تغذيه گاو خشك و انتقالي
گاوهاي تازه زا بايد با مشكلات متابوليكي كم، زايش نمايند.
-همچنين گاوهاي تازه زا بايد تا جايي كه ممكن است در كوتاه ترين زمان به صورت خوراك خورده و مشكلات متابوليكي تحت باليني ( مزمن ) كمي داشته باشد.
دوره Far-off ( خشکي
اهداف دوره Far-off خشكي شامل :
- حفظ نمره وضعيت بدني
- حفظ ذخائر پروتئيني و عضلاني
- نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد.
طي دوره Pre-fresh مواد مغذي مورد نياز افزايش يافته در حالي كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد. غلظت مواد مغذي جيره بايد افزايش يابد. توازن مواد معدني جيره در اين دوره مهم مي باشد. نياز است ميكروب هاي شكمبه و پرزهاي شكمبه نيز براي سطوح بالاتر كنسانتره آماده باشند. در اين دوره خوشخوراكي جيره مهم است.
انرژي مورد نياز يك گاو تازه زا معمولا بيشتر از انرژي تأمين شده مي باشد. هر اقدام جهت كاهش (درجه) كتوز مزمن، به افزايش ماده خشك مصرفي، افزايش شير توليدي و توليد مثل بهتر منجر خواهد شد. به ويژه گروه هاي گاو تازه زا به توليدكننده كمك ميكند تا زمان مصرف علوفه با كيفيت بالاتر و افزودنيهاي خوراكي را براي گاوهايي كه بيشترين پاسخ را دارند برنامه ريزي نمايند. افزودني هاي خوراكي گاو تازه زا شامل پروپيونات كلسيم، كولين، نياسين و كشت مخمر مي باشد.
افراد بسياري فقط يك هدف براي گاو تازه زا دارند، آن ها مي خواهند دامپزشك را دور نگه داشته و خودشان نيز از گاو نگهداري نكنند.
هدف اصلي مشاهده جفت ماندگي ، كتوز حاد و تب شير كم و يا جابجايي شيردان خوب است .
اما توليد بالاتر تنها به شرطي تأمين مي شود كه ما براي گاو تازه زا اهداف بيشتري در نظر بگيريم. آن ها بايد تا جايي كه ممكن است زود، و به مقدار زيادي خوراك بخورند و داراي مشكلات متابوليكي تحت باليني كمي باشند.
اهميت گوساله زايي گاو براي توليد شير
تعدادي از توليدكنندگان اهميت كمي به بيماري هاي متابوليكي مي دهند، زيرا آن ها با گاو تازه زا براي مدت طولاني سروكار ندارند. هر چند، آنها نمي توانند تشخيص دهند، ولي مشكلات مزمن ( تحت باليني ) مي تواند به توليد شير آسيب وارد نمايد. پيش بيني مي شود كه 50 درصد گاوها داراي تب شير مزمن در روز زايش مي باشند. اين مسئله گاو را به كمتر خوردن و ايجاد ساير مشكلات سلامتي مستعد مي كند. بيشتر گاوهاي پرتوليد، كتوز مزمن را تجربه كرده اند. كاهش شدت كتوز مي تواند باعث شود كه گاو حوراک بيشتري خورد ه و 5/45 تا 7/47 كيلوگرم شير در روز و شايد بيشتر توليد نمايد.
تغذيه و مديريت گاو Far-off
دوره Far-off از روز 60تا21 پيش از زايش را شامل مي شود. اهداف دوره Far-off شامل حفظ و نگهداري وضعيت بدني، حفظ ذخاير پروتئيني و عضلاني، نوسازي ديواره شكمبه و فراهم كردن ويتامين ها و مواد معدني مورد نياز مي باشد.
مصرف
براي گاوهاي Far-off ، ماده خشك مصرفي مورد انتظار 2/2-2 درصد از وزن بدن مي باشد. بنابراين يك گاو 614 كيلوگرم مي تواند 6/13-3/12 كيلوگرم ماده خشك را در هر روز مصرف نمايد. گاوها به مقادير ويژه اي ( پوند يا گرم ) از مواد مغذي نياز دارند نه به درصدهاي مواد مغذي. بنابراين، جيره ها را با مقادير واقعي براي سنجش ماده خشك مصرفي متوازن كنيد.
وضعيت بدني
بهترين حالت اين است كه گاوهاي خشك داراي نمره وضعيت بدني 5/3 باشند و اين وضعيت را تا روز زايش حفظ نمايند.گاوها در اواخر دوره شيردهي از انرژي جيره براي جايگزين كردن ذخاير بدني، كارآمدتر از گاوهاي خشك مي باشند (بازده 75 درصد در مقابل 60 درص) .بنابراين، توصيه مي شود كه گاوها طي اواسط تا اواخر دوره شيردهي نمره وضعيت بدني خود را افزايش داده و نمره وضعيت بدني مناسب براي گوساله زايي را (5/3) به جاي دوره خشكي در اين زمان به دست آورند. اگر گاوها در اواخر دوره شيردهي بسيار سنگين باشند، بايد از مقدار انرژي جيره در آن زمان كاست. هيچ وقت نبايد تلاش كرد تا جيره گاوها را طي دوره خشكي افزايش داد زيرا گاوها در معرض شرايط نامطلوب كتوز قرار گرفته و شروع به ذخيره چربي در كبد مي نمايند.
پژوهشگران ايالت ميشيگان دريافتند كه گاوهايي كه طي دوره خشكي چربي بدني ذخيره كردند، در دوره شيردهي بعدي داراي شير توليدي بيشتري بوده و در اولين تلقيح آبستن مي شوند. اما، گاوها در اين مطالعه در داراي نمره وضعيت بدني 77/2 بودند. گاوها بسيار لاغر بوده و به وزن بدن بيشتري نياز داشتند. در اين شرايط، بهتر اين است كه نمره وضعيت بدني طي دوره خشكي افزايش يابد. اما، بايد تلاش كنيم كه در مرحله اول گاو لاغر وارد دوره Dry-off نشود. اين مساله به ويژه زماني اهميت بيشتري دارد كه گاوهاي خشك لاغر نتوانند از گاوهايي كه داراي شرايط مناسب براي خوراكدهي هستند، جدا شوند. گاوهايي كه داراي نمره وضعيت بدني بالا هستند ( بيشتر از 75/3) با احتمال بيشتري مصرف كمتر، كتوز و ساير بيماري هاي متابوليكي را در قبل و بعد از زايش دارا هستند.
ذخاير پروتئيني و عضلاني
(NRC (1989توصيه نموده است كه جيره هاي گاوهاي خشك داراي 12 درصد پروتئين خام باشد. بيشتر متخصصان تغذيه معتقدند كه اين توصيه براي دوره Far-off مي باشد. بعضي متخصصان تغذيه 13-12 درصد پروتئين خام را براي اطمينان توصيه كرده اند. (NRC (2001 پروتئين قابل متابوليسم مورد نياز را بر اساس روزهاي آبستني و وزن گوساله متولد شده پيش بيني نموده است. براي مثال گاوي با وزن 730 كيلوگرم كه در روز 240 آبستني قرار دارد 4/14 كيلوگرم ماده خشك در هر روز مصرف خواهد كرد و به 871 گرم پروتئين قابل متابوليسم در هر روز نياز دارد. اين مقدار برابر با 6 درصد پروتئين قابل متابوليسم در جيره ها يا 9/9 درصد پروتئين خام مي باشد، به شرط آن كه جيره به خوبي براي بخش هاي پروتئيني متوازن شده باشد.يك زيرنويس در (NRC (2001 به خواننده توضيح مي دهد كه 12 درصد پروتئين خام مي تواند به طور حقيقي موردنياز باشد تا نياز گاوها برآورده شود و اين به علت اتلاف پروتئين مي باشد.
خورانيدن پروتئين كمتر از حد، طي دوره خشكي مي تواند ذخاير پروتئيني گاو را تهي نمايد. اين مساله مي تواند توليد شير ، عملكرد توليدمثل و سلامت گاوها طي دوره شيردهي بعدي را كاهش دهد.در مطالعه اي، افزايش پروتئين جيره از 9 به 13 درصد در تليسه ها از روز70 تا 0 پيش از زايش، مقدار شير را در اولين دوره شيردهي از 807/10 كيلوگرم به 720/11 كيلوگرم افزايش داد. متاسفأنه بسياري از گاوداران براي گاوهاي Far-off جيره هاي سيلويي و داراي علوفه با كيفيت پايين يا مرتع در نظر مي گيرند. آنها هيچ پروتئيني را اضافه نكرده و بنابراين بخش پروتئيني جيره 8 تا 10 درصد مي باشد.
نوسازي ديواره شكمبه
مطلوب ترين حالت اين است كه طي دوره Far-off ، جيره هاي با علوفه بالا به ويژه علوفه داراي ساقه هاي بلند نظير يونجه خورانيده شود. علوفه به حفظ پرشدگي بالاي شكمبه، تحريك حركت عضله و ترميم ديواره آسيب ديده آن در شرايطي كه به گاوها جيره هاي با غلات بالا خورانيده مي شود، كمك مي نمايد. اين مساله مي تواند ماده خشك مصرفي و توليد بالاتر را بعد از زايش تحريك كند. مزيت ديگر خورانيدن جيره با علوفه بالا، اين است كه در مجموع، داراي انرژي كمتري هستند و به جلوگيري از چاق شدن گاو طي دوره خشكي كمك مي نمايند. انواع مختلفي از علوفه مي تواند به گاوهاي Far-off خورانيده شود. درصد سديم و پتاسيم جيره Far-off براي جلوگيري از تب شير مهم نمي باشد، ولي به طور قطع جيره گاوهاي پيش از زايش بايد از نظر مواد معدني متوازن باشد. علوفه هائي كه محتوي مقدار زيادي دانه مي باشند، مثل سيلوي ذزت ، بايد بصورت محدود خورانده شوند و معمولاً بهترين راه اين است كه ذرت سيلويي به 40-30 درصد از ماده خشك جيره محدود شود.
ويتامين ها و مواد معدني
اگر يك گاو در دوره Far-off در معرض محدوديت ويتامين ها و مواد معدني موردنياز قرار گيرد، اثرات آن تا زمان بعد از زايش يا تا زمان توليد مثل بعدي گاو ديده نخواهد شد. مواد معدني كمياب و ويتامين E به طور ويژه اي براي جلوگيري از جفت ماندگي و ادم پستان مهم مي باشد. امكانات زيادي براي افزودن ويتامين ها و مواد معدني براي گاوهاي شيري فراهم نشده است.
بعضي گاوداران سعي مي كنند تا مكمل ها را به صورت انتخاب آزاد بخورانند. اين روش قابل اطمينان نمي باشد. اگر خورانيدن به صورت گروهي باشد، مهمترين كار اين است كه مكمل ها را با TMR مخلوط كنيم
مديريت و تغذيه گاوهاي خشك Pre-fresh
در 15-10 سال گذشته، گاوداران شير توليدي را در مزرعه شان افزايش دادند زيرا شروع به خورانيدن جيره Pre-fresh به گاوهاي خشك از 21 روز قبل از زايش تا روز زايش نمودند. مديريت وتغذيه گاو طي سه هفته قبل از زايش و بعد از آن، به مقدار زيادي توليد گاوها را براي يك دوره شيردهي كامل تعيين مي نمايد. طي دوره Pre-fresh احتياجات تغذيه اي گاوها افزايش مي يابد در حالي كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد بنابراين غلظت مواد مغذي جيره بايد افزايش يابد. توازن مواد معدني جيره در اين زمان بسيار مهم مي باشد. همچنين، ميكروب هاي شكمبه و پرزهاي شكمبه از تنظيم تدريجي به كنسانتره بيشتر سود مي برند.
مزاياي بسيار زيادي در جيره Pre-fresh وجود دارد:
1) بيماري هاي متابوليكي كاهش مي يابد كه به علت بهبود توازن مواد معدني مي باشد. اگر تمام گاوهاي خشك در يك گروه باشند، به علت هزينه هاي مكمل و وجود علوفه، مشكل خواهد بود كه مواد معدني مناسب تامين گردد.
2) كتوز حاد و مزمن كاهش مي يابد. اين امر با افزايش غلظت انرژي جيره انجام مي شود. اگر يك مزرعه دار فقط يك گروه خشك داشته باشد، غلظت انرژي نمي تواند افزايش يابد، چون گاوهاي Far-off بسيار چاق خواهند بود. اغلب، كتوز قبل از زايش توسعه مي يابد. اين مساله ( كتوز) يكباره شروع مي شود و آشكار نمي باشد و كنترل سرعت پيشرفت به سمت مشكلات كتوز بعد از زايش حتي با بهترين جيره گاو تازه زا هم مشكل مي باشد.در نهايت، با تطبيق ميكروب هاي شكمبه، مشكلات متابوليكي رفع شده و حفظ تا حد امكان بالاي مصرف در طول دوره Pre-fresh ، مصرف بعد از زايش را افزايش خواهدداد. هرگونه اقدام جهت بهبودي در مصرف گاو تازه زا به شير توليدي بيشتر، مشكلات سلامتي تحت باليني (مزمن)كمتر، عملكرد توليدمثلي بهتر و سودمندي بيشتر منجر خواهد شد.
..
مصرف
پژوهش ها در دانشگاه ويسكانسين نشان دادند كه گاوها به طور قابل توجهي ماده خشك مصرفي شان را طي هفته آخر پيش از زايش كاهش مي دهند. ميانگين ماده خشك مصرفي براي سه هفته قبل از زايش 20 درصد كمتر از مصرف گاوهاي خشك Far away مي باشد. بيشتر اين كاهش طي هفته آخر پيش از زايش رخ مي دهد. ماده خشك مصرفي در گاوهايي كه قرار است 2 گوساله به دنيا بياورند زودتر از ساير گاوها كاهش مي يابد. دلايل كاهش مصرف مي تواند شامل تغييرات شرايط هورموني، كتون هايي كه با شروع استفاده گاو از چربي بدنش افزايش مي يابند و بزرگي گوساله باشد.
NRC 2001 پيش بيني كرده است كه گاوي با 751 كيلوگرم وزن در 270 روزگي آبستني، 7/13 كيلوگرم ماده خشك مصرف مي كند. ولي در 279 روزگي آبستني فقط 1/10 كيلوگرم مصرف مي نمايد.
وقتي جيره اي براي يك گروه Pre-fresh فرموله مي شود، فرض براين است كه مقداري برابر 75/1 درصد وزن بدن يا 5/10 كيلوگرم ماده خشك براي گاوهاي هلشتاين. مي توانند مصرف نمايند.در هر مرحله مديريت بايد گاوهاي Pre-fresh را براي يك پوند ماده خشك مصرفي بيشتر ترغيب كرد. اين مسئله وقتي كه گاوهاي Pre-fresh به راحتي به مقادير كافي آب تميز دسترسي داشته باشند، حياتي تر است. آب به گاوها كمك مي كند كه مصرف بيشتري داشته باشند. پژوهشگران ويسكانسين نشان دادند كه گاوهايي كه طي دوره Pre-fresh به مقدار كمي خوراك مي خوردند ماده خشك مصرفي آن ها در 3 هفته بعد از زايش كمتر بوده است.
انرژي
در همان زمان كه ماده خشك مصرفي كاهش مي يابد رشد جنين و رشد بافت پستاني افزايش مي يابد و اين باعث افزايش مجموع مواد مغذي موردنياز مي شود. پژوهشگران در دانشگاه كورنل انرژي مورد نياز براي رشد جنين و ساير بافت هاي وابسته به آبستني را پيش بيني كردند.اما انرژي مورد نياز براي رشد پستان را بررسي و تعيين نكردند.
آنها دريافتند كه توصيه هاي NRC1989 براي گاوهاي بالغ ( 25/1 مگاكالري بر كيلوگرم ) براي تأمين احتياجات نگهداري و رشد جنيني كافي است. اما اين غلظت انرژي طي هفته آخر پيش از زايش وقتي كه مصرف كاهش مي يابد كافي نمي باشد. همچنين نياز است كه غلظت انرژي براي تليسه هاي زايش اول بالاتر باشد كه اين مساله به علت مصرف كمتر آن ها و انرژي اضافي مورد نياز براي رشدشان مي باشد. به اين دلايل و به دليل اينكه بيشتر مزرعه ها امكانات براي 2 گروه گاو Pre-fresh را ندارند، بيشتر متخصصين تغذيه جيره هاي Pre-fresh را براي 54/1 مگاكالري بركيلوگرم انرژي خالص شيردهي متوازن مي كنند.
خورانيدن علوفه هاي حاوي الياف با قابليت هضم بالا به تامين انرژي موردنياز گاو Pre-fresh كمك مي كند. اگر ما محاسباتي براي اين كاهش ماده خشك مصرفي و افزايش انرژي مورد نياز با افزايش غلظت انرژي جيره انجام ندهيم مي توانيم انتظار داشته باشيم كه گاوها مقادير اضافي چربي ذخيره شده شان را موبيليزه كرده و داراي سطوح بالايي از NEFA پيش از زايش باشند.
اين مساله مي تواند ماده خشك مصرفي پيش از زايش را كاهش داده و باعث كاهش ماده خشك مصرفي، كتوز و سندرم كبد چرب به دنبال زايش شود. پژوهشگران ايالت ميشيگان 30 درصد افزايش در ماده خشك مصرفي را وقتي كه غلظت انرژي جيره از 32/1 مگاكالري بر كيلوگرم به 54/1 مگاكالري بر كيلوگرم و پروتئين خام را از 13 به 16 درصد در حدود 3 هفته قبل از زايش افزايش دادند مشاهده نمودند. ماده خشك مصرفي از حدود 12 كيلوگرم به 7/15 كيلوگرم در روز افزايش يافت و بالاي 14 كيلوگرم در روز تا هفته آخر پيش از زايش باقي ماند. فرض مي شود كه انرژي اضافي به طور بارز از NFC تأمين شده باشد.
در مطالعه بعدي كه در ايالت ميشيگان انجام شد، نتايج مشابهي مشاهده گرديد و نيز نتيجه گرفته شد كه خورانيدن جيره با انرژي و پروتئين بالاتر منجر به موبيليزاسيون كمتر چربي بدني پيش از زايش مي شود. NRC 2001 براي گاوهاي Pre-fresh 4/14 مگاكالري در هر كيلو گرم NEL در هر روز پيشنهاد كرده است. به علت تفاوت در پيش بيني ماده خشك مصرفي، اين مساله به غلظت انرژي 05/1 مگاكالري بر كيلوگرم در روز 270 آبستني ( 7/13 كيلوگرم ماده خشك مصرفي) و 44/1 مگاكالري بر كيلوگرم در 279 روز آبستني( 9/16 مگاكالري در روز ) كه براي آماده سازي شكمبه، افزايش مصرف وجلوگيري از جابجايي شيردان به سمت چپ بعد از زايش تعبير مي شود. دامنه توصيه شده براي انرژي جيره Pre-fresh استاندارد در NRC، 54/1-62/1 مگاكالري بر كيلوگرم باشد. ..
كربوهيدرات هاي غيراليافي
..
نياز است كه سطوح NFC در جيره هاي pre-fresh به 4 دليل مختلف بالاتر باشد :
1) همانطور كه بالا بحث شد نياز است كه جيره pre-fresh حاوي غلظت بالاتري از انرژي باشد معمولا اقتصادي ترين راه براي تأمين اين نياز، NFC مي باشد.
2) پروپيونات ( اسيد چرب فراري كه اصولا از تخمير NFC توليد مي شود ) طول پرزهاي شكمبه را افزايش مي دهد. پرزهاي شكمبه برآمدگي هاي انگشت مانندي هستند كه اسيدهاي چرب فرار را از شكمبه جذب مي كنند، تحريك رشد پرزها پيش از زايش، جذب، اسيدهاي چرب فرار بعد از زايش را افزايش مي دهند. اسيدهاي چرب فرار به عنوان يك منبع انرژي براي گاو استفاده مي شود و پروپيونات به ويژه براي كاهش كتوز مورد نياز است. حذف اسيدهاي شكمبه نيز براي كنترل اسيدوز شكمبه مهم است.
3) سطوح بالاتر NFC به انطباق ميكروب هاي شكمبه به جيره شيردهي كمك مي كند. افزايش رشد ميكروب هاي تخمير كننده NFC پيش از زايش، وقوع اسيدوز و مشكلات مربوط به خوراك وقتي كه يك گاو زايش مي كند و جيره اي با NFC بيشتر را مصرف مي كند، كاهش مي دهد
4) پروپيونات براي به دست آوردن انرژي از چربي بدني و كاهش كتوز مصرف مي شود. سطوح NFC طي دوره pre-fresh بايد به32 تا 33 درصد ماده خشك افزايش يابد. در يك جيره معمول، اين مقداربرابر 6/3 تا5/4 كيلوگرم دانه هاي اضافه شده است. در جيره گاوهاي دوشا، مهم است كه مخلوطي از منابع NFC وارد شود. بعضي از آن ها به سرعت تخمير شوند ( نظير قندها و ذرت با رطوبت بالا ) و بعضي از آن ها آرام تر تخمير شود ( نظير آرد ذرت )، اين امر هضم كلي NFC ، تعداد باكتري هاي شكمبه و مقدار پروتئين ميكروبي در دسترس براي استفاده توسط گاو را افزايش مي دهد
پروپيونات كلسيم
وارد كردن 11/0 كيلوگرم پروپيونات كلسيم( يا معادل مكمل تجاري آن)، در جيره هاي pre-fresh، دز بيشتري از پروپيونات را تأمين مي كند كه كتوز حاد و مزمن را كاهش مي دهد. پروپيونات در كبد براي تبديل استات حاصل از چربي موبيليزه شده به انرژي به جاي تبديل استات به كتون ها استفاده مي شود.
الياف مؤثر
با افزايش بخش دانه اي در جيره pre-fresh و هورمون هاي آبستني، مصرف تحت تأثير قرار مي گيرد. مصرف روزانه با احتمال بيشتري نوسان مي كند. نوسانات روزانه ماده خشك مصرفي داراي اثر منفي بر سلامت شكمبه بوده و ميانگين ماده خشك مصرفي در هر روز را كاهش مي دهد. اين امر در كمترين حالت مي تواند مصرف در بعد از زايش را كاهش دهد. بدتر از آن اين كه نوسانات در مصرف، خطر كتوز، تب شير و جابجايي شيردان را افزايش مي دهد. الياف موثر بلند به پر نگه داشتن شكمبه و عملكرد بهتر آن طي دوره pre-fresh كمك مي كند. بنابراين اهميت دارد كه سطوح كافي الياف مؤثر ( معمولاٌ بيش از 32 درصد NDF علوفه اي ) در جيره pre-fresh حفظ شود. حدود 3/2 كيلوگرم علف خشك گراس با كيفيت بالا ( كمتر از 65 درصد NDF ) مي تواند به تأمين الياف بلند مناسب كمك نمايد.
پروتئين
پژوهشگران كورنل، مقدار پروتئين جيره هاي pre-fresh تليسه هاي زايش اول را از 12 تا 15 درصد با استفاده از پروتئين عبوري افزايش دادند. هدف آن ها تأمين DIP مورد نياز ميكروب هاي شكمبه و بيشتر كردن توليد پروتئين ميكروبي و سپس تأمين اسيدهاي آمينه عبوري اضافي براي تأمين مابقي احتياجات گاو بود. آن ها درصد پروتئين شير را بعد از زايش افزايش دادند و سرويس ها به ازاي هر آبستني گرايش به كاهش داشت. آن ها همچنين كاهش نمره وضعيت بدني بعد از زايش را كم كردند كه اين نتايج كتوز كمتر بعد از زايش را نشان مي دهد. احتياجات پروتئين گوساله در حال رشد داخل بدن گاو براي رشد عضلاني شبيه همان است كه براي انرژي گفته شد بدون پروتئين جيره اي كافي در پيش از زايش، گاو پروتئين كمتري را براي استفاده در بعد از زايش ذخيره مي كند. اين امر مي تواند اثر منفي بر توليد پروتئين شير داشته باشد. اسيدهاي آمينه ويژه اي ممكن است براي كمك به پاك كردن چربي تجمع يافته در كبد كمك كنند. اسيدهاي آمينه ويژه اي نيز ممكن است به جذب و استفاده چربي براي انرژي كمك كنند. پروتئين ممكن است در جذب كلسيم، كاهش تب شير مزمن و افزايش ماده خشك مصرفي مهم باشد. NRC1989 فقط 12 درصد پروتئين خام را در جيره pre-fresh پيشنهاد مي كند.
پژوهشگران در مورد كافي بودن يا نبودن آن توافق ندارند. آزمايش هاي برخي پژوهشگران تفاوتي را در پاسخ به پروتئين اضافي خورانيده شده بين سطوح نسبتاً بالاي پروتئين قابل تجزيه يا سطوح نسبتاً بالاي پروتئين غير قابل تجزيه بودند، مشخص نكردند.
پروتئين قابل تجزيه مي تواند تلف شود و بارگيري نيتروژن اضافي مي تواند به طور مخالف اين گاوها را تحت تأثير قرار دهد.
يك آزمايش در مزرعه كورنل نشان داد كه خورانيدن بيش از 12 درصد پروتئين خام طي دوره pre-fresh خطر جفت ماندگي و كتوز را كاهش مي دهد. تجربه با بسياري از گله هاي تجاري نيز از خورانيدن سطوح بالاتر پروتئين حمايت مي كند. به علت اين تجارب و آزمايشات كورنل كه قبلا مورد بحث قرار گرفت بسياري از متخصصين تغذيه توصيه مي كنند جيره پيش از زايش حاوي 15-14 درصد پروتئين خام باشد كه حدود 30 درصد از پروتئين به شكل پروتئين محلول، 60 درصد آن پروتئين قابل تجزيه(DIP) و 40 درصد آن پروتئين غير قابل تجزيه(UIP) باشد. ورود بعضي پروتئين هاي سوياي فرآيند شده و پروتئين هاي حيواني براي بهبود كيفيت اسيدهاي آمينه عبوري (UIP ) توصيه شده است. پروتئين اضافي به ويژه براي تليسه هاي زايش اول مهم است.901 گرم پروتئين قابل متابوليسم براساس NRC 2001 در روز 270 آبستني و 810 گرم در روز 279 آبستني توصيه مي شد. با استفاده از پيش بيني 13/7 كيلوگرمي و 1/10 كيلوگرمي ماده خشك مصرفي، به شرط اين كه جيره به خوبي براي بخش هاي پروتئين متوازن شده باشد، به ترتيب برابر با 5/6 درصد پروتئين قابل متابوليسم و 8 درصد پروتئين قابل متابوليسم براي 270 و 279 روزگي آبستني يا 8/10 درصد و 4/12 درصد پروتئين خام مي باشد. يك زيرنويس در NRC(2001) به خواننده توضيح مي دهد كه 12 درصد پروتئين خام مي تواند به طور حقيقي موردنياز باشد تا نياز گاوها برآورده شود كه به علت اتلاف پروتئين مي باشد و در توصيه هاي NRC در جيره هاي استاندارد گاوهاي close up12 درصد پروتئن خام توصيه شده است.
ويتامين ها و مواد معدني
سطوح كافي مواد معدني و توازن مواد معدني براي كنترل مشكلات متابوليكي هم حاد و هم مزمن مهم مي باشد. يكي از مشكلات متابوليكي معمولاً منجر به ساير مشكلات متابوليكي و كم شدن توليد مي شود.
مديريت خوراكدهي و خوشخوراكي جيره
گاوهاي pre-fresh سخت گيرترين گروه تغذيه كننده در مزرعه هستند.
- علوفه جيره بايد تازه و بدون كپك باشد و از باقيمانده ( sweeping) خوراك گاوهاي دوشا به عنوان بخشي از جيره pre-fresh استفاده نشود. TMR
-گروه pre-fresh يك روز در ميان خورانيده نشود. حداقل 1 بار در روز و بهتر است 2 بار در روز TMR تازه در دسترس قرار بگيرد.
- هرگز اجازه داده نشود آخور در طول روز خالي بماند 10(درصد باقيمانده توصيه مي شود)
- احتياط شود كه نمك هاي آنيوني و چربي هاي عبوري و پروتئين هاي حيواني كه خيلي خوشخوراك نيستند حداقل باشد و به تدريج اضافه شود.
- علوفه داده شده در جيره گاوهاي دوشا، برا ي حداقل كردن تنظيمات بعد از زايش، به گاوهاي pre-fresh نيز خورانيده شود.
محيط
تنش و سطوح NEFA خون مرتبط با استرس بوسيله تأمين يك جايگاه داراي تهويه خوب، تميز و خشك و داراي بستر خوب براي گوساله زايي، كاهش مي يابد. استرس گرمايي را حداقل كنيد و از انتقال گاو در زمان زايش جلوگيري كنيد.
نياسين
نياسين يك ويتامين محلول در آب مي باشد كه توسط ميكروب هاي شكمبه توليد مي شود. نياز به نياسين به ويژه طي دوره انتقال بيشتر از چيزي است كه در شكمبه توليد مي شود. نياسين مي تواند در كبد در متابوليسم چربي ها كمك كند و بنابراين افزودن 6 تا 12 گرم نياسين به جيره مي تواند سطوح كتون خون را كاهش دهد. هر چند اطلاعات مخالف از محققان نيز موجود مي باشد.
كولين
كولين يك ويتامين محلول در آب مي باشدكه نظير نياسين توسط ميكروب هاي شكمبه توليد مي شود. همانند نياسين، محققان اكنون بر اين باورند كه ميكروب هاي شكمبه نمي توانند كولين كافي براي تأمين تمام نيازهاي گاو را به ويژه طي دوره انتقال بسازند. كولين در بخشي از ساختار ديواره سلولي به ويژه غشاهاي سلول وجود دارد. كولين در استفاده از چربي ها و انتقال آن ها از كبد به شكل ليپوپروتئين ولي با چگالي بسيار كم ( VLDL ) دخالت دارند. البته، كولين بخصوص طي دوره انتقال براي گاوها حياتي مي باشد تا به آن ها در پاك كردن كبد از چربي تجمع يافته براي جلوگيري از سندرم كبد چرب كمك نمايد. باكتري هاي شكمبه بيشتر كولين جيره اي مصرف شده توسط گاو را تجزيه مي كنند. بنابراين كولين افزوده شده بايد به شكل محافظت شده در برابر شكمبه خورانيده شود
مهندس رضا موتمني ( کارشناس ارشد تغذيه دام )
+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان ۱۳۸۸ ساعت 14:26 توسط مهیار حاجی اسفندیاری
|