: نمو عبارت است از افزايش حجم توده سلولي كه در مرحله رشد جنيني تشكيل شده است كه منجر به افزايش وزن بدن مي شود بنابراين سنجش وزن و اندازه بدن نماد عومي و قابل پذيرش رشد و نمو است كه بطور عام افزايش وزن زنده و اندازه بدن را بيانگر رشد دام در نظر مي گيرند .

3- در حالت معمولي چنانچه دام به خوراك كافي دسترسي داشته باشد و ساير عوامل محيطي موثر بر رشد مانند : بيماريها ، تنشهاي محيطي ، مصرف آنتي بيوتيكها و غيره رشد دام را تحت تاثير قرار ندهند ، رشد دام تا رسيدن به وزن بلوغ كامل بطور طبيعي ادامه خواهد داشت و در مجموع منحني رشد حالت (S) مانند يا سيگموئيدي خواهد داشت . پس از تولد تا رسيدن به بلوغ جسمي اين منحني حالت افزايش و پس از اين مرحله كه دام به وزن نهائي مي رسد رشد دام متوقف و با گذشت زمان كاهش مي يابد .به هر حال با افزايش سن دام از سرعت رشد آن كاسته مي شود .بعنوان مثال گاو در سن 17 تا 18 ماهگي به 60 در صد وزن بلوغ خود مي رسد و در سن 84 ماهگي به وزن نهائي رسيده و در اين مرحله رشد آن كاملاٌ متوقف مي شود و يا گوسفند در سن 5/6 ماهگي به 60 در صد وزن بلوغ و در سن 24 ماهگي به حداكثر وزن نهائي خود مي رسد . به استثناي بافتهاي خاص مانند: بافت پوششي دسنگاه گوارش و پوست كه در تمام طول حيات دام در حال تكثير هستند ، بررسي الگوي رشد حيوانات مزرعه اي نشان داده است كه تمام بافتهاي بدن با نرخ ثابتي رشد نمي كنند . نرخ رشد در بافتهاي استخواني آهسته بوده و اين بافت طي فرآيند رشد همزمان با افزايش اندازه بدن تغيير پيدا مي كند بافت ماهيچه اي داراي سرعت رشد متوسطي است و چنانچه انرژي و پروئين كافي در دسترس دام قرار داده باشد تا رسيدن دام به وزن بلوغ ممكن است در حال افزايش باشد ولي بافت چربي از سرعت رشد بيشتري برخوردار است و با افزايش سن دام بخصوص در حالت پروار بندي سرعت افزايش ذخيره سازي چربي نسبت به ماهيچه بيشتر مي شود .

4- رشد جبراني :

5- افزايش سرعت رشدي است كه معمولا پس از يك دوره محدود و دوران جبران پيش مي آيد و معمولا از سرعت رشد در حالت طبيعي بيشتر است .

به عبارت ديگر رشد جبراني به معناي افزايش وزن سريع و معمولا بيش از حالت معمولي است كه دام پس از يك دوره محدوديت غذائي از خود نشان مي دهد . بنابراين رشد جبراني معمولاٌ در حالتي رخ مي دهد كه قبل از آن رشد طبيعي دام تحت تاثير عواملي دچار كاهش شده باشد . عوامل متعددي مي توانند سرعت رشد دام را تحت تاثير قرار دهند و موجب كاهش يا افزايش آن شوند كه اين عوامل عبارتند از : 

كاهش كيفيت و كميت خوراك مصرفي (محدوديت غذايي )،بروز بيماريها و ايجاد اختلال در مصرف خوراك ، استفاده از عوامل محرك رشد مانند : هورمونهاي مصنوعي ، مصرف خوراكهايي با انرژي و پروئين بيشتر از مقادير مورد نياز دام مي باشد .

از جمله اين موارد كه در كاهش هزينه هاي دام موثر بوده و مي تواند مورد استفاده قرار گيرد كاهش در كيفيت و كميت خوراك مصرفي و يا همان محدوديت كمي و يا كيفي خوراك مي باشد.

محدوديت غذايي مي تواند بصورت كمي مي تواند بصورت كمي يعني كم كردن مقدار خوراك مصرفي دام و يا محدوديت كيفي يعني تغذيه دام با مواد پرحجم كه ارزش غذايي پائيني دارند اعمال شود .در هر دو حالت دام به ميزان كافي مواد مغذي را دريافت نكرده بنابراين سرعت رشد آن كم مي شود . اعمال محدوديت مي تواند در حد جيره نگهداري (متابوليسم ناشتا )صورت گيرد . نتايج تحقيقات مختلف نشان داده است كه اعمال محدوديت غذايي بايستي به گونه اي باشد كه مواد مغذي بتواند حداقل رشد بخصوص در بافت اسكلتي را تامين نمايد . به دليل اينكه بافت اسكلتي اولا داراي رشد كند و طولاني تري نسبت به ساير بافت ها ي بدن دام است و ثانيا چنانچه بافت اسكلتي دام به اندازه كافي رشد پيدا نكند در دوره جبران كه رشد بافت ماهيچه اي و چربي افزايش مي يابد پس از مدت كوتاهي كاهش خواهد يافت زيرا اندازه مناسب بدن است كه شرايط را براي افزايش بافت ماهيچه اي فراهم مي كند .

موارد كاربرد رشد جبراني:

با توجه به اينكه كشور بر روي كمربند خشك قرار دارد و خشكسالي هر چند يكبار ممكن است حداقل بخشهائي از كشور را در برگرفته و موجب كمبود علوفه شود در چنين حالتي براي حفظ ذخاير ژنتيكي دام مي توان از پديده رشد جبراني استفاده كرد و دام هاي مولد (داشتي ) را با تامين حداقل جيره غذايي مورد نيازشان براي زنده ماندن و حفظ حيات نگهداري كرد و پس از پايان فصل خشك (دوره محدوديت )با فراهم نمودن مواد متراكم و علوفه مناسب اين دام ها مي توانند به رشد و توليد ادامه داده و رشد به تعويق افتاده را با بازدهي بالايي جبران نمايند بدين ترتيب تاخير در رشد در طول دوره محدوديت غذايي با تامين مقدار كافي مواد متراكم علوفه مناسب در دوره غذادهي مجدد جبران مي شود 

مورد ديگر كاربرد رشد جبراني كاهش هزينه هاي نگهداري دام هاي بومي تا رسيدن به سن و وزن مناسب براي شروع پروار بندي است اين دام ها گوساله هاي بومي معمولا در سن 5/4 تا 5 ماهگي از شير گرفته مي شوند در حاليكه در حدود سن يكسالگي شرايط مناسب براي شروع پروار بندي را دارند بنابراين با استفاده از پديده رشد جبراني مي توان در حدود 6 تا 7 ماه آن ها را با جيره نگهداري پرورش داد و سپس در سن مناسب نسبت به پروار بندي آنها اقدام كرد .

سومين كار براي استفاده از رشد جبراني خروج دام هاي مازاد (بره هاي از شير گرفته شده ) از مراتع و نگهداري آنها با جيره هاي نگهداري تا رسيدن به سن مناسب براي شروع پروار بندي است.بخصوص بره هاي مازاد گله ها كه در اوايل تابستان و اوايل پائيز كه علوفه مراتع به حداقل خود مي رسد و دام ها با كمبود علوفه روبرو هستند و در اين زمان دام ها ي نگهداري شده در مراتع دچار كاهش وزن مي شوند لذا مي توان اين بره ها را از مراتع خارج و در حد جيره نگهداري آن ها را پرورش داد و در اوايل پائيز كه شرايط آب و هوايي و جسماني بره ها مطلوب تر است نسبت به پرواربندي آنها اقدام نمود . استفاده از اين پديده چند مزيت دارد اول اينكه در فصل تابستان كه مصادف با كاهش علوفه مراتع است و از طرفي نياز غذايي ميش ها براي شروع توليد مثل افزايش مي يابد بنابراين چنانچه بره هاي مازاد را از مراتع خارج كرد فشار چرايي بر مراتع كاهش مي يابد دوم اينكه رقابت براي دريافت غذا بين دام هاي مازاد و دام هاي مولد به نفع دام هاي مولد كم شده و بر افزايش راندمان توليد مثلي دام هاي داشتي تاثير مثبتي خواهد داشت . رشد جبراني در طيور نيز اثبات شده است موارد كاربرد آن در پرورش طيور تخمگذار و مرغ هاي مادر امكان پذير است .

زيرا در حد فاصل تولك بردن يا فاصله دو دوره تخمگذاري مي توان با استفاده از اين پديده هزينه خوراك گله را تا حدود زيادي كاهش داد و همچنين تحقيقات انجام گرفته بر روي جوجه هاي گوشتي نشان داده كه مي توان جوجه هاي گوشتي را از هفته دوم به مدت يك تا دو هفته با جيره غذائي با انرژي و پروتئين كمتري نسبت به جيره هاي استاندارد پرورش داد و اين جوجه ها مي توانند در هفته هاي بعدي با دريافت خوراك كافي رشد به تعويق افتاده را جبران نمايند . بنابراين چنانچه مرغدار در ابتداي دوره پرورش با كمبود خوراك مواجه باشد مي توان گله خود را با حداقل جيره غذايي ممكن نگهداري و سپس در هفته هاي بعدي با دريافت خوراك كافي رشد به تعويق افتاده را جبران نمايند . بنابراين چنانچه مرغدار در ابتداي دوره پرورش با كمبود خوراك مواجه باشد مي توان گله خود را با حداقل جيره غذايي ممكن نگهداري و سپس درهفته هاي بعد با تامين خوراك مورد نياز به وزن مناسب دست پيدا كند

تهيه و تنظيم : مهندس كريم قرباني (كارشناس ارشد مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استات لرستان)

منبع :مجله دامداران ايران – مرداد 86


 

بيوتكنولوژي در توليد دامهاي اهلي

بيوتكنولوژي مزاياي جديدي براي توليد كنندگان روستايي منطقه در سطح كوچك دارد. يكي از مهمترين آنها قيمت كم واكسنها مي باشد. استفاده ديگر، توسعه توليدات جديد شامل مواد مغذي دامي ،غذاوداروهاي تهيه شده از توليدات دامي است.طبق بررسي منطقه اي FFTC اخيرا صورتي از توليدات وتكنولوژيهاي مفيد تنظيم شد.
اصلاح نژاد دامهاي اهلي
اصلاح نژاد دامهاي اهلي از نظر كلاسيك خيلي موفق بوده وروند آهسته اي دارد.چندين دهه نياز است يك جمعيت دام اهلي با رفتارهاي ژنتيكي پيشرفته اصلاح شوند.بيوتكنولوژي راه را براي توليد آسانتر دامها با ويژگيهاي ژنتيكي پيشرفته جهت تكثير سريع اين دامها هموار مي كند.يك پيشرفت مهم در انتقال جنين در جنينهاي بدست آمده از ماده هاي اصلاح شده ممتاز ميباشد كه جهت آبستني به دامهاي ديگر منتقل مي شود.اين ماده ها شايد تخمهاي بيشتري نسبت به نرمال توليد كنند. در نتيجه تزريقات هورموني كه باعث ايجاد چند تخمك گذاري (superovulation ( ميشود، نه تنها جنين بلكه تخمهاي لقاح نشده (اووسيت)را ميتوان از مادران ممتاز بدست آورد.تلقيح مصنوعي جهت توليد چندين جنين از طريق انتقال به مادران غير وابسته جهت دوره آبستني انجام مي شود.پيشرفتهاي ديگر در استفاده از بيوتكنولوژي در توليد دامها شامل توليد كلون ها (از نظر ژنتيكي ،نتاج يكسان )،تكنيكهاي پيشرفته منجمد كردن اسپرم كه براي تلقيح مصنوعي به كار مي رود.در توليدطيور اين امكان وجود دارد كه جنينهاي جوجه را بارور كرد و آن را داخل يك تخم مصنوعي كشت داد تا آماده تخم گذاري شود.اين عمل امكان دستكاري در يك مرحله جديد قبل از تشكيل تخم را مي دهد.از لحاظ ژنتيكي دامهاي ممتاز هنوز هم مثل هميشه اساس اصلاح نژاد دامي مي باشند. بهر حال با بيوتكنوژي از بهترين دامهاي ماده به عنوان يك منبع ماده ژنتيكي برتر نسبت به يك منبع مستقيم نتاج استفاده مي شود.اين بدين معناست كه آنها يك سرعت توليد مثلي بالاتري نسبت به ديگران دارند. گاوميش آبي به عنوان مثال هر دو سال يكبار فقط يك گوساله توليد مي كند. superovulation و انتقال جنين بدين معناست كه گاوميش تنها جهت پرورش چندين گوساله هر سال مورد استفاده قرار بگيرد.
سلامتي دام
تست نقصهاي ژنتيكي 
بيوتكنولوژي شامل تست DNA از نمونه هاي خون ميباشد كه اكنون ميتواند برخي ضعفهاي ژنتيكي را تشخيص دهد.دامهاي حامل ژنها ي ناقص قبل از استفاده براي اصلاح نژاد تشخيص داده مي شود.خوكها با اين ژن نسبت به استرس آسيب پذيرند.آن علايم به هنگام داد وستد يا انتقال براي فروش زياد مي شود.در شرايط استرس خوكها با اين سندرم لرزش ماهيجه يا دم را نشان مي دهند.تنفس آنها ضعيف شده ،پوستشان قرمز و پر از لكه و درجه حرارت بدن افزايش مي يابد.در نتيجه حيوان شايد ضعيف شده يا بميرد. از معايب ديگر سندرم اينكه لاشه حيوان كشتار شده اغلب رنگ پريده و داراي گوشت خراب است كه باعث كاهش قيمت آن مي شود.اين دليل كاهش اقتصادي سندرم ناقوس مرگ ميباشد.رابطه اي بين حساسيت به هالوتان واختلال استرسي مربوط به خوك پيدا شد.با استفاده از ماسك ،گاز هالوتان به خوكچه درطول 3دقيقه داده شد.وقتي به خوكها با سندرم استرس خوكي ،هالوتان داده شداعضاي بدن محكم وسفت شد.اين علايم در خوكهاي نرمال ديده نشد.يك تست جديدDNA كه ميتواند ژن توليد كننده سندرم استرس خوكي را تشخيص دهدكشف شده است.خوكهاي حامل اين ژن شناسايي شده واز برنامه هاي اصلاح نژادي خارج شده است.
بيماريهاي ژنتيكي گله
چند تست DNA براي كشف بيماريهاي ارثي گله در دسترس است كه براي نژادهاي اصلاح شده ملي ژاپن استفاده مي شود.اين تستهادر گاوهاي نر گوشتي جوان مورد استفاده در برنامه هاي تلقيح مصنوعي بكار مي روند. موقعيتها ي شناسايي شده با اين تستها شامل چسبندگي گويچه هاي سفيد خون كه باعث عفونتها ي مكرر باكتريايي،توقف رشد ومرگ در طول اولين سال زندگي وكمبودفاكتور 13كه از لخته شدن خون به طور نرمال جلوگيري مي كندمي شود.تعدادي به دليل خونروي شديد ازبند ناف و بقيه از خونريزي داخلي خواهند مرد.
واكسنهاي جديد براي دامها ي اهلي 
يكي از مهيج ترين توليدات بيوتكنولوژي يكسري واكسنها ي جديد جهت حفاظت دامها از امراض است.برخي از آنها ارزانتر بوده ،موثرتر از واكسنهاي موجود مي باشد.بقيه ، واكسنهاي جديدي هستند كه عمل حفاظت در مقابل برخي بيماريهاي عفونت زا را انجام مي دهند.برخي مثالها از واكسنهاي جديد شامل واكسنهاي تركيبي درخوكها كه در مقابل 3نوع عفونت شش حفظ مي كند.در كره ،يك واكسن مؤثرتروجديد دربرابر تب خوكي،يك بيماري بسيار عفوني با نسبت مرگ زياد وجود دارد.در فيليپين از بيوتكنولوژي جهت توسعه واكسن پيشرفته اي براي حفاظت گله و گاوميش آبي در برابرعفوني شدن خون ،يك عامل مهم مرگ براي هر دو گونه ، استفاده مي شود. ديگر دانشمندان در فيليپين از بيوتكنولوژي براي گسترش واكسنهاي جديد در برابر كلراي ماكيان و بيماري نيوكاسل طيور استفاده مي شود.اين واكسنهاي مهندسي زيستي جديد نه تنها مؤثرتر از واكسنهاي قديمي هستند بلكه سالمتر نيز مي باشند. واكسنهاي متداول گاهي حالت سمي داشته وباعث بسياري از بيماريها مي شوند كه بايد جلوگيري شود. واكسنهاي جديد از نظر ژنتيكي براي جلوگيري از اين واقعه درست شده اند.آنها همچنين در درجه حرارت اتاق پايدارندو نياز به نگهداري در يخچال ندارند.اين يك مزيت مهم براي نگهداري آنها در كشورهاي گرم مي باشد.
راههاي جديد استفاده از واكسنها
واكسنهاي جديد وتوسعه يافته بابيوتكنولوژي براي هدفهاي كاملا جديد استفاده مي شوند.واكسنهاي قديمي جهت حفاظت در مقابل امراض با تحريك سيستم ايمني به كار مي روند.برخي از عملكردهاي واكسنهاي جديد شامل توسعه اثر ضريب تبديل غذايي ياتغيير توليد هورمون براي افزايش سرعت رشد مي باشد.اشخاص ديگر ميتوانند توليد شير راتحريك كرده يا لاشه با كيفيت بهتر با گوشت كم چربي توليد كنند.
محصولات حيواني جديد از بيوتكنولوژي
يكي از مهمترين اهداف بيوتكنولوژي رديف تازه اي از محصولات دامي با ارزش مكمل توليدات سنتي از دامهاي زنده (پشم ،شير) ومرده ( گوشت وچرم) مي باشد. اين پيشرفت هنوز در مراحل اوليه اش مي باشد.برخي از اين محصولات درزيرآورده شده::
تركيبات غذايي وغذاهاي جديد
پپتيد هاي فعال از نظر بيو لوژيكي از خون حيوان در كشتار گاهها استخراج مي شود.اين مي تواند به عنوان يك افزودني غذايي جهت افزايش سلامت انسان استفاده شود.محصولات جديد ديگري از خون دام استخراج شده وبه عنوان رنگ كننده هاي مواد غذايي كه ميتواند جايگزين نيترات در توليدات گوشتي شوداستفاده مي شود. بيوتكنولوژي همچنين باعث افزايش شير ومحصولات شيري مي شود. لاكتوفرين انساني يك پروتئين مهم در رژيم بچه ها ميتواند توسط گاوهاي ترانس ژنيك توليد شود. ژنهايي كه كازئينها را به شير مي افزايند در پنير سازي استفاده مي شوند.اينچنين شيري سريعا لخته بسته ودلمه محكمتري دارد.دانشمندان همچنين اقداماتي در زمينه بر داشتن پروتئينهايي از شير هستند كه باعث ميشود لاكتوز غير قا بل تحمل شود. اين عمل تقاضاي توليدات شيري را در آسيا افزايش مي ذهد.چون0 9%مردم آسيا لاكتوز را تحمل نمي كنند.
مترجم:ژيلا توپچي خسرو شاهي،كارشناس بخش دامپروري مركز تحقيقات كشاورزي آذر بايجانشرقي

کاربرد بیو تکنولوژی در ژنتیک واصلاح دام



بيوتکنولوژی یا فنآوری زیستی، که به صورت توانائی بکارگیری فرآیندهای زیستی در بعد صنعتی تعریف میشود در دو دههِ گذشته، کاربردهای گستردهای در عرصه های کشاورزی وبهداشت، محیط زیست و غیره یافته است.
بیوتکنولوژی در مفهوم عام و نزد اکثریت مردم معنای درآمد بی دردسر را تداعی نموده است و در دههِ اخیر این کلمه را غالبا به مفهوم همه چیز برای همهِ مردم کار می برند. 

تاریخچه بیوتکنولوژی نشان می هد که سابقه استفاده از آن به 8 هزار سال قبل می رسد. درزمان سومریان و رومیها از میکروارگانیزمها استفاده میکردند. حتی در جنگ جهانی نیز آلمانها که ازواردات گلیسرول برای تهیه مادهِ منفجره ناامید شده بودند از راه تولید میکروبی از مخمر به گلیسرول رسیدند 
‌‌از دهه1980، بیوتکنولوژی زمینهِ جدیدی را برای رشد پیدا نمود که‌این تغییر مرهون پیشرفتی است که حاصل فن‌آوری برش و اتصال مولکولDNA به صورت دلخواه میباشد. اکنون این تفکر که بیوتکنولوژی با تکیه بر دستاوردهای مهندسی ژنتیک قادر است منافع عظیمی را نصیب بشریت نمایند، به شدت تقویت یافته است.
مهندسی ژنتیک در واقع انقلاب عظیمی را در علوم زیستی به وجود آورده‌و با سابقهِ کوتاه قریب بیست سال، سرشار از نتایج مثبت است. تحلیلگران آگاه قرن آینده را قرن امپراطوری مهندسی ژنتیک، کامپیوتر و لیزر نامیده‌اند. امروزه در اثر مطالعات عمیق و بررسیهای ژرف مرزهای ژنتیک مولکولی و یافته های‌ مربوطه شناخت ژنها به گونه‌ای دور از تصور گسترش یافته و حجم اط‌اعات حاصله و رشد روزافزون آن قابل مقایسه با هیچ دورانی نمی باشد. نمودار زیر به بعضی ازتوانمندیهای بیوتکنولوژی در علوم مختلف اشاره می کند:

تلقیح مصنوعی
‌‌‌‌اکنون تلقیح مصنوعی به یک فن‌آوری کاربردی با قدمت پنجاه ساله مبدل شده است وسطح وسیع در جمعیتهای گاوهای شیری برای کاهش هزینه نگهداری گاو نر و همچنین سرعت بخشیدن به پیشرفت ژنتیکی انجام می گیرد. تلقیح مصنوعی برنامه های تست نتاج را در مقیاس گسترده امکانپذیر می کند برای استفاده از این تکنیک روشهای دیگری برای انجماد اسپرم با نیتروژن مایع و رقیق کردن اسپرم ابداع گردیده است. در بعضی از کشورها همانند دانمارک و هلند استفاده عملی از تلقیح مصنوعی در صددرصد گاوداریها انجام می گیرد.

انجماد جنین 
Leibo از اولین گاو آبستن از جنین منجمد شده در بیست سال پیش گزارش می هد و نتیجه گرفت که جنین منجمد شده نسبت به جنین تازه 01% باروریش را از دست داده است در هر بار تخمکریزی ماده گاوها در شرایط طبیعی فقط یک اووسیت آزاد میکنند که صورت باروری دورهِ آبستنی طولانی را نیز به دنبال دارد بنابراین‌ از این طریق پیشرفت ژنتیکی از یک نسل به نسل دیگر کند است. از سویی دیگر ماده گاو در طول عمر باروری خود، فقط چند گوساله تولید خواهد کرد که معمولا از ده گوساله کمتر است. از اینرو روشهائی که بتوانند تعداد گوساله ناشی از ماده گاوهای با ارزش ژنتیکی بالا را افزایش دهند، مزایای شایان توجهی خواهند داشت. یکی ازاین روشها سوپر اوولاسیون است که باعث افزایش امکان دوقلوزائی در گله می شود.

انتقال جنین
‌‌‌انتقال جنین از دیگر ابزار و تکنیکهای‌ اصلاحگران‌ برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ پیشرفت‌ ژنتیکی گله‌ می‌باشد. عیب‌ روشهای‌ انتقال‌ جنین‌ اینست‌ که‌ گوساله‌های‌ بدست‌ آمده‌ ممکن‌ است‌ متعلق‌ به‌یک‌ جنس‌ نباشند و بنابراین‌ احتمال‌ ایجاد گوسالهِ فریمارتین‌ افزایش‌ می‌یابد. با انتقال‌ جنین‌ می‌توان‌میانگین‌ تعداد زایش‌ در طول‌ عمر اقتصادی‌ گاو را از چهار شکم‌ به‌ بیست‌ و پنج‌ یا بیشتر افزایش‌ داد ودر نتیجه‌ نتاج‌ دامهای‌ مادهِ انتخاب‌ شده‌ در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ افزایش‌ می‌یابد 
لقاح‌ آزمایشگاهی
‌‌‌‌لقاح‌ آزمایشگاهی(IVF)یکی‌ از روشهایی‌ است‌ که‌ جنین‌های‌ مورد نیاز برای‌ انتقال‌ را فراهم می‌کند این‌ فرایند شامل‌ مراحل‌ زیر است:
- تحریک‌ تخمک‌ گذاری‌ در گاوهای‌ ماده‌ و جمع‌ آوری‌ اسپرم‌ در گاوهای‌ نر
- کنترل‌ رشد فولیکول‌ بوسیله‌ اولتراسوند
- جمع‌ آوری‌ تخمک‌ بوسیلهِ لاپارسکوپی‌ 
- لقاح‌ در آزمایشگاه‌ و کشت‌ جنین‌ 
این‌ جنین‌ها پس‌ از آمادگی‌ گاو گیرنده‌ آماده‌ انتقال‌ می‌شوند 
تعیین‌ جنسیت
‌‌‌‌یک‌ تفاوت‌ بارز ژنتیکی‌ بین‌ افراد جنسیت‌ است. توانائی‌ تعیین‌ جنسیت‌ در جنین‌ می‌تواند مدیریت‌ برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژادی‌ مهم‌ باشد یکی‌ از بهترین‌ مثالها در صنعت‌ گاوشیرده‌ جایگزین‌کردن‌ ماده‌هاست‌ که‌ همیشه‌ موردنیاز است. از آنجائی‌ که‌ معمولاإ 05% آبستنی‌ها، تولید گوساله‌ ماده‌می‌کند اهمیت‌ توسعه‌ روشهای‌ تعیین‌ جنسیت‌ جنین‌ در پرورش‌ گاوهای‌ شیرده‌ و نیز گاوهای‌ گوشتی‌محرز است‌ (27، 281). چندین‌ روش‌ برای‌ تشخیص‌ جنسیت‌ به‌ طور موفقیت‌ آمیز استفاده‌ می‌شودکه‌ به‌ ترتیب‌ عبارتند از روش‌ سیتوژنتیکی، تفکیک‌ اسپرمهای‌ حاوی‌ کروموزمهای‌ متفاوت، تعیین‌ایمینولوژیکی‌ آنتی‌ژنH-Y ‌، استفاده‌ از کاوشگرهایDNA ‌می‌باشد.
حیوانات‌ همانندسازی‌ شده‌ 
‌‌‌‌در این‌ روشها هستهِ سلولهای‌ بالغ‌ و تمایز یافته‌ را در مرحلهِ خاصی‌ به‌ داخل‌ سلول‌ تخم غیرباروری‌ که‌ هسته‌ آن‌ خارج‌ شده‌ است‌ منتقل‌ می‌نمایند. بدین‌ ترتیب‌ تولد بره‌های‌ زنده‌ از سلولهای‌سوماتیک‌ مثل‌ غدد پستانی‌ امری‌ شدنی‌ است‌ و از مزایای‌ این‌ عمل‌ کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و استفاده‌ ازتعداد محدودی‌ از حیوانات‌ بسیار شایسته‌ و در نتیجه‌ پیشرفت‌ ژنتیکی‌ سریع‌ در گله‌ است‌ (371).
روشهای‌ ایجاد حیوانات‌ تراریخت‌
‌‌‌‌امروزه‌ از روش‌ انتقال‌ مستقیم‌ ژنهای‌ کنترل‌ کنندهِ هورمونها به‌ ژنوم‌ حیوانات‌ استفاده‌ می‌شود هر چند مطالعات‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ انتقال‌ ژن‌ به‌ تنهائی‌ کافی‌ نیست‌ و تنظیم‌ دقیق‌ و بیان‌ یا تظاهر ژن‌نیز لازم‌ است. با انتقال‌ ژن‌ مورد نظر به‌ سیستم‌ ژنتیکی‌ حیوان‌ می‌توان‌ میزان‌ تولید هورمون‌ را به‌ مقدارزیادی‌ افزایش‌ داد. از حیوانات‌ ترانس‌ ژنیک‌ نظیر موش‌ جهت‌ تشخیص‌ بیماریهای‌ مهلک‌ و خطرناک‌نظیر سرطان‌ و کم‌خونی‌ استفاده‌ می‌شود تولید پروتئینهای‌ داروئی‌ نیز توسط‌ حیوانات‌ ترانسژنیک‌امکانپذیر است. برای‌ تولید پروتئین‌ داروئی‌ ابتدا ژن‌ مورد نظر با تکنیکهای‌ ریز تزریقی‌ و غیره‌ به‌داخل‌ جنین تک‌ سلولی‌ تزریق‌ می‌گردد. سپس‌ جنینها را داخل‌ رحم‌ مادران‌ گیرنده‌ جایگزین‌ می‌کنندبه‌ این‌ ترتیب‌ تعدادی‌ از فرزندان‌ متولد شده‌ ترانسژنیک، خواهند بود که‌ قادر هستند ژن‌ را به‌ نسلهای‌بعد انتقال‌ دهند. عیب‌ این‌ روشها اینست‌ که‌ حیواناتی‌ که‌ جدید و پرتولید در نظر گرفته‌ می‌شوندممکن‌ است‌ حاوی‌ ژنهای‌ مطلوب‌ نباشند.
‌‌‌‌یکی‌ از اهداف‌ انتقال‌ ژن‌ در دامهای‌ شیرده، تغییر ترکیبات‌ شیر می‌باشد. مقدار پنیر تولید مستقیما به‌ خصوصیت‌ مقدار کاپاکازئین‌ شیر وابسته‌ است‌ بدین‌ معنی‌ که‌ مایه‌ پنیر فقط‌ کاپاکازئین‌ راسوبسترا قرار می‌دهد و آن‌ را به‌ دو قسمت‌ یک‌ بخش‌ کوچک‌ که‌ 5% وزن‌ کازئین‌ اولیه‌ را دارد و یک‌بخش‌ بزرگتر که‌ پاراکاپاکازئین‌ است‌ تقسیم‌ می‌کند.
‌‌‌‌پاراکازئینات‌ حاصل‌ از محلول‌ مایهِ پنیر در برابر یون‌ کلسیم‌ حساس‌ بوده‌ و رسوب‌ می‌کندتجزیه‌ کاپاکازئین‌ باعث‌ بهم‌ خوردن‌ تعادل‌ بارهای‌ الکتریکی‌ شده‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ مهاجرت‌ کازئینو به‌فاز محلول‌ عامل‌ اصلی‌ و ضروری‌ برای‌ منعقد شدن‌ شیر، می‌باشد. بنابراین‌ افزایش‌ تولید کاپاکازئین‌با تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ یک‌ احتمال‌ منطقی‌ به‌ نظر می‌رسد (4). هدف‌ دیگر در انتقال‌ ژن‌ تغییر لاکتوز شیرمی‌باشد که‌ کمک‌ بزرگی‌ به‌ امکان‌ مصرف‌ شیر توسط‌ بسیاری‌ از افراد است‌ که‌ حساس‌ به‌ لاکتوزهستند و قدرت‌ هضم‌ لاکتوز بعد از مصرف‌ شیر یا مواد غذائی‌ حاوی‌ شیر را ندارند.
‌‌‌‌اگر چه‌ تکنیک‌ انتقال‌ ژن‌ خبر از تولید تعدادی‌ از دامهای‌ پرتولید از لحاظ‌ ژنتیکی‌ را می‌دهد .سیر ترقی‌ آن‌ آهسته‌ است. توسعه‌ نژادهائی‌ از حیوانات‌ که‌ در برابر عفونتها مقاوم‌ هستند وبا روشهای‌ترانسژنیک‌ از مصونیت‌ ایمینولوژیکی‌ توارث‌پذیر برخوردار شوند نیز از اهداف‌ دیگر تولید حیوانات‌ترانس‌ژنیک‌ می‌باشد .
‌‌‌‌شماری‌ از ژنهای‌ کاندیدا که‌ در سیستم‌ ایمنی‌ سهیم‌ هستند همانند ژنهای‌ گیرندهِ سلولهایT ژنهای‌ مربوط‌ به‌ غدد لنفاوی‌ و ژنهای‌ عمدهِ سازگاری‌ بافتیMHC)‌) برای‌ انتقال‌ ژن‌ موردمطالعه‌ قرار گرفته‌اند. یکی‌ از موفقیت‌آمیزترین‌ آزمایشات‌ ترانسژنیک‌ ایجاد خوکهای‌ تولید کنندهِموگلوبین‌ انسانی‌ است‌ به‌ اینصورت‌ که‌ ناحیهِ تنظیم‌ کنندهِ ژن‌ بتاگلوبین‌ در انسان‌ را به‌ دو ژن‌آلفاگلوبین‌ متصل‌ نموده‌ و در نتیجه‌ خوک‌ ترانسژنیک‌ قادر به‌ تولید هموگلوبین‌ انسانی‌ در سلولهای‌خون‌ خود می‌باشد. بوسیلهِ آزمایشهای‌ شیمیائی‌ مختلف، مشخص‌ شده‌ است‌ که‌ هموگلوبین‌ انسانی‌در خوک‌ ترانسژنیک‌ همان‌ خصوصیات‌ هموگلوبین‌ طبیعی‌ انسانی‌ را دارد. البته‌ علی‌رغم‌ این‌ موفقیت‌به‌ هرحال‌ هموگلوبین‌ آزاد ممکن‌ است‌ که‌ جواب‌ مشکل‌ نباشد چون‌ این‌ هموگلوبین‌ قادر به‌ تبادل‌اکسیژن‌ بعد از ورود به‌ گلبولهای‌ قرمز انسان‌ نخواهد بود و معضل‌ تجزیه‌ شدن‌ آن‌ مسئله‌ دیگری‌ است
‌‌‌‌محدودیتهای‌ فرایند ترانسژنیک‌ در دامهای‌ بزرگ‌ همچون‌ گاو عبارتند از:
- دامهای‌ بزرگ‌ تعداد زیاد تخمک‌ ایجاد نمی‌کنند.
- کاشتن‌ دوباره‌ جنین‌ دستکاری‌ شده‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ از گوسفند و گاو در هر نوبت‌ حاملگی‌ فقط‌یک‌ فرزند متولد می‌شود کار آسانی‌ نیست.
- سیتوپلاسم‌ حیوانات‌ اهلی‌ به‌ اندازه‌ای‌ کدر است‌ که‌ مشاهدهِ پیش‌ هسته‌ بدون‌ استفاده‌ از فنون‌ویژه‌ ممکن‌ نیست‌ 
‌‌‌‌یکی‌ از ایده‌هائی‌ که‌ بسیار بعید به‌ نظر می‌رسد شناسائی‌ ژنهای‌ مسئول‌ خواب‌ زمستانی‌خرسها وانتقال‌ آنها به‌ گاوهای‌ گوشتی‌ می‌باشد که‌ احتمالا هزینهِ خوراک‌ را به‌ میزان‌ زیادی‌ کاهش‌خواهد داد 
‌‌‌‌در مورد طیور، مسئله‌ ترانس‌ژنیک‌ بصورت‌ مقاومت‌ به‌ بیماریهائی‌ مثل‌ کوکسیدوز، لکوزافزایش‌ کیفیت‌ گوشت‌ یا پایین‌ آوردن‌ کلسترول‌ تخم‌مرغ‌ مطرح‌ می‌شد. 
‌‌‌‌در مورد ماهی‌ تزریقDNA ‌به‌ داخل‌ تخم‌ بارور در شماری‌ از گونه‌ها دیده‌ شده‌ است‌ در ماپیش‌ هسته‌ کاملا در زیر میکروسکوپ‌ قابل‌ روِیت‌ نیست‌ بنابراینDNA به‌ داخل‌ سیتوپلاسم‌تخمهای‌ بارور یا جنینهائی‌ که‌ در مرحلهِ چهار سلولی‌ هستند تزریق‌ می‌شود.
‌‌‌‌بر خلاف‌ پستانداران‌ در ماهی‌ لقاح‌ خارجی‌ است‌ و رشد جنین‌ در آب‌ صورت‌ می‌گیرد. از اینرو نیاز به‌ روشهای‌ لانه‌ گزینی‌ وجود ندارد. جنین‌ می‌تواند با تنظیم‌ دمای‌ تانک‌ زنده‌ بماند. امکان‌بقای‌ تخم‌ ماهی‌ بعد از تزریقDNA بالاست‌ و حدود35 تا 80 درصد می‌باشد و ایجاد ماهی‌ترانس‌ژنیک‌ درصد احتمالی‌ حدود 10 تا 70 درصد دارد .بسیاری‌ از مطالعات‌ اولیه‌ روی‌ماهیهای‌ ترانسژنیک، بر روی‌ آزمایشات‌ انتقال‌ ژن‌ هورمون‌ رشد استوار است‌ .
ژن‌ درمانی‌
‌‌‌‌ژن‌ درمانی‌ اصلاح‌ یک‌ اشتباه‌ متابولیسمی‌ مادرزادی‌ با وارد کردن‌ یک‌ ژن‌ طبیعی‌ در فرد مبتلامی‌باشد. البته‌ در مورد جانوران‌ اشتیاق‌ زیادی‌ برای‌ زنده‌ نگاه‌ داشتن‌ مبتلایان‌ به‌ بیماریهای‌ شدید وسخت‌ ژنتیکی‌ وجود ندارد.
‌‌‌‌اخیراإ روش‌ انتقال‌ ژنها در داخل‌ سلول‌ نطفه‌ای‌ موش‌ به‌ منظور رفع‌ یک‌ نقص‌ ژنتیکی‌ موردتجربه‌ قرار گرفته‌ است. در این‌ تجربه‌ ملکولهایDNA ‌را که‌ شامل‌ ردیف‌ کددار برای‌ سنتز پروتئین‌آزاد کنندهِ گونادوتروپین(Ghrh)هستند، بداخل‌ هسته‌ تخمک‌ بارور موشهائی‌ که‌ مبتلا به‌ کم‌کاری‌ موروثی‌ غدد جنسی‌ بودند تزریق‌ نمودند. ژن‌ تزریق‌ شده‌ در هیپوتالاموس‌ تعدادی‌ از موشهای‌تولید شده، فعال‌ گردید و رمز خود را در راه‌ سنتز هورمون‌ نامبرده‌ بیان‌ داشت. بعلاوه‌ فعالیت‌ ژن‌بطور طبیعی‌ تحت‌ اثر سیستم‌ تنظیم‌ کننده‌ قرار گرفته‌ و حیوان‌ از هر لحاظ‌ طبیعی‌ بوده‌ است. از این‌گذشته‌ در نسلهای‌ بعدی‌ حیوان‌ نیز اثری‌ دال‌ بر کمبودGhrh مشاهده‌ نشده‌ است‌ 
تشخیص‌ بیمارهای‌ دامی‌ 
‌‌‌‌روشهای‌ معمول‌ تشخیص‌ بیماریها در آزمایشهای‌ از جمله‌ آزمایشات‌ سرولوژی‌ و تزریق عوامل‌ بیماری‌زا به‌ حیوان‌ خطرناک‌ و کند است. در روشهای‌ تشخیص‌ با کشت‌ بافت، بافت‌ آلوده‌حاوی‌ عوامل‌ بیماری‌زا، تولید آنتی‌ژن‌ نموده‌ و سپس‌ با تست‌ آنتی‌بادی‌ شناسائی‌ می‌شوند. عیب‌ این‌روش‌ این‌ است‌ که‌ بعضی‌ از میکروبها دیر رشد هستند و کشت‌ حدود 1-3 ماه‌ طول‌ می‌کشد .
‌‌‌‌روش‌ دیگر تشخیص‌ بیماری‌ نمونه‌گیری‌ از خون‌ و بررسی‌ آنتی‌بادی‌ است‌ که‌ بدن‌ در مقابل آنتی‌ژنها تولید نموده‌ است. عیب‌ این‌ روش‌ هم‌ اینست‌ که‌ بیماری‌ باید تا مرحلهِ خاصی‌ پیشرفت‌نماید. از جدیدترین‌ روشهای‌ تشخیص، استفاده‌ از واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌مراز(PCR)برای‌ تعیین‌DNA میکروارگانیزمهای‌ پاتوژن‌ است‌ و این‌ تشخیص‌ بر خلاف‌ روشهای‌ معمول‌ چند روز بیشترطول‌ نمی‌کشد و به‌ محصولات‌ بیولوژیکی‌ دیگر نیز نیاز ندارد .
انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها
‌‌‌‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ کمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همهِ اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 باپایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد .‌‌‌‌ژنتیک‌ کمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را که‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفکیک‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ کوچک‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع‌مورد تردید است‌ که‌ همه‌ ژنهای‌ موِثر بر صفات‌ کمی، کوچک‌ اثر باشند و ممکن‌ است‌ بعضی‌ ژنهاسهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیکی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملکرد ژنها بایدخصوصیات‌ ژنها به‌ تنهائی‌ نیز بررسی‌ شود . روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسائی‌ حیوانات‌دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ که‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ واستفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملکرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثارافزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موِثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ براساس‌فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ‌(7)، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکانپذیر است.‌فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ که‌ عوامل‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریک‌ لوکوس‌ (غلبه) و بین‌ لوکوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با کاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر کاربرد تکنیک‌ آماری‌ همچونBLUP ‌(7)، امکان‌ جدا کردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیکی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یک‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یک‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ کاهش‌ واریانس‌ ژنتیکی، تثبیت‌ الل‌های‌ کشنده‌ و همخونی‌ را ممکن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا که‌ در روشهای‌ ژنتیک‌ کمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلکه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امکانپذیر است.
‌‌‌‌شناخت‌ ملکولی‌ ژنهائی‌ که‌ بزرگ‌ اثر هستند ممکن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیکی فراهم‌ کند . علم‌ ژنتیک‌ ملکولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌کوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها،نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولکولی‌ بررسی‌ نماید.
‌‌‌‌شناسائی‌ طبیعت‌ کنترل‌ صفات، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلکه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یک‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود که‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌کمک‌ نشانگر(8) مشهور است‌. ژنتیک‌ ملکولی‌ و بیوشیمی‌ شکاف‌ و نقایص‌ ژنتیک‌ کمی‌ راپر کرده‌ و درک‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ کمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.
‌‌‌‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد، مارکر یا نشانگر مولکولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوکلئوتیدهایDNA که‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهائی‌است‌ که‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممکن‌ است‌ بین‌ قطعه‌ویژه‌ای‌ که‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملکرد نتاج‌ یک‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ کروموزومی‌ که‌ از والدین‌ دریافت‌ کرده‌اند انتخاب‌ کرد ..
‌‌‌‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملکرد حیوان‌ بی‌تاءثیر است‌ ولی‌ با یک‌ ژن‌ تاءثیرگذارروی‌ عملکرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ بهQTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌کند. ما با استفاده‌ از نشانگرژنتیکی‌ مستقیماإ روی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسائی‌ تنوع‌ در سطحDNA قادر خواهیم‌ بودتفاوت‌ صحیح‌ ژنتیکی‌ دو فرد را بررسی‌ کنیم.
‌‌‌‌روش‌ مناسب‌ ترکیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد 
باعث‌ افزایش‌ دقت‌ و کاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و نهایتاإ افزایش‌ پاسخ‌ به‌ انتخاب‌ می‌گردد ‌‌‌‌مزیت‌ انتخاب‌ به‌ کمک‌ نشانگر در یک‌ صفت‌ نسبت‌ به‌ روشهای‌ انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ بستگی‌ به‌ وراثت‌پذیری‌ صفت‌ دارد. انتخاب‌ براساس‌ نشانگر در موارد زیر مفید است:
- وراثت‌ پذیری‌ صفت‌ کم‌ باشد 
- صفت‌ محدود به‌ جنس 
- صفت‌ در ابتدای‌ زندگی‌ باشد 
- اط‌لاعات‌ از والدین‌ جمعیت‌ حاضر وجود نداشته‌ باشد.
- صفات‌ لاشه‌ یا صفاتی‌ که‌ اندازه‌گیری‌ آن‌ مشکل‌ و پرهزینه‌ است‌ 
‌‌‌‌عیب‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر فقط‌ در احتمال‌ نوترکیبی‌ است‌ که‌ سودمندی‌ آن‌ را کاهش می‌دهد. از سه‌ راه‌ کلی‌ اط‌لاعات‌ مستقیم‌ بدست‌ آمده‌ از سطح‌ ژنها در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ موِثراست: 
- نشانگرها می‌توانند فاصله‌ نسلی‌ را کاهش‌ دهند و اجازه‌ دهند که‌ انتخاب‌ در مراحل‌ زودتری‌ اززندگی‌ صورت‌ گیرد 
- دقت‌ انتخاب‌ را با فراهم‌ کردن‌ اط‌لاعات‌ بیشتر برای‌ تخمین‌ افزایش‌ می دهد.
- نشانگر شدت‌ انتخاب‌ را افزایش‌ داده‌ و اجازه‌ انتخاب‌ کاندیدهای‌ اصلی‌ را از میان‌ تعداد زیادی‌کاندیدا برای‌ انتخاب‌ فراهم‌ می‌کند.
Denise‌‌‌‌ 1998در یک‌ گزارش‌ از مرور منابع،QTL هائی‌ که‌ در جمعیتهای‌ گاو مشخص‌ شده بودند را بررسی‌ نمودند. در گاوهای‌ گوشتیQTL ‌هائی‌ برای‌ وزن‌ تولد، رشدشاخ، رشد قبل‌ ازشیرگیری‌ و چربی‌ پیدا شده‌ که‌ اینQTL ‌ها با مارکرهای‌ ژنتیکی‌ همبستگی‌ نشان‌ داده‌اند.همچنین‌ در گاو برای‌ تشخیص‌ هیپرتروفی‌ ماهیچه و بیماری‌ پومپ(11) از نشانگرهای‌ ژنتیکی‌مستقیم‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود. علاوه‌ بر این‌ در گاوهای‌ شیر ده‌ مارکرهای‌ پیوسته‌ای‌ برای‌ شیر وترکیبات‌ آن، تولید پنیر و بیماریBLAD گزارش شده‌ است‌.
‌‌‌‌در خوکQTL ‌هائی‌ برای‌ باروری، رشد از تولد تا30 کیلوگرمی، چربی‌ پشتی‌ و شکمی گزارش‌ شده‌ است.

کاربرد نشانگرهای‌ ژنتیکی‌ در آزمون‌ نتاج‌
‌‌‌‌در آزمون‌ نتاج‌ نرهای‌ جوانی‌ که‌ از نرها و ماده‌های‌ با ارزش‌ اصلاحی‌ بالا حاصل‌ شده‌است براساس‌ عملکرد50-100عدد از دخترانشان‌ آزمون‌ می‌گردند. در آزمون‌ نتاج‌ زمان‌ طولانی‌ صرف‌می‌شود بطوری‌ که‌ 5-6 سال‌ برای‌ تایید(proof) کاندیدا صرف‌ شود. تخمین‌ ارزش‌ اصلاحی‌ نرها ازروی‌ رکورد دختران‌ به‌ هزینه‌ای‌ بالغ‌ بر 45000 دلار به‌ ازای‌ هر نر نیاز دارد و تنها 10% از نرهای‌آزمون‌ شده‌ در یک‌ برنامهِ اصلاحی‌ انتخاب‌ می‌شوند.‌‌‌‌اگر چه‌ این‌ روش‌ به‌ طور موِثر شایستگی‌ ژنتیکی‌ گله‌ را بهبود می‌بخشد ولی‌ روشهائی‌ که‌ در آن ارزش‌ اصلاحی‌ یک‌ حیوان‌ سریعتر تشخیص‌ داده‌ شود ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد .‌‌‌‌امروزهQTL به‌ عنوان‌ اط‌لاعاتی‌ که‌ می‌توان‌ برای‌ انتخاب‌ افراد براساس‌ ژنوتیپ‌ استفاده‌ کرد
برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ برآورد ارزش‌ اصلاحی، مطرح‌ گردیده‌ است.

تاءثیر انتخاب‌ روی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر
VAN Arendonk‌‌‌‌ و(1995)Bovenguisگزارش‌ کردند با توجه‌ به‌ اینکه‌ انتخاب‌ براساس نشانگر باعث‌ افزایش‌ فراوانی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر می‌شود، فقط‌ در پنج‌ نسل‌ این‌ سودمندی‌ ادامه‌ خواهدداشت‌ و در زمان‌ طولانی، فراوانی‌ اللهای‌ مطلوبQTL ‌تثبیت‌ می‌شود. لذا در دراز مدت‌ بهتر است‌که‌ از اط‌لاعاتQTL کمتر استفاده‌ شود .
‌‌‌‌برآورد ارزش‌ اصلاحی‌ حیوانات‌ با استفاده‌ از روشهای‌ موِثری‌ چونBLUP ‌که‌ مبنای رکوردهای‌ فنوتیپی‌ افراد می‌باشد باعث‌ افزایش‌ همخونی‌ و همچنین‌ کاهش‌ اندازهِ موِثر جمعیت‌می‌شود.
‌‌‌‌درBLUP ما با تغییر فراوانی‌ ژنهای‌ کوچک‌ اثر، تنوع‌ ژنتیکی‌ را کاهش‌ نخواهیم‌ داد ولی‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر که‌ هدف‌ آن‌ افزایش‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثرQTLاست، اعمال‌ شود این‌ استراتژی‌فقط‌ برای‌ انتخاب‌ کوتاه‌ مدت‌ (حداکثر 5 سال) مفید خواهد بود 
‌‌‌‌بهرحال‌ در هر دو روش‌ انتخابBLUP ‌و انتخاب‌ براساس‌ نشانگر آللهای‌ مثبت،QTL جمعیت‌ تثبیت‌ می‌شود و حداکثر پاسخ‌ ممکن‌ برایQTL ‌بدست‌ می‌آید با این‌ تفاوت‌ که‌ روشهای‌متداول‌ آماری، تفاوت‌ انتخاب‌ کمتری‌ را برای‌ تثبیت‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر اختصاص‌ می‌دهند و در نتیجه‌در انتخاب‌ دراز مدت‌ روش‌ مبتنی‌ برBLUP نسبت‌ بهMAS مفیدتر خواهد بود .
‌‌‌‌منابع‌ 
‌‌1- آخوندی، ع.1376. موتاسیون‌ و نقش‌ آن‌ در اصلاح‌ نباتات، سمینار کارشناسی‌ ارشد گروه‌ اصلاح‌نباتات، دانشگاه‌ تهران.
‌‌2- احمدیان‌ تهرانی، پ.1377. مقدمه‌ای‌ بر همسانه‌ سازی‌ ژنها (کلون‌ کردن‌ ژنها)، انتشارات‌ دانشگاه‌تهران.
‌‌3- آزادی، س.1378. بررسی‌ تنوع‌ ژنتیکی‌ پنج‌ نژاد گوسفند ایرانی‌ با استفاده‌ از مارکرهایRAPD‌،پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تبریز.
‌‌4- آقائی، 1.1376. بررسی‌ مولکولی‌ ژن‌ کاپا-کازئین‌ و تعیین‌ ژنوتیپ‌ آن‌ در نژادهای‌ سرابی، دشتیاری‌سیستانی‌ و گاومیشهای‌ شمال‌ غرب. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ آزاد کرج.
‌‌5- افراز، ف.1379. نقش‌ مارکرهای‌ میکروساتلیت‌ در یافتنQTL ‌و مقاومت‌ به‌ بیماری‌ دام‌ و طیور،مقالات‌ ارائه‌ شده‌ در موسسهِ تحقیقات‌ علوم‌ دامی‌ کشور.
‌‌6- امتیازی، گ.، م.، کریمی. 5731. مبانی‌ زیست‌ شناسی‌ مولکولی‌ و مهندسی‌ ژنتیک، انتشارات‌ مانی.
‌‌7- بزرگی‌ پور، ر. 2731. مارکرهای‌ مولکولیDNA ‌در اصلاح‌ نباتات، پژوهش‌ و سازندگی، شماره‌ 02،صفحه‌ 84-64.
‌‌8- بیرجندی، م.، ر. 6731. بررسی‌ وضعیت‌ پرورش‌ و توان‌ تولید شیر و خصوصیات‌ شیرواری‌ گاوسیستانی‌ در شرایط‌ پرورش‌ سنتی. پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد علوم‌ دامی، موِسسه‌ تحقیقات‌ علوم‌دامی‌ کشور.
‌‌9- پاسالار، پ.، صمدی، ع. 7731. ژنتیک‌ مولکولی، جلد دوم، انتشارات‌ دانشگاه‌ تهران‌ (تالیف).
‌‌10- ترکمن‌ زهی. آ.1378. ژنتیک‌ و اصلاح‌ دام، حرکت‌ از فنوتیپ‌ به‌ ژنوتیپ. سخنرانی‌ علمی‌ گروه‌علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تهران.
‌‌11- جیمزپریز.1358. کلینکال‌ پاتولوژی‌ دامپزشکی. مترجم‌ دکتر بهروز صمدیه، قدسیان، 1.، انتشارات‌دانشگاه‌ تهران.
‌‌12- جواهری، ح.1361. اصول‌ تکنیکهای‌ خون‌شناسی. ناشر مرکز کتاب‌ گلگشت.
‌‌13-حسنی، ع.1376. شناسائی‌ پلی‌ مورفیسم‌ در ژن‌ گیرنده‌ هورمون‌ رشد و ارتباط‌ آن‌ با صفات‌ تولیدی‌در گاو هلشتاین‌ ایران، پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشد گروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ سیستان‌ و بلوچستان‌ 
‌‌14- خدائی، ح.1376. بررسی‌ جهش‌ در ژن‌ بتاگلوبین، پایان‌ نامه‌ کارشناسی‌ ارشد ژنتیک، دانشکده‌علوم‌ پایه، دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس.
15-خزعلی، همایون. و زین‌الدینی، س.1377. اندازه‌گیری‌ غلظت‌ هورمون‌ رشد پلاسما در شترهای‌ یک‌کوهانه‌ ماده‌ نابالغ‌ و بالغ‌ ایران، پژوهش‌ و سازندگی، شماره‌ 38.
16-دانیال‌ زاده، آ.، خ.، زارعیان.1369. اصول‌ زیست‌ شیمی، جلد دوم، مرکز نشر دانشگاهی‌ تهران‌(تالیف).
17-رحیمی، ق.1376. بیوتکنولوژی‌ و تاءثیر آن‌ بر پیشرفت‌ برنامه‌های‌ اصلاحی‌ تولید گوشت‌ درصنعت‌ دامپروری، در: چکیده‌ مقالات‌ کارگاه‌ آموزشی‌ دستاوردهای‌ نوین‌ در کشاورزی. سازمان‌پژوهشهای‌ علمی‌ و صنعتی‌ ایران.
‌‌18-رحیمی، م.1374. بررسی‌ سیتوژنتیکی‌ نژادهای‌ گاو سیستانی‌ و سرابی، پایان‌نامه‌ کارشناسی‌ ارشدگروه‌ علوم‌ دامی، دانشگاه‌ تهران.
‌‌19-ضمیری، م.، ج.1374. تولید مثل‌ در گاو. انتشارات‌ دانشگاه‌ شیراز، (ترجمه).
20-طباطبائی، م، نوری‌ دلویی، ر، تقی‌ بیگلو. 1372بیوتکنولوژی‌ مولکولی، انتشارات‌ مرکز ملی‌مهندسی‌ ژنتیک‌ و تکنولوژی‌ زیستی.
‌‌21- طهماسب، م.1376. شناسائی‌ پلی‌ مورفیسم‌ شایع‌ در ژن‌ هموفیلی، پایان‌ نامه‌ کارشناسی‌ ارشددانشکده‌ علوم‌ پایه، دانشگاه‌ تربیت‌ مدرس.
‌‌22- عبدمیشانی، س، ح.، اشرافی، ا.، فصیحی‌ هرندی.1375. واکنش‌ زنجیره‌ پلی‌ مراز و کاربردهای‌ آن‌در ژنتیک‌ و اصلاح‌ نباتات. در: مجموعه‌ مقالات‌ کلیدی‌ چهارمین‌ کنگره‌ علوم‌ و زراعت‌ و اصلاح‌نباتات. 
23-عصفوری، ر. 1376-مارکرهای‌ ژنتیکی‌ در ده‌ نژاد از گوسفندان‌ بومی، پژوهش‌ و سازندگی‌ شماره‌34، صفحات‌

ضرورت‌ استفاده‌ ازكود مرغي‌ درتغذيه‌ دام‌ و طيور

كود مرغي‌ در حال‌ حاضر بيشتر دركشاورزي‌، خصوصادر باغ‌هاي‌ پسته‌ به‌عنوان‌ كود استفاده‌ مي‌شود، ولي‌ با توجه‌به‌ توسعه‌ مرغداري‌ها در مملكت‌ وافزايش‌ توليد كود مرغي‌ به‌ علت‌ كمبودمنابع‌ پرورشي‌ در كشور مي‌توان‌ آن‌ را درتغذيه‌ دام‌ و طيور مصرف‌ نمود.

طبق‌ تحقيقاتي‌ كه‌ در دانشكده‌دامپزشكي‌ دانشگــاه‌ تهران‌ انجام‌ گــرفته‌است‌ كود مرغي‌ را در تغذيه‌ گــوسفنداستفاده‌ نموده‌اند. با بررسي‌ آلودگــي‌ميكروبي‌ كود مرغي‌ تر و خشك‌، ميزان‌ميكروب‌ها در حد بسيار پايين‌ بوده‌ وسالمونلا نيز مشاهده‌ نشده‌ است‌. مسئله‌اصلي‌ در مصرف‌ كود مرغي‌ پروسس‌خشك‌ كردن‌ آن‌ به‌ صورت‌ صحيح‌مي‌باشد. البته‌ در مناطق‌ مرطوب‌ ماننداروپا كود مرغي‌ را به‌ همراه‌ موادعلوفه‌اي‌ ديگــر سيلو نموده‌ و به‌ مصرف‌دام‌ مي‌رسانند. از لحاظ ميكروبي‌ در دام‌فقط سالمونلا مهم‌ مي‌باشد كه‌ بايد كودمرغي‌ مورد مصرف‌ از آن‌ باشد.همچنين‌ به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ بيماري‌هاي‌مشترك‌ بين‌ طيور و دام‌ و يا انسان‌ وجودندارد لذا به‌ جزء مسئله‌ سالمونلامصرف‌ كود مرغي‌ مشكل‌ خاص‌ديگــري‌ ندارد.

لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ 2 نوع‌ كودمرغي‌ وجود دارد.
1ـ كود مرغي‌ بستر .
2ـ كود مرغي‌ قفس‌.

تفاوت‌ فاحشي‌ بين‌ اين‌ دو وجوددارد، درصد تركيبات‌ شيميايي‌ دو نوع‌كود ذكر شده‌ به‌ قرار جدول‌ زيرمي‌باشد:

كودبستركودقفس‌كودبستركودقفس‌
درصدرطوبت‌11/415/5درصد فسفر2/71/6
درصدپروتئين‌كل‌28/725/3درصدسديم‌0/420/42
درصداسيداوريك‌6/38/5(N.P.N)درصدفيبرخام‌13/8418/65
درصدپروتئين‌حقيقي‌15/516/6انرژي‌ متابوليسم‌ـــــ660
درصدكل‌ اسيدآمينه‌ــــ8/6درصدليزين‌0/390/49
درصدچربي‌خام‌1/762/3درصدمتيونين‌0/130/13
درصد كلسيم‌7/82/5درصدسيستين‌0/150/14

كود مرغي‌ داراي‌ مقادير قابل‌توجهي‌ اسيدآمينه‌ است‌ كه‌ كاملا قابل‌استفاده‌ براي‌ مرغ‌هاي‌ تخمي‌ و گــوشتي‌مي‌باشد، همچنين‌ فسفر موجود آن‌ به‌اندازه‌ كافي‌ مي‌باشد. كمبودي‌ كه‌ ازلحاظ تغذيه‌ در كود وجود دارد كم‌ بودن‌انرژي‌ متابوليسم‌ آن‌ مي‌باشد كه‌ ميزان‌آن‌ بسته‌ به‌ نوع‌ كود بين‌ 792 الي‌ 1350كيلوكالري‌ در كيلوگــرم‌ گــزارش‌ شده‌است‌.

روش‌هاي‌ آماده‌ نمودن‌ كودمرغي‌ عبارتست‌ از:

1ـ خشك‌ كردن‌ در هوا: اين‌ روش‌مستلزم‌ وقت‌ طولاني‌ مي‌باشد و بستگــي‌به‌ ميزان‌ رطوبت‌ كود، شرايط محل‌ ازلحاظ آب‌ و هوا، حرارت‌ و تابش‌ آفتاب‌دارد. در اين‌ روش‌ عوامل‌ مضرميكروبي‌ كه‌ در كود وجود دارند كاملامعدوم‌ نمي‌شوند.

2ـ خشك‌ كردن‌ با استفاده‌ ازحرارت‌ زياد در دستگــاه‌هاي‌مخصوص‌: براي‌ اين‌ كار معمولا ازكوره‌اي‌ كه‌ حرارت‌ آنها زياد است‌استفاده‌ مي‌گــردد. البته‌ اگــر حرارت‌ خيلي‌زياد باشد كاهش‌ از لحاظ مواد ازته‌ دركود نيز ممكن‌ است‌ به‌ وجود آيد.معمولا خشك‌ كردن‌ كود در حرارت‌ بالابه‌ مدت‌ 3 ساعت‌ سبب‌ پاستوريزه‌ شدن‌كود و از بين‌ رفتن‌ عوامل‌ مضر مي‌گــرددبدون‌ اين‌ كه‌ از نظر مواد ازته‌ تغييري‌ درآن‌ ديده‌ شود.

3ـ كود سيلو شده‌: بدين‌ ترتيب‌ تهيه‌مي‌شود كه‌ كود مرغ‌ را با فشار روي‌ هم‌ريخته‌ و هوا و رطوبت‌ آن‌ را خارج‌مي‌كنند. به‌ طوري‌ كه‌ رطوبت‌ كلي‌ آن‌ از38ـ35 درصد تجاوز نكند، تا 6 هفته‌سيلو را به‌ حال‌ خود مي‌گــذارند اين‌ ماده‌يكي‌ از بهترين‌ مواد اوليه‌ جهت‌ تغذيه‌گــاو مي‌باشد.

بهترين‌ روش‌ تهيه‌ كود مرغي‌ استفاده‌از حرارت‌ مي‌باشد.

ميزان‌ مس‌ موجود در كود مرغي‌نسبتابالا بوده‌ لذا مصرف‌ آن‌ در تغذيه‌گــوسفند به‌ دليل‌ حساسيت‌ گــوسفند به‌مس‌ از حساسيت‌ خاصي‌ برخورداراست‌ كه‌ بايد دقت‌ گــردد.

در تحقيقاتي‌ كه‌ در صفي‌آباد دزفول‌انجام‌ گــرفته‌ است‌ كود مرغي‌ كه‌ با روش‌خشك‌ كردن‌ در هواي‌ آزاد تهيه‌ شده‌مورد مصرف‌ گــوساله‌ قرار گــرفت‌ ومشاهده‌ شده‌، كه‌ در مورد توليد گــوشت‌،سلامتي‌ و ساير موارد تفاوت‌ با شاهدمعني‌دار نبود. استفاده‌ از كود مرغي‌ درتغذيه‌ دام‌ و طيور در سازمان‌هاي‌ مسئول‌نيز مطرح‌ است‌ ولي‌ اين‌ موضوع‌ كه‌ آياكود مرغي‌ جزء ضايعات‌ است‌ يا اين‌ كه‌به‌ عنوان‌ كود در بخش‌ كشاورزي‌خصوصاپسته‌كاري‌ استفاده‌ گــردد ياخير؟ بايد مورد بررسي‌ و تصميم‌گــيري‌قرار گــيرد. در ايران‌ به‌ دليل‌ نياز به‌واردات‌ مواد پروتئيني‌ بايد راه‌حل‌هايي‌را جهت‌ كم‌ كردن‌ واردات‌ انجام‌ داد. لذااگــر بتوان‌ با مصرف‌ كود مرغي‌ در تغذيه‌دام‌ واردات‌ را كاهش‌ داد بسيار با اهميت‌مي‌باشد. مصرف‌ كود مرغي‌ به‌ دليل‌داشتن‌ املاح‌ بسيار زياد در باغات‌ پسته‌مهم‌ است‌ البته‌ با توسعه‌ مرغداري‌هامسلماميزان‌ اين‌ كود افزايش‌ خواهديافت‌، لذا بايد بازاري‌ براي‌ مصرف‌ آن‌نيز در نظر گــرفته‌ شود. در صورت‌ سيلونمودن‌ و انباشته‌ كردن‌ كود مرغي‌ درجه‌حرارت‌ داخلي‌ آن‌ به‌ دليل‌ تخميرات‌بسيار بالا رفته‌ و تا 70 درجه‌ سانتي‌گــرادنيز مي‌رسد. مثلا در شمال‌ كشورمي‌توان‌ به‌ صورت‌ سيلو نمودن‌ از كودمرغي‌ استفاده‌ نمود و همراه‌ با علوفه‌غني‌ شده‌ از آن‌ در تغذيه‌ دام‌ استفاده‌نمود. علي‌رغم‌ توصيه‌ فني‌ و علمي‌ كه‌در رابطه‌ با مصرف‌ كود مرغي‌ صورت‌گــرفته‌ است‌، چرا مصرف‌ آن‌ در كشورتوسعه‌ نيافته‌ است‌؟ بايد مورد بررسي‌ وشناسايي‌ قرار گــيرد. در صورتي‌ كه‌مشكلات‌ و موانعي‌ بر سر راه‌ انجام‌ آن‌وجود دارد، بررسي‌ شده‌ و از ميان‌برداشته‌ شود.

دلايل‌ عدم‌ توسعه‌ مصرف‌ كودمرغي‌ در كشور را مي‌توان‌ به‌ شرح‌ ذيل‌عنوان‌ كرد:

1ـ رقابت‌ پسته‌كاران‌ با مصرف‌ آن‌ درتغذيه‌ دام‌.

2ـ برخي‌ از دامداران‌ كود خشك‌ راگــرفته‌ ولي‌ مشكل‌ نگــه‌داري‌ داشته‌ و كودمرغي‌ در محل‌ انبار دامداري‌ دچاركپك‌زدگــي‌ مي‌شود، لذا از مصرف‌ آن‌صرف‌ نظر مي‌نمايند. با همه‌ اين‌ مسائل‌به‌ دليل‌ كمبود مواد تغذيه‌اي‌ در خوراك‌دام‌ و بالا بودن‌ ارزش‌ غذايي‌ كود مرغي‌لازم‌ است‌ كه‌ استفاده‌ از آن‌ مورد توجه‌قرار گــيرد، به‌ عنوان‌ يك‌ (By Prodact)محلي‌ مورد استفاده‌ قرار گــيرد. مصرف‌كود مرغي‌ در تغذيه‌ دام‌هاي‌ شيري‌هيچ‌گــونه‌ مسئله‌اي‌ ندارد و در دام‌هاي‌پرواري‌ به‌ خوبي‌ قابل‌ مصرف‌ و مفيدبوده‌ و همچنين‌ در پرورش‌ ماهي‌ نيزمي‌توان‌ به‌ صورت‌ موثر مورد استفاده‌قرار گــيرد. لذا بايد از مازاد كود مرغي‌موجود در كشور (به‌ غير از مصارف‌ آن‌در كشاورزي‌ پسته‌) در تغذيه‌ دام‌استفاده‌ نمود. به‌طور متوسط در شرايطايران‌ تا 12 درصد كنسانتره‌ كود مرغي‌در تغذيه‌ دام‌ها مي‌تواند مصرف‌ گــردد.

كود مرغي‌ مي‌تواند در كنسانتره‌دامي‌ مخلوط شود. در اين‌ رابطه‌ توصيه‌مي‌گــردد كه‌ فعلا در شروع‌ كار به‌ ميزان‌ 4درصد در كنسانتره‌ دامي‌ از كود مرغي‌مناسب‌ استفاده‌ شود.

منبع : مجله صنعت مرغداري


نقش آزولا در تغذیه دام

مقدمه 

  یكى از مهمترین مسائل یك دامدارى، چگونگى تامین خوراك دامهاست. چون خوراك دام یك ماده حیاتى است كه باید به‏صورت دایمى (روزانه و به‏موقع) در اختیار دام باشد. بنابراین، تامین غذاى دام به عنوان یك اصل مهم اهمیت زیادى دارد. یك دامدار باید براى تامین غذاى سالیانه دام و جلوگیرى از خطر كمبود غذاى دام یا افزایش هزینه آن، در فصل تابستان با جمع‏آورى علوفه یا سیلوكردن، توشه زمستانه را براى دام‏ها مهیا كند. 

  در دامدارى‏هاى ایران معمولا نیاز غذایى دام را كنسانتره و دیگر علوفه تشكیل مى‏دهد. در استان گیلان با توجه به شرایط جغرافیایى منطقه، انواع علوفه‏اى را كه به دام شیرى یا گوشتى مى‏دهند، عبارتند از: كاه گندم، كاه جو، سیلوى ذرت، ذرت علوفه‏اى، علف باغات، پَس چَر مزارع، برگ درختان، یونجه، شبدر و كاه برنج مى‏باشد كه دراین میان كاه برنج بیشترین مواد را در تغذیه دام تشكیل مى‏دهد. 

  با این حال جمعیت دامى استان آنقدر زیاد است كه انواع علوفه گفته شده نمى‏تواند نیاز غذاى دام‏هاى منطقه گیلان را تامین كند. بنابراین براى تامین خوراك دام مى‏توان از سایر منابع موجود استفاده كرد. یكى از این منابع مهم گیاه آزولا است. در این نشریه، ضمن معرفى آزولا، چگونگى و راه‏هاى عمل‏آورى و استفاده از این گیاه براى شما روستاییان عزیز توضیح داده مى‏شود. 

  استفاده از آزولا در تغذیه دام 

  گیاه آزولا براى اولین بار توسط دانشمندى به نام لامارك شناسایى شد. این گیاه به صورت شناور و به رنگهاى سبز و قرمز با منظره زیبایى در مرداب‏ها، تالاب‏ها، استخرهاى پرورش ماهى، گودال‏هاى كم‏عمق و رودخانه‏هاى داراى آب كم و آبگیرها دیده مى‏شود. دامداران ساكن اطراف مرداب‏ها یا افرادى كه در حاشیه رودخانه‏ها زندگى مى‏كنند و ... به راحتى مى‏توانند از این علوفه خوراك دام‏هاى خود استفاده كنند. 

آزولا در مردابها ، تالابها ، استخرهای پرورش ماهی و ... میروید

  رنگ آزولا در موقع رشد و نمو (فصل بهار و تابستان) سبز است و در موقع پاییز و زمستان به علت پوسیدگى قرمز مى‏شود كه در این موقع، براى غذاى دام مناسب نیست. چرخه زندگى گیاه آزولا 15-30 روز طول مى‏كشد. با توجه به شرایط جغرافیایى و اقلیمى منطقه و نوع جنس آزولا، میزان آن 30-80 تن در هر هكتار در ماه مى‏باشد. از این رو با توجه به شرایط منطقه مى‏توان از این گیاه استفاده كرد. 

  تولید زیاد بدون عملیات كاشت و استفاده‏هاى مختلف با روش‏هاى ویژه نگهدارى در دیگر فصل‏ها و ساده بودن كار، باعث شده تا آزولا به صورت‏هاى تازه، آب چكیده، خشك و یا سیلوشده مورد استفاده دام‏ها قرار بگیرد. 

  مشخصات گیاه آزولا 

  آزولا نوعى علف آبى از جنس گیاهى به نام سرخس مى‏باشد و در تمام مناطق دنیا وجود دارد. آزولا به فراوانى در كانال‏هاى آبیارى و بخصوص در مزارع برنج یافت مى‏شود. اندازه گیاه آزولا حدود 3 سانتى‏متر است. ساقه این گیاه به صورت شناور با برگ‏هاى كوچك و یك در میان روى هم قرار دارند. 

 از آزولا میتوان برای تغذیه دامها استفاده كرد 

  ریشه آزولا به صورت معلق در آب قرار دارد و طول آن به اندازه 2-5 سانتى‏متر مى‏رسد، برگ‏هاى آزولا دو قسمتى است. قسمت رویى برگ به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است و قسمت زیرى آن كه نازكتر است، با بافت‏هاى اسفنجى به صورت نیمه معلق در آب قرار دارد. 

  آزولا داراى چند نوع ریشه است كه به صورت افشان و آویزان رشد مى‏كنند.ریشه و ساقه‏هاى مسن در مرحله پوسیدگى به رنگ قهوه‏اى یا قرمز مى‏شوند. 

آزولا در مرحله پوسیدگی به رنگ قهوه ای یا قرمز در می آید  

ویژگى‏هاى آزولا 

  آزولا به فراوانى در رودخانه‏هاى كم‏شیب و آب پشت سدها و در منابع آبى كه راكد هستند، به راحتى رشد مى‏كند. میزان تولید روزانه آن در حدود 2 تن مى‏باشد. استفاده از آزولا بسیار راحت است. همچنین آزولا با روش‏هاى ساده تكثیر و برداشت مى‏شود. این مسائل جزء ویژگى‏هاى گیاه به حساب مى‏آید. 

  در بعضى از مكان‏ها، لایه‏اى ضخیم از آزولا سطح آب را مى‏پوشاند و لایه‏هاى زیرین آن به طور دائم در حال پوسیده‏شدن است. بنابراین آب این نهرها از نظر مواد غذایى بویژه فسفر، منگنز، آهن و ازت بسیار غنى است. آزولا مخصوص مناطق معتدله است و در محیطهاى اسیدى رشد مى‏كند و در دماى 14-40 درجه سانتیگراد هم رشد دارد. 

گیاه آزولا در مناطق معتدله رشد خوبی دارد  

 روش تكثیر و انتشار آزولا 

  آزولا به راحتى در آبگیرها پرورش یافته و تكثیر مى‏شود. روش معمول تكثیر، روش سبزینه‏اى است. براى این منظور كافى است كه قسمتى از بافت‏هاى سبز و تازه آزولا را برداشته و در آبگیرهایى كه ارتفاع آب در آنها حدود 5-40 سانتى‏متر است، پخش كنید. دماى حدود 20-30 درجه سانتى‏گراد براى رشد و نمو آزولا بسیار مناسب است. انتشار آزولا از طریق آب‏هاى جارى، انسان و یا پرندگان صورت مى‏گیرد. 

  روش‏هاى مختلف استفاده از آزولا 

  اصلى‏ترین هدف از پرورش آزولا تامین خوراك دام است. با توجه به اینكه بیش از 2 میلیون هكتار از مساحت كشور، به خصوص مناطق گیلان استعداد خوبى براى پرورش این گیاه دارند، مى‏توان از آن براى تامین خوراك دام استفاده كرد. 

  آزولا داراى 23-30درصد پروتئین خام، 4درصد چربى خام و 3/5 درصد قند محلول و یك درصد فسفر است. علاوه بر آن، از املاح و ویتامین نیز غنى مى‏باشد. آزولا به شكل‏هاى مختلف در تغذیه دام مورد استفاده قرار مى‏گیرد كه مهمترین آنها عبارتند از: 

 آزولاى تر 

  گیاه آزولا را در موقع بهار و تابستان كه رنگ آن سبز است، برداشت كرده و یك درصد نمك به آن اضافه مى‏كنند و به عنوان علوفه در اختیار دام قرار مى‏دهند.

آزولای تر را با یك درصد نمك میتوان به دام داد 

 آزولاى نیمه خشك (آب چكیده) 

  آزولا را پس از برداشت حدود 10-24 ساعت در محوطه‏اى پهن مى‏كنند تا رطوبت آن گرفته شود و سپس با اضافه‏كردن یك‏درصد نمك، آن رادر اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 آزولاى خشك 

  گیاه آزولا را پس از برداشت‏كردن، مدت زیادى در مقابل آفتاب مى‏گذارند تا خشك شود. در حین خشك‏شدن چندین بار آزولا را به هم مى‏زنند تا رطوبت آن كاملا گرفته شود. آنگاه آزولاى خشك شده را در گونى ریخته و انبار مى‏كنند و در مواقع مختلف (معمولا زمستان) با كنسانتره مخلوط مى‏كنند و در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 آزولاى سیلوشده 

  بهترین روش نگهدارى و عمل‏آورى علوفه آزولا، استفاده از سیلوى آن است. در این روش، چون آزولا با مواد دیگرى مخلوط مى‏شود، ارزش غذایى آن بالا مى‏رود و خوش‏خوراك‏تر مى‏شود. از سوى دیگر، آزولاى سیلوشده را مى‏توان به عنوان علوفه تر در تمام فصول سال در دامدارى‏هاى شیرى یا گوشتى استفاده كرد.

با سیلو كردن، ارزش غذائی آزولا زیاد شده و خوش خوراكتر میشود 

روش سیلوكردن آزولا 

  یكى از راه‏هاى نگهدارى آزولا سیلوكردن آن است. در این روش، آزولا را پس از برداشت به مدت 24 ساعت در فضاى آزاد پهن مى‏كنند تا مقدارى از رطوبت آن گرفته شود. سپس 75 كیلوگرم از آزولا را با 25 كیلوگرم تفاله خشك چغندر قند (تفاله خردشده) مخلوط مى‏كنند. پس از آماده‏سازى جایگاه سیلو، مقدارى علوفه خشك را به ارتفاع 15 سانتى‏متر درداخل سیلو مى‏ریزند و سپس آزولاى مخلوط شده را روى علوفه مى‏ریزند و توسط غلتك چوبى یا لگدكوب‏كردن، مواد سیلوشده را فشرده (متراكم) مى‏كنند.

 سیلو كردن آزولا ، یكی از راههای نگهداری آن است 

  دوباره 75 كیلوگرم آزولا و 25 كیلوگرم تفاله چغندر قند را با هم مخلوط كرده و در داخل سیلو ریخته و فشرده مى‏كنند و این عمل را آنقدر ادامه مى‏دهند تا سیلو پر شود. پس از پرشدن سیلو روى آن كاه ریخته و سپس با پلاستیك كاملا مى‏پوشانند. روى پلاستیك سیلو، جسم سنگینى مثل سنگ، بلوك، آجر، چوب یا گل مى‏ریزند تا آزولا سیلو شده در حالت فشرده (و بدون هوا) حفظ شود. پس از گذشت حدود 45 روز، علوفه آزولا به سیلوى آزولا تبدیل مى‏شود. با بازكردن سیلو بوى ترشى كاملا احساس مى‏شود، از این پس مى‏توان از سیلوى آزولا به همراه دیگر علوفه در تغذیه پروارى یا شیرى استفاده كرد. 

پس ازگذشت 45 روز علوفه آزولا به سیلوی آن تبدیل میشود 

 نحوه استفاده از سیلوى آزولا در تغذیه دام 

  از سیلوى آزولا در تغذیه دام به روش زیر استفاده مى‏شود: 

  - روز اول نیم كیلوگرم آزولاى سیلوشده را با كاه مخلوط كرده و در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 - در روز دوم مقدار یك كیلوگرم سیلوى آزولا را با كاه مخلوط كرده وبه دام مى‏دهند. 

 - این عمل را هر روز با افزایش نیم كیلوگرم آزولاى سیلوشده به مقدار روز قبل تكرار مى‏كنند. پس از گذشت یك هفته، حیوان كاملا به جیره جدید عادت مى‏كند. براى هر راس گاو پروارى مى‏توان تا مقدار 10 كیلوگرم و براى هر راس دام شیرى تا 15 كیلوگرم آزولاى سیلوشده را به صورت روزانه استفاده كرد.

 سیلوی آزولا را باید به تدریج در اختیار دام قرار داد 

  پس از هر بار استفاده از سیلو، بلافاصله روى سیلو را كاملا مى‏پوشانند تا از ورود هوا و خراب‏شدن سیلو جلوگیرى شود. آزولاى سیلوشده چون به صورت تازه با تفاله چغندر سیلوشده ست، بسیار خوشخوراك بوده و از پروتئین و قابلیت هضم بالایى برخوردار است.

 چند نكته مفید: 

 1- گیاه آزولا به صورت شناور در مرداب‏ها، استخرهاى پرورش ماهى، آبگیرها و رودخانه‏ها با آب كم مشاهده مى‏شود. 

 2- قسمت رویى برگ آزولا به رنگ سبز یا صورتى و گوشتى است. 

 3- گیاه آزولا با روش‏هاى ساده، تكثیر و برداشت مى‏شود. 

 4- اصلى‏ترین هدف از پرورش آزولا، تامین خوراك دام است. 

 5- آزولا داراى پروتئین و چربى خام، قند محلول و از املاح و ویتامین غنى است. 

 6- در بهار و تابستان، از آزولاى تر، در تغذیه دام استفاده مى‏كنند. 

 7- آزولاى خشك را با كنسانتره مخلوط كرده و در زمستان در اختیار دام قرار مى‏دهند. 

 8- آزولاى سیلوشده را مى‏توان در تمام فصل‏هاى سال به دام‏هاى شیرى گوشتى داد.

 

 

بررسي برخي جنبه هاي كاربردي دانش هسته اي در علوم كشاورزي و دامي

دانش و تكنولوژي هسته اي علاوه بر آنكه مي تواند در يك كشور بعنوان جايگزين سوخت هاي فسيلي براي توليد انرژي محسوب شود ، مي تواند در بسياري از بخشهاي صنايع توليدي و خدماتي نيز كاربرد هاي مفيد داشته باشد .دستيابي به دانش فرآوري هسته اي در ايران با توجه به افزايش جمعيت و نيارهاي غذايي كشور و كاهش سرانه منابع آبي و فرسايش خاك امروزه يك ضرورت است . با بكارگيري فناوريهاي نوين و در راس آنها فناوري هسته اي مي توان با استفاده بهينه از منابع موجود ، مسير تأمين امنيت غذايي را براي جامعه امروز و نسل آينده هموار كرد و كشور را در زمينه توليد محصولات كشاورزي به ويژه محصولات استراتژيك به خود كفايي رساند 

ساليان زيادي است كه استفاده از ايزوتوپهاي مواد راديو اكتيو در بدست آوردن اطلاعات از گذشته ، اندازه گيري صنعتي ،‌كنترل كيفي محصولات ، نغيير ويژگيهاي محصولات و.... كاربرد دارد .

خصيصه اصلي كه باعث استفاده از اين نوع مواد در صنعت مي شود ويژگي پرتوافكني مواد راديو اكتيو است لازم به ذكر است كه مواد راديو اكتيوي كه در اينگونه از موارد استفاده مي شود ، بسيار ضعيف و با طول عمر بسيار كم است ، بگونه اي كه هيچگونه خطري را متوجه انسان نمي كند .

كاربرد و نقش تكنيك هاي هسته اي در كشاورزي 

استفاده از ميزان بسيار كم مواد راديو اكتيويكي يكي از ساده ترين روش ها براي از بين بردن آفتهاي مختلف است جالب اين كه اين روش بر خلاف استفاده از سموم شيميايي اثرات منفي بر محصولات ندارد . يخصوص در موارديكه حشرات و آفت ها در مقابل سموم مقاوم شده باشند با استفاده از مواد راديو اكتيو بسادگي مي توان آنها را از بين برد همچنين با استفاده از مواد راديو اكتيو مي توان خاصيتي در گياهان اجرا كرد كه آنها از حداكثر آب موجود در خاك استفاده كنند . به اين ترتيب علاوه بر كاهش ميزان آب مصرفي و هزينه هاي توليد مانع به هدر رفتن آب باشد .

گندم طبسي يا همان گندم اتمي يكي از بهترين گندم ها در مناطق خشك و شور ايران است اين گندم كه در ابتدا مشكل بلندي قد داشت بذر آن در مركز تحقيقات كشاورزي مورد بررسي و اصلاح قرار گرفت بكار گيري بذر اين گندم در بعضي از نقاط اين كشور مثل طبس تا 70 در صد افزايش توليد به همراه داشته است . در سالهاي اخير ايران توانست به دو رقم برنج به نام هاي " پويا و تابش " كه براي اولين بار در كشور از روش موتانت (جهش يافته) به دست آمده اند ، دست پيدا كند . اين ارقام از گروه طارم و موسي طارم در گروه برنج صدر ي هستند كه در مقايسه با نمونه هاي شاهد (قبلي) ديگر مشكل بلند قامت ساقه و عدم مقاومت در برابر آفات را ندارند .

همچنين تشعشع مواد راديو اكتيو ضعيف برروي مواد غذايي باعث ازبين بردن باكتريهاي خطرناك شده و طول عمر بيشتر غذا را موجب مي شوند . استفاده از اين روش براي كشتن ميكربها و باكتريها سالهاست كه كاربرد دارد و نيز حمل و نقل در مسير هاي طولاني يا نگهداري دراز مدت مواد غذايي بدون استفاده از اين مواد كاري بسيار دشوار است .

پرتودهي مواد غذايي ،‌عبارت است از قراردادن ماده غذايي در مقابل مقدار مشخصي پرتو گاما ،‌پرتو افكني بر روي مواد غذايي بدون حالت فيزيكي يا مزه ماده خوراكي را تغيير دهد مي تواند آنرا بطور كامل استريليزه كند . در روشها ي قديمي با گرم كردن ماده سعي در كشتن ميكربهاي آن ميكردند .

بديهي است كه در اين روش تنها براي برخي از مواد غذايي مي تواند كاربرد داشته باشد ضمن اينكه مي تواند كيفيت فيزيكي مواد را تحت تأثير خود قرار دهد . با استفاده از تكنيك پرتو تابي هسته اي همچنين مي توان تغييرات ژنتيكي مورد نظر را براي اصلاح محصول در توده هاي گياهي بكاربرد .

كاربرد تكنيك هاي هسته اي در مديريت منابع آب همان بهبود دسترسي به منابع آب جهان ،‌يكي از زمينه هاي بسيار مهم توسعه شناخته شده است . بيش از يك ششم جمعيت جهان در مناطقي زندگي مي كنند كه دسترسي مناسب به آب آشاميدني بهداشتي ندارند . تكنيك هاي هسته اي براي شناسايي حوزه هاي آبخيز زير زميني ،‌هدايت آبهاي سطحي و زيرزميني ،‌كشف و كنترل آلودگي و كنترل نشت و ايمني سدها بكار مي رود . از اين تكنيك براي شيرين كردن آبهاي شور و آب دريا نيز استفاده مي شود.

كاربرد و نقش تكنيك هاي هسته اي در علوم دامي 

از جمله كاربرد هاي فناوري هسته اي در علوم دامي مي توان به پيشگيري ،‌كنترل و تشخيص بيماريهاي دامي ،‌توليد مثل ،‌تغذيه و اصلاح نژاد دام و طيور ، بهداشت و ايمني محصولات دامي و خوراك دام اشاره كرد 

مزيت عمده تكنولوژي هاي ايزوتوپي اندازه گيري سريع و دقيق واكنش ها مي باشد با اين روش مي توان متابوليت يك دارو را در سراسر بدن دنبال نمود بطوريكه با استفاده از اين تكنيك ها مي توان بيماريهايي مانند تب برفكي ، برسلولز و نيوكاسل را تشخيص و درمان كرد .

در بحث قابليت هضم در تغذيه دام براي اندازه گيري ميزان قابل استفاده بودن يك ماده معدني ( تمايز نسبتي از آن در مدفوع كه نمايانگر مقدار جذب نشده عنصر باشد از نسبتي كه منشأ بافتي دارد )‌

ضروري است . 

مدتهاست كه اين تشخيص را بكمك علامت گذاري عناصر به عبارت بهتر استفاده از ايزوتوپهاي راديو اكتيو عناصر و تعيين نسبتي از عناصر علامت گذاري شده كه به درون دستگاه گوارشي ترشح مي شوند ،‌تعيين مي كنند . از ديگر كاربرد هاي تكنيك هاي هسته اي در تغذيه دام مي توان به از بين بردن قارچهاي مسموميت زا از جمله افلاتوكسين موجود بر روي مواد غذايي اشاره كرد . لازم به ذكر است كه مطالعات صورت گرفته بر روي خوراكهاي پرتودهي شده دامي بي ضرر بودن اين مواد را به اثبات رسانده است .

در بحث توليد مثل دام از كاربردهاي هسته اي مي توان به تشخيص آبستني و وضعيت جنين به كمك پرتوهاي راديو اكتيو اشاره كرد در اين روش از راديو ايزوتوپها براي اندازه گيري مولكول خاص در نمونه هاي بيولوژيكي استفاده مي شود براي مثال از اين روش براي اندازه گيري ميزان حضور هورمونهاي توليد مثلي از جمله پروژسترون از طريق تشخيص ايمنولوژيكي مانند RIA وELISA استفاده مي شود در اصلاح نژاد دام و طيور نيز از كاربرد تكنيك هاي هسته اي مي توان به نشاندار كردن مواد وراثتي ( DNA ، RNA و تك نوكلئوتيدها ) جهت مطالعه ژنوم دام و طيور به ويژه تعيين توالي ژنهاي مهم اقتصادي ، ايجاد نشاتگرهاي ژنومي راديواكتيو به منظور مطالعاتي همچون تعيين جنسيت ،‌شناسائي انفرادي دامها (انگشت نگاري DNA) ،‌تستهاي تشخيصي براي بيماريهاي ژنتيكي و نيز تعيين موقعيت ژنها در ژنوم اشاره كرد .

منابع نويسنده : 

1- اهري مصطفوي ،ح.و.ا.موسوي شلماني . اهميت و جايگاه فناوري هسته اي در علوم كشاورزي . سازمان انرژي اتمي ايران .نشريه زيتون شماره 160 

2- مجد ،ف.اردكاني، م .ر 1382 . تكنيكهاي هسته اي در علوم كشاورزي . انتشارات دانشگاه تهران .

3- http://www.sid.ir


مآخذ : نشريه دنياي كشت و صنعت شماره 43 – آذر 86

استفاده از تفاله ي ماء الشعير سازي براي تغذيه ي دام

مهمترين عامل براي تعيين يك جيره ي مناسب براي دام، بعد از كيفيت مناسب آن ، فراواني و قيمت آن مي باشد . مواد با ارزش تغذيه اي بالا و قيمت پايين همواره موردتوجه محققين و نويسندگان جيره بوده است . تفاله ي ماء الشعير سازي كه مهمترين توليدات جانبي كارخانه هاي آبجوسازي است جزئي از اين مواد با ارزش و ارزان قيمت مي باشد . مهندس محمد افروزيه دانشجوي دوره كارشناسي ارشد علوم دامي گرايش تغذيه ، در پايان نامه خود تحت عنوان " مطالعه ي ارزش تغذيه اي تفاله ي ماء الشعير سازي در تغذيه حيوانات نشخواركننده " به بررسي ارزش تغذيه اي اين ماده پرداخته است . 

 

براي تغذيه ي دام ، تفاله ي ماء الشعير سازي به سه شكل استفاده مي شود : 

- تفاله ي تر و يا مرطوب كه بلافاصله پس از توليد - در كارخانه جگوار اروميه - خريداري شده و براي تغذيه ي دام مورد استفاده قرار گرفت . 

- تفاله ي خشك شده كه براي جلوگيري از فسادزودرس تفاله ها ، به صورت خشك در اختيار دام قرار ميگرفت . 

- تفاله ي سيلو شده ، با افزودن نيم درصد اوره به تفاله ي تر ، به صورت سيلاژ مورد استفاده دام قرار گرفت . 

در اين تحقيق براي ارزيابي ارزش غذايي تفاله ماء الشعير سازي از كنجاله سويا استفاده شده است ؛ به اين ترتيب كه : 

1. ابتدا با تجزيه ي شيميايي انواع تفاله ( تر ، خشك ، سيلو شده ) و كنجاله سويا ، تركيب شيمايي اين خوراك ها مشخص گرديد . 

2. قابليت هضم آنها به روش invivo - آزمايش بر روي دام زنده – تعيين گرديد . 

3. تجزيه پذيري شكمبه اي مواد مورد آزمايش ، بررسي و اندازه گيري شد . 

4. پارامترهاي شكمبه اي حيوانات تغذيه شده با مواد خوراكي مورد آزمايش ، تعيين گرديد . 

5. متابوليت هاي خون حيوانات مورد آزمايش اندازه گيري و ثبت گرديد .

نتايج كلي تحقيقات :  

الف- از لحاظ قابليت هضم و تجزيه پذيري شكمبه اي ، تفاله ي سيلو شده بهتر از انواع تر و يا خشك شده بود . 

يكي از كاربردهاي روش تعيين تجزيه پذيري شكمبه اي مواد خوراكي ، پي بردن به ميزان ضريب انباشتگي آنها در شكمبه است ( ضريب انباشتگي بامصرف خوراك رابطه ي عكس دارد ) . با توجه به اين نكته كه در اوايل شيردهي ، ميزان مصرف خوراك كم ميشود ، بايد به دنبال استراتژيهايي براي افزايش مصرف مواد خوراكي در دام بود . يكي از اين استراتژيها ، استفاده از مواد خوراكي با ضريب انباشتگي پاييني مي باشد ، بنابراين مصرف آنها بيشتر مي شود . تفاله ي سيلو شده نسبت به ساير تفاله ها ( نوع تر و خشك ) ضريب انباشتگي پايين تري داشته وبنابراين مي توان از آن در اوايل شيردهي به نحو مطلوبي استفاده نمود . علاوه بر اين افزودن اوره به سيلو منجر به تامين هر چه بهتر احتياجات ازتي ميكروارگانيسم هاي شكبمه شده كه در نتيجه آن ، تجزيه پذيري ماده خشك تفاله در شكمبه افزايش مي يابد كه مصرف بيشتر خوراك و در نتيجه افزايش توليد را به همراه خواهد داشت . 

ب- از لحاظ نسبت پروتئين عبوري قابل هضم (Digestible Undegradable protein) تفاله خشك شده قابل مقايسه با كنجاله سويا بود . 

از آنجا كه احتياجات پروتئيني دامهاي پر توليد فقط توسط پروتئين ميكروبي سنتز شده در شكمبه تعيين نمي شود ، لذا بايست در تغذيه ي اين دامها از مواد خوراكي داراي پروتئين غير قابل تجزيه در شكبمه و قابل هضم در روده (DUP) استفاده كرد . در اين راستا پروفيل اسيد آمينه اي پروتئين خوراك نيز حاوئز اهميت مي باشد . 

تفاله ي ماء الشعير سازي از لحاظ دارا بودن برخي اسيدهاي آمينه ، قابل مقايسه با كنجاله سويا مي باشد . براي مثال ، ميزان اسيد آمينه ي متيونين به عنوان درصدي از پروتئين خام خوراك در مورد تفاله خشك ، بالاتر از ميزان آن در كنجاله سويا است و با توجه به اينكه اسيد آمينه ي متيونين اولين اسيد آمينه ي محدود كننده توليد شيرمي باشد ، لذا استفاده از تفاله ي ماء الشعيرسازي درجيره دامهاي پر توليد مي تواند جالب توجه باشد . 

ج- از لحاظ اقتصادي نيز قيمت تمام شده هر واحد ماده ي خشك تفاله ي ماء الشعير نسبت به كنجاله سويا ، پايين تر و مقرون به صرفه تر مي باشد . 

لازم به ذكر است كه چكيده ي اين تحقيقات به صورت ORAL به بيست و نهمين كنگره ي تغذيه در كشور استراليا ارسال شده است كه زمان ارائه آن دوم دسامبر سال جاري مي باشد . 

علاوه بر اين ، مقاله اي تحت عنوان " تعيين تركيبات شيميايي و قابليت هضم تفاله ي ماء الشعير سازي توليد استان آذربايجان غربي " به كنگره ي پژوهشي در مازندران ارسال شده است . 

تدوين :مهندس محمد افروزيه

عمل آوری مواد خوراكی و علوفه

سیا ب كردن یا grinding

عبارت است از خرد كردن علوفه به اندازهتقریبی 1.5-6 میلی متر به وسیله انواع آسیابها . این روشیارای معایبی می باشد كه عبارتند از : برای علو فه خشك منا سبنیست ، هزینه نگهداری آن با لا ست ، ذرات ممكن است از یكدیگر جدا گردد . 

   

خرد كردن موارد زیر را شامل می شود كه اندازه آنها نیز ذكر شده است :

چاپر كردن 5-6سانتیمتر ، خردشده كمتر از 2.5 سانتیمتر ، آسیاب شده 1.5-6 میلیمتر .

معا یب ذرات ریز یا پودری را می توان ، در دستگاه گوارش به صورت خمیری در می آید ، كا هش خوشخوراكی ، در اثر باد اتلاف می شود ، اختلالات گوارشی و عبور سریع از دستگاه گوارش نام برد .

 

مزایای چاپركردن عبارت است از :

افزایش مصرف ، افزایش وزن ، افزایش بازده ، خوشخوراك شدن علوفه نا مرغوب و سهولت حمل و نقل .

 

پلت كردن:

عبارت است از در معرض بخار آب قرار دادن خوراك آسیاب شده و سپس خروج خوراك داغ ومرطوب از داخل دستگاه پلت زن با فشارسپس توسط جریان هوا خشك كردن .

رطوبت لازم جهت پلت كردن 15-18% می باشد در مورد خوراكهای بافیبر بالا رطوبت بیشتری نیاز است.

از موادی مثل لیگنوزول ، بنتونیت ویا ملاس به عنوان مواد چسبان استفاده می شود . 

به كار گیری 10-15%گندم وتا حد كمتری جو در جیره هاسبب تولید پلتی با استحكام خواهد شد . البته با توجه به هزینه بالا استفاده از 2% آب اضافی كافی است . دراین روش زمان كمتری صرف خوردن می شود بنابراین احتیاجات انرژی كاهش می یابد . 

 

خواص پلت كردن :

كا هش ماهیت گردوخاكی – افزایش خوشخوراكی- افزایش مصرف – افزایش عملكرد وزن و كاهش مصرف انتخابی . در طیور وخوك تغذیه با پلت سرعت رشد را تا 15% و بازده غذا را 5-10% افزایش می دهد .

 

معایب پلت كردن :

پلت كردن هر تن غذای آسیاب شده 3-5 دلارمی باشد . خوراك قبل از پلت شدن حتماً باید آسیاب شده باشد . جیره های حاوی چربی و فیبر بالا به سختی پلت می شوند . با استفاده پلت برای گاوهای شیری به علت كاهش میزان استات چربی شیر كاهش می یابد . 

 

انواع پلت :

1- حبه ای :كه جیره های طیور به این شكل است . 

2-مكعبی : این روش نسبتا جدید است ، اندازه ذرات در حدود 2.5 سانتیمتر است . در این روش ما احتیاجی به آسیاب كردن نداریم واز اسپری آب استفاده می شود . یونجه خشك بهترین نوع مكعبی است.

 

اشعه دادن :

مكانیسم عمل اشعه دادن بر روی الیاف خام نتیجه محلول شدن اجزاء الیاف خام می باشد . همچنین موجب سرعت عبور غذا از دستگاه گوارش می شود ، البته مصرف غذا را تحت تا ثیر قرار نمی دهد .

 

روشهای شیمیایی كه از جمله آنها می توان موارد زیر را نام برد :

 

آبكافت اسیدی ، فشار بخار آب ، متورم كردن با تركیبات شیمیایی ، آمونیاكی كردن ، روش سود سوز آور و لیگنین زدایی

 

آبكافت اسیدی :

باعث تغلیظ ملكول لیگنین می شود ، در این روش سلولز به گلوكز تبدیل می شود و همی سلولز به قند ومشتقات آن تبدیل می شود تا كنون هیچ كار تحقیقاتی در این زمینه انجام نشده است .  

 

فشار بخارآب:

افزایش قابلیت هضم در این روش ثابت شده یكی ازمحصولات این روش مازونكس می باشدكه یك فرآورده 

كارخانه مقوا سازیست بخش اعظم آن همی سلولز می باشد . این ماده باعث خوشخوراكی می شود .

 

متورم كردن با تركیبات قلیایی :

دراین زمینه می توان به كارهای كلمان اشاره كرد كه كاه را با دوبرابر وزن آب و 2-4% سود سوز آور به مدت 6 ساعت در فشار 4-5 اتمسفر جوشاند با این كار قا بلیت هضم 50% افزایش یافت . این قبیل مواد مثل سودسوزآور و هیدروكسید كلسیم . استفاده از قلیابه میزان بیشتر از 4% ماده خشك مجاز نمی باشد.

علت آن هم وجود فشار اسمزی مایعات شكمبه و اختلال دركار میكروارگانیسمها در اثر قلیایی زیاد است .

بزرگترین مشكل این روش كاهش حاصلخیزیخاك است ونیاز به دستگا ههای گرانقیمت دارد .

 

مقایسه هیدروكسید كلسیم و سود سوزآور :

 

هیدروكسید كلسیم ارزانتر است ، كلسیم را نیز تا مین می كند ، سدیم كمتری دارد .

سودسوزآور موجب افزایش سرعت عبور غذا به علت افزایش مصرف آب می گردد .

هیدروكسیدكلسیم بهتر از سود سوز آور است .

نژادها شتر بز گوسفند گاو گاوميش

1. شتر دوکوهانه: 

نژادی است درشت اندام و با قابلیت حمل و نقل، رنگ بدن قهوه ای تیره،کوهان گرد، ستون فقرات پرگوشت، میزان کرک و موی آن بیشتر از شتر یک کوهانه می باشد. 

2. شتر بلوچی: 

نژادی است گوشتی- پشمی که به رنگ های قهوه ای تیره و حنایی دیده می شود. 

3. شتر کویر مرکزی: 

نژادی است گوشتی- پشمی با اندام متوسط، سر و گردن کوتاه، زانوها کشیده، فرق سر گرد و خمیده، لب بالا آویزان، چشمها فرورفته، گوشها کاملاً کوچک، بدن به رنگ قهوه ای روشن، خاکستری سیاه و سفید بوده و موهای بدن بسیار نرم وپشمی می باشد. 

4. شتر ترکمنی: 

نژادی است شیری با تولی 1800- 1500 لیتر در دوره شیردهی- شکم بزرگ و برآمده گردن دراز، سرکشیده، پاها دارای ارتفاع متوسط، کف پاها بزرگ، پستانها بزرگ و حجیم و کوهان گرد می باشد. 

 5. شتر جماز: 

 نژادی است با اندام کشیده و ظریف و مستعد سوارکاری، پوست نازک، موهای کوتاه و فشرده، رنگ بدن متنوع و ممکن است خاکستری یا سفید باشد، پاها بلند، استخوانها قوی و در عین حال ضخیم نیستند

نژادهای اسب بومی ایران 

 1. اسب کردی: 

نژادی است خونگرم، مطیع، آرام، مقاوم در مسافتهای طولانی و کوهستانی، دارای تیره های جاف( سیاه و سفید)، افشار( کهرو قره کهر)، سنجابی( کهرروشن، و خرمایی) 

2. اسب ترکمن: 

نژادی است خونگرم، مطیع، آرام، مقاوم در مسافتهای طولانی توانایی در پرش از موانع و دارای دو تیره مشهور آخال تکه(AKHAL TAKDE ) و یموت(YMOUT) 

3.اسب قره باغ: 

نژادی است خونگرم، آرام با رنگهای سمند، نیله، و کهرو قابلیت صعود به ارتفاعات 

4. اسب عرب ایرانی: 

نژادی است خونگرم بسیار باهوش، نترس، نجیب، و با رنگ غالب خاکستری و سمند ودارای تیره های کحیلان، حمدانی، صقلاوی و حدبان. 

5. اسبچه خزر: 

نزادی است خونگرم، آرام، خوش اندام، ظریف به طوریکه مینیاتور اسب عرب شهرت دارد. رنگ غالب، قهوه ای، سمندو شاه بلوطی 

 نژادهای شاخص بز در ایران: 

1. بز تالی جزیره ای: 

 نژادی است شیری و به رنگهای قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با خط نواری تیره در امتداد پشت. میانگین وزن بز نر 31 کیلوگرم و ماده 27 کیلوگرم 

2. بز رایینی: 

 نژادی است کرکی، نوع رنگهای سفید، قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره، قرمز، زرد و خاکستری در این دام مشاهده می شود. میانگین وزن بز نر 39 کیلوگرم و بز ماده 28 کیلوگرم  

3. بز عدنی: 

نژادی است شیری، رنگ غالب آهویی و بندرت به رنگهای حنایی،سفید، سیاه و ابلق سیاه و سفید و ابلق سفید و قهوه ای مشاهده می شود.میانگین وزن بر نر 36 کیلوگرم و بز ماده 25 کیلوگرم 

4. بز بلوچی: 

نژادی است کرکی- شیری، رنگ بدن سیاه تا قهوه ای و ابلق 

5. بز مرغز: 

نژادی است با گرایش تولید موهر، عمدتاً به رنگهای سفید، قهوه ای، سیاه، حنایی، زرد و قرمز و خاکستری دیده می شود. میانگین وزن بز نر 33کیلوگرم و ماده 28 کیلوگرم 

6. بز ممسنی: 

 نژادی است کرکی – شیری، رنگ بدن عمدتاً سیاه و نیز رنگهای شکری، نارک و خاکستری( تال) می باشد. وزن بز نر 46 کیلوگرم و بز ماده 5/31 کیلوگرم 

7. بز نجدی: 

نژادی است شیری، رنگ بدن زرد آهویی، قهوه ای روشن و بندرت سفید،وجود نوار موهای تیره رنگ در طول خط پشتی از اختصاصات این حیوان است. میانگین وزن، بز نر 34 کیلوگرم و بزماده 27 کیلوگرم.  

8. بزندوش( یزدی): 

 این بز دارای گرایش تولید مو و شیر می باشد. رنگ بدن عموماً قرمز حنایی با لکه های سفید در ناحیه سر، دست و پا و گوش. میانگین وزن بز نر 33/26 کیلوگرم و ماده 45/25 کیلوگرم . 

نژادهای گوسفند 

امروه بیش از دویست نژاد متفاوت گوسفند در سراسر دنیا موجود است و بسیاری از این نژادها از لحاظ تولید اقتصادی اهمیت چندانی ندارند و بیش از سه چهارم صنعت گوسفندداری دنیا فقط متکی به 10 تا 20 نژاد شناخته شده گوسفند است. 

 گوسفند را می توان براساس نوع تولید، وضعیت شاخ،منطقه جغرافیایی، وضعیت دنبه، و نوع پشم طبقه بندی نمود اما بطورکلی بواسطه سهولت کار طبقه بندی، گوسفندان دنیا را از روی نوع پشم به دسته های زیر تقسیم می کنند:  

1- نژادهای باپشم کاملاً ظریف مانند مرینوس( اسپانیا) و رامبویه( فرانسه) 

2- نژادهای با پشم ضخیم مانند آوسی( مدیترانه) و گوسفندان بومی ایران 

3- نژادهای پشمی دو رگه که در اثرتلاقی نژادهای پشم بلند و پشم ظریف بوجود آمده و هدف اصلاح کیفیت لاشه و طول تار پشم بوه است مانند کاریدال( نیوزلند) کلمبیا( آمریکا) و پاناما( آمریکا) 

گوسنفدان ایرانی از نظر کیفیت پشم در ردیف گوسفندان با پشم طریف قرار دارند و همگی باستثنای نژاد زل مازندران( بدون دنبه) و قره گل( دارای نیم دنبه) از جمله گوسفندان دنبه دار هستند. 

 وجود شرایط آب و هوای مختلف در ایران موجب بوجود آمدن نژادهای مختلفی گردیده است که اغلب این نژادها برحسب محل پرورش یا نام ایل پرورش دهنده آنها نام گذاری می شوند. 

گوسفندان ایرانی برحسب نوع تولید به دسته های زیر تقسیم می گردد: 

 نژادهای گوشتی مانند لری،مغانی، افشاری و شال 

نژاد پشمی مانند بلوچی، کلکوهی، ماکویی 

نژاد شیری مانند قزل 

نژاد پوستی مانند قره گل

كرد. برای انتخاب میش های شیری باید دقت شود که لگن جادار و پهن باشد، پستانها کاملاً قرینه هم و بافت آن هنگام شیرواری دامداری(قسمت چهارم(

 مشخصات ظاهری گوسفند 

گوسفنداز جمله دامهایی است که می تواند آب و هوای متغیر و خشک را تحمل کند و با فقیرترین علوفه و غذاها به رشد خود ادامه دهد. 

 از طرفی گوسفند در مقایسه با سایر دامها به جیره نگهداری کمتری احتیاج دارد و بیشتر غذایی را که مصرف می کند صرف تولید و رشدونمو خود می نماید. 

بطورکلی گوسفند یک دام چندمنظوره می باشد و بخصوص از نظر تولید گوشت، پشم،پوست وشیر مورد توجه است صفت تولیدمثل به موازات میزان تولید گوشت از جلمه صفات مهم اقتصادی به شمار می آید. بدین ترتیب بازده تولید مثل از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد. زیرا با ازدیاد تعداد بره هایی که به وسیله میش زائیده می شود، مخارج هزینه های تولید پائین می آید. به همین دلیل سعی و کوشش بر این ست که صنعت دوقلوزای در گوسفندان ازدیاد یابد. 

 پشم یکی دیگر از محصولات گوسفند می باشد که با توجه به نوع و کیفیت الیاف تشکیل دهنده آن در صنعت فرش و نساجی مورد استفاده و بهره برداری قرار می گیرد. بطورکلی تولید گوشت 80-75% و تولید پشم 20،25% کل عایدی پرورش دهندگان گوسفند را تشکیل میدهد. نژاد قره گل یکی از با ارزشترین پوستهای گوسفند را تولید می کد که در تهیه البسه مورد استفاده قرار می گیرد. 

 پشم گوسفند از لحاظ چربی و پروتئین غنی تر از شیر گاو است ولی حجم تولید شیر گوسفند کم می باشد. طول مدت شیردهی گوسفند 16 هفته بوده، مقدار تولید روزانه شیر در نژادهای مختلف گوسفند متفاوت و بین 4/5 ، 3/0 لیتر است. 

 در ارزیابی اندام های ظاهری، برای انتخاب گوسفندان گوشت باید به نکاتی چون پیشانی پهن، گردن کوتاه و عضلات توجه کاملاً پرشیر، شکم جادار، پهلوها ظریف و دام از ظرافت کافی برخوردار باشد. 

 برای انتخاب گوسفندان پشمی باید به نکاتی همچون بدن کشیده و کم عرض تر از گوسفندان گوشتی دقت کرد.

 نژادهای شاخص گوسفند در ایران

1. گوسفند افشاری:

نژادی است گوشتی، رنگ بدن قهوه ای روشن، تا تیره و بندرت سفید مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 65/88 کیلوگرم و میش 52/70 کیلوگرم 

2. گوسفند بلوچی: 

نژ ادی است پشمی – گوشتی- رنگ بدن سفید یکدست با لکه های سیاه دور چشم، پوزه و مفاصل دست و پا. میانگین وزن: قوچ 43 کیلوگرم و میش 6/39 کیلوگرم 

3. گوسفند بهمنی:

نژادی است گوشتی، رنگ بدن سفیدیکدست با لکه ها اختصاصی به رنگ سیاه اطراف چشم، پوزه، گوشت، ریزجثه، و بدن دنبه( دم دار) رنگ بدن سفید به تنوع شکری، نخودی و گاهی حنایی. میانگین وزن: قوچ 45 کیلوگرم و میش 6/40 کیلوگرم.

4. گوسفند دالاق: 

نژادی است گوشتی، رنگ بدن در بدو تولید سیاه و قهوه ای تیره و در هنگام بلوغ به رنگ شکری متمایل می گردد. میانگین وزن:قوچ 52/46 کیلوگرم.

5- گوسفند زل: 

نژادی است با گرایش تولید گوشت، ریزجثه، و بدون دنبه( دم دار) رنگ بدن سفید به تنوع شکری، نخودی، و گاهی حنای میانگین وزن قوچ 45 کیلوگرم و میش 6/40 کیلوگرم 

6. گوسفند زندی:

 نژادی است پوستی – گوشتی با رنگهای کبود تا سیاه میانگین وزن: قوچ 3/63 کیلوگرم و میش 5/46 کیلوگرم 

7.گوسفند کردی خراسان:

نژادی است گوشتی با جثه متوسط و رنگ بدن قهوه ای روشن تا تیره. میانگین وزن: قوچ 43/52 کیلوگرم و میش 52/44 کیلوگرم 

8. گوسفند سنجابی :

نژادی است گوشتی- پشمی رنگ بدن سفید یا نخودی، گوشها، قسمتی از گردن و دست و پا دارای لکه های قهوه ای، میانگین وزن قوچ 65/9 کیلوگرم و میش 4/60 کیلوگرم

9- گوسفند سنگسری:

نژادی است با گرایش تولید گوشت و ریز جثه، تنوع رنگ در این نژاد بسیار زیاد و از قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره مشاهده می شود میانگین وزن: قوچ 73/48 کیلوگرم و میش 5/41 کیلوگرم 

10. گوسفند شال: 

نژادی است گوشتی با گرایش تولید شیر مناسب، رنگ بدن در بدو تولید خاکستری سیاه و در بلوغ شکری متمایل به خاکستری است. میانگین وزن قوچ 85 کیلوگرم و میش 65 کیلوگرم. 

11. گوسفند طالشی:

 نژادی است با گرایش تولید گوشت. ریزجثه و با دنبه کوچک.رنگ بدن نخودی تا سفی یا قسمتی از سر و صورت و انتهای دست و پاها دارای لکه های قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره، بندرت رنگ سیاه نیز دیده می شود. میانگین وزن: قوچ 5/47 کیلوگرم و میش 6/43 کیلوگرم 

12. گوسفند عربی:

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید شکری، با تنوع نخودی، قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره. میانگین وزن قوچ 46/61 کیلوگرم و میش 85/38 کیلوگرم.

 13. گوسفند فراهانی: 

نژادی است پشمی – گوشتی، رنگ بدن سفید متمایل به نخودی با لکه های سیاه رنگ دور چشم، گوشها، پوزه و مفاصل دست و پا میانگین وزن: قوچ 02/51 کیلوگرم و میش 96/39 کیلوگرم 

14. گوسفند فشندی: 

نژادی است گوشتی – شیری با جثه نسبتاً بزرگ. رنگ بدن در بدو تولید قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و در بالغین از کرم،کهربایی روشن و قهوه ای روشن تا قهوه ا ی تیره متغیر است. میانگین وزن: قوچ 77 کیلوگرم و میش 42 کیلوگرم 

15_گوسفند قره گل سرخسی: 

نژادی است پوستی – گوشتی،رنگ بدن در بدو تولد سیاه و در بلوغ به رنگ خاکستری تغییر می یابد. میانگین وزن: قوچ 5/72 کیلوگرم و میش 5/52 کیلوگرم 

16- گوسفند قزل: 

نژادی است گوشتی – شیری رنگ عمومی بدن قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره با تنوع رنگ قرمز، میانگین وزن: قوچ 6/81 و میش 6/53 کیلوگرم 

17. گوسفند قشقایی: 

نژادی است گوشتی ،در بدو تولید کاملاً قهوه ای و پس از 6 ماهگی به رنگ شکری تبدیل می گردد. البته رنگ سر وصورت جلوی سینه، زیر شکم، دست و پا به رنگ قهوه ای باقی می ماند. رنگ عمومی بدن، دام بالغ سفید بور، بور قرمز، ابلق سیاه و سفید ابلق بور می باشد. میانگین وزن: قوچ 69کیلوگرم و میش 52 کیلوگرم 

18. گوسفند کبوده شیراز: 

نژادی است پوستی- گوشتی رنگ بدن خاکستری تا سفید و تنوع رنگهای قهوه ای، سیاه، خاکستری و بور مشاهده می شود میانگین وزن: قوچ 62 کیلوگرم و میش 5/49 کیلوگرم 

19. گوسفند کردی: 

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید نخودی با تنوع رنگ خرمایی روشن تا تیره وسیاه در قسمت های سر و صورت، گردن و گوش، مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 5/65 کیلوگرم و میش 35/38 کیلوگرم 

20. گوسفند کرمانی: 

نژادی است پشمی- گوشتی، رنگ بدن سفید متمایل به نخودی، میانگین وزن: قوچ 63 کیلوگرم و میش 51 کیلوگرم 

21. گوسفند کلکوهی: 

 نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید متمایل به کرم و رنگ سر و صورت خرمایی، سیاه، و بور. میانگین وزن: قوچ 6/75 کیلوگرم و میش 7/43کیلوگرم 

22. گوسفند لری: 

نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن سفید متمایل به کرم و رنگ سر و صورت خرمایی، سیاه و بور. میانگین وزن: قوچ 6/75 کیلوگرم و میش 5/55 کیلوگرم 

23. گوسفند لری بختیاری: 

 نژادی است گوشتی، رنگ عمومی بدن متأثر از رنگ تولد، دارای تنوع سفید، خاکستری روشن تا تیره، ابلق( سفید، خاکستری تیره و روشن) و چهارگل( مخلوطی از رنگها ) مشاهده می شود. میانگین وزن:قوچ 2/104 کیلوگرم و میش 63/58 کیلوگرم 

24.گوسفند ماکویی: 

نژادی است پشمی – گوشتی رنگ بدن سفید، گوشها، پوزه و انتهای چهارقلم دست و پا، دور چشم دارای لکه های اختصاصی سیاه، میانگین وزن: قوچ 49 کیلوگرم ومیش 5/38 کیلوگرم 

25. گوسفند مغانی: 

نژادی است گوشتی – شیری، رنگ بره در بدو تولد قهوه ای و در دوران بلوغ به رنگ شکری یا نخودی تبدیل می شود. میانگین وزن: قوچ 76 کیلوگرم و میش 6/62 کیلوگرم 

 26. گوسفند نائینی: 

 نژادی است پشمی – گوشتی رنگ بدن سفید یکدست با لکه های سیاه دور چشم، پوزه، انتهای گوش و مفاصل دست و پا. میانگین وزن قوچ 42کیلوگرم و میش 35 کیلوگرم 

27. گوسفند مهربان: 

نژادی است گوشتی با گرایش تولید شیر، رنگ غالب عمومی بدن دام قهوه ای، طیف های روشن تا تیره و سیاه نیز مشاهده می شود. میانگین وزن: قوچ 76 کیلوگرم و میش 6/62 کیلوگرم 

 

  نژادهای گاو ایرانی 

1. گاو تالشی:

نژادی است شیری – گوشتی ، جثه بزرگ، رنگ غالب سیاه و قرمز آجری که به رنگهای زرد، سفید آهویی نیز دیده می شود. میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 645 کیلوگرم با 5 درصد چربی. 

2. گاو دشتیاری:

نژادی است شیری –گوشتی جثه بزرگ، رنگ غالب قهوه ای سوخته که به رنگهای سیاه، حنایی، و طوسی و ابلق نیز دیده می شد میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 963 کیلوگرم.

3. گاو سرابی:

نژادی است شیری – گوشتی، جثه بزرگ، رنگ بدن متنوع از زرد، روشن تا قهوه ای سوخته اطراف چشم سفید تا قهوه ای، میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 1477 کیلوگرم با77/4 درصد چربی.

4. گاو سیستانی: نژادی است گوشتی، جثه بزرگ، رنگ غالب، سیاه و به رنگهای ابلق( سیاه و سفید) نیز دیده می شود. میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 143 کیلوگرم، متوسط افزایش وزن بدن روزانه 34/11 کیلوگرم با ضریب تبدیل خوراک به وزن زنده8 به 1.

 5. گاو گلپایگانی:

نژادی است شیری – گوشتی جثه متوسط، رنگ غالب قرمز، حنایی میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 580 کیلوگرم با 72/4 درصد چربی

6. گاو نجدی:

نژادی است شیری – گوشتی، جثه متوسط، رنگ غالب قرمز، حنایی،میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 580 کیلوگرم با 72/4 درصد چربی.

نژادهای گاومیش ایرانی 

1. گاومیش خوزستانی: 

 نژادی است شیری جثه نسبتاً بزرگ، رنگ سیاه، میانگین تولید شیر در یک دوره شیردهی 1600 کیلوگرم با 41/6 درصد چربی. 

2. گاومیش آذربابجانی: 

نژادی است شیری، جثه نسبتاً بزرگ، رنگ سیاه، قهوه ای تیره و روشن متوط تولید شیر در یک دوره شیردهی 1400 کیلوگرم با 8/6 درصد چربی.  

3.گاومیش گیلانی: 

نژادی است شیری، جثه متوسط، رنگ سیاه و قهوه ای تیره، متوسط، تولید شیر در یک دوره شیردهی 1300 کیلوگرم با 56/5 درصد چربی. 

 5. گاومیش مازندرانی: 

 نژادی است شیری، جثه نسبتاً بزرگ، رنگ غالب سیاه، تولیدشیر در یک دوره شیردهی 1400 کیلوگرم با 3/7 درصد چربی. 

 

 

راهنماي انتخاب مواد خوراكي جهت جيره نويسي

 

1- ذرت : اين ماده با حدود 3300 انرژي و 8/8 % پروتئين خام عمده ترين غله موجود در جيره هاي طيور ميباشد . اسيدآمينه ميتونين در ذرت بالا مي باشد وميزان ليزين آن كم است . بهمين دليل در اغلب موارد هنگام استفاده از اين ماده ليزين به جيره افزوده مي گردد. 

ذرت حاوي رنگدانه گزانتوفيل است كه وجود آن براي زردي رنگ پا ، پوست ، نوك مرغها و زرده تخم مرغ لازم مي باشد.اين ماده درمواردي كه نيازبه پلت كردن دان باشد براحتي پلت نمي شودو براي اينكار بايد از پلت چسبان استفاده كرد تا دان خميري نشود.مايكوتوكسين هاازمشكلات عمده غلات بخصوص ذرت مي باشدكه اگرميزان آنها بحدي برسد،چون سمي است باعث مسموميت مي شود.

رطوبت بالا (بالاتراز 14 %) به همراه حرارت (بالاتراز25 درجه سانتي گراد)به رشد اين قارچهاي سمي كمك مي كند. زيرا لنيون مايكوتوكسين ديگري است كه درجيره به ويتامين D3 چسبيده و باعث خارج شدن ويتامينD3 از بدن مي گردد كه نهايتاً منجر به بروز مشكلات اسكلتي و پوسته تخم مرغ مي شود . در چنين مواقعي بايد توجه داشته باشيم 

اگر شرايط كشت ، داشت و يا برداشت بدليل تغييرات آب و هوا از جمله تغيير دما يا باران شديد و … تغيير كند انرژي ذرت نيز تغيير مي كندكه با لمس كردن قابل تشخيص است در اينگونه مواد ميزان تغييرپروتئين اندك بوده واسيدآمينه ها نيز تقريباً ثابت مي مانند.قبل از برداشت اگرذرت درشرايط گرما قراربگيرد چروكيده وكم وزن مي شودوانرژي آن بشدت پايين خواهد بود . 

ذرت تازه رطوبت بالايي داردورطوبت بالا باعث خوشخوراكي آن مي گرددوطيور براحتي آنرا مي خورند . اگر بهردليلي بخواهيم از ذرت تازه استفاده كنيم بايد مواد مغذي آنرا براي ميزان رطوبت تصحيح كرد و بعد در جيره نويسي شركت داد . 

  

2- گندم : 

گندم يكي ديگر از غلات است كه تقريباً 3100 انرژي و 12% پروتئين دارد . براي تقسيم بندي از نوع واريته(زمستانه و بهاره )،رنگ پوشش(قرمز و سفيد)وميزان سختي (نرم و سخت )استفاده مي كنند . درگندمهاي سخت پروتئين بيشتري بهمراه نشاسته وجود دارد واصولاً ارزش غذايي گندم به نرمي وسختي آن بستگي دارد . 

با وجودي كه گندم حاوي پروتئين بيشتري نسبت به ذرت مي باشد و انرژي آن هم اندكي از ذرت كمتر است اما استفاده بيش از 30 % آن بدون آنزيم مناسب در جيره مشكلاتي را براي پرندگان جوان بوجود مي آورد . ناگفته نماند كه ميزان پروتئين خام در گندم با توجه به نوع رقم آن متفاوت مي باشد و اين دامنه تغييرات مي تواند از تقريباً 5/9 درصد الي 15 درصد باشد .  

آرابينوگزيلان ها اصلي ترين تركيبات پنتوزي مي باشندكه چندين برابر وزن خود آب جذب مي كنند. پنتوزانها بطور كلي باعث تغيير ويسكوزيته (چسبندگي ) مواد هضمي مي شوند و در نتيجه موجب كاهش هضم مواد خوراكي و افزايش رطوبت بستر مي شوند . گندمهاي آسياب شده بصورت خيلي نرم باعث چسبندگي نوك جوجه هاي جوان مي شود . پروتئين هاي گندم خاصيت چسبندگي دارند و بنابراين به نوك پرنده مي چسبند.چسبندگي شديد نوك سبب كاهش مصرف خوراك ، افزايش مقدار خوراك در آبخوريهاي قيفي و فراهم شدن محيط مناسب در دهان براي رشد باكتريها و قارچها مي شود كه اين مشكل با آسياب كردن درشت دانه هاي گندم بر طرف مي شود . بطوركلي گندم به جيره جوجه هاي10-7 روزگي بعلت نوع پروتئينهاي موجود در آن كه ايجاد چسبندگي در نوك و مقعد مي كند توصيه نمي شود و همانطور كه اشاره شد آسياب چكشي بدليل ذرات ريزتري كه ايجاد مي كند بيشتر مشكل ساز است.با مصرف گندم ميزان مصرف آب زياد شده وبستر خيس مي گردد.كه نهايتاً منجر به بروز مشكلات پا ، سينه ،كوكسيديوز و بيماريهاي تنفسي از راه آزاد شدن آمونياك مي گردد (بالا رفتنpH تا 9-8 ). 

با مصرف آنزيمهاي آرابيناز،آلفا - آميلاز وگزيلاناز مي توان از يك روزگي حدود 30 % جيره را با گندم تأمين كرد كه اين مقدار به حدود 60 % درآخر دوره مي رسد . 

  

3- جو : 

جو نيز از خانواده غلات مي باشد و حدود 2600 انرژي و 6/11 % پروتئين دارد . لاشه مرغي كه با جو تغذيه شده است بدليل وجود چربي اشباع (اشباع تر از چربي ذرت)،ذخيره چربي اعماء و احشاء مقداري سفت تر خواهد بود. بتاگلوكان ها عامل محدود كننده تغذيه جو مي باشندكه باعث مرطوب شدن بستر مي گردند . بنابراين در هنگام استفاده از آن بايد آنزيم بتاگلوكاناز را به جيره اضافه كرد . 

جو را بصورت دانه كامل نبايد در ابتداي زندگي مورد تغذيه قرار داد زيرا بعلت داشتن نوك تيز و پوسته زبر طيور را از خوردن دان باز مي دارد . 

نكته مهم ديگري كه بايد به آن اشاره كرد اين است كه دانه هاي مواد بايد همگي با هم، هم اندازه باشند در غير اين صورت طيور دانه هاي درشت تر را انتخاب مي كنند.درزمان استفاده ازجودرجيره با افزودن آنزيم مقداري به انرژي آن افزوده مي گردد ومشكلاتي كه براثر وجود بتاگلوكانها پديد مي آمد رفع مي گردد.دراينصورت مي توان از اول دوره به مقدار 15-10% به همراه گندم يا بيشتر به تنهايي استفاده كرد . نكته مهم در اينجا ميزان آنزيم است كه بايد كافي باشد تا بتاگلوكان در دستگاه گوارش كاملاً از بين برود. بتاگلوكان و اندازه خود ذرات در چسبندگي مقعد مؤثرند و اگر اين اندازه خيلي كوچك باشد آنزيمها اثر نمي كنند و هضم نمي شوند.بعضي اوقات از جو بعنوان پركننده جيره استفاده مي شود در گله هاي مادر و اجداد در سنين خاصي چون دان هر روز در اختيار مرغ نيست گاهاً از جو بعنوان سرگرم كننده استفاده مي گردد.  

  

4- كنجاله سويا 

سويا داراي 2550 انرژي و 44 يا 48 % پروتئين مي باشد . سويا جزء موادي است كه براي تأمين پروتئين ازآن استفاده مي شود.سويا داراي عامل محدود كننده تريپسين است كه موجب متوقف شدن تجزيه پروتئين ها مي شود وجود آن علاوه بر كاهش رشد و توليد تخم مرغ با بزرگ شدن پانكراس مشخص مي باشد.البته اين عامل درطي فرايند حرارتي براي روغن كشي ازسويا ازبين ميرود. 

تنهاعاملي كه باعث تغييرارزش سويا مي شود حرارت است كه بدوصورت over heat و under heat مي باشد(واكنش ميلارد يا قهوه اي شدن)كه دراين حالت بايدبه جيره ليزين اضافه نمود(سويا سوخته). در زمان استفاده ذرت با سويا ، متيونين اولين ليزين و دومين اسيد آمينه محدود كننده است . 

سويا بخاطراليگوساكاريدهايش ايجاد رطوبت مي كند و ممكن است در طيوري كه مدت زمان زيادي نگهداري مي شوند زخمهايي در كف پا (( food pad lesions ايجاد گردد . 

  

5-كنجاله آفتابگردان 

آفتابگردان يكي ديگر از موادي است كه براي تأمين پروتئين جيره از آن استفاده مي كنيم . ميزان انرژي آن 1900 و پروتئين آن از 28 تا 40 % متغيير مي باشد . ميزان ليزين آن پايين و ترئونين آن قابليت هضم بسيار كمي دارد. اين ماده داراي مقدار زيادي پكتين (محدودكننده )، گزيلان و آرابينوزايلان است و در مواقع مصرف حتماً بايد يك مولتي آنزيم حاوي پكتيناز به آن اضافه شود.بدون آنزيم مي توان مقداركمي ازآن را در جيره جايگزين سويا نمود. مثلاً به جاي 20 % سويايي كه در جيره آغازين موجود است ، 15 % سويا و 5 % آفتابگردان قرار دهيم كه در اين حالت بالانس اسيدهاي آمينه بخصوص ليزين و ترئونين ضروري بنظر مي رسد . 

بطور خلاصه مي توان در جيره آغازين تا 25 % و در جيره پاياني تا 40 % سوياي موجود را با آفتابگردان جايگزين نمود . البته در جيره حاوي آنزيم مي توان مقادير بيشتري از اين ماده را استفاده كرد.رنگ كنجاله آفتابگردان تيره است وچون رنگ خوراك درمصرف آن بوسيله طيورجذبه دارد، مصرف آن مقداري محدود مي شود . 

  

6- كنجاله تخم پنبه 

كنجاله تخم پنبه داراي 2300 انرژي متابوليسمي و 41 % پروتئين است . تخم پنبه داراي ماده ضدتغذيه اي گوسيپول است كه در گله هاي تخم گذار اهميت دارد چون در سفيده و زرده تخم مرغ ايجاد رنگ مي كند . تغيير رنگ زرده بصورت بوجود آمدن لكه هاي سبز تا سياه است كه بستگي به مدت زمان انبارداري دارد و رنگ سفيده ، هم بدليل پاره شدن غشاء به رنگ صورتي درمي آيد. براي استفاده از تخم پنبه مي توان از سولفات آهن به نسبت 1 به 1 استفاده كرد ، زيرا تركيبات آهن دار با گوسيپول كمپلكس مي دهند و آنرا از دسترس سيستم گوارشي طيورخارج مي سازند .  

   

7- نخود 

نخود داراي 2600-2400 انرژي و23 تا 25% پروتئين مي باشد. مقدار متيونين آن همانند سويا پائين است كه در زمان جيره نويسي بايد مورد توجه قرار بگيرد. داراي ماده ضدتغذيه اي آنتي تريپسين است ولي ميزان اين ماده در نخود بسيار كمتر از سويا است كه اين مقدار كم هم با حرارت از بين مي رود ضمن اينكه حرارت تأثير مثبت روي ميزان پروتئين قابل هضم دارد. تانن ماده ضد تغذيه اي ديگري است كه در نخود وجود دارد. هر چه مقدار تانن بيشتر باشد قابليت هضم پروتئين نخود پائين تر خواهد بود. اگر به روشي بتوانيم مقدار مواد ضدتغذيه اي نخود را پائين آوريم اين ماده با سويا رقابت خواهد كرد و با پروتئين سويا قابل مقايسه خواهد بود. 

  

8- پودر گوشت 

پودر گوشت در حدود 55% پروتئين خام دارد و تجزيه كردن و داشتن آناليز آن بدليل متغير بودن ماده اوليه بصورت موردي، نياز مي باشد. ميزان متيونين ، سيستئين و تريپتوفان آن كم و ليزين بالاست. ميزان انرژي پودر گوشت به ميزان چربي موجود در آن بستگي دارد. وجود يك آنتي اكسيدان در پودر گوشت براي جلوگيري از فساد آن اهميت دارد . پودر گوشت به اين دليل كه حرارت مي بيند و رطوبتش گرفته مي شود آلودگي ندارد. ولي بزودي ممكن است آلودگي به آن منتقل گردد. پودر گوشت اگر حاوي استخوان باشد بايد با قيمت ارزانتري در اختيار مصرف كننده قرار گيرد و در اين حالت 40 تا 50% پروتئين خام دارد و منبع خوبي براي كلسيم و فسفر مي باشد البته هر چه فسفر آن پائين تر باشد بهتر است چون ممكن است محدود كننده باشد.ميزان مصرف پودر گوشت بطور متوسط 5 تا 7% و حداكثر 10% مي باشد. اگر مقدار پروتئين پودر گوشت نامشخص باشد بهتر است بيشتر از 4 تا 5% درجيره استفاده نشود. 

  

9- پودر ماهي 

پودر ماهي داخلي كه از ماهي كيلكا بدست مي آيد حدود 60% پروتئين دارد. پودر ماهي خارجي از ماهي هاي آنچوي ، هرينگ ، منهادان گرفته مي شود و در حدود 64% پروتئين دارد. تركيب اسيد آمينه ها و قابليت هضم آنها بسيار بالاست. بخاطربو و مزه اي كه در گوشت و تخم مرغ ايجاد مي كند در مصرف آن محدوديت داريم و حداكثر 5% در جيره استفاده مي شود. درجيره جوجه هاي گوشتي اين ميزان در آخر دوره بايد به حداقل برسد. 

اگرميزان چربي پودر ماهي بيش از 1% باشد،مقدار بو بخصوص بعدازطبخ مشكل ساز است. پودرماهي هم همانند پودرگوشت بايد حاوي آنتي اكسيدان باشد. 

پودر ماهي ممكن است موجب سائيدگي سنگدان شود. زمانيكه اين جراحات مشاهده شد بايد بلافاصله مواد پروتئيني با منشاء حيواني قطع شده و اندازه دانه هاي خوراك مقداري درشت تر گردد تا سنگدان به حالت عادي در آيد. 

 

چگونه در موقع كار با حيوانات مزرعه اي سلامتي خود را حفظ كنيم



كساني كه با حيوانات مزرعه اي كار مي كنند ، بايد مواظب سلامتي خود باشند چرا كه اين حيوانات در اثر عوامل مختلف دچار تغيير رفتارهاي غير قابل انتظاري شده و ممكن است در اثر عدم توجه و هوشياري افراد ، متحمل خسارت و آسيب ديدگي هاي جدي گردند . 

از جمله عواملي كه مي تواند تا حد زيادي فرد را در مقابله با اين حوادث و رويدادها غير قابل انتظار هوشيار نمايد آگاهي از رفتار حيوانات است . آشنايي بيشتر با اين رفتارهاست كه فرد مي تواند از تغيير آن مطلع شده و واكنشي متناسب با اين تغييرات را در هنگام روبه رو شدن با حيوانات از خود نشان دهد . يكي از راه هاي كاهش آسيب هاي ناشي از حمله حيوانات /ن استفاده از امكانات ووسايل حفاظتي خاص فردي است كه در زير به خلاصه اي از آنها اشره مي كنيم :

تسهيلات و امكانات لازم :

براي كار با اين حيوانات مزرعه اي مختلف و امكانات گوناگوني مورد نياز است كه اين نوع تجهيزات با توجه به حيوانات مختلف متفاوت است به عنوان مثال براي كار با حيوانات بزرگ نظير گاو نياز به وسايلي است كه كاملا حيوان را مهار كرده تا فرد بتواند در طول مدت زمان كار از سلامتي خود مطمئن باشد .

- محل هاي نگهداري حيوانات بايد مجهز به درب هاي خروجي اضطراري براي افراد باشد ، تا در موقع احساس خطر فرد بتواند از آنجا خارج گردد . 

- هدايت دام ها به داخل باكس ها يكار ، نبايد از طريق مهار با طناب وكشيدن انجامگيرد ، براي اين منظور محلهايي در نظر مي گيرند كه اطراف آن ميله اي بوده و راه بازگشتي به عقب براي دام وجود ندارد و به راحتي به جلو و محل كار هدايت مي گردد. 

- ميله هايي ضخيم و بلندي كه دور اين قسمت را احاطه كرده است اجازه پريدن و رفتن را از دام مي گيرد .

- وسايل كار با حيوانات را سالم نگه داشته و از عملكرد صحيح آنها قبل از كار با حيوان اطلاع حاصل كنيد . 

- نبايد كف محل حركت و كار هم براي حيوان و هم براي فردي كه با حيوان كار مي كند ، لغزنده باشد . 

- محوطه اي كه حيوان در آن قرار دارد بايد از روشنايي كافي برخوردار باشد . 

- روشنايي بايد در كل محل كار يكنواخت بوده چرا كه وجود نقاط روشن و تاريك در اين محوطه باعث مي شود كه حيوانات (مخصوصاً گاو ) به راحتي به جلو و عقب حركت نكند .

- تا آنجا كه مقدور است بايد اطراف باكس معاينه ، محل كار و نيز اطراف محل هدايت دام به داخا باكس با استفاده از وسايل ساختماني طوري مسدود شود ، كخ دام بيرون از آنجا را نبيند . چون در غيراين صورت ، حيوان بيرون و وسايلي كه افراد مي خواهند با آنها كار كنند را ديده و حركات اضافي جهت بيرون رفتن از آن محل و نناراحتي كار را بروز مي دهند . ديدن بيرون از باكس ، عامل استرس زا براي حيوان محسوب شده و حيوان نمي خواهد در موقع كار با آن ساكت باشد .

- گاو وگوسفند تمايل دارند از محل هاي كم نور به محل هاي پر نور حركت كنند در محل روشن نبايد نور مستقيم به چشم آنها بتابد و وجود نور كم در جلو آنها به حركت شان در جهت جلو مي تواند كمك كند .

- صداهاي ناگهاني و بلند ، مي تواند عامل استرس زا براي حيوان باشد ، كه براي كاهش آن از وسايل عايق كننده دردرب ها و محل هاي لازم ديگر استفاده مي شود .

- حس بويايي در مورد حيوانات مزرعه (مخصوصا بين مادر و نوزاد تازه متولد شده )نهايت اهميت را دارد . اغلب حيوانات در مقابل بوهايي كه ما احساس نمي كنيم از خود واكنش نشان مي دهند . به عنوان مثال گاو ممكن است در اثر شناسايي بوي گاوي كا فحل است ، از خود رفتاري تهاجمي نشان دهد . 

- كليه وسايل نگهداري و كار با حيوان بايد يك رنگ داشته باشند ، چرا كه بعضي از گونه هاي حيوانات مزرعه اي به تغيير رنگ حساس بوده وممكن است از خود در مقابل اين تغيير رنگ رفتارهاي نامناسبي را نشان دهند .

- تمامي گونه هاي حيواني از حركت حركت برروي محل هاي زهكشي ، ميله هاي آهني ، لوله هاي پلاستيك ، مكاني سايه دار و يا مكاني با تغيير بافت زمين امتناع مي ورزند . تمامي اين موارد بايد درموقع طراحي وسايل و تسهيلات لازم در جهت كار با حيوانات مد نظر قرار گرفته شود . براي جلوگيري از سر خوردن دام از افرادي كه با آن ها كار مي كنند بايد كف و جوانب آن محل ها با استفاده از شن و ماسه به صورت زبر و خشن ساخته شوند .

آشنايي با رفتار حيوانات مزرعه اي :

- در حيوانات رفتارهايي نظير گرسنگي ، تشنگي ، ترسيدن ، بيماري و حس مادري قوي به صورت غريزي وجود دارد . در آن ها همچنين رفتارهاي فردي نظير نيش و لگد زدن به صورت انفرادي رشد مي نمايد . فردي كه مي خواهد با اين حيوانات كاركند ، بايد وسايل و تجهيزات محافظتي لازم را به همراه داشته و از آن ها در مواقع ضروري استفاده نمايد .

- گاوهاي گوشتي و شيري عموما گور رنگ بوده و ازتوانايي ادراكي ضعيفي برخوردارند لذا در آنها حس رقابت با همنوع رشد بيشتري را پيدا كرده است . گوسفند نيز هرچند كور رنگ بوده، ولي از هوش و دكاوت بالايي در مقايسه با گاوبرخوردار است . در مقابل اين هوش و ذكاوت بالا از بيرون رفتن از جاهايي نظير درب باكس (مخصوصا بازور ) امتناع مي ورزد .

- احتمال حمله از طرف گاو نر با توجه به خصوصيات جنسي خود ، بيشتر از گاوها يماده مي باشد .

- اسب و قاطر به عقب لگد مي زنند در حالي كه گاو به جلو وهم عقب وهم به جوانب لگد مي زند ، د رلگد زدن به جوانب اولويت با قسمتي است كه آسيب ديده و يا درد در آنجا احساس مي شود . بهعنوان مثال اگر گاوي داراي ورم پستان در يكي از كارتيه هاي خود باشد لگد زدن به آن طرفي از پستان خواهد بود كه كارتيه عفوني دران قسمت قرار دارد .

- د رموقع كار با گاوها در جلو آنها قرار نگيريد بلكه در عقب حيوان ايستاده و تا زماني كه به وجود شما نياز نيست خود را از حيوان مخفي نگه داريد . 

- حيواناتي كه نوزاد دارند حس غريزي مادري قوي از خودشان نشان مي دهند اين نوع حيوانات شديداً حالت تدافعي به خود گرفته و در مقابل افرادي كه ميخواهند با آنها كار كنند از خود مقاومت نشان ميدهند در اين مواقع در صورت امكان نگهداري نوزاد در كنار مادر ، به مهار آن كمك كرده و مشكلات كار با آنها را تاحد زايدي كاهش مي دهد . بيشتر حيوانات به حضور در محل هايي نظير چرا گاهها و ساختمانها ، آبشخورها و آخورها عادت داشته و محروميت آنها از اين امكانات ممكن است باعث بروز رفتارهاي غير قابل انتظاري در آن گردد . 

- وزش باد و يا وجود حشرات موذي نظير مگس در محلباعث اختلال در كار با حيوان مي شود . 

- از فرياد كشيدن و صداهاي بلند در موقع كار با حيوانات كه باعث ترس و وحشت در آنها مي شود اجتناب كرده و بايد حيواناتي كه كور هستند ، و يا قوه شنوايي خود را در يكگوش از دست داده اند ، احتياط به خرج داده .

- حيوانات سابقه كارهاي مختلف (از جمله عمليت درماني را)بياد دارند ، لذا در موقع كار با آنها ممكن است با تداعي آن اعمال مشكل ايجاد كنند .

وسايل شخصي حفاظتي :

- افرادي كه م يخواهند با حيوانات كار كنند بايد داراي وسايل شخصي حفاظتي جهت حفاظت از خود در موقع كار با آنها باشند اين وسايل شامل : عينك ، دستكش ، لباس كار و كفش هاي پنچه فلزي مي باشد . 

- در موقع كار با حيواناتي كه مريض و زخمي هستند از دستكش هاي پلاستيكي يكبار مصرف استفاده نموده و به پرسنل آموزش دهيد كه قبل و بعد از انجام كار دست ها را باماده ميكروب كش ضد عفوني نمايند .

كنترل بيماري:

در مواجه با بيماري در دام ، فرد بايد احتياط نموده تا از انتقال بيماري مشترك بين انسان و دام جلوگيري گردد . بيماري هايي كه دراين مورد در اولويت قرار دارند عبارتند از : ليپتواسپيروزيس ، بروسلوز ، سالمونلوز ، هاري و آلألودگي با كرمهاي گرد مي باشند . 

- براي كاهش بروز بيماري هاي مختلف در دام رعايت نكات بهداشتي از قبيلدرمان ، معدوم نمودن حيوانات مريض ، دفع صحيح و كافي بافت هاي آلوده ، تميز نمودن مناسب محل هاي آلوده شده و استفاده مناسب از وسايل شخصي ضروري مي باشد .

كار نزديك با حيوانات :

- در حين كار ونزديك شدن به حيوانات مزرعه اي بزرگ محافظت فرد از خود داراي اهميت زيادي است . اكثر حيوانات بزرگ مي توانند يك زاويه بزرگ از اطراف خود را ببينند ولي يك منطقه در قسمت عقب حيوانات وجود دارد كه حيوان نمي تواند آنجا را ببيند لذا فرد بايد اكثر كارها را از آن نقطه انجام دهد . 

- هرگونه حركت در اين نقطه كور ممكن است باعث عصباني شدن حيوانات گردد . 

- بيشتر حيوانات مزرعه اي بزرگ به عقب و جوانب نيز لگي مي زنند كه در موقع ايستادن د رنقطه كور و كار با حيوانات ، به اين موضوع بايد توجه كرد . 

- اگر درداخل باكس و يا در سالن شير دوشي با حيوانات كارمي كنيد هميشه محل ضروريجهت فرار كردن در مواقع اضطراري را مد نظر داشته باشيد . اگر باكس كوچا مي باشد امكان آسيب رسيدن به فرد در اينچنين مواقعي بيشتر است .

محل نگهداري حيوانات :

- محل كار خود را تميز و سالم نگهداري كنيد . 

- كليه آشغالها و وسايل اضافي را از سر راه حركت حيوانات دور كنيد .

- از محكم بودن وسايل مورد استفاده در كار با حيوانات مطلع شويد . 

- كودها و مواد موجود در سطح بستر سيماني را براي جلوگيري از سرخكردن پاك نماييد .

- وسايل نوك تيز و برنده را از سر راه حيوانات د رموقع حركت آنها به باكس جمع آوري كنيد .

 

منبع : مجله دامداران شماره 11- آبان 84

 

مطالبی در مورد خوراک دام - پنبه دانه



مقدمه

با توجه به روند فزاينده افزايش جمعيت ، منابع محدود و فقر و گرسنگي پنهان لازم است برنامه اقتصادي همه جانبه اي در بخش کشاورزي و زير مجموعه آن دامپروري تدوين گردد. پرورش دام وطيور يکي از مواردي است که با بهینه سازی زمان و سرمایه ما را به اهداف اقتصادي مي رساند. بدين لحاظ نياز به مديريت چنين واحدهايي است تا با تاکيد بر اصلاح نژاد دام وطيور جهت بالارفتن راندمان توليدبهترين شرايط محيطي را فراهم نمايند. از اين لحاظ که غذا در پرورش دام و طيور بيشترين هزينه را دارد مساله عمده و اساسي است. پنبه دانه می تواند امروزه به دليل کيفيت مناسب و اقتصادي سهم بسزايي در جيره نشخوارکنندگان داشته باشد و در جیره طیوربه صورت کنترل شده مورد استفاده قرارگیرد.کيفيت اسيدهاي آمينه پروتئين هاي حيواني نسبت به گياهي ارجحيت دارد اما اين پروتئين ها هزينه بالاي دارند بنابراين لازم است از پروتئين هاي نباتي استفاده شود . بر اين اساس در اين مقاله سعي شده است که اهميت اين ماده غذايي را از لحاظ ترکيبات آن بيان شود . به طور کلي مي توان گفت که ترکیبات حاصل از پنبه دانه يک ماده غذايي بهداشتي و اقتصادي است و به لحاظ ترکيبات شيميايي مناسب می تواند در جيره دام و طيور نقش مهمي ايفا کند. 

گیاه پنبه :

1- پیشینه :

پیشینه کشت پنبه به منظور تهیه پارچه و لباس به 500 سال قبل می رسد . فرودوت تاریخ نویس یونانی از این محصول به نام درخت یَشم در هندوستان نام برده است. برخی مبدا کشف پنبه را آسیا و گروهی افریقا می دانند. کشت پنبه در ایران پیشینه ای دراز دارد و در تذکره ها وکتاب های کهن ازکشت این محصول در ایران یاد شده است . مارکوپولو نیز در سفرنامه خود از کشت پنبه در ایران نام برده است . بذر الیاف متوسط کنونی در زمان قاجاریه توسط یک کشیش آمریکایی به ایران آورده شده است و قبل از آن ( ورود الیاف متوسط کنونی ) کشت نوعی پنبه بومی با الیاف کوتاه معمول بود که بیشتر مصرف داخلی داشت. 

2- طبقه بندی گیاهی :

پنبه گیاهی است گل دار ، دولپه ای از خانواده malvaceae و از جنس gossypium و ریشه آن عمودی است .ارتفاع بوته در تمام رقم ها گوناگون از 6-5/2 سانتیمتر متفاوت است . در آب و هوای معتدل گیاهی است یک ساله ولی در برخی نقاط اگر با زمستان و یخبندان همراه نباشد طول عمر گیاه به چند سال هم می رسد . از نظر گیاهشناسی پنبه به دو گروه بزرگ تقسیم می شود:

* پنبه آسیایی شامل گونه های : 

G.arboteum و G.herbaceum 

* پنبه امریکایی شامل گونه های : 

G.religiusum و G. hirsitum و G.harbadense 

3- ترکیبات و کاربرد آن : 

پنبه از دو قسمت تارهای سپید رنگ و دانه تشکیل شده است . ویژگی تارهای پنبه این است که قابلیت ریسیده شدن و پس از آن بافت پذیری دارد. این ویژگی ها از همان زمان های دور در بهره گیری از این گیاه بوده است . 

پنبه از نظر اندازه تارها به سه دسته تقسیم می شوند: 

1- تار کوتاه درازای کمتر از 25 میلیمتر 

2- تار متوسط درازای 32-25 میلیمتر

3- تار بلند درازای بیش از 32 میلیمتر 

از تارهای پنبه در کارخانه های ریسندگی ، نخ تهیه می کنند. پس از تهیه نخ ، انواع پارچه بافت می شود . دانه پنبه از سه قسمت تشکیل شده است : 

· لینتر یا کرکهای که سطح دانه را می پوشانند و 19-2 % وزن دانه را در رقم های گوناگون تشکیل می دهد و از آن نخ ، کاغذ ، پلاستیک ، فیلم ، نمد ، موکت و وسایل بهداشتی تهیه می شود.

· پوسته که مغز را می پوشاند و 45-40 % وزن دانه را تشکیل می دهد و به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه دیده می شود . از پوست دانه خوراک دام ، کود ، پلاستیک و لاستیک مصنوعی تهیه می کنند. 

· مغز پنبه دانه که به رنگ سفید روشن است و از روغن و پروتئین تشکیل شده است و 55-50 % وزن دانه را تشکیل می دهد . از مغز دانه روغن خوراکی ، صابون ، گلیسیرین و از تفاله آن کود و خوراک دام تهیه می شود. با تولید هر 100 کیلوگرم الیاف پنبه ف حدود 160 کیلوگرم دانه پنبه از گیاه پنبه تولید می شود. 

هرچند نزدیک به 5000 سال پنبه را به دلیل استفاده از الیاف آن می کاشته اند ، ولی مصرف دانه آن برای تامین مواد غذایی از قرن نوزدهم رایج شده است . در زمان های قدیم هندی ها و چینی ها روش تهیه روغن از پنبه را ابداع کرده اند و آن را به عنوان سوخت چراغ به کار می بردندو کنجاله آن را به دام می دادند . تولید روغن از پنبه بار اول در سال 1767 در امریکا انجام شد و نیمه اول قرن نوزدهم در اروپا کارخانه های روغن کشی آغاز به کار کردند . اولین کارخانه روغن کشی در ایران از سال 1317 تاسیس شد . 

4- ارقام :

انواع گونه های پنبه که در ایران کشت می شوند عبارتند از :

· رقم ساحل که تنها در مازندران و گرگان و گنبد کاشته می شود. 

· رقم ورامین که به جز مازندران ، فارس ، گرگان ، و گنبد در سایر مناطق نیز کشت می شود.

· رقم بومی که در استانهای خراسان ، فارس ، سمنان ، کرمان ، اصفهان ، یزد و مرکزی کاشته می شود. 

در ایران در دشت گنبد و گرگان بهترین نوع پنبه کاشته می شود.

جایگاه پنبه دانه در طبقه بندی خوراک :

خوراکهاي مورد نياز در تغذيه طيور از موادي مغذي تشکيل شده که پس از جذب و ورود به خون هر يک به طريقي در اعمال حياتي بدن حيوان نقش ايفا مي کنند .مواد مغذي به طور کلي شامل کربوهيدراتها و چربيها ، پروتئين ها ، مواد معدني ، ويتامين ها ، آب و ترکيبات اضافي مي باشند. پروتئين ها از واحدهايي بنام اسيد آمينه تشکيل شده اند و حدود 20 درصد وزن يک مرغ و 5/12 درصد وزن تخم مرغ از آنها ترکيب يافته است. بعضي اسيدهاي آمينه به واسطه انتقال گروه آميني ازاسيدهاي آمينه ديگر بوجود مي آيند . ولي تعدادي تحت عنوان اسيدهاي آمينه ضروري به اندازه کافي در بدن حيوان ساخته نمي شوند اين دسته اسيدهاي آمينه عبارتنداز : آرژنين ، متيونين ، لوسين ، ايزولوسين ، گلوتامين ، هستيدين ، فنيل آلانين ، ليزين ، تريپتوفان ، تره ئونين و والين . در تعادل جيره بيشتر به پنج اسيد آمينه آرژنين ، تريپتوفان ، ليزين ، متيونين ، و سيستين را ملاک قرار مي دهند . اصولا پروتئين ها شامل : دو منبع گياهي و حيواني است که بسته به خصوصيات ذکر شده مي توان به نسبت از ترکيب آنها استفاده نمود . معمولا فرآورده هاي با منشا حيواني توازن اسيد آمينه بهتري دارند و قادرند مواد معدني ضروري و ويتامين ها را تامين کنند. در حال حاضر در تهيه خوراک طيور استفاده از مکملهاي پروتئيني حيواني کمتر از سابق است . از جمله مهمترين منابع پروتئيني حيواني مي توان از پودر ماهي ، پودر گوشت ، پودر خون ، پودر شير ، پودر گوشت استخوان دار پودر پر ، پودر کشک ، اب پنير خشک شده ، باقي مانده کشتارگاههاي طيور و مواد محلول ماهي را نام برد. امروزه با توجه به مشکلات تهيه مواد غذاي سرشار از پروتئين از منابع حيواني سعي شده ازمکملهاي پروتئيني نباتي که بيشتر فرآورده هاي فرعي کنجاله دانه هاي روغني هستند اين مساله را حل نمايند پروتئين هاي نباتي از لحاظ توازن اسيدهاي آمينه ، منابع فقيرتري هستند از جمله مهمترين منابع پروتئين هاي نباتي مي توان به غلات تقطير شده خشک ، کنجاله سويا ، کنجاله پنبه دانه ، کنجاله بذرک ، کنجاله کلزا ، کنجاله گلرنگ ، کنجاله کنجد ، دانه باقلا و .... اشاره نمود. از ميان آن دسته پروتئين هاي نباتي که به طور معمول در مناطقی که کشت پنبه صورت می گیرد، استفاده مي شوند کنجاله پنبه دانه اهميت بيشتري از نظر اسيد آمينه ليزين دارد. ولي در مجموع درکاربرد پروتئين هاي نباتي بايد ميزان و نوع اسيدهاي آمينه و نيز مواد سمي موجود در آن برآورده شود. تازماني که از هر مکمل جديد تاريخچه مصرف مناسبي در دسترس نيست قبل از استفاده در جيره مي بايست به دقت مورد بررسي قرارگيرد.

فرآورده های پنیه دانه:

1- خوراک تخم پنبه cottonseed feed 

نوعی خوراک دام و طیور مرکب از کنجاله پنبه دانه( پس از استخراج قسمت عمده روغن از دانه های روغنی ، تفاله باقیمانده کنجاله خوانده می شود ، برای تغذیه دام استفاده می شود) و پوست پنبه دانه . این خوراک کمتر از 36% پروتئین خام دارد ، ولی میزان پروتئین خام آن نباید از 22% کمتر باشد . 

2- آرد پنبه دانه cottonseed flour 

نوعی فرآورده غذایی که از تخم پنبه پاک شده از الیاف و پوست کنده ( بدون لینتر ) بدست می آید . تخم پنبه به طور نازک غلتک زده می شود و برای مدت 5/1 ساعت در 225 درجه فارنهایت پخته می شود . با این عمل حالت پلاستیکی پیدا می کند و خارج کردن روغن از آن آسانتر می شود . کنجاله پرس شده سرد می شود و آن را قبل از آرد کردن با آسیاب چکشی به مدت 30 روز ذخیره می کنند ، سپس آرد از یک الک شماره 200 عبور داده می شود . این فرآورده رنگ روشن ، مزه آجیلی دارد و حاوی 5/57 % پروتئین خام می باشد.

3- پوست پنبه دانه cottonseed hull 

پوسته خارجی تخم پنبه مد نظر است .28% پنبه دانه پس از فرآوری ،پوست دانه تشکیل می دهد. بخشی از پس مانده حاصل از روغن کشی از تخم پنبه است،که از آن در تغذیه دام استفاده می شود . قابلیت هضم پروتئین پوسته بسیار ناچیز و مجموع مواد غذایی آن 7/43 % است . این خوراک را باخوراک های غنی از پروتئین مثل کنجاله پنبه دانه به دام ها تغذیه می کنند . 

4- کنجاله تخم پنبه cottonseed meal 

جهت تعيين ميزان هر ماده غذايي در جيره دام و طيور مي بايست به اين نکات توجه داشت که :

1- ماده غذايي اقتصادي و بهداشتي باشد. 

2- تمام نيازهاي لازم را تامين کند.

يکي از مواد غذايي مورد مصرف در پرورش دام و طيور ، کنجاله پنبه دانه است که پس از کنجاله سويا و ذرت ، می توان گفت بيشترين اهميت را دارد و فاکتورهاي فوق را در بر مي گيرد بدين ترتيب لازم است شناختي بر آناليز مواد مغذي و ديگر خصوصيات آن داشت. بيشترين اهميت کنجاله پنبه دانه مربوط به پروتئين آن مي گردد اما به همراه پروتئين مواد ترکيبات ديگري نيز در آن وجود دارد . 

خوراک تخم پنبه معمولا به عنوان محصولی با 41% پروتئين شناخته مي شود اما به شکل کنجاله با 35% پروتئين قابل دسترسی است. خوراک (کنجاله) تخم پنبه از لحاظ درصد پروتئين بسيار بالا بوده که با کشيدن روغن از تخم پنبه بدست می آيد. 

دو روش مختلف برای روغن کشی وجود دارد که ميزان روغن باقيمانده در کنجاله فرق مي کند. ميزان روغن باقيمانده در کنجاله تعيين کننده ميزان انرژی آن است. کنجاله تخم پنبه لذيذ بوده و استفاده ازآن جهت جيره غذايی روزانه احشام متداول است.با داشتن حدود 1% فسفر و 80-70 % مواد غذايی خوراک (کنجاله) تخم پنبه، منبع پروتئين عالی برای طيف وسيعی از احشام مي باشد. خوراک را ميتوان به شکل گلوله ای ( پلت) با اندازه های مختلف برای کاربرد های مختلف

(1/4", 3/8",1/2", 3/4" , 7/8") نيز فرآوری کرد.

کنجاله تخم پنبه دارای ماده گوسيپول مي باشد که ماده ای سمی است. اما در شرايط معمولی حتی پر شير ترين گاوها هم باندازه ای کنجاله تخم پنبه مصرف نمی کنند تا اين موضوع باعث مسموميت آنها شود.

کنجاله تخم پنبه هم مي تواند بعنوان 1- جيره مستقل غذايی و 2- مکمل غذايی پروتئينه با ترکيب ساير غلات مصرف شود. و3- مي تواند جايگزين کنجاله سويا در تمامی جيره غذايی گردد.

نوعی خوراک دام پروتئینی مشهور است که از آسیاب کردن تخم پنبه که قسمت اعظم روغن آن استخراج شده باشد ، بدست می آید. روش جدید استخراج روغن از دانه گیاهان، به طریق شیمیایی و با استفاده از حلال های خاصی می باشد. این روش، محصول بیشتری تولید می کند، با صرفه تر است و سریع تر هم انجام می پذیرد. روشی دیگر برای استخراج روغن از دانه گیاهان، بدون استفاده از حلال صورت می گیرد و به استخراج فیزیکی معروف است. در این روش روغن را با روش های مکانیکی فشردن، استخراج می نمایند. از این روش معمولاً برای تهیه روغن های خوراکی استفاده می شود.

اگر روغن کشی تخم پنبه به روش حلال انجام شود کنجاله تخم پنبه حاصل حدود 41 % پروتئین خام خواهد داشت و اگر روغن کشی به طریق مکانیکی صورت گیرد کنجاله حاصل حدود 36% پروتئین خام خواهد داشت . طبق استاندارد سازمان تغذيه دام آمريکا ميزان پروتئين باقيمانده با روش فرآوری فشاری نبايد کمتر از 36% باشد.

مواد خوراکی باید به طور مداوم مورد بررسی قرار گیرند تا از ثبات ترکیبات آنها و همچنین عدم آلودگی آنها اطمینان حاصل شود. 

مقایسه کنجاله پنبه دانه با کنجاله سویا:

1- میزان کمتری پروتئین و مقدار بیشتری فیبر دارد. که بالا بودن میزان فیبر آن موجب پایین آمدن سطح انرژی قابل متابولیسم می گردد. 

2- مقدار بسیاری از اسیدهای آمینه ضروری در کنجاله تخم پنبه کمتر از کنجاله سویا است و قابلیت استفاده آنها برای طیور پایین تر است .

3- در دانه پنبه رنگدانه ای به نام گوسیپول وجود دارد که تاثیرات سوئی بر رشد ، تولید مثل و رنگ زرده تخم مرغ دارد. 

*گوسیپول Gossypol:

بعضی از غلات و منابع پروتئین گیاهی دارای سموم طبیعی هستند که می توانند در عملکرد حیوان مصرف کننده موثر باشد . گوسیپول یکی از عناصر بازدارنده و در حقیقت به عنوان ماده سمی برای حیوانات تک معده ای محسوب میگرددکه در رنگدانه های بعضی از منابع گیاهی از جمله مغز تخم پنبه پراکنده و ذخیره شده است . حداقل 15 نوع از این رنگدانه در روغن استخراج شده و یا در کنجاله پنبه دانه شناسای شدهاند ، لیکن مهمترین آنها دارای فرمول شیمیایی است که برای اولین بار توسط دانشمند انگلیسی لانگمور به سال 1886 از بقایای حاصل از روغن پنبه دانه در تصفیه با قلیا جدا گردید. و در سال 1898 مارچلیوسکی آن را به حالت جامد خالص و زرد رنگ تهیه نمود و بدین نام خوانده شد. 

کنجاله تخم پنبه حاوی یک ماده سمی به نام گوسیپول Gossypol است که همین ماده میزان مصرف آن را در جیره طیور و خوک محدود می کند.

گوسیپول یک ترکیب آلدئید پلی فنولیک ، آنتی اکسیدان و پلیمریزه کنده است.این ترکیبات به شدت فعالند ، خواص اسیدی داشته ، مثل ترکیبات فنلی و آلدئیدی عمل میکنند ، در قلیای رقیق حل شده و تشکیل نمک می نمایند.گوسیپول به دلیل دلشتن خاصیت پلی مورفیسم دارای نقطه ذوب متفاوت بوده ، همچنین دارای ایزومز نوری می باشد در میان هشت رنگدانه موجود در غدد رنگدانه ای تخم پنبه ، مهمترین رنگدانه است . گوسیپول می تواند به شکل آزاد و فعال در رنگدانه ها و یا به شکل پیوندی در ترکیب با پروتئین و یا مواد دیگر باشد. گوسیپول آزاد با گروه اپسیلون آمین آزاد لیزین و احتمالاَ آرژنین و سیستئین واکنش داده و سبب دناتوراسیون پروتئین می گردد و ارزش تغذیه ای پروتئین و همچنین راندمان استحصال پروتئین را کاهش می دهد.

علاوه بر آن کنجاله تخم پنبه حاوی ترکیبات سیکلوپروپیونید است که این ترکیبات در صورت زیاد بودن در جیره مرغ های تخم گذار موجب کمرنگ شدن زرده تخم مرغ می شود .

گوسیپول در ریشه گیاه پنبه تولید و سپس به دانه منتقل می شود . واریته های از این گیاه وجود د ارد با وجود اینکه گوسیپول در ریشه گیاه ساخته می شود،ولی به دانه منتقل نمی شود، در نتیجه تخم پنبه در چنین سویه های عاری از گوسیپول است. گوسیپول ممکن است یا به شکل ترکیبی و یا به صورت آزاد باشد که در حالت اول برای حیوانات تک معده ای غیرسمی و در حالات دوم در مقادیر بالا سمی است . 

در صورتی که گوسیپول کنجاله پنبه دانه گرفته شود ، از آن می توان بدن مشکل در جیره طیور نیز استفاده کرد ، ولی از کنجاله تخم پنبه معمولی نمی توان بیش از 15% کل جیره استفاده نمود . 

کنجاله تخم پنبه عموماَ به عنوان یک ماده خوراکی با کیفیت در جیره های طیور مطرح نیست . هر چند که به دلایل اقتصادی ، اغلب آن را در نقاط تولید شده مصرف می کنند . مهمترین محدودیت های کاربرد این کنجاله وجود فیبر بالا و گوسیپول در آن می باشد . 

گوسیپول رنگدانه پلی فنولیک ( polyphenolic ) زردی می باشد که در غده های پنبه دانه یافت می شود . در بیشتر کنجاله ها ، مقدار گوسیپول کل حدود 1% است که تنها1/0 % آن به صورت آزاد می باشد . گرچه باقیمانده گوسیپول متصل تقریباَ بی اثر است ، اما متاسفانه می تواند با لیزین کنجاله به هنگام فرآوری آن متصل شود و هر دوقسمت گوسیپول و لیزین متصل را از دسترس پرنده خارج سازد . 

Molecular Weight: 518.6
Melting Point: 177-182°C (decomp.)
CAS Number: 303-45-7

کمترین مقدار گوسیپول به صورت آزاد ، در کنجاله تخم پنبه تولید شده ، با فشار حلزونی و روش کاربرد توام فشار و حلال بین 02/0 تا 05/0 درصد و بیشترین مقدار آن در روش استخراج با حلال بین 04/0 تا 4/0 درصد حاصل می شود. 

در اسب ونشخوارکنندگان در مقابل مصرف گوسیپول تا حدودی مقاوم هستند . دلیل اصلی مقاومت نشخوارکنندگان به خاطر تشکیل ترکیبات پروتئینی محلول و پیچیده در معده است که در مقابل آنزیم ها مقاوم هستند. گرچه گوسیپول تاثیر چندانی بر عملکرد نشخوارکنندگان ندارد لیکن تاثیر منفی آن می تواند در گوساله های کوچک که هنوز شکمبه آنها توسعه نیافته بروز نماید. 

در حیوانات تک معدهای چون مرغ ، گوسیپول به شکل آزاد سبب مسمومیت گردیده و موجب کم اشتهایی و کاهش وزن بدن می گردد. 

استفاده از کنجاله پنبه دانه در تغذ یه دام و طیور :

واریته های بدون غده ( GLANDIESS) پنبه دانه فاقد گوسیپول نیز وجود دارند . پرندگان می توانند معمولاَ مقدار نسبتاَ بالای گوسیپول را بدون هیچ گونه تاثیری بر عملکردشان تحمل نمایند و هر چند که حتی مقدار بسیار پایین آن موجبات تغییر رنگ زرده و سفیده را در پرندگان تخم گذار فراهم می کند. تغییر رنگ زرده به صورت های سبز – قهوه ای – سیاه به میزان گوسیپپول جیره و مدت انبار کردن تخم بستگی دارد. افزایش مدت انبار کردن بویژه در هواه خنک 5 درجه سانتیگراد که سبب تغییر سریع در PHزرده می شود ، بر تیرگی زرده می افزاید . با توجه به اینکه گوسیپول با آهن تشکیل کمپلکس می دهد ، از این واکنش می توان به طور موثری در حذف سم یا غیر سمی کردن کنجاله استفاده کرد . فراهم نمودن نسبت 1 به 1 گوسیپول آزاد و آهن می تواند سبب افزایش مقدار مصرف کنجاله درجیره های گوشتی و همچنین مرغ های تخم گذار شود. از آنجا که بیشتر نمونه های کنجاله پنبه دانه دارای 1/0 % گوسیپول آزاد هستند با افزودن 5/0 کیلوگرم سولفات آهن در هر تن خوراک می توان مسمومیت حاصل از آن را برطرف نمود . با افزودن آهن ، جوجه های گوشتی و مرغ های تخم گذار بدون هیچ گونه تاثیرمنفی می توانند به ترتیب تا 300 و 30 قسمت در میلیون ( PPM ) گوسیپول آزاد در جیره را تحمل نمایند. 

اگر کنجاله پنبه دانه حاوی مقداری روغن باشد ، اسید های چرب سیکلوپروپیونید ممکن است سبب تغییر رنگ تخم مرغ شوند. این اسید های چرب در غشای ویتلین Vitellin Membrane زرده تغییر شده و قابلیت نفوذ پذیری آن را به آهن که تنها در زرده وجود دارد تغییر می دهد. آهن تراوشده با کُن آلبومین Conalbumin در بخش سفیده تشکیل کمپلکس می دهد و رنگ صورتی زرده را باعث می شود ، که تنها راه جلوگیری از آن استفاده از کنجاله های پنبه دانه با مقدار بسیار ناچیز روغن می باشد . 

محدودیت های که باعث می شود نتوان به مقدار زیاد در جیره از آن استفاده کرد عبارتند از : 

تغییر رنگ زرده تغییر رنگ آلبومن

میزان روغن میزان گوسیپول قابلیت استفاده لیزین

محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان تخمگذار در سنین 0 تا 4 هفتگی: حداکثر 5% جیره

محدودیت کنجاله پنبه دانه برای پرندگان گوشتی در سنین 4 تا 8 هفتگی : حداگثر 10% جیره

مسمومیت دام ها بویژه خوک در اثر مصرف کنجاله پنبه دانه معمولی زیاد حادث می شود . ماده سمی گوسیپول در کنجاله تخم پنبه معمولی موجب سفت شدن و بزرگ شدن شکم در اثر تجمع مایعات و ضعف عمومی می شود . ظاهراَ مرگ در اثز خیز قلب و شش یا جگر رخ خواهد داد. 

استفاده از کنجاله تخم پنبه در جیره مرغ های تخم گذار برای متخصصین تغذیه و تولیدکنندگان از دیر باز یک مشکل بوده است . گزارش های اولیه در مورد لکه دار شدن تخم مرغ مرغ های تخمگذار که از کنجاله تخم پنبه تغذیه نموده اند به سالهای 1819 برمی گردد. در دهه 1930 گوسیپول به عنوان ماده موثر در تغییر رنگ زرده در مرغ های تغذیه شده با کنجاله تخم پنبه شناخته شد . بزودی روشن شد که در تغذیه مرغ های تخم گذار با کنجاله پنبه دانه دو مشکل بوجود می آید :

1- سفیده تخم های ذخیره شده به رنگ صورتی تغییر رنگ می دهد و این حالت غیر طبیعی به عنوان سفیده صورتی رنگ شناخته شده است . 

2- مشکل دیگر که ممکن است به طوز همزمان رخ دهد ، رنگ قهوه ای یا زیتونی زرده می باشد . 

3- مشکل دوم از تداخل گوسیپول حاصل از غدد رنگدانه ای تخم پنبه باآهن موجوددر زرده تخم مرغ حاصل می شود. 

منبع: مجله آنلاين كشاورز تنها

کورش شاه کرمی - سهراب محمدی

جفت ماندگي

 

از نظر فيزيولوژيكي غشا هاي جنين معمولا 12 ساعت بعد از زايمان بايستي خارج شوند و باقيماندن غشا هاي آلانتوكوريون در داخل رحم در زمان بشتر دليل بر حالت پاتولوژيكي مي باشد و اين باقيماندن جفت ممكن است 4 تا 8 روز و حتي بيشتر ادامه پيدا كند كه در اين صورت اثار گنديدگي و تغييرات عفونت رد آن پديد مي آيد بنابراين در صورتيكه بعد از حداكثر 2 روز جفت خارج نگرديد بايستي عمليات درماني را در مورد خارج كردن جفت انجام دهيم تا منجر به عفونت رحمي و ضايعات بعدي نشود .

سبب شناسي :

از نظر فيزيولوژيك دو علت با عث جفت ماندگي مي شود . 

1- نرسيدن خون در خملها كه متعاقب زايمان بر اثر عدم جريان خون كوتيلدونها كوچك شده و جمع مي شوند.

2- ادامه حركات پرستالتيك در رشته هاي عضلاني ديوواره رحم كه بموجب آن در اثر از دست دادن آلانتوكوريون تو رفتگي پيدا كرده و كشيده مي شود و بر اثر جا شدن پرده ها خروج جفت از رحم صورت مي گيرد . 

علت اصلي باقيماندن جفت چسبندگي خملها به حفره ها يا كريپتها است و مسئله ديگر انقباضات رحمي ميباشد يعني براي خروج جفت بايستي دو مسئله در نظر گرفته شود . يكي اينكه خملها از كريپت ها جدا شوند ديگر اينكه انقلاضات رحمي براي بيرون راندن جفت و خارج كردن آن كافي باشد .

سقط جنين بروسلائي بموجب مطالعاتي كه بعمل آمده در سن كمتر از 30 تا 40 هفتگي سبب باقيماندن جفت شده و مي توان گفت كه در اين قبل مواقع از آبستني جفت ماندگي نارد است و بنا به مطالعاتي كه بعمل آ'مده باقيماندن جفت در دو قلو زائي زياد اتفاق مي افتد .

سكون رحم در سومين نيز يكي از مهمترين علل باقي ماندن جفت مي باشد و هجوم الدمي خملها كه سبب قفل شدن آنها رد حفره ها مي شود نيز بعنوان يكي از علل باقيماندن جفت ذكر شده است . 

در يك تحقيق محققان هندي آمار جفت ماندگي در گاوهايي كه بلافاصله پس از تولد گوساله از آن جدا شده اند ميزان جفت ماندگي بيشتر بوده است .

بيماري زائي :

ميزان اثر مسائل مختلف و مرگ و. ميري كه باقيماندن غشا هاي جنين را سبب مي شود در گاوها قدري مشكل است زيرا بسياري زا فاكتورها رد اين مورد بايستي بررسي شوند اولين مطلبي كه رد اين مورد بايد ذدكر شود شرايطي است كه بموجب آن وضع نرمال زايمان را با حالت غير نرمال بايد مقايسه كنيم .

عواملي كه روي دوره ماندن جفت تاثير دارند :

اين عارضه به دنبال سخت زايي ، سقط ، سزارين و فتوتومي شايع مي باشد . كمبود هاي جيره از جمله كمبود سلنيم و ويتامين e و ويتامين A با جفت ماندگي در ارتباط هستند .

دست كاري هاي رحم روي شدت جفت ماندگي تاثير دارند و از طرفي دوره ماندن جفت نيز روي شدت جفت ماندگي تاثير دارد ، اگر چه اين مورد تا 2 الي 3 روز پس از زايمان اهميت پيدا مي كند ، زيرا بعد زا آن در هر صورت گنديدگي جفت خواهيم داشت . بعد از گنديدگي ججفت در رحم در 75 درصد موارد سلامتي حيوان مورد تهديد قرار مي گيرد و اشتها كاهش يافته و توليد شير تقليل پيدا مي كند و در بسياري از موارد عدم درمان جفت ماندگي ، مرگ حيوان اتفاق مي افتد و حداقل مي توان گفت كه 1تا 2 درصد گاوهايي جفت مانده بر اثر عفونت هاي حاصله مي ميرند . 

خارج كردن جفت با دست :

براي خارج كردن جفت سه راه وجود دارد كه به شرح آن مي پردازيم :

1- بعضي از متخصصان عقيده دارند كه بايست يبا دست اتصال كوتيلدونها جفتي را به كارونكول هاي مادري قطع نمود . كسانيكه پيرو اين عقيده هستند از خطر بروز عفونت بر اثر ماندن جفت هراس داشته و آنرا خطري براي دام ذكر مي كنند ولي عده اي عقيده دارندكه جفت خود بخود خارج مي شود و نيازي به بيرون آوردن آن با دست نيست فق بايستي از طريق ضد عفوني كردن رحم بوسيله گذاشتن قرص هاي آنتي بيوتيك ( تتراسيكلين ) از بروز عفونت هاي احتمالي جبوگيري نمود و عده اي هستند كه عقيده دارند هم گذاشتن قرص در رحم و هم تزريق آنتي بيوتيك و استفاده از دارو هايئي نير لوب خلفي هيپوفيز لازم است و هم در صورت عدم خروج فت بيرون كشيدن ان با دست لازم مي شود . در بين اين سه روش راه حل سوم مقبوليت بيشتري دارد و پيروي از آن معقول به نظر مي رسد ، يعني اول تزريق دارو هاي لازم و بعد در صورت عدم خروج جفت بيرون كشيدن آن با دست كه توصيه مي شود همواره بدين طريق عمل نمائيد . 

بر اساس تجربيات محققان انگليسي تلاش براي بيرون آوردن جفت در 48 ساعت اول نتيجه اي در بر ندارد زيرا جفت اغلب خلي محكم چسبيده و كوشش براي جدا كردن آن منجر به خونريزي مي شود و در مواردي خود كارانكول نيز قطع شده است صدمه رسانيدن باعث سپتي سمي ، تب ، بي اشتهايي خواهد شد .

علاوه بر آن قسمت هاي apical شاخ بارور رحم معمولا در اين موقع دور از دسترس است روي همين اصل بيرون كشيدن جفت را بايستي تا روز سوم و يا چهارم به تاخير انداخت و بعد از روز 4 گنديدگي جفت شروع مي شود و جدا كردن خملهاي جفتي از كريپت هاي مادري آسانتر سات .بايد توجه داشت كه گاو نبايد در اثر دست كاري مريض شود زيرا در اين صورت ممكن است به مرگ گاو منجر شود . 

طبق تحقيق دامپزشكان الماني اگر چه دست زدن به رحم و رها كردن جفت بحال خود و خارج شدن خود بخود آن بهتر است اما مي تون ادعا كرد كه در صورت انجام بي حسي اپيدورال جفت را به آرامي و با رعايت بهداشت مي توانيم خارج كنيم . و اين فاكتور ها همراه با مبارزه با عفونت هاي احتمالي بايستي مورد نظر قرار گيرد و همواره خار ج كردن آرام جفت بايستي مورد توجه واقع شود و اگر جفت را در روز هاي اول بتوانيم خارج كنيم خطر بروز عفونت بمراتب كمتر بوده و مسموميت و عفونت نيز بروز نخواهد كرد .

مخققان سوييسي نيز اين روش را تاييد كرده اند و اعلام كرده اند كه عاملي كه بيشتر مواقع سبب بيماري و عفونت بوده پر شدن رحم از مايعات مي باشد . مشاهده چرك در رحم نشانه بروز عفونت است و نياز به درمان كامل با استفاده از آنتي بيوتيك ها واحتمالا تزريقات داخل رحمي دارد و پرده هاي جفت وقتي از فرج آويزان باشند مي توان از طريق پيچاندن آنها و جدا كردن چسبندگي ها با ست آنرا خارج نمود . 

در مواردي كه رحم شل و محتوي مقادير زيادي مايع است براي خارج كردن مايعات بايد به وسيله 2 تا 3 ليتر سرم فيزيولوژي سيفوناژ كنيم . 

صدمه ايجاد شده دراثر خارج كردن جفت با دست از فاگوسيتوز نوتروفيل ها ي رحمي مانع مي شود و از طرفي با عث تورم صفاق و عدم باروري دام در دفعات بعد مي شود . 

دارو هاي درمان جفت ماندگي :

بسياري از داروهاي ضد عفوني كننده بمنظور ضد عفوني رحم در جفت ماندگي مورد استفاده قرار گرفته اند نمونه اين قبيل داروها اسيد فنيك ، متيل ساليسليك اسيد ، كرزول و فلاوين و رنگ ها يآكريدين و يدو فرم ، بيسموت سونيترات و فر آورده هاي املاح نقره مي باشد .

سولفاناميد و پني سيلين نيز در مواردي كه عفونت ايجاد شده است استفاده مي كنند . اكسي توسين باعث ايجاد انقباضات ميومتر مي شود كه به خروج جفت كمك مي كند . اكسي توسين را مي توان از طريق داخل رگي 5 تا 20 واحد بين المللي هر 15 تا 30 دقيقه ) به داخل عضلاني 20 تا 40 واحد IU هر 30 تا 60 دقيقه تزريق كرد . همچنين از راه داخل رگي به آهستگي انفوزيون نمود . 30 تا 80 واحد IU در 500 ميلي ليتر سالين گرم درعرض 30 تا 60 دقيقه ). از تجويز دز هاي بيش از حد بايد خود داري كرد چون منجر به علايم درد شكم و كزاز مي شود . اگر درمان بيش از 24 ساعت به تاخير افتاد دز هاي بالاي اكسي تترا سايكلين توصيه مي شود . 

اگر آلانتوئيس سالم باشد ، محوطه كوريو آلانتوئيك را مي توان با 3 تا 4 گالن سالين يا آب گرم از طريق ستاره سرويكال پر كردو منفذ جفت را بايد با هنگام شروع فشار هاي شكمي بسته نگه داشت . از اكسي توسين و نيز به همراه اين درمان استفاده مي شود . اكسي توسين و آنتي بيوتيك هاي داخل رحمي يا عمومي در فواصل 12 ساعته تا هنگاميكه جفت خارج شود و تجويز هاي دارو هاي ضد آماس و كزاز توصيه شده است . تجويز محلول هاي كلسيم از طريق داخل رگي در مواردي كه جفت ماندگي به طور ثانويه به دنبال كاهش كلسيم خون ايجاد شده باشد صورت مي گيرد . 

پروستاگلاندين براي درمان جفت ماندگي توصيه شده است چون عامل تونوسيته رحم مي شود .

اكثر درمان هاي مورد استفاده در جفت ماندگي براي كنترل جمعيت باكتريايي داخل رحم مي باشد .

جفت ماندگي در ماديان :

جفت ماندگي در ماديان بيشتر از 3 ساعت غير طبيعي مي باشد . جفت ماديان از نوع اپيتليو كوريال مي باشد و داراي ميكرو پلي هاي منتشر است كه با كريپت هاي آندومتر به صورت زوايد انگشتي شكل در هم رفته است . 

جفت ماندگي در گاو :

جفت كوتيلدوني گاوها معمولا 3 تا 8 ساعت پس از زايش خارج مي شود و اگر تا 12 ساعت خارج نشود جفت مانده مي گويند .جفت ماندگي در نژاد هاي شيري نسبت به نژاد هااي گوشتي متداول تر است و از طرفي جفت ماندگي به دنبال زايمان گوساله نر يا دو قلو و سخت زايي متداول تر مي باشد .

جفت ماندگي در ميش و بز :

در ميش و بز بعد از گذشت 12 ساعت از خروج جنين اگر جفت دفع نشود ، جفت مانده تلقي مي شود . ميزان جفت ماندگي در بز 6% در صد است كه اين رقم با مواردي مانند سخت زايي وكمبودجيره افزايش مي يابد . بز ها ممكن است كه جفت خود را بخورند كه تشخيص موارد باقي ماندن قسمتي از جفت را پيچيده مي كند 

جفت ماندگي در ميش شبيه گاو مي باشد . گنديدگي پيشرفته رحم در اثر عدم خروج جفت از روز پنجم تا دهم اتفاق مي افتد و در بعضي مواقع عفونت حاصله ممكن است مرگ حيوان را سبب شود و وظيفه چوپان در اين رابطه اين است كه همه روزه كمي جفت را خارج نمايد تا بتدريج تمام جفت بيرون كشيده شود . 

نشانه هاي باليني :

پرده هاي جنيني معمولا از فرج دام آويزان هستند و بايد توجه داشت كه ممكن است قسمت هاي كوچكي از بافت جفت بدون ظاهر شدن در لبه هاي فرج درون زخم به صورت متصل باقي بماند و كانوني براي عفونت شود . و منجر به متريت شديد ، آندو توكسمي ، لنگش شود . 

كم شدن توليد شير و اشتها در گاو شايع است و ترشحات بد بو از فرج دام كاملا مشهود است 

معمولا در روز ها ي 4 تا 10 بعد از زايش ، هنگامي كه بافت كارانكل نكروزشده و جدا مي شود . ميش ها و بز ها نسبت به ديگر حيوانات علائم واضح تري دارند . جفت ماندگي ممكن است ناشي از باقي ماندن جنين ديگري باشد كه معاينه دقيق را مي طلبد . 

در درمان جفت ماندگي در اسب بايد بلافاصله اقدام كرد . در صورتي كه جفت در عرض 3 ساعت پس زا زايش خارج نشود بايد درمان را شروع كند .

پيشگيري و كنترل :

به خاطر تك گير بودن و سبب شناسي نا معلوم جفت ماندگي پيشگيري آن دشوار است . جفت ماندگي اغلب بعد از سقط طي نيمه آخر آبستني رخ مي دهد ، واكسيناسيون بر عليه عوامل عفوني ايجاد كنند ه سقط توصيه مي شود . طول دوره خشكي گاوها و بزها بايد به اندازه كافي و به ميزان 6 تا 8 هفته باشد . جيره ها بايد داراي مقادير كافي كلسيم ، فسفر ، ويتامين A ، ويتامين E ، و سلنيم باشد . تزريق سلنيم و ويتامين E تقريبا 1 ماه قبل از زايمان گاوها در كاهش شيوع جفت ماندگي در مناطقي كه كمبود سلنيم وجود دارد موثر است . 

انتخاب پاک کننده های مناسب ( Detergents )



· عملکرد مناسبی را در آب داشته باشد .

· سبب ایجاد حساسیت در مصرف کننده نشود .

· سمی نباشد .

· مقرون بصرفه باشد .

· در خلال مراحل انبارداری و استفاده تمایلی به ته نشین شدن و یا جامد شدن نداشته باشد .

· محصول بایستی قدرت حل مواد جامد و مخصوصا پروتئینها را داشته باشد .

 

مروری بر علائم و صحبت های ذکر شده بر روی محصولات ضدعفونی کننده :

اصولا ضدعفونی کننده ها بایستی برخی از آزمایشات را گذرانده باشند که در این بخش به دو نمونه از آنها اشاره می کنیم :

· یک ضدعفونی کننده بایستی بر روی یک سطح غیرمتخلخل بر علیه اجرام بیماری زا ، که فهرست آنها بر روی محصول آمده است آزمایش شده باشند . 

· یک ضدعفونی کننده بایستی در حضور آب سخت و مواد ارگانیک ( 5 درصد سرم خون ) آزمایش شده باشند .

در ایالات متحده آمریکا یک ضدعفونی کننده بایستی بعنوان یک ضدعفونی کننده تخصصی طبقه بندی شده باشد . بعنوان مثال ضدعفونی کننده صنایع کشاورزی و یا ضدعفونی کننده بیمارستانها . بایستی توجه داشت که آزمایشات مورد نیاز برای هریک از این بخش ها متفاوت خواهند بود .

اما ، آیا با دیدن نام "ضدعفونی کننده اختصاصی" بر روی محصولات و با توجه به فهرست اجرام بیماری زایی که بر روی محصول آمده است بایستی به آن نوع ضدعفونی کننده اعتماد کرد ؟ 

در واقع تاثیرات ضدعفونی کننده ها هیچگاه با قاطعیت نمی توانند بیان شوند . در اینگونه موارد حضور اجزای مختلف در فرمول ساخت ماده ضدعفونی کننده و همچنین تاثیرات و نسبت مشخص آن به روشنی بایستی بر روی محصول درج شده باشد .

هیچگاه ضدعفونی کننده های غذا و همچنین ضدعفونی کننده هایی که برای مصارف خانگی ساخته شده اند برای هچری و استفاده در مزارع مرغداری مناسب نیستند . در مواردی معدود ، ضدعفونی کننده های صنعتی نیز پاسخگوی نیازهای صنعت مرغداری نیستند .

درکل ، برطبق آمار بدست آمده ، تقاضا برای ضدعفونی کننده های کشاورزی کمتر از ضدعفونی کننده ها بیمارستانی است . بهرحال ضدعفونی کننده های صنعت کشاورزی در اغلب موارد ، نیازهای موجود در صنعت مرغداری را پاسخگو هستند . اما بخاطر داشته باشید که هنوز هم ممکن است تفاوت هایی میان ضدعفونی کننده های کشاورزی ، نه از جهت خصوصات شیمیایی که از لحاظ ATCC10708 وجود داشته باشد .از طرفی ممکن است که بسیاری از اجرام بیماریزا با ضدعفونی کننده های کشاورزی از بین نروند .

در حال حاضر بیشترین تقاضاها برای ضدعفونی کننده های بیمارستانی می باشد . ولی به جرات میتوان گفت که هیچیک از این ضدعفونی کننده ها Endospores بوجود آمده با باکتریهایی مانند Clostridium و Bacillus Sp را از بین نمی برند .

به خاطر داشته باشید که شرایط مناسب آزمایش ضدعفونی کننده ها شامل یک زمان مجاور سازی 10 دقیقه ایی در 20 درجه سانتی گراد ( 68 درجه فارنهایت ) ، میان سطوح سخت و ضدعفونی کننده می باشد .

در پایان این بخش ، بهتر است این نکته ذکر گردد که اغلب آزمایشات انجام شده در سطوحی مانند شیشه صاف می باشد و نه در شرایط مزارع مرغداری .

 

یک ضدعفونی کننده ایده آل :  

· بدون رنگ .

· بدون بو .

· بی مزه .

· موثر برعلیهیک طیف وسیع باکتری ها ( گرام مثبت و گرام منفی ) ، قارچهای بیماریزا و ویروسهای اصلی .

· در هنگام استفاده ، غیرسمی باشد .

· در مراحل انبارسازی باثبات باشد .

· در تاثیرات جانبی بی ثبات نباشد .

· تحت شرایط سرما و گرما عملکرد مناسبی داشته باشد .

· برای پوست استفاده کننده و یا دام حساسیتی ایجاد نکند .

· عملکردی سریع داشته باشد .

· در آب سخت عملکرد مناسبی داشته باشد .

· در یک PH وسیع موثر باشد .

واکنش کشنده مواد ضدعفونی کننده بر روی عوامل بیماری زای مختلف ( ویروسها ، باکتریها ، قارچها ، پروتوزوآها ) بستگی به ترکیب شیمیایی ضدعفونی کننده و اثر آن بر روی ارگانیسم ها دارد . 

خصوصیات عمومی ماده ضدعفونی کننده ایی که شما انتخاب می کنید به نظر خود شما بستگی خواهد داشت ، اما بایستی به سمی نبودن ترکیب استفاده شده توسط شما تاکید کرد .

بایستی توجه داشته باشید که هیچ ماده ضدعفونی کننده ایی ، بلافاصله تاثیر نمی گذارد . در واقع تمامی مواد ضدعفونی کننده به یک مدت زمان مشخص در جهت مجاور سازی با عوامل بیماریزا نیازمند هستند .

دما و غلظت مواد ضدعفونی کننده از عواملی هستند که بر میزان نابودی میکروارگانیسمهای هدف تاثیر دارند . بنابراین در هنگام استفاده از ضدعفونی کننده ها ، به غلظت پیشنهادی ماده ضدعفونی کننده توجه خاصی داشته باشید . فعالیت بسیاری از ضدعفونی کننده ها نیز به میزان قابل توجهی در دمای بالا بهبود می یابند .

تمامی ضدعفونی کننده ها تاثیر کمتری در حضور مواد ارگانیک دارند . شما در حضور مواد ارگانیک ضدعفونی خوبی نخواهید داشت . مواد ارگانیک با پوشاندن عوامل بیماری زا در فعالیت مواد ضدعفونی کننده اختلال ایجاد می کنند . این مواد با پوشاندن عوامل بیماری زا در واقع ، مجاورسازی ماده ضدعفونی کننده و عامل بیماریزا را دچار اختلال می کند .

نحوه چیده شدن باندهای شیمیایی ضدعفونی کننده ها ، آنها را در برابر مواد ارگانیک بی تاثیر و یا کم تاثیر می کند . از این جهت است که پاکسازی محیط قبل از انجام عملیات ضدعفونی امری اجتناب ناپذیر است .

 

فاکتورهایی که در هنگام انتخاب ضدعفونی کننده ها بایستی مدنظر قرار بگیرند : 

· سطوحی که قصد ضدعفونی آنها را داریم .

· درجه پاکیزگی سطوح ( میزان باقی مانده های مواد ارگانیک ) .

درصورتی که هدف شما تاثیر ضدعفونی کننده برعلیه اجرام بیماریزای خاصی است ، بایستی توجه کنید که :

· قارچها برعلیه اسیدهای چرب فوق العاده مقاومند ولی ویروسها به ضدعفونی کننده های اسیدی حساسیت بسیار زیادی دارند .

نکته :

ویروسها را میتوان به دو دسته تقسیم بندی کرد :

· ویروسهای لیپوفولیک : آن دسته از ویروسها هستند که سطوحشان با یک پوشش لیپیدی پوشیده شده است . این دسته از ویروسها به اغلب ضدعفونی کننده ها حساس هستند . 

· ویروسهای هیدروفولیک : آن دسته از ویروسها هستند که سطوحشان بدون پوشش لیپیدی است . این دسته از ویروسها در برابر ضدعفونی کننده ها مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند . اسیدهای ارگانیک ، کلرومانها ، فرم آلدهیدها و Glutaraldehydes بر علیه این ویروسها عالی کار می کنند . 

· ماندگاری ماده ضدعفونی کننده بر روی سطوح و تجهیزات از درجه اهمیت بالایی برخوردار است . 

· هرگونه محدودسازی ماده ضدعفونی کننده بر طول دوره درمان . 

· فعالیت جانبی ماده ضدعفونی کننده . 

· اگر ماده ضدعفونی کننده در هچری استفاده می شود ، محصول بایستی برای رشد جنین ها مشکلی بوجود نیاورد . 

· و در نهایت محدودیتهای مالی .